www.payamewatan.com
     
 

  پاڅون
۲
سپتمبر- ۲۰۰۶

 

یادی از رهبر محبوب و ملی کشور
محترم دوکتور نجیب الله شهید
 

   مردم افغانستان درآستانه دهمین سالگرد به شهادت رسیدن دوکتور نجیب الله  مبارز نستوه ، جسور و ابرمرد تاریخ  کشور خود قرار دارند.  شخصیتی که در راه اعاده صلح و ثبات در کشور، دفاع و حفظ از نوامیس ملی، تمامیت ارضی، استقلال و آزادی افغانستان باستانی، وحدت ملی و حاکمیت ملی از هیچگونه ایثار و فداکاری دریغ نورزیده و بمنظور خدمت به هم مهینانش و تاًمین  و گسترش دموکراسی، ترقی اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و عدالت اجتماعی و اتخاذ سیاست انساندوانه هر نوع  مساعی خویشرا بخرچ دادند و بنابر همین جرمش در اثر توطئۀ دشمنان مهین ومردم به  تاریخ ۲۷ سپتمبر ۱۹۹۶ شهید گردیدند.  که این روز بمثابه یک روز تکاندهنده در تاریخ کشور ثبت گردیده است.

    با به شهادت رسیدن دوکتور نجیب الله مردم صلح دوست افغانستان، دولت ها، سازمانهای مدافع حقوق بشر، سازمان ملل متحد و پارلمان های عده از کشور ها احزاب... با ابراز نفرت و انزجار این عملکرد وحشیانه دشمنان مردم را تقبیح نمودند.

   دوکتور نجیب الله که در شرایط دشوار سیاسی ونظامی رهبری حزبی و دولتی را عهده دار شدند از همان روزهای نخستین در تلاش بیرون رفت از بحران و جنگ بی مفهوم شده وایشان به این نتیجه رسیده بودند که الترناتیو جنگ صرفاً تامین صلح یعنی ختم جنگ و خون ریزی و ختم مداخلات خارجی در افغانستان میباشد.       

   دوکتور نجیب الله رسماً بتاریخ ۲۵  جدی سال ۱۳۶۵ مشی انساندوستانه مصالحه ملی را بحیث سیاست استراتیژک دولت ج . ا اعلام نموده که بعداْ در اسناد حزبی و قانون اساسی کشور تسجیل گردید. 

   از اقدامات عملی اولی که در جهت تحقق این سیاست اتخاذ شد همانا صدور فرمان عفوه زندانیان ضد دولتی و 

اعلام اتش بس یکجانبه شش ماهه، تشکیل یک دولت وحدت ملی بشمول اپوزیسون و بازگشت پنج میلون مهاجر از کشور های پاکستان و ایران بوده و پیوسته دولت دست به ابتکار ات جدید متناسب به انکشافات سیاسی وقت میزد. دشمنان میهن و حامیان منطقوی-  وبین المللی شان که در عرصه نظامی موفقیت نداشتند اینبار  در عرصه سیاسی نیز کدام طرحی  نداشته برعکس به تشدید فعالیتها تروریستی و دهشت افگنی از قبیل سازماندهی انفجارات. فیر راکت ها کور بالای شهرها. ترور و ادمکشی وده ها عمل غیر انسانی و ضد ملی شان افزوده  که همه این جنایات به اساس دستور ودر تفاهم با بیگانه گان عملی میگردید.                                                               

   در رابطه به  دست اورد های مشی مصالحه ملی و اقدامات دولت جمهوری افغانستان تحت زعامت محترم داکتر نجیب الله  عده از دانشمندان و صاحبنظران اعم از  افغانی و خارجی کتب،  مقالات ، رسالات ومضامینی را به رشته تحریر در آورده اند که بطور نمونه از بعضی  انها یاد اور میشویم.                                                                 

 محترم محمد انورپوپان در مقاله ای  تحت عنوان (تحلیل تاریخی به بهانهً هفت وهشت ثور) در زمینه چنین ابراز نظر نموده اند:

... انارشی جهادی که هیچ برنامه ای ازقبل نداشتند وتمام دوران جهاد شان درمقابله باهم وترور وجنگ خونین بین التنظیمی وچوروچپاول وغارت سپری شده بود، افغانستان را به فاجعه گاه وکانون داغ بین التنظیمی وبین القومی تبدیل نمودند، اردوی ملی، دولت با ساخت وبنیاد های تاریخی آن نابود گردید.  تمامی داشته های مادی ومعنوی  وفرهنگی کشورما به بادفنا داده شد، موزیم ها وتمام آثارتاریخی  آن تاراج گردید وبه مال وناموس مردم تجاوز گردید وتمام دارای های عامه بصورت مشروع به غنیمت گرفته شد منظورنویسنده غیرمشروع میاشد   و طبق یک احصائۀ هشتصد ملیارد دالر خساره مند گردید وتمام دارائی منقول وغیرمنقول مورد دستبرد وتاراج قرار گرفت هرگاه تغیرات عصر وزمان وجهان متمدن وجامعه جهانی نمی بود ممکن زن ومرد واطفال مادروطن به کنیزی وغلامی گرفته میشد ، عاقبت چنین شد دولت ملوک الطوایفی با چنین ترکیبی نمیتوانست دوام وبقا نماید.  پنج سال انارشی جهادی وقدرت های خودسر ودوری وفاصله گرفتن مردم ازآنها وافشأ چهره های اسلام نما ها زمینه ظهور طالبان که درکوره گاه دوران جهاد که درکمپ های پاکستان ومدارس دینی ومذهبی پاکستان تربیت یافته بودند وبه پروژه امریکا ، پول عربستان سعودی واجراات پاکستان وارد افغانستان شدند این بار ولینعمتان خودرا بسیج وتسلیح ومتشکل ساخته وعازم کشورما نمودند . کنون امریکا تخمی که کاشته درو میکند وآتشی را که خود افروخته است دامن خودش را میگیرد.

جنگ فرسایشی طی یکنیم دهه بخاطر اهداف دو ابرقدرت به شدت و حدت کامل ادامه داشت. حاکمیت سابق کشور درپروسه تحولات خود به خاطر بیرون رفت ازبحران، پرابلم ها ومعضلات لاینحل که میراث شوم دوابرقدرت بود دست به ابتکار عظیمی تاریخی زد. با اعتراف به انحرافات واشتباهات گذشته، مصالحه ملی، انصراف از قدرت، پلورالیزم اندیشه ونظریات، پلورالیزم سیاسی (تعدداحزاب) دیموکراسی آزادی عقیده وبیان وتصویب قانون اساسی که مظهر ارادۀ مردم ماست به مردم وجهانیان عرضه نمود، قانون جزائی افغانستان درسال های قبل که ١٠٣ مورد جزائی اعدام داشت ملغی ومفهوم اعدام ازقانون اساسی حذف گردید.  به تأسی ازتحولات وتغیرات بنیادی درحیات سیاسی وحقوقی کشورحل مسایل سیاسی کشورتحت پلان وپروگرام ملل متحد در دستور روز قرار گرفت،طی موافقت نامه های ژنیو پلان پنج فقره ایی ملل متحد به تصویب رسید.

هرگاه دو ابر قدرت جهان وبنیاد گرا های افراطی ونیرو های معتدل ومیانه رو مذهبی به اراده تاریخ وبه خواست مردم گردن مینهادند،عواقب جبران ناپذیر تاریخی دو دوره سیاه ترین بنیاد گراها ی افراطی جهادی وطالبی بوجود نمی آمد ومردم محروم وستمدیده ما کفاره اعمال ننگین شان را نمی پرداختند.چهارونیم سال دفاع مستقلانه رژیم دکتور نجیب الله در خاطره ها همیشه زنده است،جنگ های وحشیانه پاکستان وبنیاد گرا های افراطی در جلال آباد،خوست،گردیز وقندهاربه جواب های دندان شکن مواجه گردیدواعتماد به نفس دولت ومردم را مطمئن گردانید.در صورت تطبیق مواد چهار فقره ایی موافقت نامه های ژنیووحل وفصل سیاسی مسایل افغانی بصورت مسالمت آمیزهرگز خلای قدرت در کشور نمی آمد وپیشبینی های دوکتور نجیب الله (درصورت عدم تحقق عملیه صلح ملل متحد کشور به حمام خون مبدل میگرددومردم به سرنوشت شومی مواجه میگردند)، تحقق پیدا نمیکرد.مع الوصف اراده مردم مادرحل صلح آمیز مسئله افغانستان از طرف جهانیان به این مسئله پشت پا زده شد.هرگاه این دو ابر قدرت در معاملات پشت پردهدر مقیاس جهانی توسط بوریس یلتسن وعوامل رهبری حزبی ودولتی رژیم بنیاد گراهای افراطی را بر اریکه قدرت نمی نشاندند وحاکمیت ورژیم دکتور نجیب الله را تسلیم عناصر غیر مسئول ودست نشانده های خود نمی ساختند امروز تاریخ اجتماعی وسیاسی ما غیر ازاین میبود وامروز وطن ما ویران،برباد ومردم ما مهاجر وفلک زده وبی هویت تاریخی وفرهنگی نمی بود.واقعیت های تلخ ودلخراش نشان داده که اهداف دو ابر قدرت وهمسایگان ما پاکستان، ایران وجهان عرب ویرانی ونابودی تمام داشته های مادی ومعنوی،فرهنگی وتمام سنن تاریخی کشورما بودکه با به قدرت رساندن سیاه ترین اعمال واهداف شان برآورده شد.

   در دودوره انارشی جهادی وستم طالبی همین دو قدرت جهانی وهم پیمانان آن بودند که در جهت حمایت وپشتیبانی مادی ومعنوی،تسلیح وتجهیز آن سیاه اندیشان قرون اوسطایی از شمال وجنوب کشور قرار داشتند.انارشی جهادی (اتحاد شمال) به حمایت مستقیم روس وایران وپروژه طالبی تحت رهبری واجراات عملی به کمک پوند ودالر عربستان سعودی وشیخ نشین های امارات متحده عرب وطن مارا تاراج،غارت وبه یغما بردند...

محترم جنرال عمرزی در کتاب شب های کابل در فصل پنجم تحت عنوان دوکتور نجیب الله دفاع مستقل ازکودتای ثور- مصالحه ملی- تلاشهای ملل متحد برای صلح- کودتا علیه رژیم دوکتور نجیب الله- بغاوت جنرال عبدالرشید دوستم  چنین نگاشته اند: 

و لو هرچه باشد پارلمان را بوجود اورد، قانون اساسی جدید را طرح ریزی و به اراُ عامه یپش کرد، لویه جرگه را دایر و مسوده قانون اساسی را با تعدیلات به تصویب رسانید. مشروعیت رهبری و ریاست جمهوری خودرا به تصویب لویه جرگه رسانید. سیاست اشتی ملی و مصالحه ملی را اعلام نمود. با تمام مخالفین و اپوزسیون تنظیمها اسلامی مذاکرات بدون قید و شرط را پیشنهاد نمود. برای بازگشت مهاجرین بوطن عفوه عمومی را اعلان و معیاد انرا جندین مرتبا تمدید نمود.  ملل متحد را تشویق نمود تا طرفین درگیر را از راه مذاکره بطرف صلح و آشتی بکشاند و میانجگری نماید.

   موافقات ژنیو را استقبال و به 26 دلو 1367 که تمام قشون شوروی از افغانستان خارج گردید مستقلانه برخورد نمود مخالفین نیز به جلال اباد حمله نمودند ولی دوکتور نجیب الله  سر قوماندان اعلای اردو دفاع نمود، با جهان غرب و ا یالا ت متحده امریکا میخواست مناسبات دوستانه قایم وخودرا از جنگ داخلی  بکلی نجات دهد. برای ارامی و دفع جنگ و تقسیم قدرت بمیان آمدن یک نظام مورد قبول اکثزیت مردم حتی به استعفی از مقام خود حاضر گرید این ابتکار در جهان سابقه ندارد که ریس جمهور بسر اقتدار که قدرت دفاع  قابل اطمینانی هم داشته باشد برای ارامی وطن و مردم خود از مقامش استعفی داده باشد.

  دوکتو نجیب الله کوشش مینمود که به ملل  متحد و جهان به اثبات رساند که منافع  ملی کشور را از منافع  شخصی اش ترجیح میدارد  و از مقام خود  در برابر مشی مصالحه ملی که خودش پیش کشیده بود با استواری وعده استعفا داد ...

نویسنده مذکور چنین ادامه میدهند... دوکتور نجیب الله دکتورین نظامی گذشته را به  دوکتورین صلح و مصالحه مبدل ساخته بود  برای تمام تنظیم های اپوزیسون اعلام داشته بود ه وی حاضر است برای رسیدن به صلح و دریافت راه حل مستقیما با انها مذاکره و به جرگه تیپ افغانی مسُله  را حل نماید و اما دشمنان افغانستان نخواستند افغانها با اتفاق هم جنگ خانمانسوز را دفع  و در راه  عمران وطن متحد شوند بلکه برای تخریب بیشتر افغانها را به ایتلاف های گوناگون وادار میسازند...

ایشان در بخش دیگری از کتاب خویش نگاشته اند:

    اگر پلان ملل متحد عملی میشد واقعا" به افغانستان صلح بمیان می امد و دوکتور نجیب الله در راه صلح وطن افتخارات را نیز کمائی میکرد ولی مخالفین و حریفانش نخواسته این عمل صورت گیرد  برای اخذ انتقام و جاه- طلبی ها تمامیت ارضی کشور را درخطر انداخته و پلان قبول شده صلح را خنثی نمودند....

جارج ارنی مولف کتاب افغانستان گذرگاه کشور گشایان در صفحه ۲۰۳ در مورد مشی مصالحه ملی نگاشته اند :

...اتحاد مجاهد ین هر پیشنهاد حکومت کابل رابا اهانت قهر امیز رد میکرد مگر با وجود انهم برنامه مصالحه ملی در دلهای باشنده گان کمپ های پاکستان راه نفوذ خودرا باز کرده بود.

   در روز بعد از اعلام برنامه مصالحه ملی ,مهاجرین به جاهای تبد یل کردن کلدار های ذخیره گی شان به افغانی یورش بردند و وسایط نقلیه , شانرا از ترس اینکه مبادا از طرف حکومت پاکستان ظبط گردد, به فروش رسانیدند.

حتی ماموران سابقه دار تنظیم ها از رد شدن پیشنهاد  نجیب از سوی اتحاد مجاهدین ماُیوسی  می نمودند و فکر میکردند که حکومت کابل ماهرانه ابتکار سیاسی را به کف خود گرفته است...

وی می افزاید که .....واقعیت نخست این بود که حکومت نجیب به پیمانهء بد نبود که وسایل ارتباط جهانی غربی انرا وانمود می ساختند.رژیم درجریان سالهای اخر حمایت مردم را...  به سوی خود جلب کرده بود.

وی در صفحه ۲۰۶ کتاب خویش تذکر داده مصالحه ملی او(دوکتور نجیب الله)علی رغم عدم قبولیت ان از طرف رهبران پشاور, چانس پیروزی را داشت....

    با تاً سف با وصف تمام تلاش های مبتکرانه دولت جمهوری افغانستان ،  دشمنا ن  وطن و مردم عذابد یده ما پیوسته تلاش نمودند تا جنگ و برادر کشی  ا دامه پیدا کند جنانچه نخست جنگ جلال اباد را و بعد از یک سال کودتای نظامی را توسط تنی- حکمتار براه انداخته و پیوسته تلاش داشته اند که پروسه صلح ناکام گردد تا اینکه علیه پلان پنج فقره ای سر منشی ملل- متحد توطهء دیگری  از اسقامت شمال به همکای روسیه و ایران و از-

   استقامت جنوب توسط پاکستان عربستا ن و حامیان شان براه افتاد  و در نتیجه دوکتور نجیب الله که بایست طبق پلان صلح ملل متحد بطور مصون کشور را ترک میکر د ند اجبارا" در دفتر نماینده گی ملل متحد پناه گزین گردیدند.

   همزمان با رویکار امدن مجاهدین جنگ های تباه کن آغاز و قوای مسلح افغانستان منحل و تمام تخنیک عالی محاربوی ان و بشمول سایر دارائی های عامه, خصوصی وشخصی ربوده شده و یکی از اهداف دیگر دشمنان ما بخصوص پاکستان در زمینه بر اورده  گردید.

۱۳۷۱ -۱۳۷۷   صفحه ۸۴  در زمینه مینگارند:

 ... افغانستان با دا شتن قوای مسلح فوقالعاده قدرتمند که از جانبی افسران مسلکی تحصیل کرده ، شجاع ، کارکشته با تحصیلات عالی مسلکی و تجربه فوقالعاده مهم و ارزشمند نظامی حاصل سالهای جنگ- درکنار بزرگترین ارتش جهان شوروی سابق به عنوان بهترین مجموعه ای افسران پیکره ای یک قوای مسلح در منطقه- تشکیلات وسیع و گسترده ی اردو کشور شامل نیروهای مختلف قوای هوایی، زمینی ومدافعه هوایی....و از جانب دیگر مقدار وسیع سلاح و مهمات  ر وسی از جمله طیارات بمب افگن سو ۲۲،  شکاری بمب افگن میگ ۲۱، طیارات ترانسپورتی ، هلیکوپترهای جنگی و ترانسپورتی، تانکهای زرهدار و زریپوش انواع سلاحهای سبک و نیمه سنگین- راکتهای اسکات، لونا،  او را گان و.....با تعلیمات پیشرفته ای اردو درواقع دانش مسلکی _ تجربه کافی تشکیلات وسیع  سلاح  و مهمات کافی ، تجهیزات لازم و در جمله همه ابزار ها برای تشکیل قوای مسلح قدرتمند اماده بود.

 وی  اضافه مینماید که: ... انواع و اقسام سلاحهای سبک نیمه ثقیل وثقیل از جمله راکتهای پیشرفتهُ استنگر دافع هوا، راکتهای هدایتی دافع تانک در مجموع بیش از یک میلیون انواع سلاح سبک و......دراختیار مجاهد ین قرار داشت.

موجودیت هزاران دیپوی مهمات روسی از دولت گذشته و از مجاهد ین بمقدار کافی و ضرورت تشکیل یکاردو قوی و قدرتمند ، محصولی از تخنیک، تاکتیک،  تکنالوژی ، تجهیزات،  تعلیمات سلاح و مهمات شرق و غرب با بیش از چهارده سال تجربه  جنگی و مهارتهای نظامی در دسترس اردوی افغانستان قرار داشت که در یک پلان حساب شده ،  سازماندهی دقیق دور از احساسا ت  قومی, منطقه ای،  نژادی،  مذهبی، حزبی و... در چارچوب اندیشه اسلامی بنام ملت افغانستان،  بدون هیچ نوع تردیدی در مجموع معادلات منطقه یکی از گوینده گان حرف اول بود... اگر ما چنین ارد ویی می داشتیم گاهی کسی تصور مداخله در امور افغانستان  را به ذهن خود  به وجود نمی اورد...

   جنرال مذکور  بعدا از ارزیابی های خویش در مورد عدم قابلیت  ، عدم رهبری سالم و عدم مسولیت در برابرامنیت  ملی و منافع ملی کشور توسط رهبران وسایر مسولین تنظیم های جهادی بار دیگر در رابطه به منحل شدن قوای مسلح افغانستان تماس گرفته ودرصفحه ۱۲۰ در  پا راگراف الف  ذیلا  یاد اور گردیده اند:

... ماشین جنگی وقدرتمند افغانستان با توجه به جنگهای طولانی ۱۴ ساله- تجربه و تخصص و تاکتیکهای جنگی شرق و غرب که در برخورد با پیشرفته ترین ارتش های جهان بدست آمده بود, اردوی کلاسیک و منظم با افسرن کار کشته و مسلکی... هزاران چین تانک و نفر برزرهی چون

 BMPو,60PP,BTR152.BTR40, T 62- T 55A-T55-T54

وصدها بال جنگنده (میکهای ۱۷-۱۹-۲۱ سوهای۷ -۲۲ و هیلکوپترهای می۸-۱۷-۳۴- و۳۵ مدرن، انواع راکت(موشک) های پیشرفته و راکتهای دور برد اسکات لونا واوره گان روسی، ا ستنگرامریکایی، بلوپاپ و میلان انگلیسی،  محصولی از تجرب تخصص تاکتیک حربی و تکنولوژی شرق و غرب با مردمی جنگجو! و وضعیت ژیوپولیتکی مهم خود افغانسان یکی از جمله تهدید های مهم به حساب می آمد. لذا در راستای انهدام چنین ماشین جنگی قدرتمند که از بیرون استحکام  توانایی و روحیه ان را چند برابرنموده بر یک پارچه گی و وحدت ان می افزود،  باید از درون برایش فکری کرد و طرح منظم حساب شده ودقیق برای انهدام از درون اماده می گردید که اماده شد. جای تعجب نیست که صدراعظم یکی از کشورهای منطقه منظوراز نواز شریف  پاکستانی است

در پارلمان کشورش بگوید که اگر تمام خد مت ام به این کشور(کشور خودش) انهدام ارتش افغانستان در دوره حکومت ام باشد باز هم کافی است.) 

   خواننده گان محترم در میابند که دولت جمهوری افغانستان  تحت زعامت محترم دوکتور نجیب الله پیوسته مساعی بخرچ داده تا از تمامیت ارضی کشور, ازادی, استقلال, وحدت ملی  وحاکمیت ملی ان دفاع نمایید تا بدینوسیله امنیت ملی و منافع ملی کشور ما  تامین باشد. ولی بد بختانه با عقیم ساختن عملیه  صلح سازمان ملل- متحد نه اینکه سیستم سیاسی,اقتصادی, فرهنگی, اجتماعی ونظامی کشور منهدم شد بل تمامیت ارضی و ازادی کشور نسبت مداخلات روز افزون ایران, پاکستان و سایر کشور های ذیفع در بحران افغانستان به خطر مواجه شد و بد بختانه که چنین مداخلات به اشکال گوناگون ان تا کنون ادامه دارد.  حتی آژانسهای بین المللی خبر میدهند که  قاچاق مواد مخدر  یک خطر  جدی برای امنیت است که باعث سقوط دولت و جای امن برای تروریستان و -طالبان  خواهد بود...

   امروز دوکتور نجیب الله در میان ما نیست اما مردم صلحدوست افغانستان او را نسبت قربانی اش در را وطن, صلح ، آزادی ، دموکراسی و ارمان های ملی اش گرامی داشته و در قلب خود جاه داده اند. زیرا او با مردم خود بود.

   روح و سیماه این فرزند برومند ملت رنجدیده افغانستان همیشه با ماست, ما در لابلای بیانات او وپیشگویی هایش پیوسته او را با خود داریم.

   به حق گفته میتوانیم که طالبان وحشی و کوردل با به شهادت رساندن دوکتور نجیب الله ملت مارا از داشتن یک زعیم ملی محروم ساخته و تا کنون در کشور عزیز مان صلح و ثبات تاُ مین  شده نتوانسته که دلیل ان نبود یک زعامت ملی ومردمی میباشد.  ما شاهد هستیم که حتی ایالات متحده امریکا منحیث ابر قدرت جهانی ودارای قدرت نظامی و اقتصادی و با در اختیار داشتن ماشین بزرگ تبلیغاتی و..... خود تاکنون موفق به اعاده صلح و ثبات در افغانستان نشده ورژیمی را که در قلمرو کشور ما رویکار اورده نتوانسته که از حمایت واقعی  مردم برخوردار باشد زیرا ایلات متحده با سقوط دادن رژیم قرون سطایی طالبان بار دیگر مجاهدین سابق را که مسول صدها جنایات اند- مسلح ساخته که پیوسته اینها مانعی در راه گسترش حاکمیت و تامین امنیت میباشند.  اینها در ادامه جنگ و نا ارامی ها منافع خودرا دارند واز جانبی مداخلات اشکارای دولت پاکستان که خودرا دوست غرب بخصوص ایالات امریکا میداند خود سوال برانگیز است.

   باگذشت پنج سال  تاکنون در افغانستان در عرصه نهاد های اقتصادی، اجتماعی ، فرهنگی و هم قوای مسلح ملی که حافظ صلح وا منیت پایدار باشد اقداماتی صورت نگرفته ومردم نسبت فقر، بیکاری ، بیماری ، عدم مصونُیت- امنیت ، عدم توجه مقامات به انها ،  رشوه و اخاذی ،اعمال غیر قانونی ، تسلط قاچاقچیان هیروین  و ... رنجهای زیادی را متقبل میشوند.  هر روز درنقاط مختلف کشور هنوز هم بسان دهه نود قرن گذشته جنگهای  میان افراد مسلح تنظیم های اسلامی درشمال و گاهی در غرب وغیره نقاط کشور اغاز میشود.  بدبختانه که طالبان روز تا روز با تاکتیک های جدید دست به عملیات تخریبکارانه میزنند و وضع را بیش از پیش مختل و نارام میکنند.  این حالت خود بیانگرناکامی دولت و جامعه  بین المللی در قبال افغانسان است.  البته ما وارد بحث دیگری که اهداف دراز مدت امریکا در منطقه میباشد نمیشویم زیرا این مطلب ایجاب نگارش مقا لهٌ دیگری را میکند تا در روشنایی طرز تفکر نیولیبرالیزم و گلوبالیزم مورد بررسی قرار گیرد.

    ما قبلا ازدست اورد های مشی مصالحه ملی یاد اور شد یم و از قانون اساسی ج.ا نام برده شد،  لذا ایجاب میکند تا بصورت مؤجز ومختصر در زمینه تذکر داد.

   یکعده افراد بنابر خصومت با مشی مصالحه ملی و رژیم ج.ا چنین وانمود میسازند که گویا این قانون با عجله و با اندشیه گویا کمونستی تسوید و تنفیذ یافته بوده که جابگوی خواست مردم نبود...

  طوریکه همه اگاهی دارند در روشنایی سیاست مصالحه ملی کمیسون  قانون اساسی{مشتمل از علما, روحانیون, دانشمندان, حقوقدانان, سیاستمداران...} بعد از جر و بحث ها و مطالعه اوضاع سیاسی  کشور و مطالعات وسیع قوانین اساسی کشور های اسلامی و سایر اسناد بین المللی بخصوص اعلامیه جهانی حقوق بشر مصوب دسمبر ۱۹۴۸ سازمان  ملل متحد  قانون اساسی را تسوید نموده و غرض تصویب به لویه جرگه تاریخی هشتم   نهم قوس سال  ۱۳۶۶ راجع گردید که باردیگر پیرامون مسوده مذکور در لویه جرگه (جرگه کبیر) صحبت های همه جانبه صورت گرفته وبه اتفاق ارا مورد تصویب قرار گرفت.

   بعد از سقوط رژیم سردار محمد داود خان  این اولین قانون اساسی کشور میباشد که توسط دوکتور نجیب الله ریس- جمهور وقت توشیح گردید. البته  با درنظرداشت انکشافات سیاسی کشور این قانون در لویه جرگه تاریخی نهم جوزا ۱۳۶۹ مورد تعدیلات و تکمیلات قرار گرفت.

   قانون اساسی بمثابه  وثیقه ملی و مظهر اراده مردم طرزالعمل تعین, تشکیل و فعالیت قدرت دولت را از یک طرف تصریح  نموده واز جانب دیگر حقوق مکلفیت وازادی های اتباع کشور را انعکاس میدهد.

    در مورد قانون اساسی ج.ا محترم عزیز آریانفر پژوهشگر ودانشمند کشور در کتاب افغانستان به کجا میرود؟ صفحه ۴۹۸-۴۹۹  ذیلاً ابراز نظر مینمایند:

... هرگاه  دادگرانه داوری کنیم،  باید گفت که قانون اساسی ۱۹۸۷- یا {۱۳۶۶} یگانه قانون اساسی بود که توانسته بود،  خود را تا اندازه یی از زیر بار کشاکشهای فرهنگی و باوری بکشد و از درگیر شدن با پارادوکسهای مذهبی،  زبانی وتباری وارهاند و از دیدگاه فرمول بندی و کاربرد واژگان در وضع بهتری نسبت به همه قانونهای اساسی پیشین قرار داشت.

    بایسته است یاد آوریم که شمار بسیاری از کارشناسان این قانون اساسی را بهترین قانون اساسی افغانستان تا کنون دانسته اند، در واقع  این قانون اساسی به رغم یک رشته نارسایها و کمبود ها، از قانونهای اساسی  پیشین برتریهای چشمگیری دارد.

   داکتر روستار تره کی در این رابطه می نگارد:

  قانون اساسی  ۱۹۸۷ کمبودیهای قانون اساسی ۱۹۶۴ را رفع کرد. چوکات همین قانون اساسی کم وبیش با اوضاع  امروز افغانستان هماهنگی دارد.  قانون اساسی ۱۹۸۷ جارچوب فنی خوبی را برای تعبیۀ مفاهیم جدید ناشی از - بیش از دو دهه جنگ، بحران و تجربۀ جنگ، بحران و تجربۀ سیاسی  تدارک  نموده می تواند.  باید خمیر مایۀ قانون اساسی نودر قالب قانون اساسی۱۹۸۷ ریخته شود. ( مجلهُ اسمایی ص ۴۱-۴۴)

   همچنان داکتر موسوی استاد دانشگاه اکسفورد نیز می گوید که بهترین قانون اساسی همان قانون اساسی ۱۹۸۷ است...

   این بود بخشی از حقایق بر مبنای واقعیت های انزمان که با وصف تلاش های بعضی از عناصر ضد ملی، امروز مردم افغانستان انرا درک نموده و در مورد اقدامات دولت جمهوری افغانستان به رهبری دوکتور نجیب الله  قضاوت خود را مینمایند.  قضاوت مردم در حقیقت قضاوت تاریخ است و کارنامه رهبران مردمی زندگی جاویدانه انها است، رهبرانی که زندگی خویشرا وقف وطن و مردم مینمایند در حقیقت زندگی جاویدانه را در دل تاریخ و مردم خویش کمائی مینمایند.

    از انجایکه سیمینار علمی  از جانب تشکیلات موًقت کمیته انسجام اعضای  حزب وطن در کشور المان بتاریخ ۲۳ سپتمبرسال جاری دایر میگردد، برای همه دست اندر کاران و اشتراک کنند ه گان کنفرانس موفقیت آرزو مینمایم.  

شاد باد روح پاک شهدای راه صلح و آزادی.
 

 

>> بازگشت به صفحۀ اصلی <<