www.payamewatan.com
     
 

فقیر محمد ودان

فریدریشس دورف ـ جرمنی،
 پنجم اگست ۲۰۰۶

به پیشواز دهمین سالگرد شهادت دوکتور
 نجیب الله رئیس جمهور اسبق افغانستان 
                                        

 

تدوین سیاست مصالحه ملی: شاهکار دوکتور نجیب الله

 

      مردم افغانستان خاطرات شهید دوکتور نجیب الله و یاد او را گرامی میدارند، زیرا این ابر مرد تاریخ معاصر افغانستان، اساسات شاهکارسیاست مصالحه ملی راـ با بهره گیری از خرد ملی و با نقد شجاعانه گذشته ح.د.خ.ا و نفی فلسفی آن ـ تدوین و آنرا در یک پروسه دشوار و پر از فراز و نشیب و اوضاع بحرانی، در تمام عرصه های حیات اجتماعی ـ اقتصادی، عمق و غنا بخشید. این سیاست با اتکا بر منافع ملی، اهداف اساسی چون: خروج قطعات نظامی متجاوز خارجی از کشور، ختم جنگ وتامین صلح عادلانه سرارسری وطنی، تحکیم وفاق ملی، حل معقول مسئله مهاجرین افغانی و برگشت باعزت آنان به کشور، اعمار مجدد و انکشاف اقتصادی ـ اجتماعی افغانستان، ترویج حیات مدنی معاصر ـ متکی بر اساسات انساندوستانه دین مقدس اسلام، عنعنات پسندیده ملی، ارزسهای عام بشری منجمله معیارهای قبول شده جهانی حقوق بشر، پلورالیزم سیاسی و اقتصاد بازار ازاد ـ همچنان روابط نیک با کشورهای جهان بخصوص کشورهای همسایه و مسلمان با در نظرداشت منافع ملی کشور و غیر نظامی ساختن افغانستان را که می باید  با تضمین های معتبر بین المللی همراه می بود، در برابر خویش قرار داده بود.

    بنابرین سیاست مصالحه ملی سیستم از نظریات مرتبط و بهم پیوسته در تمام عرصه های اجتماعی ـ اقتصادی  برای حل ابعاد داخلی و خارجی معضلات متراکم افغانی، در یک مرحله معین است. در اسناد اساسی ح.د.خ.ا و بعد حزب وطن و همچنان در بیانیه های متعدد دوکتور نجیب الله، سیاست مصالحه ملی بعنوان مشی ستراتژیک حزب خوانده شده که انجام وظایف مطروحه در این سیاست یک مرحله یا یک دوره خاص انکشاف اقتصادی ـ اجتماعی را در بر میگیرد.

    در گزارش اساسی کمیته مرکزی  به دومین کنگره ح.د.خ.اـ که توسط دوکتور نجیب الله قرائت گردیدـ چنین آمده است: دومین کنفرانس سراسری ح.د.خ.ا مشی مصالحه ملی را بحیث مشی ستراتژیک حزب اعلام داشت...(۱)

    همچنان درپراگراف اول عرصه سیاسی مرامنامه حزب وطن ، درین زمینه چنین  میخوانیم : سیاست مصالحه ملی مشی ستراتژیک و معرف طرز تفکر حزب وطن است. حزب اهداف مصالحه ملی را در همه عرصه های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در نظر داشته ، محتوای آنرا برمبنای معتقدات اسلامی، وطندوستی و سنن پسندیده مردم و تجارب سیاست عملی، انکشاف و تعمیم میبخشد.(۲).

    به همین ترتیب دوکتور نجیب الله خطاب به اشتراک کنندگان اولین جلسه وسیع رهبری احزاب و سازمانهای سیاسی کشور که بتاریخ ۱۱ سنبله ۱۳۶۷ دایر گردیده بود، میگوید: ما نباید هدف اساسی استراتژیک نظام ما یعنی سیاست مصالحه ملی را فراموش کنیم. اگر آنها جنگ را بالای ما تحمیل میکنند ما به نوبه خویش باید سیاست مصالحه ملی را بالای آنها تحمیل کنیم. برای این کار ظرفیت ها و امکاناتی وجود دارد که تا اکنون از آن استفاده بعمل نیامده است.(۳)

   مرامنامه حزب وطنوظایف جدید حزب را تدوین شده در چوکات یک سیاست کیفیتاً نوین، یعنی مشی مصالحه ملی میخواند. با در نظرداشت این اصل در پراگراف دوم عرصه اقتصادی و عمران مجدد مرامنامه حزب وطن  میخوانیم که :عمران مجدد افغانستان یک دوره خاص انکشاف اقتصادی ـ اجتماعی را در بر میگیرد(۴).

    همچنان در گزارش کمیته مرکزی ح.د.خ.ا به کنگره دوم حزب در رابطه به طرح مرامنامه حزب وطن، چنین آمده است:طرح  معطوف به برآورده شدن اهداف عمومی ملی در مرحله کنونی است که مشخصه اصلی آنراگذار از جنگ به صلح و اعمار مجدد کشور تشکیل میدهد. (۵).

    بنابر چنین درکی بود که دوکتور نجیب الله ، به ادرس طیف های مختلفِ اپوزیسیون آن وقت، گله کنان مطرح میکرد: ... راهی  که طی پنج سال در جهت تحقق این سیاست پیموده شد، پر از دشواری ها و فرازو نشیب ها بود. یک تعداد نیروهای طرف مقابل سیاست مصالحه ملی را بشدت رد کردند، برخی دیگر سیاست مذکور را برخورد تاکتیکی پنداشتند...(۶)

   مصالحه ملی سیاست بزرگ بود و است، زیرا تا اکنون نیز، نه تنها برای حل معضلات افغانی کارایی دارد، بلکه در جهات اساسی، برای حل معضلات همسان، در سایر کشورها بکار رفته و اعتبار جهانی یافته است.  بنابرین منطقی  است  بپذیریم، که سیاست مصالحه ملی،  مانند هر سیاست بزرگ، دارای ابعاد استراتیژیکی و دراز مدت و تاکتیکی و کوتاه مدت، است.    

   اهداف دراز مدت و استراتیژیک، همچنان کوتاه مدت و تاکتیکی سیاست مصالحه ملی را می باید در معانی و تعریف دقیق و علمی مفاهیم مصالحه و ملی و همچنان در رابطه این دو مفهوم با همدیگر طی پروسه دوامدار تکوین آنان،  جستجو نمود. مصالحه به معنای صلح کردن است و تعریف علمی از مفهوم صلح  با تلقی ساده و عامیانه نبود جنک تفاوت اساسی دارد. بنابرین: صلح نتیجه پروسه طویل المدتی است که از حدود صرفاَ خاموش ساختن فزیکی تفنگ ها فراتر میرود و نه تنها ریشه کن نمودن عوامل تاریخی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی  جنگ را ، بلکه وظایف دراز مدت اعمار صلح و تدابیر برگشت ناپذیر گردیدن جنگ را، نیز شامل میگردد.  بنابر چنین درک بود که شهید دوکتور نجیب الله تاکید مینمود: هدف مصالحه ملی صرفاً محدود به قطع جنگ نبوده بلکه این یک مشی کاملِ استراتیژیک است که متوجه سازماندهی مجدد زندگی ملی ما درعرصه های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، انسانی و اسلامی میباشد(۷)

    اعمار صلح مجموعه تدابیر و اقدامات فزیکی، اجتماعی و ساختاری را شامل میشود که از بروز مجدد منازعه جلوگیری نموده و عوامل آنرا از راه نوسازی (مثلاَ نوسازی  ساختارهای سیاسی، قضایی، اجتماعی و فرهنگی که خصلت ضد دموکراتیک داشتند) و بازسازی (مثلاَ احیای مجدد ساختارهای فزیکی که در جنگ تخریب گردیده اند) همچنان احیای نظم و قانون، تامین ثبات اجتماعی و اقتصادی، تضمین حقوق و آزادی های اتباع، رعایت حقوق بشر، و... را شامل میگردد. فلیپ کاروین  اعمار صلح را اصطلاحی میخواند که جدیداَ بوجود آمده و احتمال دارد [در صورت عدم تداوم جنگ و کارایی دستگاه دولتی بمثابه وسیله عمده جهت تعمیل و رهبری این پروسه، که این هردو اکنون مورد سوال اند ـ ودان] در اولین دهۀ قرن بیست و یکم در افغانستان پیاده شود. بگفته او اعمار صلح فعالیت های را شامل میگردد که: دور از ساحه جنگ غرض تجدید مبانی صلح و تهیه وسایل ساختمان آن مبانی، در عدم موجودیت جنگ صورت میگیرد.(۸)

    یکی ار وظایف اعمار صلح، پروسه خلع سلاح  جنگجویان سابق و بازگشت آنان نه تنها به زندگی صلح آمیز، بلکه زایل نمودن روان حالت جنگ در نهاد آنها و درمجموع جامعه  می باشد. در غیرآن جوانب در گیر قبلی به نظامی گری عادت کرده  و طبیعی است که در جریان تطبیق روند اعمار صلح، اکثراَ آنهائیکه درک و اعتقاد کمتر به مصالح و منافع ملی و معقولیت پروسه اعمار صلح دارند، فکر میکنند که در تداوم این پروسه، موقف  و اعتبار سیاسی و اجتماعی شانرا از دست میدهند، بنابرین بعید از امکان نیست که بخاطر حفظ منافع و امتیازات شان اوضاع حالت جنگ را حفظ و یا وقوع رویارویی های تازه را ناگزیر سازند (حالتی که در آستانه تحقق پلان صلح  پنج فقره یی سرمنشی ملل متحد در حمل ۱۳۷۱ در افغانستان تبارز و تا اکنون چون دایره شیطانی ادامه دارد).

    از لحاظ جامعه شناسی، ملت محصولی سطحی از رشد و نضج نظام اجتماعی است که با پیمودن مراحل و مدارجی از تکامل اجتماعی، تاریخی، فرهنگی و اقتصادی بر مبنای مشترکات باهمی گروه های اتنیکی در یک جفرافیای مشترک، بوجود می آید. لازمه پروسه عینی شکل گیری ملت بیش از همه حضور مشترکات قویاَ گره خورده اجتماعی ساکنین یک سرزمین می باشد. هرگاه منافع تاریخی، فرهنگی و اقتصادی افراد این اجتماع در قوانین و میثاقها، بصورت فرا تباری بطورعادلانه و دموکراتیک حل گردد و زمینه ها برای تبارز بی عدالتی، غصب حقوق گروه های اجتماعی، بمثابه مصدر و منشۀ انگیزه های واکنشی و عکس العمل های تلافی جویانه وجود نداشته باشد، آنگاه مردم در محور خواستها و اهداف مشترک شان بسیج میشوند و این خواست ها و تمایلات جمعی آنان، فراتباری و ملی میگردد.

    پروسه تکوین صلح یعنی برقراری صلح، حفظ صلح و اعمار صلح (۹) در یک کشورِ مصاب به جنگ داخلی، با پروسه تکوین ملت که به علت جنگ مختل گردیده، می باید موازی و مرتبط به هم در نظر گرفته شود.  گذار از فرهنگ جنگ به فرهنگ صلح مستلزم کار دراز مدت، وسیع و برنامه ریزی شده از طرف دولت ملی است.  درین تلاش علاوه بر اجرای اموری که گروه های متخاصم را به یکدیگر نزدیک میکند و روحیه تعاون ومشارکت جمعی آنان را تقویت مینماید، باید از هرگونه اقدام و تحریکاتی که پراگندگی آنان را تشدید مینماید و به اتحاد ملی آنان لطمه میزند، احتراز کرد. کاری که هم اکنون متأسفانه بوسیله عده یی از روشنفکران؟؟؟ ما یا ناخود آگاه و یا هم دستوری، برخلاف منافع ملی کشور، صورت میگیرد.

       بنابرین سیاست مصالحه ملی سیاست صلح کردن (سیاست برقراری صلح، حفظ صلح و اعمار صلح) و ملی است.  بخاطر ملی است که از یک جانب فرا قومی و فرا سمتی است و منافع ملی را در نظر دارد و از جانب دیگر در بستر خواستها و ضرورتهای ملی زاده شد، رشد کرد و غنا یافت و همچنان بر مختصات و ممیزات و ارزشهای ملی و افغانی اتکأ نمود. دوکتور نجیب الله مبنای سیاست مصالحه ملی را با درس گرفتن از حقایق زندگی جامعه ما آنطوریکه واقعاً است نه آنطوریکه تصور میشود میخواند و آنرا ثمرۀ تجارب، استعداد و خلاقیت توده های حزبی و ارادۀ همه وطندوستان افغان میدانست.(۱۰)او تاکید میکرد که این سیاست کرکتر ملی، اسلامی، افغانی و عنعنوی خود را دارد .در عین حال او با اتکا به این کرکتر، خاطر نشان می ساخت که سیاست مصالحه ملی بدون شک تفاهم بین المللی را هم در نظر میگرفت و می گیرد(۱۱)

      شهید دوکتور نجیب الله با چنین برداشتی، سیاست مصالحه ملی را برحق سیاست بزرگ و مشی استراتیژیک میخواند و برای تدوین اساسات، غنا و تعمیل آن آگاهانه و علمی برخورد مینمود. او قبل از همه علل و عوامل جنگ را در تمام عرصه های اجتماعی ـ اقتصادی کشور تشخیص و برای رفع آنها تدابیر اتخاذ وبعد شیوه ها ، وسایل و ساختار های تعمیل این تدابیر را مشخص ساخت. او در هرسه استقامت فوق به نظریات مردم مراجعه و به اساسات دین مقدس اسلام، سنن، عنعنات، مختصات و ارزشهای افغانی اتکا نمود. او متوجه شد که این معضلات دارای ابعاد داخلی و خارجی بوده  و ریشه های عمیق تاریخی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی دارند که رویداد های سالهای اخیر صرف زمینه های تبارز بحرانی آنها را مساعد ساخته است. بنابرین حل ریشه یی و صادقانه این معضلات در هردو بُعد آن نه صرفاً با اقدامات تاکتیکی و کوتاه مدت بلکه با تدابیر بلند مدت و استرا تیژیک ممکن و میسر میگردد.

      استعداد استثنایی دوکتور نجیب الله درین بود که او بادرنظرداشت واقعیت های فوق اساسات سیاست مصالحه ملی را طرح و آنرا بمثابه یک سیاست زنده و پویا (نه دُگم و محجر) پیوسته غنا بخشید و به وسیلۀ مؤثر دستیابی به اهداف مطروحه میدل نمود، چیزیکه جوهر این سیاست است و می باید پیوسته آنرا در نظر داشت.


ادامه دارد...

 

یادداشت ها:

۱ـ بیانیه اساسی مذکور، مجموعه: بخشی از بیانیه های شهید دوکتور نجیب الله در رابطه به مشی مصاله ملی، نشر شده به مناسبت سومین  سال شهادت او، گردآورنده : عده یی از افغانهای مهاجر مقیم دهلی، چاپ: دهلی جدید، سال ۱۹۹۹، صفحه ۱۳۴.

۲ـ همانجا، صفحه ۳۲۰.

۳ـ برگرفته از مجموعه: استراتیژی حزب وطن:دیدگاه ها و مواضع، نشر شده به مناسبت هشتمین سالگرد شهادت دوکتور نجیب الله، ترتیب کننده گل خان اکبری، محل چاپ: دهلی جدید، سال چاپ ۲۰۰۳، صفحه ۹۳.

۴ ـ مؤخذ اول، صفحه ۳۲۱.

۵ ـ مؤخذ اول، صفحه ۱۵۱.

۶ ـ بیانیه دوکتور نجیب الله در مجلس شورای ملی ، مؤرخ ۳ میزان ۱۳۷۰، مؤخذ اول، صفحه۲۵۳.

۷ ـ بیانیه دوکتور نجیب الله به مناسبت چارمین سالگرد مشی مصالحه ملی، مؤرخ ۲۵ جدی ۱۳۶۹، مؤخذ اول ، صفحه ۱۸۱.

۸ ـ فلیپ کاروین، کتاب سرنوشت غم انگیز در افغانستان، ترجمه حکیم سروری، چاپ سال ۱۳۸۴، صفحات ۴۶ و ۴۷.

۹ ـ برای توضیح بیشتر این مفاهیم مراجعه شود به مقاله وزمین محترم خلیل الله زمر، تحت عنوان یادداشت ها و برداشت ها از مفهوم صلح نشر شده در شماره اول مؤرخ سرطان ۱۳۸۴( جون ۲۰۰۵) جریده سوله نشریه حزب ملی فعالین صلح افغانستان.

۱۰ ـ بیانیه اساسی کمیته مرکزی حزب در کنگره دوم ح.د.خ.ا، مؤخذ اول صفحه ۱۳۳

۱۱ ـ بیانیه دوکتور نجیب الله در اجلاس  شورای ملی افغانستان، مررخ ۳ میزان ۱۳۷۰، مؤخذ اول صفحه ۲۵۷.

 

>> بازگشت به صفحۀ اصلی <<