www.payamewatan.com
 

 

 

صفحۀ اصلی

 

 

اعلامیۀ گروه کاری

 برای بررسی
مسایل مربوط به تدارک کنگرۀ حزب وطن

راه به سوی تدویر کنگرۀ نوبتی حزب وطن
 را چگونه بگشاییم؟

- آلمان ۲۴ دسامبر ۲۰۰۶-

  درین اواخرمفکورۀ تدویرکنگرۀ نوبتی حزب وطن وسیعاً در مباحث سیاسی مطرح می گردد.  عدۀ زیادی از اعضای حزب در بحثها پیرامون ضرورت تدارک کنگرۀ حزب شرکت میکنند.  در مباحثات مطروحه اندیشه های رهنما و قابل تعمیم نیزمطرح می شوند.

ازجانب دیگر گروه کاری فعالین حزب وطن نیز اخیراً درزمینۀ مباحث ذیربط به تدویرکنگرۀ نوبتی حزب به مشوره پرداختند.

   تصریح میشودکه مباحث جاری پیش از همه براین حقیقت تاکید دارند که هواداران  نظریۀ حزب وطن برای مصالحۀ ملی، که علیرغم شرایط طاقتفرسای سیاسی داخل کشور و علیرغم شرایط دشوارمهاجرت، حضور خود را در صحنۀ سیاسی بطور چشمگیری حفظ نموده اند و از حزب وطن و اندیشه و سیاست مصالحۀ ملی با پایمردی دفاع کرده اند، اینان هویت سیاسی خود را با حزب وطن پیوند میدهند؛ 

سپس مباحث جاری براین حقیقت تاکید دارند که همه رویدادهای سالهای گذشته،  پیوسته، دلایل تازه دربارۀ برحق بودن نظریه و سیاست مطروحۀ حزب وطن بدست دادند؛

بالاخره مباحث جاری براین حقیقت تاکید دارند که تغییراتی که رویدادهای سالهای گذشته درچارچوب وآرایش نیروهای سیاسی در کشور وارد آورده اند، تغییرات ساختاری واصولی هستند.  فاصله ها، جدایی ها، ازهم گسیختگی ها و سمتگیری های متفاوت بوجود آمده اند.
 

 ۱-  وضع حزب وطن همین اکنون چگونه است؟

   تصریح میشود که از هم پاشیدن حزب وطن، طوری که در سال ۱۹۹۲ بوقوع پیوست، معادل عدم حضور حزب در عرصۀ سیا سی نیست ودرطی سالهای گذشته شاخه های سیاسی درداخل وخارج کشور تاسیس شدند، که خود را ادامه دهندهءراه حزب وطن میدانند.  این شاخه ها درحالی که نام هاواسناد و تفسیرهای سیاسی شان دربارۀ مسایل جاری کشور،ونیز دربارۀ مسایل برنامه یی وسیاسی معطوف به اوضاع اصولاً جدید کنونی، ازهمدیگرمتفاوت است؛ ازین نظر وجه مشترک دارند که این شاخه ها میراث فکری و سیاسی دکتور نجیب الله را از خود میدانند.  فعالین واعضای حزب وطن که درین شاخه ها متشکل شده اند، با در نظرداشت شرایط ودرمقایسه با امکانات عملی وسیاسی ونظری خود، کاربزرگ و قابل ستایش انجام داده اند.

تصریح میشودکه این تنوع شاخه های سیا سی ذیربط به حزب وطن یک محصول  وضع  جاری بوده وبخودی خود یک چیز نادرست نیست

   آنچه نادرست است اینکه دربرخی ازین شاخه هادرحالیکه خود رامنسوب به حزب وطن میدانند،تمایل برای فاصله گرفتن ازنظریهءمصالحهءملی غلبه یافته است؛ در برخی ازین شاخه هاتمایل برای انحصارطلبی غلبه یافته است وبه رقابتهای  ناسالم درونگروهی  میدان داده شده است؛

   درنتیجه ضروری ترین چیز،یعنی مساعی برای هموارساختن راه هاوبکارانداختن ظرفیت ها به هدف تدارک کنگرهءنوبتی حزب وطن،تا بدانجا ناکافی بوده اند که هنوز هم نمیتوان گفت که چارچوب درست حرکت به  سوی کنگره بوجود آورده شده است؛   

ماباید اعتراف کنیم که درین تاءخیرهمه تقصیر داریم.
 

۲-  منظور ما از مراجعه به نجیب الله چی هست؟

منظورما ازمراجعه به نجیب الله، برخورد تجلیلی با نجیب الله نیست.

نجیب الله نقش ووظایف خود را درراه ختم جنگ واستقرارصلح و فراهم آوردن مقدمات ضروربرای عمران مجدد کشور،درمبارزه برای جلوگیری ازسقوط افغانستان درپرتگاه بنیادگرایی ،ودردفاع جانبازانه ازنوامیس وطن به جا آورده است.نجیب الله ازشخصیت های نادرسیاسی افغانستان است که یک تن تنها و به همت خود از دروازۀ تاریخ گذشته است و نیازی به اسم ورسم خاصی ندارد.

 نه نجیب الله به ما، بلکه ما به نجیب الله برمیگردیم.

   منظورماازمراجعه به نجیب الله، مراجعه به میراث فکری وسیاسی نجیب الله است. ماعقیده داریم که نجیب الله بنیاد گذاریک طرز فکر سیاسی نو برای افغانستان است.

    ماعقیده داریم که با پیروی ازطرزفکرنجیب الله راه درست حل مسایل مبرم و کنونی افغانستان را میتوان بدست داد.

   ماعقیده داریم که طرزفکرنجیب الله باید مبنا واساس فکرسیاسی وبرنامه یی ما قرارگیرد. درعرصۀ فکرسیاسی ما تا بدانجاحرکت میکنیم که به اصول فکری نجیب الله میرسیم.

   وجه تعریف ما به حیث وفاداران به حزب وطن همین است که ما به میراث فکری نجیب الله پابندهستیم.  مااین میراث فکری رابطورفشرده تحت عنوان نظریۀ مصالحۀ ملی میشناسیم .ما وابسته به حزب وطن هستیم ازآنروکهمصالحۀ ملی معرف طرزفکرما است؛
 

۳- راه به سوی کنگره را چگونه بگشاییم؟

   تصریح میشودکه مهمترین نارسایی که درهمه اسناد و ابرازنظرها محسوس است، عبارت ازین است که ماتاکنون دربارهء طرق ولوازم درست حرکت به سوی کنگرۀ حزب وطن بدقت نیاندیشیده ایم.

   شکل غالب کارما درینزمینه تا کنون این بوده است که ما شاخه های متعدد را به یکجا شدن فرا خوانده ایم،تا گویا ازینطریق حزب را احیا کنیم.

اینگونه کوششها سه نارسایی مهم دارند:

   یکی اینکه درین مدت عده یی از اعضای سابق حزب وطن به چارچوب پیش ازتاسیس حزب وطن، به چارچوب ح د خ ا، برگشت نموده اند.  عده یی این برگشت رابرگشت به حزب آغازین نامیده اند؛ وعده یی این برگشت رابرگشت به مارکسیزم راستین نامیده اند؛ عده یی این برگشت رابرگشت به خانوادۀ چپ خوانده اند؛این نادرست است؛

   کنگرۀ دوم  ح د خ ا  ،که همزمان کنگرهء موسس حزب وطن هم بود، اینچنینبرگشت ها راقاطعانه رد کرد.  کنگرۀ موسس، حزب وطن راپیرامون اندیشهء مصالحۀ ملی سازمان داد؛ کنگرۀ موسسمصالحۀ ملی را به حیث اندیشۀ سیاسی نوین خانوادۀ چپ مطرح کرد؛توسل به نظریۀء مصالحۀ ملی، به مثابۀ بدیل نظریۀ مارکسیستی، حاصل پنج سال مبازرهءحاد وشدید درونحزبی بود؛ کنگرۀ موسس مفهوم مصالحهءملی رابه منزلۀ مفهوم اصلی هویت سیاسی چپ نوافغانستان به پیش کشید؛

   عدم دقت درین زمینه به گمراهی درانتخاب همراهان مبارزۀ سیاسی آینده می انجامد؛عدم دقت درین زمینه راه را بروی عدۀ زیادی ازهموطنانی نیزمی بندد که حاضرهستند به پیروی ودفاع ازاندیشۀ مصالحۀ ملی وارد میدان مبارزۀ  سیاسی آینده شوند؛

دیگری اینکه این کوششها یکجا شدن شاخه های متعددحزب را،برکنگره تقدم داده اند.  این نادرست است؛

   حل مسئلۀ تشکیلاتی ازوظایف اساسی کنگرۀ حزب است.  کنگره مرجع قانونی وقانونیت دهنده است.  کنگره استقامت های عملی وبرنامه یی فعالیت سیاسی آینده را تعیین میکند؛ اساسنامۀ جدید حزب راتصویب می کند ؛ مقامات رهبری کنندهء جدید حزب راانتخاب میکند؛ کنگره است که برتعدد و تفاوت درمیان شاخه ها نقطۀ پایان میگذارد واساسات وحدت مجدد همه شاخه ها را بدست میدهد.  هنگامی که آمادگیها برای تدارک کنگره به پختگی رسیدیک کمیسیون تدویر کنگره تاسیس خواهدشد؛ واین کمیسیون امورسازمانی مربوط به تدویرکنگره راهماهنگ خواهد ساخت.

   مهمترازهمه اینکه ماتا کنون بدقت کامل روشن نکرده ایم که کنگره تنها، واساسا، یک اجلاس تشکیلاتی نیست.  وظیفه وهدف و دستاورد هرکنگره عبارت ازگشودن میدانهای جدید برای فکرسیاسی وازینطریق گشودن میدان های جدید برای اقدام سیاسی است.  هرکنگره یی که به تکرارگذشته می پردازد، از همان آغازمحکوم به نابودی است؛چنین چیزی هرچی هست، کنگره نیست؛ 

    درین رابطه درمفهوم میراث فکری نجیب الله دقیق میشویم؛

   منظورما ازمفهوم میراث فکری نجیب الله آن مجموعۀ ازاندیشه هایی است که درشرایط مبارزۀ دشوارسیاسی بمنظورتغییرمسیرحوادث درافغانستان بسوی صلح وعمران مجدد، شکل گرفتند.  مهم اینست که بخاطر بیاوریم که این مجموعۀ اندیشه ها، همزمان، محصول یک مبارزهء دشوار و پیچیدۀ درونحزبی نیزبودند.  ح د خ ا  درمیان سال های  ۱۹۸۵ تا ۱۹۹۰ به میدان یک مبارزهء جدی و فراترازان خشن سیاسی وفکری درمیان دوطرف مبدل شد:

   یکی آن عده یی که تلاش داشتند درمتن جنگ جاری زمینه ها وتمایل ها برای گشودن میدان ها برای جنگ های جدید را فراهم کنند؛

   ودیگری آن عده یی کهدل شان برای صلح می تپید؛

   نجیب الله درجریان مبارزه برای صلح به یک طرزفکرسیاسی جدید رسید.  نجیب الله به پیروی ازهمین طرزفکرجدید توانست که به مسا یل سیا ست عملی در همانوقت پاسخهای جدید ارایه کند.نجیب الله درگذاربه این طرزفکرجدیدسیاسی نه ازمقیاسهای شرایط مشخص سیاسی، بلکه ازمقیاسهای تکوین نظری وفلسفی سیاسی متابعت کرد.  ازین طرزفکرجدید سیاسی ما تحت عنوان اندیشهونظریۀ مصالحۀ ملی یادمیکنیم.

   این طرز فکرجدید دارای مبانی ومشخصات فلسفی سیاسی است.  این طرزفکرجدید دومین دستگاه فکرسیا سی افغانی، پس ازمشروطه، را در اختیارما می گذارد؛ این طرزفکرجدید حاصل زحمات متفکران افغانی است وریشه های آن را در میراث دورۀ مشروطه و دورۀ ما قبل ازتا سیس ح د خ ا باید جست.  نجیب الله این میراث را درنظریۀ مصالحۀ ملی، از نو، جمعبندی کرد.

   وقتی ما ازمراجعه به میراث فکری نجیب الله سخن میگوییم، منظورما مراجعه به همین طرزفکر فلسفی  سیاسی است.

   اینک مسئلۀ اساسی اینست که این طرزفکرفلسفی سیاسی، مانندهرطرزفکردیگر فلسفی سیاسی، پاسخ های آماده برای مسایل برنامه یی وعملی فعالیت سیاسی بدست نمیدهد.  این پاسخ ها باید به پیروی ازین طرزفکراستخراج شوند.  این یک کاربسیار پیچیدۀ نظری است وبرای انجام این کارباید به هرسه بدرستی دسترسی داشت:  
هم
به فلسفۀ سیاسی بطورکل؛ هم به تاریخ تکوین فکرسیا سی درافغانستان در قرن  بیستم؛  و هم به این طرزفکرفلسفی سیاسی که نجیب الله عرضه کرد، بطورخاص؛

   درغیاب چنین کاری،تلاش برای تدویرکنگرۀ نوبتی حزب وطن یک تلاش ناکام و بیهوده است.  معضل اصلی شاخه های متعدد ذیربط به حزب وطن  اینست که توجه نکرده اند که  وظیفه یی که در رابطه با تدویر کنگرهء نوبتی حزب وطن در برابر ما قرار دارد، اساسا، یک وظیفۀ فلسفی سیاسی است؛ وآنها چنین وظیفه یی  را در برابرخود قرارنداده اند؛

   حاصل یک کوشش فلسفی سیا سی و نظری برای تبیین اوضاع موجود کشورو وظایف مادرین اوضاع،به پیروی ازطرزفکرنجیب الله، عبارت از یک سند برنامۀ جدید است.  این سند است که نیرو های جدیدی را برای تحقق اهداف جدید واجرای وظایف جدید درعرصهء سیا سی میتواند بسیج سازد.  کنگرۀ حزب وطن فقط ازطریق تقدیم وتصویب چنین یک سند برنا مه یی است که میتواند به یک اقدام جدید درعرصهء سیا سی افغانستان مبدل گردد وبه چنین یک اقدام   سیا سی فرا بخواند.

   درکاربرای تدویرکنگره توجه به همین مسا له اهمیت کلیدی دارد.
 

 ۴-  حزب، و نام حزب آینده چگونه است؟

   درین رابطه دونظر بوجود آمده است:عدۀ وسیعی ازاعضا وفعالین حزب وطن بر این عقیده هستند که نام حزب آینده باید حتما حزب وطن باشد.  این عده درتحت شرایط توانفرسای اختناق طالبی، وهم اکنون،دردرداخل کشورو درتحت شرایط دشوارمیانسیاسی درمهاجرت ازهمین نام وعنوان دفاع کرده اند و این نام برای ایشان معادل با یک موضعگیری سیا سی است که با چگونگی انکشافات سیا سی کشورطی دو دهۀ گذشته پیوند ذاتی دارد؛

   عدۀ دیگری به این عقیده اند که حزب گذشته را نمیتوان احیاء کردوما بهرحال باید یک حزب جدید تاسیس کنیم ؛

درین رابطه باید به چند نکته اشاره کرد:

   اول اینکه ازهم پاشیدن حزب وطن، درچارچوب ازهم پاشیدن حاکمیت آنزمان صورت پذیرفت.  نیروهای متفاوتی که درین حزب تجمع کرده بودند درطی انکشافات سیا سی دودهۀ اخیربه راه های متفاوتی رفته اند.  نه همه همراهان قدیم به راه حزب وطن میروند ونه ما حاضرهستیم با همه همراهان قبلی برویم.

   ما به راه مصالحهء ملی میرویم.ماباهمه آنانی میرویم که  نظریهء مصالحهء ملی را مبنای نظری موضع سیا سی خود در افغانستان کنونی میدانند.

   درنتیجه یکی ازمهمترین وظایف کنگرهءنوبتی حزب وطن اینست که ،برعکس، تکلیف مارابا بخشی ازهمراهان قبلی روشن کند.  یعنی حزب آینده نه تنها نمیتواند، بکه ازنظرما نباید به لحاظ ترکیب همان حزب قبلی باشد.

   پس این سخن که حزب  نه تنهااز نظربرنامه و اسا سنامه،بلکه همچنان از نظرترکیب همان حزب قبلی نیست و نمیتواند باشد - و بنابران هرحزبی که ما امروز بسازیم اصولایک حزب جدید است -؛ با این سخن که نام حزب  باید حزب وطن با قی بماند، تعارض مضمونی ندارد.

   این دو نظراصولا درمقابل هم قرار ندارند. این دونظر اسا سا بیان دو جهت یک واقعیت هستند.

   دوم اینکه مابایدبه این پرسش، پاسخ دقیق بدهیم که منظور ما از دوباره سازی حزب وطن چیست؟ یعنی ما دقیقا چه چیزی را میخواهیم دوباره بسازیم؟

   درین رابطه ما از مدل حزب وطن سخن میگوییم.منظورما ازین سخن چیست؟

پیش ازتاسیس حزب وطن ما درافغانستان چند مدل حزب سیا سی داشتیم:

   یکی مدل احزاب چپی عنعنوی: این مدل برنظریهءمبارزهء طبقاتی و برنظریۀ انترناسیونالیزم پرولتری متکی بود؛

   دیگری مدل احزاب اسلامیستی: این مدل بر نظریهء امت اسلامی وانترناسیونالیزم اسلامیستی متکی بود؛

   چند حزب دیگرنیزبودند که براساس شعارهای سیاسی خودمتمایزمیشدند؛

   حزب وطن به لحاظی یک پدیدهء جدید سیا سی بود؛ ونیزامروزما به لحاظی برای اعادۀ آن تلاش میکنیم ،که یک مدل اساسا جدید حزب سیا سی برای افغانستان رابه پیش کشید.  این مدل براسا س مفهوم امرهمگانی، براسا س مفهوم همه افغانها تاسیس شد.  تاسیس این مدل حزب سیاسی بیا ن یک تغییر اصولی در موضع چپ افغانی بود.  درست این چنین یک مدل حزب سیا سی بود که قادر و مستعد به این بود که به پیروی ازمصلحت همگانی افغانها وارد اقدام سیا سی شود وبرای تاسیس صلح وعمران مجدد افغانستان برای بسیج همه افغانها بکوشد.و این ازانجا که  مفهوم صلح یک مفهوم استثنا ناپذیر است و بر مفهوم همه متکی است.  ما به دلیلی امروز برای دوباره سازی این مدل حزب اقدام میکنیم که معتقد هستیم مسایل کنونی افغانستان کماکان، وصرفا، برمبنای مفاهیم همگانی میتوانند حل شوند، ونه برمبنای مفاهیم فرقه یی ومنطقوی.

   پس تلاش مامعطوف به این است که مطابق به مدل حزب وطن ،یک حزب سیا سی بسازیم. مفهوم مدل درینجا به حیث مقیاس کار ما مطرح است.  چنین یک حزب ازین جهت که مطابق به مدل حزب وطن دایر میشود،همان حزب قبلی است؛ وازین جهت که اهداف برنامه یی وساختار اساسنامه یی، ونیزترکیب جدید دارد، یک حزب جدید است.

   سوم اینکه وفاداری و پایداری اعضا و فعالین حزب نسبت به نام حزب وطن شایستۀ ستایش و اعتنای جدی است.  اما تصریح میشودکه تصمیم درینباره که نام حزب چی باید باشد، ازصلاحیت های کنگره است.یعنی این بحث که نام حزب  چی باشد از شرایط و از پیششرط های رفتن ما به سوی کنگره نیست، بلکه از مسایلی است که خود کنگره باید آن راحل و فصل کند.

   ما بدون هیچگونه تردیدی حزب را براساس مدل حزب وطن دوباره میسازیم؛ اما دوستانی که عقیده دارند نام حزب وطن، هم، بایدحفظ شود؛ ودوستانی که عقیده دارند حزب جدید باید یک نام جدید داشته باشد؛هر دو آمادگی بگیرند که برای بدست آوردن اکثریت آرأ درکنگره وارد مبارزۀ فعال سیاسی شوند.
 

  ۵-  اعضا و فعالین حزب وطن همین اکنون چی کنند؟      

دوستان عزیز!

   حرکت ما به سوی کنگرهء نوبتی حزب مستلزم کارمتمرکز و تشدیدی است.  زمان وفرصت های زیادی که تلف شده اند، باید جبران شوند.  باید درزودترین مهلت ممکن وظایف محوله به انجام برسند ومقدمات تدویرکنگره فراهم گردد؛

دووظیفۀ اصلی معطوف به تدویر کنگره بدوش ما قرار میگیرد:

   - برای تدوین مبانی فکری و برنامه یی فعالیت سیاسی ما درشرایط اصولا جدید سیا سی درافغانستان، باید کارشود؛    

   - برای تقویت وتحکیم تفاهم وهمگرایی درمیان شاخه های تاکنون موجودحزب در داخل وخارج کشورباید فعالیت شود؛

   اعضای حزب وطن که تا کنون به هیچکدام از شاخه های موجود نه پیوسته اند، ونمی خواهند بپیوندند، باید کمیسیون های مستقل حزبی ایجاد کنند وازینطریق واردعرصۀ کارومبارزه برای تدویرکنگره شوند.  ضوابط ساختاری این کمیسیون ها بوسیلۀ خود آنها تعیین میشوند.

   همزمان کاملا بدیهی است که این واقعیت که حزب وطن برای تدویر کنگرهءنوبتی خود آماده میشود، به حیث یک واقعیت مهم سیاسی حسا سیت ها و حسادت های زیادی را برخواهد انگیخت.

   با تاکید براین حقیقت ،همه اعضای حزب وطن به هوشیاری اکید سیاسی فراخوانده میشوند.  به هیچگونه تفتین، ازجانب هرکسی وبا هرعنوانی که باشد،راه ندهید. استوارومطمین به سوی کنگرۀ نوبتی حزب وطن حرکت کنید.  نظریات تان را پیرامون مسایل حزب آینده به سایت انترنیتی پیام وطن بفرستید.  درسایت انترنیتی پیام وطن برای این منظور یک بخش جداگانه درنظر گرفته شده است.  یک گروه کاری موءظف شده است که به همهء این نظریات توجه اکید منظور بدارد.

زمان منتظر حضور مجدد شما است!

آینده با اندیشۀ مصالحۀ ملی است!

___________________________________

 >>> نظریاتِ اعضای حزب<<<

نظریاتِ تانرا میتوانید به آدرس ذیل بفرستید:
payamewatan@yahoo.com

 

>> بازگشت به صفحۀ اصلی <<