www.payamewatan.com
     
 

فقیر محمد ودان

     

   راهی را که کشورهای ثروتمند برای کسب سود در معاملات بین المللی
انتخاب کرده اند،درآینده نزدیک چنا نچه از قبـل پیشبینی مـیشد منجر به ایجاد
 گسترۀ وسیعی از فقر...در سراسر جهان خواهد شد...

   بسیار رنج آور است وقتی میبینیم ما به عنوان ساکنین کشورهای ثرو ـ
تمند باعث ایجاد فقر درکشورهای فقیر میشویم و ازآن حمایت هم  میکنیم  و
 آنرا در سایر ممالک نیز شیوع و گسترش میدهیم .

                              پروفیسور توماس پوگ استاد دیپارتمنتِ
                              فلسفه در پوهنتون کولمبیای امریکا

 

بحران جهانی فقر، علل و زمینه های گسترش آن
 

         فقر اقتصادی ناشی از عدم توانایی اقتصادی یک فرد یا گروه های انسانی است، جهت برآورده ساختن نیاز های مبرم و تدارک حد اقل ما احتیاج لازم زندگی خویش. بنابر متغییر بودن نیاز های انسانی در زمان و مکان مختلف، حدود و معیارفقر نیز تغییر مینماید ، ولی با گسترش روابطِ جوامع بشری وتسریع ارتباط میان آنان ـ که در نتیجه دست آورد های علمی ـ تخنیکی معاصر ممکن گردیده ـ سازمان ملل متحد بدون در نظرداشت اختلاف مکانی، خط فقر را برای کشورهای درحال رشد، عاید یک دلار در روز، برای یک نفر ، تعیین نموده است. اگرچه این معیار نیز بعضاً مورد مناقشه است. کشورهای پیشرفته صنعتی، درین زمینه معیارهای خود را دارند. مثلاً ایالات متحده امریکا در سال 2002 خط فقر را در این کشور 6.12 دالر، برای یک نفر در روز، تعیین نموده است.

عوامل فقر را به عامل حقیقی، عوامل مصنوعی و عوامل طبیعی تفریق نموده اند.

       عامل حقیقی فقر را در کشورهای مختلف، کمبود منابع و امکانات اقتصادی این کشور ها به تناسب نفوس آنها، میدانند.  نقش این عامل باالتدریج تضعیف میگردد زیرابا تسلط تدریجی انسان بر طبیعت ـ که در نتیجه دسترسی انسان به علوم و تکنالوژی معاصر ممکن گردیده و ارتقا می یابد ـ جوامع بشری قادر گردیده اند منابع و امکانات موجود اقتصادی خویش راانکشاف داده و یا استفاده بهتر از آن بنمایند.

       عوامل مصنوعی فقر در کشور ها را، میتوان به عوامل داخلی و عوامل خارجی تفکیک نمود.  

       اولی : شامل عدم فعالیت پلان شده ومتوازن اقتصادی، ضعف مدیریت اقتصادی وشیوع فساد درآن ،سطح نازل تعلیم وتربیه ،عدم توانایی استفاده از تکنولوژی پیشرفته و کامپیوتر، فقدان نهاد های پیشرفته اجتماعی، تسلط ایدیولوژی های فرتوت،سنن وعنعنات قرون وسطایی،وجود تبعیض های تباری وجنسی، و قوع جنگ های داخلی وتسلط نظامهای دکتاتوری میباشند.

      دومی : شامل مداخلات غیر مشروع استعماری و نو استعماری میگردد که بوسیله کشورهای ثروتمند جهت اختلال نظم اقتصادی کشورهای فقیر، به غرض بدست آوردن سود هرچه بیشتر و غارت منابع اقتصادی آنان، صورت میگیرد.

      باید گفت که کشورهای پیشرفته سرمایه داری در ضمن آنکه دیروز با عملکرد خشن استعماری به غارت مستعمرات خویش پرداختند، با بیرون رفتن خویش از مراکزاستعمار زده ، کانون های تشنج دوامدار را در این مناطق نیز ایجاد نمودند که امروز با استفاده از آن توأم با استفادۀ نا جایز از قدرت مالی ، نظامی و تخصصی خود به غارت خویش از این کشور ها ـ به شیوه دیگر ـ ادامه میدهند. بنابرین در شرایط کنونی در اکثر موارد، عوامل مصنوعی  داخلی فقیر نیز از عامل خارجی تاثیر می پذیرد، که میباید آنرا در نظر داشت.

      عوامل طبیعی فقر مانند وقوع زلزله ها ، سرازیر شدن سیلاب ها و آب خیزی ها، فوران آتشفشان های ویرانگر، همچنان شیوع امراض و غیره بوده و تاثیرات مؤقت و گذرا دارند.

      باید در نظرداشت که فکتورهای متعددِ عوامل فوق الذکر،دریک پروسه عمل ها وعکس العمل های پیچیده(موافق، موازی و مخالف) باعث فقر کتلوی میگردند.

          در شرایط کنونی کشورهای ثروتمند با استفاده از قدرت مالی ، نظامی و تخصصی خود ودر معامله با سازمانهای اقتصادی جهان (بطور مثال سازمان تجارت جهانی) توانسته اند نظم اقتصادی یی را بر جهان تحمیل نمایند که در نتیجه،خود به سود های کلانی دست یابند و در آنطرف ،توده های میلونی مردم را فقیر تر و فقیرتر سازند.بنابرین در جهان امروزی نه تنها عوامل داخلی، بلکه عوامل قدرتمند بین المللی نیز در زمینه ایجاد و گسترش دامنه فقر در جهان عمل مینمایند. به همین علت معضله فقر بطور قطع معضله جهانیست و باید در همین سطح علیه آن مبارزه صورت گیرد.       

          حقایق و شواهد مؤید آنست که ارادۀ مسلط جهانی، نه در فکر ریشه کن نمودن عوامل فقر جهانی، بلکه میخواهند با اقدامات تدافعی، صرف از غلیان خشم توده های ملیونی فقرا جهت برهم زدن نظم موجوداقتصادی جهان توِأم با راه اندازی تبلیغاتو تلقینات سرسام آور، جلوگیری نمایند. درست به همین هدف است که سازمان ملل متحد در سال 2000 میلادی اهداف توسعۀ هزارۀ خویش را تصویب و ابلاغ نمود که درآن چنین میخوانیم: هدف اول: تا سال 2015 باید تعداد افرادی که با درآمد کمتر از یک دلار در روز، زندگی میکنند، تا حد قابل ملاحظه یی کاسته شود. مقامات مسوول در سازمان ملل، مفهوم حد قابل ملاحظه یی را مشخص ساخته و گفته اند که تعداد فقرای جهان در طول مدت تعین شده به نصف تقلیل داده خواهد شد.

      اکنون که درنیمۀ سال ششم تحقق پلان 15 سالۀ سازمان ملل قرار داریم، وضعیت جهان درین زمینه چگونه است؟

      طبق احصائیه هـای بین المللی، اکـنون نفـوس جهان 6 میلیارد نفر تخمین گـردیده است ، که ازجمله یک چهارم آن (1.5 ملیارد نفر) با عاید کمتر از یک دالر در روز (زیر خط فقر) حیات بسر میبرند.  به گزارش بانک جهانی درآمد دو ملیارد و 600 ملیون نفر (400 ملیون کمتر از نصف نفوس جهان) روزانه کمتر از دو دالراست. در سرتاسر جهان روزانه یک صدهزار نفر صرف در اثر فقر غذایی میمیرند.

      در کشورهای حاشیه افریقا، فقر گسترش می یابد و پیشبینی میشود که در سال 2015 تعداد فقرای این منطقه به 400 ملیون نفر ( به نصف مجموع جمعیت آن )خواهد رسید . در حالیکه این رقم در سال 1990 در حدود 240 ملیون نفر بود.

      یکی از مظاهر فقر مجبوریت کودکان به انجام کار است، که بنام کودکان کار یاد میگردند. سازمان بین المللی کار تعداد کودکان کار را در کشورهای آسیایی  و حوزۀ اقیانوس آرام در سال 2004 میلادی 122 ملیون و 300 هزار نفر، در کشورهای امریکای لاتین و حوزۀ دریای کارائیب 5 ملیون و 700 هزار نفر ، درصحرای افریقا 49 ملیون 300 هزار نفر  و در دیگر نواحی جهان 13 ملیون و 400 هزار نفر اعلان کرده است. از آن جمله تنها در کشورهای افریقایی در سال 2000 که تعداد کودکان کار 48 میلیون نفر بود، در سال 2004 به 49 ملیون و 300 هزار نفر رسید که تزئید یک ملیون و 300 هزار نفر را نشان میدهد.

    در گزارش دیگر بانک جهانی که تحت نظر برانکو میلانوویچ اقتصاددان این بانک تهیه گردیده و امروز را با سال 1990مقایسه مینماید، چنین میخوانیم : امروز آمار شرم آور تر اند. بیشتر از 13 ملیون کودک در دهۀ گذشته در اثر اسهال درگذشته اند. هرسال بیش از نیم ملیون زن هنگام حاملگی یا زایمان جان سپرده اند و بیش از 800 ملیون نفر دوچار سؤ تغذی بوده اند.... حدود 54 کشور هم اکنون فقیرتر از سال 1990 هستند، در 21 کشور قسمت عمدۀ از جمعیت گرسنه تر شده اند، در 14 کشور بیشتر کودکان قبل از رسیدن به سن 5 سالگی میمیرند و در 34 کشور امید به زندگی پائین آمده است. چنین وقایع قبلاً نادر بود. ( سایت موعود ، مقاله فقر و نابرابری در اقتصاد جهانی، قسمت اول، نوشته : میشلدی یتس استاد اقتصاد در پوهنتون پیتسبیرگ امریکا)

    نه تنها وضعیت در کشورهای فقیر درد آور است، بلکه برخی از شاخص ها در کشورهای غنی نیز تشویش آور اند. صندوق کمک به کودکان وابسته به سازمان ملل متحد اعلان نموده که سطح فقر کودکان در 17 کشور از 24 کشور ثروتمند ترین جهان از اوایل 1990 بدینسو، بالا رفته است . هم اکنون نرخ فقر کودکان در ایالات متحده امریکا از 20 در صد، فراتر رفته است(سایت صدای امریکا مؤرخ اول مارچ 2005).

       سوال اینجاست که چرا علی الرغم ارتقای سطح تولید ـ که در نتیجه علوم و تکنالوژی معاصر بیش از هر وقت دیگر ممکن گردیده است ـ  دامنه فقر بیش از پیش گسترش می یابد ؟

      توماس پوگ استاد کرسی فلسفه در پوهنتون کولمبیای امریکا و عضو مراکز متعدد علمی و تحقیقاتی معتبر جهان، درین زمینه میگوید: ما نظم جهانی یی را تحمیل کرده ایم که منجر به ایجاد بخش عمدۀ از فقر مفرط ... جهانی شده استاو شالوده این نظم جهانی تحمیل شده را توزیع غیر عادلانه و نا برابر ثروت جهانی میداند که بر مبنای آن، نابرابری میان افراد غنی و فقیر در یک کشور واحد و هم در میان کشورهای غنی و فقیر گسترش می یابد. ارقام ذیل مؤید این نتیجه گیری است.

      هم اکنون 15 در صد از جمعیت دنیا که بالای خط فقر زندگی میکنند، 80 در صد از کل محصولات و تولیدات جهانی را برای خود در اختیار میگیرند. که از آن جمله بخش عمده آنرا 691 تن میلیاردر جهان که عمدتاً در امریکای شمالی و اروپا زندگی مینمایند، تصاحب میکنند. باقیمانده 75 درصد باشندگان جهان ،20 در صد از محصولات جهان رانصیب میگردند.

     درین زمینه به ارقام دیگری توجه نمائید:در یک گزارش بانک جهانی ، چنین میخوانیم : درآمد یک در صد از افراد (ثروتمند ترین) جهان به اندازه درآمد 57 درصد ( فقیر ترین) است. این تفاوت پیوسته گسترش می یابد. در سال 1993 عاید متوسط 5 در صد افراد ثروتمند، 14 برابر بزرگتر از درآمد 5 در صد افراد فقیر جهان بود ، در حالیکه این تفاوت در سال 2003 ، 66 برابر گردید، یعنی طی ده سال 52 مرتبه افزایش یافته است و در آینده نیز با بکارگیری روبه تزاید تکنالوژی پیشرفته و خود کار، بطور فزاینده بیشتر میگردد.

      نابرابری اقتصادی موجود میان کشورهای غنی و فقیر نیز در حال گسترش است. کشور های ثروتمند بطور فزاینده ثروتمندتر و کشورهای فقیر، فقیر تر می شوند. با توجه به تفاوت شدید نفوس کشورها،  برای مقایسه سطح غنا و فقر  میان آنها ، از شاخص سرانه تولید ناخالص داخلی شان استفاده مینمایند. گروه برسی نابربری اقتصادی در پوهنتون تکزاس ایالات متحده امریکا به این نتیجه رسیده است که: مقایسه میان سرانه تولید ناخالص داخلی کشورهای غنی و فقیر، تفاوت بسیار زیادی را میان این کشورها نشان میدهد. فهرست کشورهای جهان بر مبنای این شاخص مؤید آنست که سرانه تولید نا خالص داخلی کشورهای پیشرفته صنعتی مانند ایالات متحده امریکا، آلمان، فرانسه، ناروی و جاپان بیش از صد برابر از کشورهای مانند افغانستان ، ایتوپیا و بولویی است. در 25 ردۀ اول فهرست مذکور هیچ کشور امریکای لاتین و در 55 رده اول آن هیچکدام از کشورهای افریقایی قرار نمیگیرند. بیش از نیمی از 50 کشور فقیر ترین جهان در قارۀ افریقا قرار دارند و60 درصد از ثروتمندترین 50 کشورجهان در اروپا و امریکای شمالی واقع اند.

     مقایسه شاخص های غیر پولی مانند سطح آموزش، عرضه خدمات اجتماعی منجمله خدمات صحی و سایر سهولتهای زیستی نیز مؤید نابرابری عمیق میان کشورهای غنی و فقیر اند. بطور مثال در ناروی میزان مرگ و میر نوزادان از هر هزار تولد، 3.98 است در حالیکه این میزان در ایتوپیا 101 نوزاد است .

     این نابرابریها به کدام شیوه ها و با استفاده از کدام وسا یل تحمیل میگردد ؟

      کشورهای ثروتمند با استفاده از قدرت مالی ، نظامی و تخصصی خود و در زدوبند با سازمانهای اقتصادی جهانی، میتوانند در جریان معاملات اقتصادی با کشور های فقیر، به سود های کلان دست یابند. آنها سعی میکنند با استفاده از ترفند های سیاسی و اقتصادی و فرصت های نا مشروعی که خود تدارک می بینند، سیستم اقتصاد بین المللی را طوری شکل بدهند که در نتیجه کشورهای فقیر را مجبور سازند کالاهای خود را با قیمت های نازل به آنها بفروشند. در صورت رفع این اجبار و اصلاح قوانین حاکم بر سیستم اقتصاد بین المللی ، منجمله اصلاح رژیم اقتصادی سازمان تجارت جهانی،  کشورهای زیر خط فقر میتوانند از غارت سالانه 700 ملیارد دالر درآمد مسلم شان جلوگیری نمایند که توسط کشور های غنی صورت میگیرد. این در حالی است که اقتصاد دانان علاقمند به رفع مشکل فقر جهانی ، اختصاص 300 ملیارد دالر در سال رابرای این منظور پیشنهاد مینمایند، اما کشور های ثروتمند برای سرپرستی و حمایت از کشورهای در حال توسعه سالانه کمتر از 6 ملیارد دالر را اختصاص میدهند که آنهم توأم با شرایط تحمیلی خود شان ـ که اکثراً زمینه های بازگشت دوبارۀ دالر های داده شده را به خود شان و تداوم غارتگریهای بعدی را مهیا میسازدـ توزیع میگردد.

      بنابر نقش منـفی سیستم تجـارت جهانی در حفـظ و گسترش فقر جهـانی است کـه استیوتبت یکـتن از اعضای گـروه فقر را به تاریخ تبدیل کنید به نماینده بی بی سی گفته است : تجـارت بزرگترین مسئـله است، زیرا عمیق ترین بی ـ انصافی ها درین حوزه دیده میشود، تجارت ریشۀ معضل است( سایت بی. بی. سی مؤرخ 6 جولای 2006، صفحه اقتصاد و بازرگانی، خبر تحت عنوان: ثروتمندان جهان هنوز راغب به حمایت از فقرا نیستند)

      رویکار آوردن رژیم های دولتی فاسد در کشورهای فقیر و حمایت آز آنان ، کشور های غنی را قادر میسازد تا  از آنان بمثابه وسایل غارتگری اتباع این کشورها، استفاده نمایند. درین زمینه به این اعتراف جالب توجه نمائید:

      اردشیر زاهدی آخرین سفیر رژیم شاهی ایران در ایالات متحده امریکا و داماد محمد رضا پهلوی، شاه سابق ایران، در صفحات 292ـ 295 کتاب خاطرات خویش، چنین مینویسد : موقع که جنگ اعراب و اسرائیل پیش آمد و تحریم نفتی اعراب موجب افزایش قیمت نفت گردید، امریکا، ژاپن و اروپا مجبور خرید به چار برابر قیمت قبلی شدند و پول زیادی به کشورهای تولید کننده نفت سرازیر شد . این افزایش قیمت نفت بجای آنکه باعث رونق اقتصادی کشورهای صادر کننده نفت شود ، موجب رونق اقتصادی غرب گردید. کشورهای تولید کننده نفت، دولار های نفتی رابه اقتصاد غرب باز گرداندند و دست به خرید های عظیم از کشورهای صنعتی زدند.

      وزرای فاسد کابینه ضعیف هویدا بمنظور دریافت پورسانت [ هدف نویسنده فیصدی یی است که معمولا شرکت های غربی برای شخص امضا کنندگان قرارداد های خریداری، با در نظر داشت قیمت کالای خریداری شده، میدهند ـ ودان] به خرید های غیر ضروری میپرداختند. او بعد از آنکه مثلاً گفته ازچند قلم خریداری بزرگ، که بدون استفاده فاسد می شدند و آنرا به دریا فرو میریختند و دربیابان های نزدیک تهران زیر باران و آفتاب از بین میرفتند یاد مینماید ، به ادامه چنین مینویسد : از آن طرف فرماندهان فاسد ارتش هم بخاطر گرفتن پورسانت های کلان از کمپانی های تسلیحاتی، شروع کردند به خریداریهای کلان اسلحه از خارج و بدین ترتیب پول نفت که باید صرف امور زیر بنایی مملکت میشد ، باعث هرج و مرج اقتصادی در مملکت شد. (مجله اطلاعات هفتگی شماره 3234، چارشنبه 17خرداد1385 صفحه 4، یادداشت هفته).

       آقای زاهدی این حقیقت مسلم را نیز می باید اعتراف میکردند که در رآس این دولت فاسد، اعلیحضرت آریامهر قرار داشتند، که توسط کودتای سازمانداده شده از جانب سیا علیه حکومت ملی دوکتور مصدق، به این مقام و برای همین منظور برگردانیده شده بودند.

     با حفظ آنکه دول استعماری، کانون های کافی تشنج زا رادر نقاط مختلف جهان خصوصاً در آسیا، افریقا و امریکا لاتین ایجاد وبه میراث گذاشته اند تا در مواقع لازم با تحریک این کانون ها، آتش جنگ های منطقوی را مشتعل سازند، هرچند بعد، برای رونق بازار فروش صنایع تسلیحاتی خویش ،میخواهند فضای بین المللی را نیز به بهانه های خود ساخته وسازماندهی تبلیغات اغواکننده، متشنج سازند. موسسه بین المللی صلح در سویدن طی گزارشی،افشا نموده که: در سالهای اخیر ارقام مربوط به تجارت اسلحه، بیشتر شده و یکصد شرکت اصلی تولید کننده تسلیحات میزان فروش خود را در دو سال 2002 و 2003 حدود 25 در صد افزایش داده اند که به ترتیب 188 و 296 میلیارد دولار گزارش شده است. (این رقم در 2004 و 2005 بطور قطع بازهم بیشتر شده است زیرا بر اساس همین گزارش مصارف نظامی جهان در سال 2005 به بلند ترین رقم خویش ـ بعد از ختم جنگ سرد ـ یعنی به یک تریلیون و 350 ملیون دالر رسیده است) ایالات متحده امریکا به تنهایی مسوول حدود 63 در صد از کل فروش تسلیحات در سال 2003 بوده است.

      منطقه خاور میانه همچنان خریداران اصلی تسلیحات است و بر مصارف نظامی خود می افزایند، اگر چه روند افزایش بودجه های نظامی در سایر کشورهای جهان نیز به چشم میخورد.

       اگر وضع به همین صورت باقی و ادامه یابد ، میتوان بطور قطع انتظار داشت که دامنه فقر جهانی با در نظرداشت تصاعد نفوس جهان (که آنهم در مناطق فقیر نشین جهان بیشتر است)  نه تنها در کشورهای فقیرهرچه وسیعتر گسترش یابد، بلکه به نسبت بکار گیری تکنالوژی مدرن و خودکار( که موجهای جدید بیکاری در کشورهای پیشرفته و غنی را در قبال دارد) و  نیازمندی فزاینده انسانها برای تدارک زندگی معیاری، این معضله به فاجعه هرچه بزرگتر مبدل گردیده و دامنه آن به کشورهای غنی نیز با گستردگی بیشتر، سرایت نماید . درین صورت اقدامات سازمان ملل و سایر نهاد های اجتماعی خیراندیش جهان که برای رفع فقر جهانی کار و مبارزه مینمایند نه تنها این درد را مداوا بلکه با وجود تلقینات تبلیغاتی، تسکین نیز نخواهند نمود .

      بنابرین مبارزه علیه فقر جهانی را نمیتوان بدون مبارزه علیه توزیع غیر عادلانه و نابرابر ثروتهای جهان و بدون مبارزه علیه جنگ به ثمر رساند.

     یادداشت: در تهیه این مضمون و ارقام مورد استفاده در آن ، علاوه بر مأخذ ذکر یافته ، از سایت های : رادیو بی.بی.سی، رادیو صدای امریکا، رادیو صدای آلمان، اخبار روز، اخبار ایران ، خبر گزاری جمهوری اسلامی، نسرین پورهمرنگ سردبیر هفته نامه هاتف، موعود و خانوادۀ سبز استفاده بعمل آمده است. همچنان درین مضمون وقتی بطور عام از خط فقر جهانی نام گرفته میشود هدف از همان درامد یک دالر در روز برای یک نفر است که سازمان ملل برای کشورهای در حال رشد، تعیین نموده است.

 

>> بازگشت به صفحۀ اصلی <<