فلسطینِ قشنگِ من

 

مسلمان جان، دلت ازپاره ي سنگ است یا آهن؟

که با چشمان بسته می نویسی حکم مرگ من!

 

به نازت می بری دل را به قهرت میزنی آتش

بپایت می کشانی ام گهی در مصر و گه  آتن

 

میان مصر چشمانت مرا  آواره  میسازی

برای قامت من می بری ازشعله پیراهن

 

 نمیدانم، مگر تقصیر من شاید همین باشد!

که لبهای تورا بنوشته ام انگور کهدامن

 

بهاری شو  که  بشکوفد  گل سرخ  غزلهایم

بریزد درقدمهای شما  خرمن سَّّرِ خرمن

 

     ****

 

فلسطین قشنگ من،  منم حماس چشمانت

که درمن شعله های انتحاری می کنی روشن

 

 وانشبورگ  ۲۳/۸/۲۰۰۶