www.payamewatan.com
     
 

فقیر محمد ودان

سیاست مصالحۀ ملی : شاهکار سیاسی تحت ذعامت دوکتور نجیب الله
 مقالۀ چهارم:

تجلای د ین مقدس اسلام در سیاست مصالحۀ ملی
( بخش دوم )
 

    بر بنیاد اسناد متذکره یعنی قانون اساسی آن وقت افغانستان، مرامنامه و اساسنامه حزب وطن ـ که در بخش اول این مقاله توضیح گردید ـ ساختار های اجرائیوی و سیستم های نظارت بر چگونگی اجراآت آنان تشکیل و پیوسته تکمیل گردیده و  اجراآت آنها به مرور زمان غنا می یافت. اینک به توضیح آنها میپردازیم.

اول ـ در دولت جمهوری افغانستان:

   در تمام سطوح ارگانهای دولتی (مرکزی و محلی) علما و دانشمندان علوم اسلامی جایگاه شایستۀ شان را احراز نمودند. از جمله:

   ـ  در شورای انقلابی که قبل از تاسیس پارلمان افغانستان، عالی ترین ارگان رهبری کننده دولت محسوب میگردید،  بعد از اعلام سیاست مصالحه ملی ۱۱ تن از علمای جید کشور عضویت حاصل نمودند، همچنان آنان  در شورا های محلی ارگانهای قدرت دولتی نیز سهم شایسته داشتند. دوکتور نجیب الله در جلسه وسیع علما و روحانیون افغانستان مؤرخ دهم حوت ۱۳۶۶ در زمینه چنین گفتند: در سالجاری حقوق سیاسی علمای دینی و روحانیون بیشتر از پیش توسعه یافت. همین اکنون در ترکیب شورا انقلابی جمهوری افغانستان که وظایف خود را تا انتخاب وکلا و فعالیت شورای ملی پیش می برد، ۱۱ تن روحانیون کشور، عضویت داشته و در ترکیب شورا های محلی ارگانهای قدرت دولتی ۱۰۹۲ تن از علمای دینی عضویت دارند. یک تعداد از علمای دینی بحیث والیان یا روسای کمیته های اجرائیه شورای نمایندگان مردم ولایات، ولسوالی ها و علاقه داری ها انتخاب گردیده اند . (۱۲)

   بعد از انحلال شورای انقلابی ـ چنانچه رئیس جمهور افغانستان در بایانیه خویش خطاب به اعضای لویه جرگه تصویب قانون اساسی (۱۳۶۶) وعده داده بود ـ در چوکات ریاست جمهوری، شورای مشورتی اسلامی متشکل از علمای بزرگ کشور ایجاد گردید. این شورا رئیس جمهور را در تمام امور بر اساس شریعت اسلامی مشوره میداد.  بدین طریق اجراآت دولتی از عالیترین مقام قدرت دولتی یعنی ریاست جمهوری مطابق به اصول دین مبین اسلام تنظیم میگردید.  چنین ساختاری قبلاً در کشور ما وجود نداشت.

   افزون بر آن در چوکات دستگاه اداری ریاست جمهوری، ریاست امور دینی و مذهبی وجود داشت که تحت نظر رئیس جمهور امور مربوط به وزارت شئون اسلامی، موسسات تعلیمی، تحصیلی و تحقیقاتی، تدریس مضامین دینی در سیستم تعلیمات عمومی، نشرات اسلامی در وسایل اطلاعات جمعی، تنظیم امور اسلامی در قوای مسلح رهبری و نظارت نموده همچنان  روابط دستگاه ریاست جمهوری را با سازمان های اجتماعی و احزاب اسلامی مطابق قانون تامین مینمود.

   ـ درهردو مجلس شورای ملی افغانستان (ولسی جرگه و سنا) تعداد قابل ملاحظۀ علما و روحانیون کشور عضویت داشتند.

   ـ برای نخستین بار در تاریخ کشور، ادارۀ امور دینی به وزارت زمانی ارتقا نمود که ح.د.خ.ا مسوولیت دولتی را بدوش میکشید. بعد از اعلام سیاست مصالحۀ ملی عرصه فعالیت این اداره برای خدمت به مؤمنین و ارشاد اسلامی، گسترش هرچه بیشتر یافت. بیش از ۲۰ هزار تن از علمای دینی ، خطبا، ملا امامان، قاریان و خدام مساجد از طریق این وزارت و از بودجه دولت  معاش  و کوپون ماهوار کسب مینمودند. بوسیله این وزارت تنها در سال ۱۳۶۶ به تعداد ۲۰ محراب مسجد جدید اعمار و ۳۹۴ محراب ترمیم گردیده ، زمینه اعزام ۴۲۰۰ تن حجاج افغانی را با سبسایدی ۱۲۰ ملیون افغانی به زیارت خانه خدا و ۱۰۲ تن زوار را به کربلای معلا با چنین سبسایدی مساعد نمود (۱۳). وزارت شیون اسلامی افغانستان برای تشویق قاریان قرآن عظیم الشأن سالانه مسابقات بین المللی را یا خود در داخل افغانستان دایر و یا هم زمینه های شرکت قاریان افغانی را در چنین مسابقاتیکه در سایر کشورها دایر میگردید مساعد می ساخت. قاری پرنبوغ و خوش آواز افغانستان استاد برکت الله سلیم (پیش امام ختم های قرآن عظیم الشأن در مسجد جامع ریاست جمهوری) و شاگرد ممتاز او (قاری مبین) در چنین شرایطی جایگاه شایستۀ شان را احراز نمودند. استاد برکت الله سلیم بارها توسط دوکتور نجیب الله مورد تقدیر قرار گرفته است. در مورد تدویر این مسابقات دوکتور نجیب الله توجه خاص داشت. او در جلسه وسیع علما و روحانیون (مؤرخ دهم حوت ۱۳۶۶) درین زمینه چنین گفتند: برای ما افغانها قابل مباهات است که در دو مسابقۀ بین المللی یی که در جهان دایر گردید، مقامات اول این مسابقات را قاریان افغانی بدست آوردند. ما باید چنین قاریان خود را که مایۀ افتخار مردم مسلمان ماست به جهانیان معرفی نمائیم. ما در حالیکه از ابتکار وزارت شیؤن اسلامی بخاطر آغاز ثبت مکمل قرآن عظیم الشأن به آواز استاد برکت الله سلیم پشتیبانی مینمائیم آنرا کافی ندانسته ، هدایت میدهم که چنین تدابیر گسترش بخشیده شود (۱۴)  افزون بر بودجه و مصارف وزارت سئون ، بعضی اوقات دوکتور نجیب الله مصارف فوق العاده رااز بودجه ریاست جمهوری برای ترمیم اماکن مقدسه هدایت میدادند مثلاً در نوروز سال ۱۳۶۹ موقع اشتراک در مراسم روز نوروز مبلغ ۲۰ ملیون افغانی را برای ترمیم روضۀ حضرت علی کرم الله وجهه، برای ترمیم مسجد پل خشتی ده میلیون افغانی، برای ترمیم مسجد جامع هرات ده میلیون افغانی،برای ترمیم خرقه مبارک ده ملیون افغانی و برای ترمیم تکیه خانه چندول ده ملیون افغانی اهدأنموده بودند. (۱۵)

   ـ درریاست های عمومی امور سیاسی قوای مسلح جمهوری افغانستان ( اردوی ملی، پولیس و امنیت دولتی) بخاطر تنظیم بهتر امور دینی و ادای وجایب اسلامی بوسیله افسران ، سربازان و و سایر منسوبان آن ، ریاست های امور دینی و مذهبی تشکیل گردید. رئیس هریک از این بخش ها که علمای علوم اسلامی بودند ، در بست جنرالی ایفای وظیفه میکردند. در تشکیل این ریاست ها  560  نفرملا امام وجود داشت. در قطعات و جزوتام های قوای مسلح افغانستان  ۶۰۰ محراب مسجد یا از سابق وجود داشت و یا جدیداً اعمار گردیده بود.

    ـ در مورد تعلیمات و تحصیلات علوم اسلامی نسبت به هر وقت دیگر( در گذشته و بعد از آن نیز ) توجه بیشتر معطوف گردیده بود. چنانچه:

    ـ مرکز تحقیقات علوم اسلامی در سال ۱۳۶۶ برای اولین بار در تاریخ کشور ، در شهر کابل مقابل مقبره علامه سید جمالدین افغان، تاسیس و توسط رئیس جمهور نجیب الله افتتاح گردید. درین مرکز محققین اسلامی به تحقیقات پیرامون تاریخ، فرهنگ و اصول فقه مذاهب اسلامی میپرداختند.دوکتور نجیب الله در جلسه وسیع علما و روحانیون افغانستان مؤرخ دهم حوت ۱۳۶۶ درین زمینه گفتند: در سالجاری برای اولین بار در تاریخ کشور مرکز تحقیقات علوم اسلامی تاسیس گردید.... ما اطمینان داریم که دانشمندان و محققین این مرکز ، فرهنگ اسلامی کشور ما را بیشتر از پیش غنا بخشیده و در گسترش این فرهنگ و تربیت جوانان و نسل های آینده کشور سهم ارزشمند ی ایفأ مینمایند . (۱۶)

   ـ جامعه( پوهنتون) اسلامی تاسیس گردید (۱۷). در تشکیل این پوهنتون فاکولته های مختلف علوم اسلامی( تفسیر قرآن عظیم الشأن، حدیث نبوی (ص)، فقه و قانون و سایر تعلیمات اسلامی) شامل بود. درین فاکولته ها علاوه بر تحصیل روزانه ، برای تکمیل تحصیلات معلمین علوم دینی مکاتب عمومی و مدارس دینی صنوف شبانۀ داخل خدمت نیز در نظر گرفته شده بود. دوکتور نجیب الله باری درین رابطه آرزو های شان ر چنین بیان نمودند : آرزوی ما اینست که مملکت عزیز ما یک بار دیگر بحیث مرکز بزرگ دانش اسلامی مبدل گردد که از فیض آن همه مسلمانان منطقه و جهان مستفید گردند. (۱۸)

   ـ برای نخستین بار در تاریخ افغانستان (در کنار ۲۸ مدرسۀ دینی فعال ذکور) مدرسۀ دینی نسوان در شهر کابل تاسیس گردید (۱۹). با تاسیس این مدرسه دختران عفیف و با دیانت افغان، امکان یافتند به فراگیری علوم اسلامی در مدرسۀ رسمی دولتی بپردازند و در آینده بتوانند سهم شانرا در تدریس علوم اسلامی و تنویر مردم کشور ایفا نمایند.

   ـ نشرات اسلامی وسیعتر گردید . تفسیر شریف طبع کابل به زبانهای پشتو مجدداً چاپ و توزیع شد. وزارت سئوون اسلامی علاوه بر مجلۀ پیام حق ، به نشر هفته نامۀ ارشاد اسلام آغاز کرد، افزون بر آن تمام روزنامه ها ، هفته نامه ها، مجله های ملکی و نظامی دولتی مرکزی و محلی ، همچنان رادیو و تلویزیون مرکزی و رادیو ها و تلویزیون های محلی بخش ها و برنامه های خاص وعظ و ارشاد، و توضیح مسایل اسلامی رابه نشر میرسانیدند.

دوم ـ تشکیلات سیاسی و اجتماعی:

 
  مادۀ پنجم قانون اساسی جمهوری افغانستان مصوب لویه جرگه ۱۳۶۶ حکم مینمود: تعدد احزاب سیاسی، اساس سیستم سیاسی جمهوری افغانستان می باشد.  در جمهوری افغانستان احزاب سیاسی مشروط به اینکه مرامنامه، اساسنامه و فعالیت های آنها مغایر احکام قانون اساسی و قوانین کشور نباشد، تشکیل شده میتوانند....

   بر اساس مجوز قانونی فوق ، قانون احزاب را شورای ملی افغانستان تصویب و رئیس جمهور آنرا بلا فاصله توشیح و نافذ اعلام گردید. این قانون در نوع خود اولین قانون در تاریخ افغانستان است که توسط رئیس جمهور توشیح و نافذ گردیده است. بر اساس این قانون مرامنامه ، اساسنامه و فعالیت های تمام احزاب رسمی در جهوری افغانستان مکلف به رعایت و تعمیل احکام قانون اساسی در مورد دین مقدس ایلام نیز بودند. افزون برآن در کنار احزاب متعدد،  احزاب اسلامی ذیل نیز به فعالیت آغاز نمودند:

    ـ حزب اسلامی مردم افغانستان.

    ـ اتحادیۀ انصار الله.

    ـ حزب الله افغانستان.

   همچنان شورای علما و روحانیون افغانستان در کنار سایر سازمانهای اجتماعی فعالیت مینمود .افزون بر آن ۱۴۰۰ تن روحانیون و دانشمندان علوم اسلامی در شوراهای جبهه ملی تنظیم و برعلاوه دوازده در صد اعضای کمیسون های مصالحه ملی در مرکز و لایات و سایر محلات را علمای دینی تشکیل میدادند.(۲۰).

   در در شعبۀ تبلیغ و فرهنگ شورای مرکزی ح.د.خ.ا( بعد از کنگره دوم آن، حزب وطن ) بخش امور دینی و مذهبی فعال گردیده بود که در آن یک نفر مسوول و چند کارمند ـ که همه تحصیل یافتگان علوم اسلامی بودندـ مصروف بودند، این سکتور کار و فعالیت حزب را در عرصه علوم دینی و مذهبی سمت داده و درین استقامت به رهبران حزب مشوره میدادند. همجان در سامانهای ولایتی و محلی حزب ساختار های مشابه وجود داشت.

   شعبۀ کنترول و نظارت شورای مرکزی حزب از چکونگی تطبیق اساسنامه به وسیله اعضای حزب کنترول و نظارت بعمل آورده متخلفین رابه جزاهای حزبی محکوم مینمود.

   شهید دوکتور نجیب الله در مقام رئیس جمهور و رئیس شورای مرکزی حزب وطن، به علما و دانشمندان علوم اسلامی و روحانیون افغانستان به اندازۀ ارج میگذاشت که نقش ایشان را بحیث نیروی میانجیگر داخلی (در حالیکه ملل متحد وظیفه میانجیگری بُعد خارجی مسئله افغانستان را پیش میبرد) رسماً پیشنهاد نمودند. ایشان در زمینه چنین گفتند: ... ما پیشنهاد مینمائیم تا یک تعداد روحانیون با اعتبار و متبحر از داخل کشور و روحانیون با اعتبار افغانی مقیم پاکستان و ایران و یا شخصیت های بیطرف و غیر وابسته به جوانب در گیر، در هر محلی که جانب مخالفین پیشنهاد میگردد، بحیث یک نیروی میانجیگر داخلی باهم ملاقات نمایند.و مواضع طرفین و نظریات آنها را در مورد حل سیاسی و مسالمت آمیز مسئله افغانستان تبادله نموده و به هم نزدیک بسازند. در صورتیکه مخالفین موافق باشند و لست روحانیون و شخصیت های مذکور را از طریق وسایل اطلاعات جمعی مربوط خود نشر نمایند ، دولت جمهوری افغانستان نیز به عمل متقابل مبادرت ورزیده و گامهای عملی را غرض سازماندهی ملاقات از کانال های مربوط آغاز خواهد کرد. (۲۱)

   اپوزسیون مذکور بنا بر مواضع ضعیف شان حتی بر علما و روحانیون اسلامی اعتماد نموده نتوانستند و به این پشنهاد نیز جواب مثبت ندادند. با این همه آنها شعار کذایی اسلام در خطر است را بدون پایه های عینی و بدون استدلال (که دیگر نداشتند) تکرار مینمودند. و دوکتور نجیب الله با اتکا به حقایق انکار ناپذیری که شمۀ آنرا درین مقاله برشمردیم و با استدلال قوی مبتنی بر منطق اسلامی با آنها مواجه میگردید. او باری در یک صحبت فاهی، چنین گفتند: ...در حالی فراموش کرده اند [هدف ایشان رهبران اپوزسیون است ـ ودان] که اعتقاد ما مسلمانها براین است که در حقیقت امر... اسلام بر دو اصل تکیه دارد.  یکی اقرار با للسان ، که به فضل خداوند همۀ ما و شما میتوانیم به آواز جهر بگوئیم که لااله الاالله محمد رسول الله.  اصل دوم تصدیق القـلب است. خداوند در قرآن عظیم الشأن می فرماید: ان الله علیم بذات الصدور فقط خداوند است که بر قلب ها وارد است و حاکم است و می فهمدکه در دلها چی میگذرد.  مگر من نمی فهمم که اینها [رهبران اپوزسیون] العیاذ بالله، العیاذالله، العیاذ بالله خود را در جای خداوند قرار داده اند و میگویند که این آدم کافر است و آن آدم مسلماناست.

    خداوند کرام الکاتبین را بالای شانه های ما درینجا مؤظف ساخته ، خوب و بد مارا هر روز نوشته میکند، خاتمه مستور است، این دنیا فانی است، ما به دنیای باقی میرویم و به بعث بعدالموت ایمان داریم ، در روز محشر وقتی همه به درگاه خداوند می ایستیم، همین عملنامۀ ما در برابر ما قرار داده میشود، همانجاست که خداوند حکم میکند که کی مسلمان بوده است و کی کافر. کی گناهکار و کی خدمتگذار. کی براه راست (صراط المستقیم) رفته است، کی براه یزدان رفته است و کی برای شیطان رفته است....

    حدیث شریف است که میگوید : خیرالناس من ینفع الناس همان بنده به خداوند مقرب است که خدمت عوام الناس را انجام بدهد... اگر کسی چنین بود به درگاه خداوند مقرب است ...ما میگوئیم که بیائید جنگ را ختم کنیم که دگر خون نریزد، برای خداوند متعال در کلام مجید خود می فرماید: والصلح الخیر و یا انما المؤمنون اخوة فاصلحو بین اخویکم یا فتق الله فاصلحو ذات بینکم و اطیعو الله و رسوله و ان کنتم مؤمنین یعنی از خدا بترسید و تمام مسائل ذات البینی را از طریق مصلحت حل و فصل کنید، طاعت کنید از خدا و رسول او، اگر واقعاً مؤمنین هستید. این آئیه شریف سه اصل را برای مسلمان بودن یا مؤمن واقعی بودن ، مطرح بحث میسازد که: از خدابترسید، تمام مسائل ذات الینی خود را از طریق مصلحت حل و فصل کنید و اطاعت بکنید خدا و رسول او را، اگر وافعاً مؤمنین هستید. در قرآن مجید حتی از از اطاعت خدا(ج) و رسول (ص) کرده که حق الله است فا اصلحو ذات بینکم که حق العبد است، مقدم شده است. من میگویم که بیائید جنگ را ختم کنیم، خونریزی صورت نگیرد ... تعداد بیوه ها و یتیم های این کشور جنگ زده دیگر افزوده نشود ، آه و ضجه و ناله و فغان مردم افغانستان به آمان بلند شده ، دیگر بلند نباشد. بگذارید دیگر چادر های سیاه  به سر خواهران و مادران ما دیده نشود. بجای آن لبخند بر لبان کودکان این ملت دیده شود ، ولی آنها( البته یک عده یی شان) میگویند که نه ما تا آخر میجنگیم. باز حکم خداوند است : و من یقتل مؤمناً متعمداً فجزاوهُ جهنم خالداً فیها و غضب الله علیه و لعنهُ و اعدلهُ و عذاب عظیما (هرکس مؤمنی را به عمد بکشد ، کیفر او جهنم است که در آن همواره خواهد بود و خدا بر او خشم گیرد و لعنت اش کند  و برایش عذاب بزرگ آماده سازد) ولی می بینیم که گوش ها را کر می اندازند، پشت کتاب خدا (ج) نمی روند....

    ... من حاضر هستم و به ملت افغانستان قول دادم که نه تنها از کرسی و مقام ، در صورتیکه صلح تامین شود ، بلکه از جان خود هم میگذرم ... تمام دنیاو تمام مردم افغانستان به طرف آنها می بیند که آیا آنها در برابر منافع علیای مردم افغانستان از منافع شخصی، گروهی، تنظیمی، قشری، منطقوی و سمتی خود میگذرند یا نمی گذرند....

    آنها در روز محشر در برابر خالق و خلق الله جواب دادنی هستند ، در روز محشر دست خلق الله خواهد بود و گریبان این ها (۲۲)  

    دوکتور نجیب الله با چنین موضع و منطق نیرومند بخاطر صلح و سعادت مردم افغانستان شجاعانه و استوار میرزمید که رهبران اپوزسیون در برابر آن احساس ضعف مفرط مینمودند . بنابر همین ضعف، آنها و حمایتگران خارجی شان ، وافعاً از مواجه شدنِ رودر رو با دوکتور نجیب الله، هراش داشتند . مبتنی برهمین هراس کناره گیری او از قدرت و عدم شرکت ایشان را در مذاکرات بین الافغانی مطرح و شرط اصلی تحقق پلان صلح ملل متحد میدانستند، دوکتور نجیب الله زمانیکه جامعه جهانی و ملل متحد پروسۀ صلح و امنیت افغانها را تضمین نمود، با از خود گذری بی نظیر تاریخی، کنار رفتن خویش را از قدرت دولتی و عدم شرکت شخص خویش را در گرهمایی بین الافغانی، رسماً اعلان و به وعده خویش مردانه وفا نمود. اکنون تاریخ روشن نموده و با گذشت زمان هرچه روشنتر خواهد ساخت که او بخاطر حفظ منافع ملی کشور و تقدس غرور افغانی، شهادت افتخار افرین را به استقبال رفت (روحش شاد و یادش گرامی و جاویدان باد).

    حقانیت سیاست مصالحه ملی و تجلای دین مقدس اسلام در این سیاست و ذعامت صادقانه دوکتور نجیب الله بود که سرانجام آن هم بسیار ناوقت (بعد از شکست شورای نظار و تسلط طالبان بر شهر کابل) وجدانهای موجود بیدار میشوند و لب به اعتراف می گشایند. محمد موسی توانا یکی از رهبران جمعیت اسلامی، طی مصاحبه یی با رادیو بی .بی.سی که در برنامه افغانستان در قرن بیستم بخش گردید، چنین اعتراف نموده است : من خودم در همین لحظات خیلی قانع هستم که اگر ما همراه دوکتور نجیب  ـ تا جائیکه من خبر دارم خیلی گذشتهایی داشت به خاطر اسلام ، به نفع اسلام ـ متحد می شدیم ، ما با این روز و این بدبختی ها روبرو نمی شدیم. من این گپ را حالا می فهمم و درک میکنم . لکن این که چه چیزی مانع شد ، من فکر میکنم یک چند در صد نداشتن بُعد نظر(دور اندیشی) ما و در عین حال تاثیر اضافه تر ، در صد بیشتر را حکومت پاکستان باعث شد. (۲۳)

    محمد اسحاق گیلانی رئیس شورای تفاهم و وحدت ملی افغانها در مصاحبه یی با بی.بی.سی میگوید متأسفانه آواز آشتی ملی بسیار ناوقت بلند شد و این وقتی بود که قوای روسی برآمده بودند  و بیگانه ها در تنظیم ها و در بین مجاهدین به اندازۀ کافی نفوذ پیدا کرده بودند و مستقلانه کسی نمیتوانست تصمیم بگیرد وگرنه یکی از اشتباهاتی که شد این بود که افغانها باید به این آشتی ملی توجه میکردند...(۲۴).

    بلی ! دوکتور نجیب الله موجودیت روسها در افغانستان را مانع مصالحه ملی میان افغانها میدانست و در گام نخست زمینه های خروج آنها را ـ با قبول تمام دشواری های ناشی از آن ـ مساعد ساخت، اما برعکس، اعترافات فوق بر حقیقت تاثیر اضافه تر، در صد بیشتر، حکومت پاکستان و نفوذ کافی ییگانگان و عدم استقلال  تنظیم ها را در برخورد با مصالحه ملی، صحه می گذارند. راستی تاریخ را نمیتوان کتمان کرد زیرا حقایق تاریخی چون رگه های پویا از دل تاریکی و از اعماق ابر های سیاه زود گذر راه خویش را بسوی آینده باز نموده و چون آفتاب درخشان از صفحات تاریخ قامت بلند مینمایند.

 

 

یاد داشت ها :

۱۲ ـ بیانیه مذکور، مؤخذ فوق ، صفحه ۵۳.

۱۳ ـ ارقام ارئه شده از بیانیه دوکتور نجیب الله در جلسه وسیع علما و روحانیون مؤرخ دهم حوت ۱۳۶۶ گرفته شده است، مؤخذ دوم صفحه ۵۱.

۱۴ ـ بیانیۀ مذکور، مؤخذ دوم ، صفحات ۵۸ و ۵۹.

۱۵ ـ ر.ک : به بیانیه دوکتور نجیب الله در برابر مشران و موسفیدان شهر قندهار در سال ۱۳۷۰، مؤخذ دوم ، صفحه ۲۰۹.

۱۶ ـ بیانیۀ مذکور، مؤخذ دوم، صفحه ۵۱.

۱۷ ـ ر.ک : به بیانیه دوکتور نجیب الله در برابر اعضای پارلمان افغانستان مؤرخ ۳ میزان ۱۳۷۰، مؤخذ دوم، صفحه ۲۵۹.

۱۸ ـ  بیانیۀ دوکتور نجیب الله در جلسۀ وسیع علما و روحانیون افغانستان مؤرخ دهم حوت ۱۳۶۶، مؤخذ دوم ، صفحه ۵۲.

۱۹ ـ ر.ک : به بیانیه دوکتور نجیب الله در برابر اعضای پارلمان افغانستان مررخ ۳ میزان ۱۳۷۰ ، مرخذ دوم ، صفحه ۲۵۹.

۲۰ ـ ر.ک: به مؤخذ یادداشت هژدهم، صفحه ۵۳.

۲۱ ـ بیانیۀ دوکتور نجیب الله به مناسبت تجلیل از ۷۲ مین سالگرد استقلال افغانستان.، مؤخذ دوم، صفحه ۲۲۵.

۲۲ ـ بخش شفاهی بیانیۀ دوکتور نجیب الله در برابر علما، روحانیون و نمایندگان شهر و نواحی کابل حمل ۱۳۷۱، مؤخذ دوم، صفحات ۲۷۱ تا ۲۷۶.

۲۳ ـ مجموعۀ چاپ شدۀ افغانستان در قرن بیستم : ۱۹۰۰ ـ ۱۹۹۶ ازمجموعه برنامه های بی.بی.سی از ظاهر طنین، ۳۴۶ و ۳۴۷.

۲۴ ـ مجموعه فوق، صفحه ۳۴۷.

 

>> بازگشت به صفحۀ اصلی <<