کنار رود میرقصد غزل  دریاد روی تو

پرستو می تپد یک آسمان درجستجوی تو

 

کدامین ابر پاشیده خیالت را دراین ساحل!

که ازامواج دریا می تراود عطر و بوی تو

 

بیایی ماه روشن را برایت  وام میگیرم

در ابعاد دل عاشق  بیاویزم  به موی تو

 

بیایی تا تقاطع سپیده با تو خواهم رفت

تمام  جاده ها را پا بپای  آرزوی تو

 

به لبهایت اگر جاری شود شعر قشنگ من

بگیرم ازهلال  ماه نو  طوق گلوی تو

  

دلم را درمیان پرنیان شعر پیچیدم

شبی نذرسرت کرده فرستادم به سوی تو

 

۲۷/۱۰/۲۰۰۶ گوتمبورگ