www.payamewatan.com
     
 

فقیر محمد ودان
 

سیاست مصالحۀ ملی: شاهکار سیاسی تحت ذعامت دوکتور نجیب الله
 مقالۀ چهارم:

تجلای د ین مقدس اسلام در سیاست مصالحۀ ملی
(بخش اول)

    تبارز موضع متقابل و یاهم دوری جستن از ارزشهای پذیرفته شدۀ جامعه، بحران ایجاد مینماید و اگر برای رفع این بحران برخورد مدبرانه صورت نگیرد به فاجعه منتهی میگردد.

    دین مقدس اسلام دین اکثریت قریب به تمام مردم افغانستان  و یکی از عناصر اساسی در تشخص هویت افغانی محسوب گردیده، بنابر جایگاه رفیع اش درمعنویت مسلط جامعه افغانی، از ظرفیت عظیم انگیزنده برخوردار است.  طبق احصائیه های ناتکمیل دولتی در سال ۱۳۶۷، در افغانستان ۳۲۰۰۰ مسجد، ۵۰۰ تکیه خانه و ۱۴۰۰۰ باب اماکن متبرکه اسلامی  و از ۲۵۰ تا ۳۰۰ هزار عالم دینی و روحانی وجود دارد(۱).  این ارقام و اثرمندی معنوی آن روی جامعه اسلامی ما، خود میتواند مؤید حقایقی فوق الذکر باشد.

   نگاه گذرا به حضور و فعالیت ح.د.خ.ا در صحنۀ سیاسی کشور و استمداد رهبران این حزب از ایدیولوژی معینی، حقانیت این نتیجه گیری را به خوبی تائید مینماید که در گزارش کمیته مرکزی ح.د.خ.ا به گنگره دوم این حزب، گفته شد: حزب همچنان مؤظف بود نقش و اهمیت دین مقدس اسلام را بیشتر از آنچه در نظر گرفته بود در نظر میگرفت و درست به همین جهت ح.د.خ.ا مجبور شد در ادوار بعدی فعالیت خود از این ناحیه بهای گرانی بپردازد (۲)

   افزون بر آن تجاوز نظامی اتحاد شوروی بر افغانستان نه تنها وسیله یی را برای دول همسایه و برخی دولت ها و قدرت های دیگر از جمله ایالات متحده امریکا و بعضی متحدین آن مساعد نمود تا در امور افغانستان مداخلات شانرا تشدید نمایند، بلکه برای اپوزسیون افغانی نیز امکان عینی داد تا انگیزه های نیرومند ملی و مذهبی راعلیه این تجاوز  بکار گرفته و آنان را به منظور دست یابی به اهداف نظامی و سیاسی شان مورد استفاده قرار داده و به پشتوانه نیرومند تبلیغانی خویش مبدل نمایند.

   با استفاده از مسایل فوق، طیف های مختلف اپوزسیون دولتی، جنگ خویش را که قبلاً علیه رژیم محمد داوود آغاز نموده بودند، علیه ح.د.خ.ا و دولت جمهوری دموکراتیک افغانستان، پوشش دینی داده، آنرا جهاد مقدش خواندند، با آنکه رهبران اپوزسیون به ماهیت و اهداف جهاد مقدس صادق نبودند. آنها صرف اهداف قدرت طلبانه و عطش ثروت اندوزی شان را با این پوشش مقدس، می پوشانیدند.  این حقیقت اگرچه درجریان جنگ اپوزسیون با دولت جمهوری افغانستان و برخورد های خونین درونی میان تنظیمی در آن وقت، همچنان با موجودیت حساب های بانکی شان، بخوبی آشکار بود، ولی بعد از کودتای ۱۹۹۲، انتقال قدرت به مجاهدین،  برملا شدن ثروت های قارونی آنان و تداوم جنگ قدرت میان آنها، رسوایی این رهبران به اندازۀ بالا گرفت که حتی خود سران تنظیم ها به تکرار درین زمینه، مجبور به اعتراف گردیدند. ازجمله آیت الله محمد آصف محسنی رهبر حرکت اسلامی خود چنین اعتراف مینمایند: ما رهبران، کشور را به کام آتش و خون فرو بردیم، مشکل افغانستان یک مشکلۀ ریاضی بود.  یک صندلی ریاست جمهوری وجود داشت و ما میخواستیم، یک، در عین زمان پانزده باشد و آن تقسیم شدن به پانزده را نمی پذیرفت و فریاد میزد که ممکن نیست و ما مُصر بودیم و اصرار ما بانی تشدید جنگ و خونریزی بود.(۳)

   همچنان به این اعتراف توجه نمائید: در طول ۱۴ سال حکومت، کمونیست ها یک سوزن ملت و دولت را چور نگردند، ولی ما مجاهدین در ظرف یک سال،  یک سوزن برای دولت و مردم باقی نگذاشتیم (۴). تعمیرات سربه فلک کشیده کنونی آنان در شهر کابل و سایر شهرهای افغانستان، افشای لست کسانی که از کارمندان سی.آی.ای بسته های دالر بدست آورده اند (به مثابه یک نمونه کوچک، به مضمون منتشره در سایت پیام وطن مراجعه شود. باور قطعی اینست که از این افشأ گری ها در آینده که ثبت تاریخ میگردد، کم نخواهد بود)، گدایی قدرت از رهبران اتحاد شوروی آن وقت حین سفرهیئت مجاهدین به رهبری برهان الدین ربانی به مسکو در ماه عقرب ۱۳۷۰ (در مقاله اول: اسناد و شواهد تازه، از نگارنده این سطور، منتشره سایت پیام وطن مراجعه شود)، همچنان حضور فعال آنان و یا نمایندگان شان در مقامات نظام کنونی دولتی (به استثنای ګلبدین حکمتیار که او را بنابر وابستگی بسیار عمیق اش با آی .اس.آی پاکستان، این سازمان جهنمی بمثابه ریزرف آینده برای تعمیل اهداف ضد افغانی اش نگهداشته است)، چگونگی اعتقاد آنان را به اصل جهاد اسلامی مورد ادعای شان (نگارنده علی الرغم برخی کاستی ها در مصوبات کنفرانس بن، از تداوم سالم پروسۀ که با کنفرانس  مذکور آغاز گردید، حمایه مینایم.  البته حساب اداره بی کفایت و فاسد کنونی دولتی، جداست)، بخوبی نشان میدهد.

   بادر نظرداشت حقایق فوق بود که دوکتور نجیب الله مبتنی بر فهم غنی یی که از اساسات دین مقدس اسلام(۵) داشتند، سیاست مصالحه ملی را اعلام نمودند. او دین مبین اسلام را دین اعتدال میخواند و سیاست مذکور را بر همین اصل اسلامی اساسمند ساخت، دوکتور نجیب الله بارها و به تکرار این حقیقت را اظهار نموده است. او باری در جلسه وسیع علما و روحانیون، آنان را مخاطب نموده چنین گفت: سرچشمۀ مصالحه ملی دین مقدس اسلام است.(۶) همچنان دوکتور نجیب الله طی گزارش اساسی کمیته مرکزی ح.د.خ.ا به دومین کنگره حزب چنین گفتند: در پروسه تدوین سیستم نظریات حزب در بارۀ سیاست مصالحه ملی، حزب قبل از همه به تفکر ملی و وطندوستانه، معتقدات مذهبی، رسوم و عنعنات مردم افغانستان و تجارب بیش از سه سال تحقق مصالحه ملی اتکا داشت.  البته ما به تجارب سایر کشورهای جهان نیز ارزش قایل می باشیم و از نظریات مفید متفکرین و دانشمندان بزرگ جهان بدون تعصب و همچنان بدون برخورد تعبدی مطابق به شرایط خاص کشور خود برای غنای اندیشوی حزب مبتنی بر مصالحه ملی و منافع علیای کشور، استفاده مینمائیم. (۷).

   دوکتور نجیب الله متکی به باور فوق، حتی زمانیکه در رأس حزب و قدرت دولتی نیز قرار نداشت، مسئله خروج قطعات نظامی اتحاد شوروی را با شجاعت و غرورملی ابراز و از لحظۀ که مسولیت فوق را پذیرفت، گاهی هم این هدف ملی و اسلامی را از نظر دور نداشت.

   اکنون بهتر است پاسخ به این سوال راتدقیق نمائیم که:  اگر سرچشمه سیاست مصالحه ملی، دین مقدس اسلام است، می باید این گرایش در تمام عرصه های این سیاست و اقدامات مبتنی بر آن، متجلا باشد ؟. مسئله را پیگیری مینمائیم :

   برای دستیابی به مأمول فوق، پایه های حقوقی تسوید و تصویب گردید، تا رعایت آن به مکلفیت مجموع جامعه منجمله سیستم سیاسی و ارگانهای قدرت و اداره  دولتی شامل آن و تمام اتباع جمهوری افغانستان مبدل شود، عدم رعایت آن نقض قانون تلقی و مستوجب مجازات گردد.  دوکتور نجیب الله طی بیانیۀ خطاب به اعضای شورای ملی افغانستان به تاریخ ۳ میزان ۱۳۷۰ (که درج مؤخذ دوم یادداشت های این مقاله، در صفحه  ۲۵۹ است) درین زمینه چنین گفتند: برای اینکه پایه های حقوقی و تقنینی سیاست مصالحه ملی تحکیم یابد، به تعداد ۵۱ برنامه قانون، ۶۲ فرمان و ۸۵ مقرره نافذ گردیده است. برای تعمیل این مبانی حقوقی، ساختار های اجرایی و ناظر ایجاد و این ساختار ها عملاً به فعالیت آغاز نمودند.

   بزرگترین اقدام تاریخی، ملی و اسلامی دوکتور نجیب الله اخراج نیروی متجاوز شوروی بود که بر اساس توافقات ژینو، آنرا با وجود نقض خشن توافقات مذکور بوسیله پاکستان (درموضع یک طرف امضا کننده) و ایالات متحده امریکا (بحیث یک طرف تضمین کننده)، بطور یکجانبه عملی و روز خروج آخرین سرباز شوروی از افغانستان (۲۶ دلو ۱۳۷۶)  را روز نجات ملی خواند و داخل تقویم افغانی ساخت و رخصتی عمومی اعلان نمود.

   قانون اساسی جدید افغانستان  تسوید و آنرا لویه جرگه مؤرخ نهم قوس ۱۳۶۶ بحیث بزرگترین وثیقه ملی تصویب و لویه جرگه مؤرخ ۷ ـ ۸ جوزای ۱۳۶۹ تعدیل نمود. مصوبه لویه جرگه برای تصویب این قانون، ... پیروی از اساسات دین مقدس اسلام ... را یکی از اهداف تصویب و تعدیل این قانون خوانده است. افزون بر آن درمتن قانون آساسی مذکور درین زمینه، آمده است:

   مادۀ اول: جمهوری افغانستان دولت مستقل و واحد، غیر قابل تجزیه و اسلامی بوده، برتمام قلمرو خود دارای حاکمیت میباشد....

   مادۀ دوم: دین افغانستان دین مقدس اسلام است. در جمهوری افغانستان هیچ قانون نمیتواند متناقض اساسات دین مقدس اسلام و دیگر ارزشهای مندرج این قانون اساسی باشد.

   مادۀ نهم: نشان دولتی جمهوری افغانستان دارای تصویر آفتاب در حال طلوع، مهراب و منبر در متن سبزه محاط با خوشۀ گندم و فیتۀ دارای سه رنگ سیاه، سرخ و سبز میباشد.

   مادۀ نزدهم: ملکیت در جمهوری افغانستان به اشکال دولتی، مختلط، کوپراتیفی، اوقاف، خصوصی، شخصی و ملکیت سازمانهای سیاسی و اجتماعی وجود دارد.  ملکیت از تعرض مصؤن است. دولت از تمام ملکیت های قانونی حمایت میکند.

   قابل تذکار است که دولت جمهوری افغانستان ساحه زمین های وفقی را محدود نمی  ساخت.  بر مبنای همین اصل است که دوکتور نجیب الله در دومین اجلاس کمسیون مصالحه ملی ـ مؤرخ ۶ سرطان ۱۳۶۶ـ در ضمن صحبت بر سیاست جدید حزب در رابطه به برخی انواع مالکیت بر زمین، چنین گفتند: ... در مشی حزب و دولت مراعات اساسات دین مقدس اسلام، عنعنات و عادات مردم انعکاس روشن و دقیقی یافت اند.  مثلاً زمین های وقفی تحت محدودیت قرار نمی گیرند... (۸)  

    مادۀ بیست و نهم: حق وراثت ملکیت طبق شریعت اسلام توسط قانون تضمین میگردد.

    مادۀ چهلم: در جمهوری افغانستان آزادی اجرای مناسک دینی و مذهبی برای تمام مسلمانان تضمین میگردد. پیروان سایر ادیان در اجرای مراسم مذهبی شان آزاد اند. هیچ شخص نمیتواند بمنظور تبلیغات ضدملی، ضد مردمی، ایجاد دشمنی و ارتکاب سایر اعمال خلاف منافع جمهوری افغانستان از دین سؤ استفاده کند.

   در مادۀ شصت و پنجم قانون اساسی مورد بحث، لویه جرگه عالیترین مظهر ارادۀ مردم افغانستان خوانده شده و در مادۀ شصت و ششم آن، این نهاد سنتی افغانی  از لحاظ ترکیب و شیوه انتخاب و انتصاب اعضای آن، متحول و با خواسته های زمان مطابقت داده شده است. بند نهم این ماده به رئیس جمهور صلاحیت داده است حد اکثر پنجاه نفر از جمله شخصیت های سیاسی، علمی، فرهنگی، اجتماعی و روحانی را برای شرکت در لویه جرگه معرفی نمایند. برعلاوه شخصیت های روحانی متذکره علمای علوم اسلامی وروحانیون ذیل در لویه جرگه عضویت دارند:

        ـ  دانشمندان علوم اسلامی  که شامل شخصیت های علمی ردیف فوق میگردند.

        ـ  شخصیت های مذهبی یی که در ترکیب شورای ملی شامل اند.

        ـ  آنهائیکه در ترکیب نمایندگان انتخابی هر ولایت  با رای گیری عمومی، مساوی، آزاد، سری و مستقیم  انتخاب میگردند.

        ـ آنهائیکه در ترکیب شورای وزیران، قاضی القضات و معاونان او و روسای شوراهای ولایتی شامل اند،

مادۀ هفتاد و سوم: هرتبعۀ مسلمان جمهوری افغانستان که سن ۴۰ سالگی را تکمیل کرده و خود و همسر وی از والدین افغان متولد و از حقوق مدنی و سیاسی برخوردار باشند، بحیث رئیس جمهور انتخاب شده میتوانند.

مادۀ هفتاد و چهارم: رئیس جمهور بعد از انتخاب در لویه جرگه، حلف آتی را بجا می آورد: بنام خداوند بزرگ سوگند یاد مینمایم که اساسات دین مقدس اسلام را حمایت، قانون اساسی را رعایت و از تطبیق آن مواظبت نموده  از استقلال، حاکمیت ملی و تمامیت ارضی افغانستان حراست کنم.

    حقوق و آزادی های افراد را حفاظت نمایم و تمام مساعی خود را بخاطر تامین عدالت اجتماعی، سعادت مردم، تحکیم صلح و ترقی کشور به کار برم.

   مادۀ صد و سی و پنجم : جمهوری افغانستان خواهان بر قراری و تحکیم مناسبات دوستانه با همه کشورها بخصوص کشورهای همجوار و اسلامی بدون در نظرداشت نظام سیاسی، اجتماعی و اقتصادی آنها مبنی بر اصول تصاوی حقوق، احترام متقابل به استقلال، حاکمیت ملی، تمامیت ارضی، عدم مداخله در امور داخلی همدیگر، عدم توسل به زور، تهدید و یا قوه، تقبیح همه اشکال مداخله و تجاوز، اجرای صادقانۀ تعهدات بین المللی مطابق به اصول و موازین قبول شدۀ حقوق بین المللی می باشد (۹).

    متن مرامنامۀ حزب وطن که در کنگرل دوم حزب (سرطان ۱۳۶۹) تصویب گردید، با چنین جمله یی آغاز میشود : وطن محبوب ما افغانستان کشور واحد، مستقل، اسلامی، دارای تاریخ کهن، مردم با شهامت و سنن پسندیده است. افزون بر آن در همین متن قبل از توضح وظایف حزب در عرصه های خاص، در مورد مطابقت تمام محتویات مرامنامه با احکام دین مقدس اسلام چنین میخوانیم: ح.د.خ.ا که بعد از این حزب وطن نامیده می شود، مرامنامه ذیل را که با احکام دین مقدس اسلام، قانون اساسی، ارزشها و مفاخر ملی و رسالت افغانی مطابقت دارد، اعلام مینماید و تمام اعضای خود و همه مردم افغانستان را برای تحقق این اهداف و وظایف فرا میخواند.

    در عرصۀ سیاسی این مرامنامه میخوانیم که: مصالحه ملی مشی استراتیژیک و معرف طرز تفکرحزب وطن است. حزب اهداف مصالحه ملی را در همه عرصه های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در نظر داشته، محتوای آنرا بر مبنای معتقدات اسلامی، وطندوستی و سنن پسندیدۀ مردم و تجارب سیاست عملی، انکشاف و تعمیم میدهد.

    همچنان در عرصۀ فرهنگی این مرامنامه قید گردیده که : حزب وطن ... در راه ایجاد سیستم معارف عمومی و امحای بیسوادی در مطابقت با احکام دین مبین اسلام و سنن مردم و نظرداشت مقتضیات اعتلای کشور مبارزه میکند.

    در عرصۀ سیاست خارجی مرامنامۀ مورد بحث، یکی از اهداف سیاست خارجی حزب وطن چنین مشخص گردیده  است که: تامین، گسترش و تحکیم مناسبات حسنه و همکاری های متقابلاً مفید کشور با تمام دول جهان بخصوص با کشور های همسایه، اسلامی و غیر منسلک به اساس اصول احترام به استقلال، حاکمیت ملی، تمامیت ارضی، همزیستی مسالمت آمیز و عدم مداخله در امور همدیگر. (۱۰)

   همچنان در اساسنامه جدید حزب در حالیکه عضویت افغانهای پیرو سایر ادیان در حزب را نفی نه نموده برای اطباع مسلمان جمهوری افغانستان پابندی به دین مقدس اسلام و سنن پسندیده مردم را قید نموده است.  دوکتورنجیب الله در کنگره دوم حزب درین زمینه چنین تاکید نمودند: ... در طرح جدید [هدف از طرح اساسنامه است که در همین کنگره تصویب شد ـ ودان]، آنعده از اتباع جمهوری افغانستان میتوانند عضویت حزب را حاصل نمایند که دارای اهلیت حقوقی بوده، در جهت اهداف عالی حزب مبارزه نموده و به دین مقدس اسلام و سنن پسندیده مردم ما پابند باشند. البته این اصل منافی عضویت پیروان سایر ادیان نیز نمیگردد. (۱۱)

      ادارات دولتی، احزاب، سازمان های اجتماعی و هریک از آتباع کشور مکلف بودند تمام محتویات قانون اساسی منجمله ارزشهای اسلامی فوق الذکر را رعایت نمایند، طبیعی است که تخلف از آن، عدول از قانون و جرم تلقی میگردید. همچنان اساسنامه و مرامنامه حزب وطن نیز، کار و مبارزه اعضای حزب را سمت داده حقوق و مکلفیت  های آنان را معین مینمود، عدم رعایت آن عدول از پرنسیپ های قبول شده حزبی تلقی و مستوجب مجازات بود.


ادامه دارد

 

یادداشت ها:

۱ ـ  مراحعه شود به بیانیۀ دوکتور نجیب الله در گردهمایی بین المللی اسلامی به مناسبت بزرگداشت از میلاد مسعود پیامبر اسلام حضرت محمد مصطفی (ص)، اول عقرب ۱۳۶۷، برگرفته از مجموعۀ استراتیژی حزب وطن : دید گاه ها و مواضع ، صفحه ۲۹.

۲ ـ  گزارش مذکور ، برگرفته از مجموعۀ: برخی از بیانیه های دوکتور نجیب الله در رابطه به مشی مصالحه ملی، نشر شده به مناسبت سومین سالگرد شهادت شان ، صفحه ۱۲۱.

۳ ـ عبدالغفور آرزو، مجموعه مقالات تحت عنوان : چگو.نگی هویت ملی در افغانستان ، چاپ سال ۱۳۶۱، محل چاپ تهران، مقالۀ: عبور از ترنم های تل شده، صفحه ۱۳۲.

۴ ـ  ستر جنرال محمد نبی عظیمی، با نقل از سخنرانی مولوی عبدالباقی ترکستانی (یکی از چهره های معروف جهادی در شمال افغانستان) در تلویزیون مزار شریف در سال ۱۳۷۳، برگرفته از اردو و سیاست در سه دهۀ اخیر افغانستان،چاپ دوم صفحه ۶۲۰.

۵ ـ  به اساس نوشتۀ خواهر دوکتور نجیب الله (صالحه نیک ابراهیم خیل) شهید نجیب الله کلام الله مجید را با تفسیر آن حفظ نموده و اکثر متون معتبر اسلامی را خوانده بودند. برای معلومات مزید رجوع شود به نوشته مذکور ، مجموعه

وطن یا کفن از نورالبشر نوید، صفحه ۲۰۷.

۶ ـ  بیانیۀ دوکتور نجیب الله در جلسۀ وسیع علما و روحانیون افغانستان مؤرخ دهم حوت ۱۳۶۶، مؤخذ دوم، صفحه ۵۷.

۷ ـ  گزارش مذکور، مؤخذ دوم ، صفحه ۱۵۸.

۸ ـ  بیانیۀ مذکور، مؤخذ دوم ، صفحه ۶.

۹ ـ  برگرفته از متن قانون اساسی مورد بحت، مرخذ دوم، صفحات ۲۹۲ ـ ۳۱۶. تکیه روی کلمات از نگارندۀ این مقاله است.

۱۰ـ  تمام نقل قولها از مرامنامۀ حزب وطن ، منتشره در مؤخذ دوم ، صفحات ۳۱۷ ـ ۳۲۶ گرفته شده است .

۱۱ـ  بیانیۀ اساسی مذکور ، مؤخذ دوم صفحه ۵۳.

 

>> بازگشت به صفحۀ اصلی <<