www.payamewatan.com
     
 

کوچی

 

چه وقت و چه چگونه بايد مسافات گفتار تا عمل را بپيمايم؟
 

   هموطنان ما و اعضای حزب وطن و ساير نيروهای ملی و وطنپرست طی ماه سپتامبر شاهد تجليل شايسته از دهمين سالگرد شهادت رهبر محبوب خويش دوکتور نجيب الله بودند که تلاشهای تشکیلات مؤقت انسجام اعضای حزب وطن در امر تدوير سمينار علمی در آلمان و اشتراک احزاب و شخصيتهای سياسی و علمی و پيامهای متعدد مايه افتخار و احترام قلبی عميق همۀ ما اعضای حزب وطن ميباشد.

   اما بيائيد به برخی از کمبوديهای اساسی در اوضاع و احوال کنونی نيز تماس بگيريم.  قريب پانزده سال از سقوط حاکميت ملی، که حزب وطن در آن نقش اساسی داشت، ميگذرد.  بيش از ده سال از شهادت رهبر حزب، بدستان کثيف دشمنان سوگند خورده مردم افغانستان با مداخله مستقيم بيگانه گان گذشته است، مدت طولانی زمانی نيز محاسبه ميگردد که بايد نيروهای صادق و وطنپرست حزب وطن به وحدت و يکپارچگی حزب اقدام و از فروپاشيهای ممتد آن جلو گيری مينمودند.

   آيا اعضای محترم کميته اجرائيه حزب وطن که تعداد ده تن از آنها هنوز هم در قيد حيات اند، اين مسوليت را نداشته و ندارند که حد اقل به پاس زحمات هزاران عضو شهيد حزب وطن و کادرهای فداکار آن که طی سالاهای متمادی به قيمت جان خود از وطن و اين رهبران محافظت کردند ارج ميگذاشتند و جريان مبارزه مقدس را ادامه ميدادند و يا لا اقل به حيث انسانهای با شرف ساير اعضای شورای مرکزی و کادرها را به عوض شان دعوت مينمودند و احترامانه استعفا مينمودند تا کاروان مبارزان صلح و آزادی کشور منظم و متحد جريان ميداشت.  ممکن تعداد از آنان چنين استدلال نمايند که در ميان اعضای کميته اجرائيه وقت اختلاف نظر وجود داشت و دشمنان در آن رخنه نموده بودند و يا هر دليل و عامل که بوده باشد. آنان بايد اصولأ جريان را فيصله مينمودند و اعضای حزب را بی سر نوشت نميگذاشتند و سر نوشت حزب را تعين مينمودند و، بد تر از آن که، اعضای حزب را در ميدان جنگ به دست دشمنان رها نميکردند. اين همه بار مسوليت در قدم نخست بر دوش اعضای محترم کميته اجرائيه ميباشد. مایۀ خجالت و تاسف است که اين آقايان از خودخواهی و خصومتهای در ميان همديگر نگذشتند، هيچگونه ارج به منافع ملی قايل نشدند، بر عکس عده از آنان به اتهامات درست و يا نا درست دست به قلم بردند و از شهکاريهای خويش کتب تويل نوشتند، مصاحبه های متعدد با شبکه های داخلی و خازجی انجام داند و بالاآخره به حکومات ارتجاعی مختلف و پارلمانها مراجعه نمودند و با ايجاد سازمانها سليقه ای خويش پرداختند.

   با گذشت همه اين حقايق تلخ وقت آن فرا رسيده است که ابتکار عده از کادرهای جوان حزب وطن در تحت نام کميته مؤقت رهبری که در طی سالاهای اخير در اروپا دست به ابتکار زدند و تفاهمات را با برخی از ساير حلقات هم نظر نيز انجام داده اند, کلمۀ مؤقت را از سر لوحۀ کميته رهبری دور نمايند و وقت آن فرا رسيده است تا حزب وطن مستقلانه عمل نمايند و به انتظار هزاران عضوء حزب وطن که بی سر نوشت بسر ميبرند نقطه پايان گذاشته شود، و نيز کادرهای حزب از شکار معامله گران پس پرده نجات يابند.  مبتکرين که صدای احيای مجدد فعاليت حزب وطن را به جريان انداخته اند، آواز خود را به گوش همه اعضای کميته اجرائيه و اعضای شورای مرکزی حزب وطن رسانيده اند و رفع مسوليت وطنپرستانه نموده اند.

   بگذار تا در عمل ديده شود که کيها به امر احيای حزب وطن صادقانه وفاداراند و همۀ ما بايد از حرف به عمل گذار نمايم تا باشد صداقت ما در عمل به روح رهبر شهيد ما و سياست مصالحۀ ملی ثابت گردد.  مردم زحمتکش افغانستان برهمه نيز قضاوت مينمايند که بودند فرزندان صادق و شريف حزب وطن که درفش حزب خود را به قله های کوه های ميهن بر افراشته اند و تا حزب وطن، اين ستاره درخشان صلح ميهن در کهکشان افغانستان بدرخشند.

و من الله توفيق

 

>> بازگشت به صفحۀ اصلی <<