www.payamewatan.com
     
 

مورخ: ۱۱ جون ۲۰۰۵

 

طرح سند رهنما
 

 برای تنظیم سمتهای اساسی مذاکرات و تفاهمات
 

تشکیلات موقت انسجام اعضای حزب وطن در خارج از کشور به تاسی از فیصله های اجلاس اعضای حزب وطن در شهر بریمن، در جریان مذاکرات و تفاهمات با اعضای سابق حزب وطن و نیرو های همسو با پیشنهادات، طرحها و مسایلی برخورد که امید های حقیقی را به خاطر همگرائی نیرو های همسو تا سرحد نیل به تشکل واحد سراسری تقویت نمود.

کمیتهء اجرائیوی با توجه به ماهیت حرکت ما، هدایات و پیشبینی های شهید داکتر نجیب الله و مواضع صریح و روشن اعضای حزب وطن در جلسهء بریمن با این نتیجه گیری که درین فرصت که تشکل اعضای حزب وطن در دستور کار جلسهء ما قرار دارد برای ازاله‌ء هر گونه سو تفاهم و سوء تعبیر بر اعتقاد و تداوم تلاش ما برای کار در راه تاسیس حزب سراسری طرفدار صلح و جامعهء مدنی که از نظر ما بیان یکی از بخش های با اهمیت تفاهم بین الافغانیست تأکید میورزیم.... و به تمام نیرو های که به چنین روندی علاقه و اعتقاد دارند مراجعه میکنیم تا به این پروسه روح تازه بدمند. ابتکار عمل را در دست خود گرفته طرح تدویر کنگرهء مشترک را که با محتوای حرکت و اهداف ما تطابق کامل دارد ارائه داد که دستاورد های عملی آن امکان تحقق ایدهء تشکل واحد سراسری را بوجود آورده است.

اعضای محترم شورا بخاطر خواهند داشت و یا حتما ً مطالعه نموده خواهند بود که ریس سابق حزب وطن شهید داکتر نجیب الله طی نامهء خویش عنوانی هیأت اجرائیهء حزب وطن که در واقع یکنوع اتمام حجت نیز بود نوشته بودند:

با تغیرات سریعی که در منطقه و جهان صورت گرفته است اصولا ًیک مرحلهء جدیدی از شکل گیری سیاسی و اجتماعی جامعه افغانی پدید آمده است و بعید از احتمال نیست که نیرو های جدیدی با واقع نگری و احساس مسولیت در برابر مردم و تاریخ از بین جامعه تبارز نماید.

بهر صورت برای حزب وطن و سایر نیروهای موجود سیاسی و نیرو های که جدیداً تبارز خواهند کرد یگانه راه غلبه بر مشکلات کنونی و تأمین صلح در کشور مساعی در جهت ایجاد تفاهم صادقانه میان ایشان بوده نمیتواند و بس. در اینصورت ایجاب مینماید که حزب وطن نیز در نظرداشت چنین انکشافات در کشور بیاندیشد. ...

این حقیقت نیز به نحو جدی قابل توجه است که نامهء شهید داکتر نجیب الله بسیار بعد از تدویر کنگرهء حزب وطن یعنی دراواخر سال ۱۳۷۰ نگاشته شده است. توجه به این تاریخ و محتوای نامه ما را از قضاوتهای احساساتی بسوی نگرش و تفکر عمیق هدایت میکند.
 

دوستان عزیز ـ اعضای شورا !

ما اعضای حزب وطن هستیم و حق داریم در مورد سرنوشت بعدی حزب خود و خود بیانیشیم و با توجه به رهنمائی فوق در پهلوی حق آنرا وظیفهء خویش نیز میدانیم.

همچنان میدانیم که احزاب و سازمانها و سایلیست برای تحقق اهداف و ارمانها که کتله های متعهد انسانها بخاطر ترقی و رفاه کشور و جامعه خود به آن توسل میورزند. اینرا نیز میدانیم که سیاستها تابو ها نیستند، پاسخهای در برابر مطالبات شرایط مشخص اند و برای همین هم است که در نامه متذکرهء نجیب الله شهید تجدید نظر بر برنامهء عمل، تاکتیک و ستراتیژی مورد تأکید قرار گرفته است. برای آنکه ایشان به این نتیجه و به این درک رسیده بودند که داریم شرایط جدیدی را استقبال میکنیم. اینک بعد از یکدورهء رکود تحمیلی که شرایط و دلایل آن هویداست وارد آن مرحلهء تاریخی میشویم که داکتر نجیب الله پیشبینی اش کرده بود. و اینک مساعی در جهت ایجد تفاهم صادقانه میان نیرو های همسوبه شرط حتمی تحقق ارمانهای این دوره مبدل گردیده است، که مستلزم اندیشیدن در چارچوب منافع ملی و دورنمای انکشافات در کشور است.

حرکت ما شکار هیچ نوع خامطمعه گی نخواهد شد، ما به راه خود در جهت تدارک کنگرهء فوق العادهء اعضای حزب وطن ادامه خواهیم داد. اعضای حزب وطن نیز یک حقیقت بیرون از ذهن ماست، ما نمیتوانیم انتخاب کنیم که چه کسی عضو حزب وطن باشد چه کسی نباشد. همه انهائیکه دیروز در تشکیلات آن وجود داشت و مطابق اساسنامه واژهء عضو حزب به آن اطلاق شده میتوانست، اعضای حزب اند، ما زمانیکه میگوئیم رهبران هر دو کودتا (که تعداد محدود و انگشت شمار اند) نمیتواند که طرف مذاکره و یا پارتنر اتحاد ما باشد نه برای آنکه ما این حق را بخود داده ایم که آنها را از حزب اخراج نموده ایم بلکه برای آنکه آنان مرتکب خیانت ملی شده اند و لذا حساب آنها جداست.

بهر حال حزب وطن از لحاظ تشکیلاتی از هم پاشیده و اگر عده از اعضای آن سازمانها و تشکیلات جدیدی ایجاد نموده اند منافی عضویت سابقهء شان در حزب وطن نیست و حتی بازگشت به تداوم آنرا نیز نفی نمیکند مگرآنکه به اهداف و ازمانها پشت کرده باشند و در خط اندیشه، تفکر و قلمرو ارمانهای دیگر جاخوش کرده باشند.

میدانیم که حتی بعد از تدویر کنگره نیز مساعی در جهت ایجاد تفاهم صادقانه حلقهء اساسی مبارزهء ما باقی خواهد ماند، و مخصوصاً که چنین مساعی بیرون از چوکات اعضای سابق حزب، نیرو های همسو و همان نیرو های با واقع نگری و احساس مسولیت در برابر مردم و تاریخ را نیز احتوا میکند اگر ما در مسیر راه به چنین نیرو های برخوریم که (بر خورده ایم) که آنان نیز عین اهداف را دنبال میکنند و صادقانه در پی ایجاد تفاهم برای تشریک مساعی در امر بزرگ وطنی، ترقی و رفاه کشور و جامعه اند از همین اکنون و در مسیر راه آماده ایم که مساعی خود را با آنان مشترک سازیم و یکجا با چنین دوستان و همراهان ستراتیژیک تدویر کنگرهء مشترک را که جزئیات آن در پیشنهاد ستندرد برای تفاهمات در ذیل انعکاس یافته هدف قرار دهیم:

سازماندهی بغاوت و اقدام به کودتای نظامی که در حمل ۱۳۷۱ منتج به سقوط نظام جمهوری افغانستان، عقیم ساختن عملیه اول صلح سازمان ملل و در نهایت انتقال و تسلیمدهی قدرت دولتی در ثور ۱۳۷۱ به چپاولگران واپسگرا و تداوم جنگ داخلی گردید، معلول بازی های مغلق اپراتیفی دولتهای خارجی و مسله ایست که با دید عملی، فارغ از تعصبات و گرایشهای سیاسی، اتنیکی، و سمتی متکی بر واقعتهای موجود همان وقت داخلی، منطقوی و بین المللی مورد تدقیق و تحلیل قرار داده شود تا درسهای لازم تاریخی از آن استنتاج گردد.

در عینحال برخورد عملی با این مقطع تاریخی به هیچ و جه به آن معنی نیست که ما دیروز را بجای امروز وضع نمایم و در نتیجه به حیث تشکل سراسری در اجرای وظایف عام ملی مانع تحقق وظایفی گردیم که امروز اجرای آن مساعی مشترک را میطلبد.

ما امروز نیز معتقد به میتودولوژی تفکر مصالحه ملی هستیم و درآینده نیز برای اجرای وظایفی که آینده در برابر ما قرار خواهد داد مطابق به ارمانها و ایدیالهای ترقیخواهانهء خویش و در مطابقت با واقعیتهای موجود عمل مینمایم.

- بحث های مقدماتی روی خطوط اساسی طرح برنامه و اساسنامهء حزب واحد سراسری با جوانب مذاکره کننده بایستی آغاز گردد. انکشاف این جریان در گامهای بعدی ضرورت تدویر کمیسیون مشترک را برای تدقیق و تکمیل چنین اسناد بوجود میاورد.

بعد از سپری شدن بیش از یک دههء بحران سیاسی- تشکیلاتی، اینک با توجه به شرایط جدید، باور کامل داریم که اکنون اتحاد عمل (تا سرحد توافق روی تاسیس حزب واحد سراسری) برای احزاب، سازمانها و تشکیلات که در رابطه به مسایل دیروز، امروز و فردای کشور تحلیلها و دیدگاه های مشابه دارند، به ضرورت مبرم تاریخی مبدل گردیده است.

ما امیدوار و علاقمندیم که تلاش مشترک نیرو های همسو درین زمینه در حداقل زمان ممکن به نتایج قابل اطمنان ستراتیژیک منتهی خواهد شد که ماهیت و تعریف آنرا کنگرهء مشترک مبتنی بر ارادهء آزاد نمایندگان این نیروها تعین و تصویب خواهد کرد.

جانب تشکیلات موقت انسجام اعضای حزب وطن در خارج به تاسی از پیشبینی ها و رهنمائی های رئیس سابق حزب وطن شهید داکتر نجیب الله و التزوام به تصامیم جلسهء مورخ ۱۲ جون سال ۲۰۰۴ اعضای حزب وطن منعقدهء شهر بریمن آماده گی خود برای کار مشترک را به هدف تدویر کنگره حزب واحد سراسری، اعلام میدارد. از نظر ما این روند باید دارای مختصات اتی باشد:

- کنگره باید در داخل افغانستان دایر گردد.

- تمام مختصات و اسناد حزب واحد، بشمول مرامنامه، اساسنامه، نام و تعریف آن تنها در نتیجه تبارز اراده اکثریت اعضای کنگره، تصویب میگردد. آنچه درین زمینه بعنوان پیش شرط اهمیت اصولی دارد ماهیت و کرکتران باید مطابق به اساسات قبول شده در مسوده مرامنامه و اساسنامه ترتیب شده، مشخص، وطندوست، طرفدار صلح و ترقی و تفاهم بین الافغانی و مخالف انواع بنیاد گرائی با دورنمای طرفداری از تأسیس جامعه مدنی باشد.

- نیروهای متفاهم میتوانند الی تدویر کنگره، اساقلال سیاسی و تشکیلاتی خود را حفظ کنند و اما قبل از ورود به کنگره بطور رسمی و علنی تعهد نمایند که:

الف- از فیصله های کنگره که به اکثریت ارا صورت میگیرد اطاعت میکنند.

ب- مطابق به اجندای توافق شده کنگره انحلال تشکیلات خود را اعلان میدارند.

ج- برای تدارک و انسجام کار تدویر کنگره کمسیون مشترک نیروهای متفاهم، متشکل از نماینده گان با صلاحیت آنان ( از داخل و خارج کشور) که دارای کمیت و حقوق مساوی باشند، توظیف گردد.

این کمسیون قبل بر همه میثاق تفاهم نیرو های اشتراک کننده در کارتدویر کنگره را تهیه میدارد که علاوه از اعضای کمسیون با صلاحیب، مسولین اول هر تشکیل اشتراک کننده، آنرا امضا نموده و از طریق وسایل اطلاعات جمعی نشر میگردد.

بهتر است کمسیون مشترک در پهلوی طرح پیشنهادی مرامنامه و اساسنامه و سایر اسناد بر بیانیهء اساسی نیز به اتفاق ارا توافق نموده بتواند و اگر چنین کاری مقدور نبود. اقلیت مخالف میتواند نظریات شانرا در جریان کار کنگره مطرح نماید. این کاملا ً از صلاحیت کنگره است که کدام دیدگاه ها و نظریات را در اسناد اساسی، اعلامیه و قطعنامهء خود انعکاس میدهد.

د- در جریان کار کنگره بصورت قطع کمپاین برای اشخاص و یا گروه ها قطغن اعلان گردد.

چنین کمپاین تنها میتواند برای طرحهای سیاسی و عقیدتی بعمل آید.

انتخاب اشخاص در مقامات رهبری تشکیلات مورد بحث، تنها در نتیجهء واوطلب بودن خود شخص کاندید، سطح توانائی و درجهء محبوبیت او که نتایج انتخابات آنرا تثبیت خواهد کرد صورت میگیرد. نه به اصطلاح به اساس سهمیهء گروهای اشتراک کننده.

- تمام جوانب مذاکره کننده در رعایت و تحقق این تفاهمنامه خود را مکلف میدانند.