شب های بی انجام

مرا ای هوش یاری کن درین پهنای بی انجام
رهایی ده مرا باری ازین رویای بی انجام

 طلاطم میکند اشکم چه عصیانی عجب شوری
زساحل عمرها دورم درین دریای بی انجام

 ګهی خاموش ومدهوشم ګهی پیمانه بردوشم
ګهی ارام چون ساحل ګهی ګرمای بی انجام

 نګاه مهتاب ساقی وغم ها دانه انګور
اجاق دل چو مینایی شب تنهای بی انجام

 صدا زنجیر بی درد وهوس پا بر رکاب عمر
جنون مشق دوام دارد درین غوغای بی انجام

 به هر نقش قدم تصویر زنجیر است وفریادی
خرد ګم کرده راهش را درین صحرای بی انجام