نا تکمیل

 تنها
من
کنار دریاچه
نسیم سرد
خاطرات مرده
نمیدانم
از کجا آغاز کرد
از آن لبخند
یا از آن ملال
از مهربانی تو
یا از ستم تقدیر
از دسته گل یادها
یا از گلهای روی مزارت؟

قصهء تمام
حکایتی تلخ
طول شبها
سپیدهء سرد
با کی گویم
این غزل نا تمام را

شعر نا تکمیل
سرودهء غم انگیز
که هر بیتش

رگهای مردهء اندوه را حیات میبخشد

پر پر اوراق دفترم را
در این دریاچه میافگنم
تا این چشمهء زلال
درد مرا تا تو رساند
.

بیبین چی گونه
در اشک و اندوه

دستم را رها کردی

من
بی تو
یک تصویر نا تکمیل
 
که در ویرانه
از یاد رفته
من نا تکمیل
هستم
آری نا تکمیل

 13.03.07
 Khatol.Momand