www.payamewatan.com
     
 

سرور منگل
جرمنی
۹ سپتامبر ۲۰۰۶

 

پیام به سمینار دهمین سالگرد
شهادت دکتور نجیب الله
رئیس جمهور افغانستان و رئیس حزب وطن!

 

گرامیداشت یادنامه ای شهدا
وقهرمانان ترقی وطن... !

 

   با عرض احترام و پوزش، اینکه با کمی تاخیر بجمع شما می پیوندم، تا  یادی ازدهمین سالگردشهادت داکتر نجیب الله  و شهدای راه خوشبختی وسعادت وطن مانرا گرامی داریم.  پیش از همه، با تائید وپشتیبانی همه جانبه واظهار همبستگی وحمایت بیدریغ خویش بر مبانی اصولی که بتواند بپا خیزی و از سر گیری مبارزه در شرایط جدید را سازمان دهد وما بتوانیم بر مشکلات  وشرایط جدیدی که بر سر راه ما قرار گرفته است، رهگشا ووارث مبارزات آزادیخواهان وخوشبختی وترقی وطن مان افغانستان باشیم: تدویرهمچو سمینار ها را مثبت ارزیابی وقدردانی می نمایم.

   نظری بگذشته وحوادث خونبارجنگها، شکست، ناکامی وقربانیهای بی شماری از بهترین وصدیق ترین فرزندان این کشورکه طی این چار دهه ای اخیر بر پیکر نحیف وستمدیده وناتوان خلق این کشور وارد گردیده است، عده ای را به تعین سرنوشت مردم بدست خودشان بدبین و مایوس و نا امید ساخته، وبه انزوا رفته اند. وهم عده ای با سازشهای با راست ترین وخشن ترین نیروهای تاریخ به سازش ومعامله بخدمت نشسته اند، وهم عده ای با استدلال ها وارزیابی های  در پناه نظریات وعقاید وبرنامه ها ومرامنامه های خود و ایجاد تشکیلات جداگانه ومتعدد و از سمت های مختلف به جامعه و جهان می بینند، و در مرکز آن خوشبختی وسعادت مردم و ترقی افغانستان را قرار داده اند.  وهم ناگفته نماند که بطور اهم  تمامی  نیروهای سیاسی، از راست ترین قوماندانانی جهادی گرفته تا نیروهای چپ افراطی دیروز (مائوئیستی)، حاکمیت تحت حمایت امریکائیها، شبکه های فعال سیاسی واستخباراتی کشور های خارجی بخصوص کشور های همجوار واطراف افغانستان ساحه ای فعالیت خویشرا بطور عمده دربین نیروهای سیاسی دیروزی حاکمیت حزب وطن، که متشکل از اعضای حزب وطن وموتلفین احزاب سیاسی در حاکمیت حزب وطن، هوا خواهان ونیروهای دموکراتیک وملی است،  متمرکز ساخته اند، وهم عده ای به این  احزاب وحلقات سیاسی وحاکمیت پناهنده گردیده اند.

   آنانیکه بطور مستقل بعدازمتلاشی شدن حاکمیت حزب وطن وبخصوص بعد از شهادت ووفات عده ای از رهبران،  وکدر های این حزب بتدریج توانائی های خود را برای تشکل دوباره  در شرایط اختناق تروریستی حاکمیتهای جهادی وطالبانی وهم شرایط و اوضاع جاری بعد از سقوط طالبان و امروز در زمانی کوتاهی دوباره بکار گرفتند، مایه ای افتخار همه ماست. اما کافی وبسنده نیست، زیرا مبارزه طولانی با دژخیمان واهریمنان استبداد وتاریکی، جنگ وویرانی و نابودی هنوز برسر راه مردم زحمتکش این خطه ای باستانی قرار دارد. مبارزه در شریط واوضاع جاری کشور بخرد وتوانائی بیشتر، فدا کاری، هوشیاری و به اشتراک وسیع نیروهائیکه میتوانند باهم یکجا عمل کنند نیاز دارد.  تک رویی وانقطابها بین نیروهای همطرازوهمسو بتجارب گذشته ای ما تعلق دارد که زیانهای آن نه تنها به نهضت ترقیخواهانه ای کشور، بلکه به جنگ و ویرانی وکشتار و زمینه های تجاوز دشمنان ترقی وتعالی کشور ما را بوطن محبوب وآبائی بدست خود ما آماده ساخت.  که در نتیجه تا امروز نمی توانیم گریبان خود را ازآن برهانیم.  باید از گذشته آموخته باشیم، در غیر آن بار، و باری دیگر بسر راه مبارزان راه ترقی وتعالی مردم وکشورما  شکست ها وناکامیها را قرار میدهیم، که تاریخ درد و رنج ومصیبت  کشور ما تحمل آنرا ندارد.  هر نهضتی! هر قدر در راه حق و حقیقت و ارمانهای والای انسانی گام بردارد و گلو پاره کند!  وقتاً حمایت مردم وکتله های وسیع  از مردم واقشار جامعه را جلب ننماید، پف کردن در تونل است که نه صدائی دارد و نه بادی خواهد برخاست و ناکام و رنج بیهوده است.  بحیث حقیقت تلخ وخونبار تاریخ کمتر از چار دهه ای اخیرکشوربما می آموزد که، ضعف وناتوانی این نهضت ترقخواهان، عکس تفکر عده ای درآرمانهای این نهضت که داکتر نجیب الله از درون آن برآمده بود، نبود، بلکه در دوران کوتاه وسریع وبا شتابی بود، که ترقیخواهان سعادت مردم کشور نتوانستند، بر ضعف و انشقاق وچند گانگی آن غلبه کنند، که در صف های ضد ودشمنانه ای علیه همدیگر بر خاستند و از آغاز تا فرجام آنرا از درون دریدند، پاره کردند، و بدترین دشمنان سوگند خورده ای تاریخ کشور را بر سرنوشت نیروهای ترقیخواه کشور و وطن مان راه گشائی نمودند.

   یک نظر گذرنده به نهضت ترقیخواهانه ای امروزی کشورکه درعرصه نسبتاً باز سیاسی که به اثرشرایط واوضاع جهانی وحضور نیروهای بین المللی در رأس امریکا موقتاً فراهم است، این امکان هم ازلحاظ کثرت نیروهای ترقیخواه ودموکراتیک وهم از لحاظ سازماندهی وتشکل وهم فضای نسبتا باز، که در هیچ دورانی دیگری گذشته غرض تشکل وانسجام وسازماندهی تفاهم ووحدت نیروهای داخل نهضت فراهم نبود که امروز فراهم است، وهنوز برداشته نشده واز بین نرفته است، موقتاً پا برجاست.  ناگفته نباید گذاشت که در عکس آن نیروهای اهریمنی  وسیاه تاریخ، بنیاد گرایان ومرتجعین که نه تنها امروز منبر ومسجد واسلام را، بلکه با سلاح و پول و ارگانهای حاکمیت محلی ومقامات دولتی (قوه ای اجرائیه، مقننه، قضائیه) را بکمک نیروهای بین المللی در اختیار داشته و در اوضاع سیاسی حضور فعال دارند. امروز دیگر نه آن اتحاد شوروی وجود دارد ونه آن چین مائویستی ونه آن رژیم پوشالی سلطنتی یا جمهوری مستبد داودی که با حرکت های محدود نظامی آنرا از بنیان بر کند و نظام جدیدی را بجای آن آورد ومتکی ساخت ؟ شرایط و اوضاع وترکیب نیروها وتوانائیها در عرصه داخلی وبین المللی کاملا بسود مردمان کشور های جهان ونهضتهای فراگیر و وسیع و شرکت فعال توده های مردم از آنجمله در کشور مان افغانستان دگر گون شده است، که نباید آنرا نادیده گرفت و سیاست ها را در تنگنا های محدود منافع حزبی، قومی زبانی و مذهبی و یاران محدود ساخت.  از نامگذاری احزاب مانند (نهضت فراگیر، متحد ملی، نهضت آینده، جنبش ملی، جنبش جوانان افغانستان، کنگره ملی افغانستان، نهضت تفاهم، حزب دموکرات، حزب ملی و دیگران ...) و برنامه های شان وهم کمسیونهای تفاهم یا تحت نام های متعددی با مفاهیم وحدت کردن وتفاهم کردن هستی وموجودیت اینده خویش را تبارز داده اند که یکطرف قضیه وطرف دیگر آن اشاره به ناگزیری وعاقبت اندیشی و اینده نگری این احزاب وحلقات را نشان میدهد، که در زیر چتر تنهائی از ابتدای دست زدن به تشکل از آن رنج می بردند و نامها و مرامها وتشکیلات رابا  وحدت طلبیها وتفاهمها مزین ساختند، اما با تاسف  بعد از تشکل، هرکدام بجای خود در عمل وخلاف آن به پهلوی دیگر به مرض خود محوری (البته با تفاوتها) متکی شدند و فکر میشود که حزب و رهبر دارند و فعلا چیزی را بدست آورده اند، که خود را و طرفداران و یاران را بدان راضی نگاه دارند.  واینکه گفته می شود: "دروازه های شان برروی همه باز است" با استدلال های محدود ولجوجانه  مانند سابق، تنها آب را به آسیاب خود رهنمون میسازند و به نتیجه نهائی کسی از ماست که با ماست! قبلاً رسیده اند، وهم لجوج باقی مانده اند.  البته یکی از دلایل این انزوا گرائی وحزب سازی هرچه بیشتر در این نهفته است که باید چند نفری را دورهم جمع کرد ونامش را حزب گذاشت وپست ها ومقامات را بین خودیها تقسیم وسینه به پیش کشید که این منم! (منظورم عام است، خاص هیچ سازمانی مطمح نظر نسیت)، منظور اینکه  تا با دیگران از موضعی حزب، حرف  را آغازمیکنند، وقتاً به اینجا می رسند خود محوری آغاز میگردد، زیرا حزبی ساخته شده و رهبرانی بوجود آمده و چند سطری در رسانه های اطلاعاتی به ایشان اختصاص یافته است! بیائید این قطرات را دریک مسیری براه بیاندازید ؟

   کاریست دشواراما ممکن. دشوار بخاطری ! که ریشه این تک رویی زیانبار از گذشته آب میخورد که تاهنوز در نهضت ترقی افغانستان برطرف نگردیده است وعلیه ان بمبارزه بر نخاسته ایم، وهنوز هم حاکم است. زودودن و رفع آن ممکن و میسّر بخاطری است که زیانهای تشیخیص شده و دیگر کار آمد سیاسی بسود مردم وترقی کشور ندارد، و باید در گام نخست علیه این تک رویی بمبارزه برخاست، اما این مبارزه، نه بمعنی نفی این احزاب است، بلکه عکس آن باید در مسیرنهضت و اتحاد همه نیروهای ترقیخواه با تمام اختلافها و منافع گروهی، قومی، زبانی و مذهبی و جناحی شان مبارزه را سازمان داد.  زیرا شرایط عینی ورشد روز افزون توسعه نیرو های نهضت هم درسطح وهم در عمق این نیاز را در وظایف عاجل نهضت قرار داده است.  (البته این مسئله به بررسی علاهده ای نیازدارد، که باید در جائی دیگری و بموقع دیگری  از طریق خبرگان وآگاهان سیاسی نهضت بدان پرداخته شود.)

   اعضای این احزاب، کدر ها ورهبران شان از بدو تاسیس به این امر اصلی واساسی برپایه ای طرح وحدت نیروهاوهمکاری وتفاهم وهمبستگی وضرورت آن بحیث سنگ پایه حضور سیاسی وتاثیر گذاری بر سیاستهای مستقل وترقیخواهانه بسود اکثریت مردم واقف بودند و در برنامه های خود آنرا بمثابه ای امر حیاتی انعکاس داده اند وامروز میدانند که هر مبارزه ای هر قدر موفقیت وپیروزی  در قبال داشته باشد، وقتی با تکامل ووحدت وهمبستگی نیروها همرا نباشد، به انزوا و دوری رفته و برای جامعه فاجعه ببار می آورد. شرایط جدید در کشور وجهان نیاز به ائتلافها وهمکاریهای در سطح وسیعتر نیروها را می طلبد. آنزوا گرائی وخود محوری، وخود را بجای همه قرار دادن، از مصیبت های است که زیانهای آن  بر پیکر جنبش ترقیخواهانه ما افغانها بطور وسیع مسلط است، وهنوز گریبان خود را از آن نه رهانیده  و اسیر آنیم.

    با استفاده از این فرصت  قرار است که یاد نامه ای دهمین سال شهادت دکتور نجیب الله را با گرد همائی در سمیناری بر گزارکنیم، باید آنرا بمرکز آغازین تفاهم وهمبستگی و اتحاد بین نیروهای  حزب وطن، موتلفین، هواخواهان و دوستان آن پایه گذاری کنیم. و نگذاریم که عده ای از شهادت دکتور نجیب الله برای خود دکان سیاسی بسازند و وی را درسطح تقدیس بی عیب و دور از اشتباه و خطا دانسته، بمجردی حرفی خلاف، دیگران دشمن نجیب الله شهید دانسته، یا معکوس نجیب الله را در برابرسایر رهبران حزبی و دولتی و شهدای وطن قرار داده بطرفداری ونکوهش پرداخت. یا هم معکوس آن، درد ما را دوا نمی کند وهم گرامی داشت راه شهدای مانیست.  نیازشدید و ضروری به ارزیابیهای است که دوران گذشته را با خوبیها و بدی های آن وبا اشتباهات و نا رسائیهای آن باهم بقضاوت بنشینیم، نه در برابر همدیگر!  زیرا نسلی  که بدوران حیات ومبارزه نجیب الله  مربوط است، هنوزعده ای بیشماری آن در قید حیات است، و با باری از تجارب و اندوخته های سیاسی در تشکل احزاب جدید پراکنده و درسیاستها و تشکلات و اطلاعات همگانی حضور دارند. چرا نمی توانیم وحدت سالم نیروهای همطراز را که میراثی گرانبهای شهدای راه ترقی وتعالی کشور ما است، در شرایط و اوضاع و احوالی جدید به ارزیابی بنشینیم  و ادامه ای راه شهدای ترقی وطن را در یک سازمانی سراسری ترقیخواهانه به نسلهای جوان آینده و بفرزندان خویش بمیراث بگذاریم  ؟

    این گرامی داشت را باید با شرکت وسیع ومضموندار بین تمام اعضای دیروز حزب وطن، موتلفین هوا خواهان و دوستان آن تبدیل کرد، بدون آنکه کی با نجیب الله مخالف یا کی موافق است.  نجیب الله شهید با تمام کارنامه ها و آرمانهایش برای تعالی و ترقی و صلح کشور و با اشتباهات و نارسائی هایش رهبر حزب وطن و رئیس جمهورکشورما افغانستان و بما حزبیها ومردم افغانستان تعلق داشت، و امروز بواقعیت زنده ای تاریخ کشور در جمله شهدای راه ترقی و تعالی صلح و خوشبختی مردم کشور ما پیوسته است. امروز در صف ما نیست، آرمانها و کارنامه هایش با ما است و در دل تاریخ وطن ما جاویدانه باقی خواهد ماند. 

نجیب الله در راه آرمانهای ما و هموطنان ما به شهادت رسید. 

 روحش شاد ویادش گرامی باد

 

>> بازگشت به صفحۀ اصلی <<