هنوز

این دو شاخه ارغوان
یادگار عشق تو در دست خود دارم
هنوز

شامگاه وصل
منتهای جادهء خالی
انتظار دارم
هنوز

من نمیدانم مگر آرمان
آنی کلبه سرد دلم خالی نمیسازد
باز رویای ز دنیای فسون ها
آهسته-آهسته

 
در پس مژگانهایم
جال میبافد

گرچه میدانم  جز رویا
چیزی بیش نیست
ولی
امید نمیبازم

ارغوانها را هنوز
در دست خود دارم
تا تو از راه سر رسی

باغی زگلهای وفا
در قدمهایت فرش خواهم کرد

آری
دیده بر راهم
هنوز

 

Khatol.Moamnd
14.04.07