www.payamewatan.com
 

 

 

صفحۀ اصلی

 

 

محمد انعام هوتک

حزب وطن یک نام بی بدیل

   جنبش های سیاسی در فرایند کاری خویش وقتی توفیق حاصل می نمایند که نگاهش به گذشته، نقادانه، دقیق و سنجشگرانه باشد. حزب وطن در واقع محصول همین دید نقادانه است که پس از حزب دموکراتیک خلق افغانستان  پا به عرصۀ سیاست گذاشت. حزب وطن در این روند باز نگری، انحصار آیدیالوژیکی را در هم شکست، تابوی مارکسسیزم ـ لنینیزم را کنار ماند، از شعار دهی مبارزۀ طبقاتی انصراف جست و آنهای را که در گذشته به عنوان مخالف، خصم طبقاتی، دشمنان سوگند خورده وغیره نامیده می شدند، به آشتی ملی دعوت نمود. حزب وطن زمینه های مشارکت سیاسی تمام احزاب و جریان های که تا قبل از آن دور مانده بودند، مساعد نمود و شرکت شان را در قدرت تامین کرد. حزب وطن تفکر جدیدی را بنام "مصالحۀ ملی" مطرح نمود و آنرا به عنوان سیاست پایه ای خود اعلام داشت و در پراتیک درجهت تحقق آن گامهای موثر وبلندی گذاشت. حزب وطن حاصل یک نبرد درون حزبی بود که نسل جدیدی از مبارزان در گذر سالها به آن می اندیشیدند.

   فراموش نشود که اعلام سیاست مصالحهء ملی از سوی داکتر نجیب الله به عنوان رهبر حزب وطن با مخالفت سرسخت ارتدوکس های حزبی مواجه گردید. محافظه کاران حزبی این سیاست را "خیانت به انقلاب"، "عدول از مشی حزب طبقه ء کارگر"، "عدول از اصول جهانبینی علمی"، "خیانت به انتر ناسیونالیزم پرولتری"، "انتی سوویتیزم" و غیره تعبیر وتفسیر می کردند. آنها به این هم اکتفا نکردند به صورت علنی در درون حزب فرکسیون های شان را فعال نموده هم از بیرون وهم ازدرون با سیاست مصالحه، با نام حزب وطن و با تغیر وتعدیل اساسنامه و مرامنامه ء حزب به مخالفت برخاستند. در این راستا حتی از تهمت های شخصی تا افتراهای سیاسی در برابر حزب وطن وشخص داکتر نجیب الله دریغ نکردند. اما گذشت زمان حقانیت سیاست آشتی ملی را به ثبوت رسانید. امروز که دولت آقای کرزی با مقاومت مسلحانهء طالبان روبرو است، هر ازچند گاهی از آشتی ملی حرف می زند. این بدان معنا است که سیاست مصالحهء ملی در طی این بیست سال  سیاست واقعبینانه ای بوده که در همهء این فعل و انفعالات تاهنوز بدیلی از خود نداشته و بدون پیروزی این "سیاست" افغانستان نمیتواند به شاهراهء امنیت، ترقی، دموکراسی وعدالت اجتماعی هدایت شود. چون تنها با این سیاست میتوان به مخاصمت ها پایان داد، وحدت ملی را تامین کرد و حاکمیت ملی را گسترش داد و در نهایت تمامیت ارضی افغانستان را حفظ نمود.

   به یاد داریم که در تدویر نخستین کنگره ء حزب وطن و تغیر نام حزب دموکراتیک خلق افغانستان به حزب وطن چه ماجراهای نبود که فعالان و جانبدارن نام حزب وطن وبه ویژه شخص داکتر نجیب الله از سر نگذشتاندند که اکثریت اشتراک کننده گان گنگره در قید حیات هستند ومیدانند که در آن زمان چه اتهاماتی نبود که به آدرس شهید دکتور نجیب ا لله گفته نمی شد. چون حزب وطن در راس آن داکتر نجیب الله در برابر سنت های گذشته بر خاسته بود ، در واقع نبرد بین سنت وتجدد در درون حزب بود، در یک سمت سنت گرایان عدول از آید یالوژی مارکسیستی ـ لینینستی را " خیانت " به انقلاب و جنبش طبقه ء کارگر - جنبش که اصلاً در افغانستان وجود نداشت - می نامیدند، از سوی دیگر تجددگرایان حزبی ترویج این اندیشه را مخالف عنعنات ملی وصدور تفکر سرخ و خونینی میدانستند که قبل از آن حزب دموکراتیک خلق افغانستان در این مسیر دچار خطاها و اشتباهات جبران ناپذیری گردیده بود. حزب باید بستر جدیدی از اندیشه های ملی را که با ساختار اجتماعی افغانستان همخوانی می داشت، جستجو میکرد، یکی از تفکرات که تا امروز کارایی خود را ازدست نداده است سیاست گذار به مصالحهء ملی بود که به وسیلهء حزب وطن اعلام و دنبال گردید. تا جامعه ء  انقطاب یافته و جنگ زده ء افغانستان راهش را به سوی همگرایی باز نماید. از دید من اگر سیاست " مصالحه ء ملی " از درون حزب تخریب نمیگردید ، به بهترین وجه می توانست زمینه های عملی خودرا در یابد. اما سنت گرایان حزبی که عادت به یکه تازی داشتند ، نخستین کسانی بودند که در برابر این سیاست برخاستند وتا حدی پیش رفتند که سرنوشت هزاران عضو حزب را مورد بیع وشر قرار داده و برای انتقام گیری حاضر گردیدند که تنظیم های مجاهدین را برسرنوشت کشور حاکم بسازند. اما در تسلیم دهی قدرت به وسیله ء دستهای پیدا وپنهان پالیسی سازان ح. د. خ. ا ، علاوه بر آنکه نوعی از مسابقه وجود داشت، خبری از آیدیالوژی  "مارکسیستی"،  "انقلاب برگشت ناپذیر ثور"،  "حزب قهرمان" وغیره وجود نداشت. فقط مهم این بود که تشنه گان قدرت چگونه باید از حزب وطن و رهبر آن انتقام بگیرند و آنها در حقیقت به هرگونه مصالح ملی و میهنی پشت پا زدند. از سوی دیگر همین اکنون مومنان دیروزی به مقدسات وراه ء ح. د. خ. ا، اولین افرادی بودند که نام جدید به خود اختیار کردند ودیگر از آن همه تقدیس گرایی حزب دموکراتیک خلق افغانستان خبری نیست. در حالیکه حزب وطن ورهبر آن در همان زمان تغیر نام ، برنامه و استراتژی حزب دموکراتیک خلق افغانستان را به حیث یک نیاز مطرح نموده و قدم پیش نهادند. اما با مقاومت سرسخت گروه های مواجه شدند که نمی توانستند ویا نمیخواستند که با زمان حرکت نمایند.

  با این گفته ها، میخواهیم اذعان نماییم که حزب وطن محصول مبارزه ء منطقی هزاران عضو این حزب است که در شرایط مرگ و زنده گی از سیاست مصالحهء ملی دفاع کردند. این نام میتواند به مرکز تجمع اعضای سابق حزب وطن و اعضای جدید تبدیل گردد. تغیر این نام هیچ گره از مشکل ما را حل نمیکند وتنها همین خواهد شد که لشکری عظیم از هواداران حزب را ازدست خواهیم داد وبه یک حزب عقیم، نا کار آمدوفاقد هویت تبدیل گردیده و در کنار دهها حزب راجستر شده قرار خواهیم گرفت که در ائتلاف  "چهل حزبی" شان تعداد شان از عدد صدتجاوز نمیکند. در حالیکه حزب وطن وارث واقعی مبارزات مشروطه خواهان، ناقض اندیشه های صا دراتی، با استراتژی ملی آشتی خواهانه ، دارای تجارب مبارزاتی و سر انجام مفتخر به داشتن رهبری است که به دستان سیاه اندیشان متحجر طالبی به شهادت رسیده است. حزب وطن ، در شرایطی به صحنه آمد که همه تصور میکردند که با ترک ارتش سرخ از افغانستان، برای یک روز هم از خود نمیتواند دفاع نماید. اما پنج سال دفاع مستقلانه به این حزب هویت تازه بخشید که بدون شک کار آمدی سیاست "مصالحهء ملی" در شکل گیری این هویت نقش برازنده داشت. اگر پلان پنج فقره ای ملل متحد با خیانت مواجه نمیشد، به یقین که کشور ما امروز سیمای دیگری میداشت. چون تنظیم های مجاهدین توان مقابله با نظام را ازدست داده بودند. اما "ستون پنجم" از داخل حزب وطن به سراغ تنظیم ها رفت و آنهارا بر مقدرات کشور حاکم ساخت. 

طور فشرده به چند دست آورد حزب وطن اشاره میکنیم :

۱- اعلام سیاست مصالحهء ملی.

۲ - خروج ار تش سرخ از افغانستان.

 ۳ - اعلام ۲۶ دلو به عنوان روز نجات ملی (روز خروج ارتش سرخ از افغانستان)

 ۴ - به رسمیت شناختن احزاب دیگر اندیش سیاسی و شرکت دهی شان در قدرت دولتی.

 ۵ - آید یالوژی زدایی از مرامنامه واساسنامهء حزب وطن .

۷ - کاهش بسیار گسترده ء نظارت حزبی از دولت.

 ۸ - استقلالیت به حکومت به دور از نظارت حزبی. 

 ۹ - دفاع جانبازانه در جنگ جلال آباد که در واقع تنظیم های هفتگانه ء پشاور نشین برای تصرف قدرت سیاسی براه انداخته بودند.

 ۱۰ - دعوت از محمد ظاهر، پادشاه پیشین افغانستان. 

 ۱۱ - دعوت از قوماندانان مجاهدین برای پیوستن به مصالحهء ملی.

  ۱۲ - پنج سال دفاع مستقلانه.

  ۱۳ - توافق و پذیرایی از پلان پنج فقره ای ملل متحد.

 ۱۴ - قبول استعفای داوطلبانه از سوی داکتر نجیب الله به عنوان رهبر حزب وطن و رئیس جمهور افغانستان. 

 طبیعی است که دستآورد های دیگری نیز وجود داشت که ما به رئوس آنها اشاره کردیم. فقط یک نکته را در اینجا متذکر میشویم که در تاریخ افغانستان کسی حاضر نشده است که داوطلبانه از قدرت کنار برود ، اما شهید داکتر نجیب الله برای نشان دادن نیت صادقانه اش نسبت به سیاست مصالحه، اعلام نمود که داوطلبانه از قدرت کنار می رود. 

 در آخر باید این پرسش را مطرح نمود که آیا ما در تمام این عرصه ها شور و شعور اعضای حزب وطن را مشاهده نمیکنیم که اکنون به این قرار برسیم که بر همهء این دستآ ورد ها یک قلم خط بطلان بکشیم وراه ء مارا به سوی یک نام به اصطلاح جدید باز نماییم که نه از تجارب مبارزاتی بهره مند باشد ونه کدام ره آورد ی مهم داشته باشد. البته این بدان معنا نیست که ما همان کالبد گذشته ء حزب وطن را حفظ نماییم برخلاف ما می توانیم حزب وطن را با نیازهای عصر ما همآهنگ بسازیم واندیشه های جدیدی رادر برنامه واستراتژی آن وارد نماییم، اما این نام پر افتخاررا حفظ باید کنیم.

 

 

>> بازگشت به صفحۀ اصلی <<