www.payamewatan.com
     
 

دپلوم انجنیر خلیل الله معروفی
برلین،
۱۹ اکتوبر
۲۰۰۶

 

 

حالی که دموکراسی است، فـرقـت را میشکنانم!

 

 

   دوستی ارجمند قـصه میکرد، که چون هاشم خان از کرسی صدر اعـظمی افغانستان کنار رفـت (یا کنار زده شد) و در عـوضش سپاهـسالار شاه محمود خان بر اریکۀ قـدرت نشست، آوازۀ دموکراسی برخاست و در و دیوار کشور شعار دموکراسی را سر دادن گرفـت. مردم ما که به اصطلاح "از بخش کرده به تلاشک خوشتر اند"، و دموکراسی را در معنای  "آزادی بی بند و بار"  و "هـر که هـر چه دلش بخواهـد بکند" فهمیده بودند، باری مادر بزرگوار آن دوست   روزی چپلک خود را گرفـته بر فـرق مزدور میزد، عـیناً به گونه ای که وکلای محترم "ولسی جرگه" چپلک های خود را بر فـرق خانم ملالی جویا ــ همان زن جگرآور و وکیل برحق مردم ــ نواختند. وقـتی اهـل خانه آن بیچاره را از زیر لت و کوب خلاص کرده و عـلت لت کردن را پرسیده بودند، آن برزگوار که دلش از "نافـرمانی"  و "بی گفـتی" مزدور داغ داغ شده بود، نوکر بدبخت را مخاطب ساخته، فـرموده بود : "حالی که دموکراسی است، فـرقـته مشکنانم".

 

   این قـصه را که شاید مانندۀ لطیفه جلوه کند، در همین عـصر و زمان و در دهۀ اول قـرن بیست و یکم  وطن به چشمهای گنهگار و گنهکار خود  میبینیم :

ــ  نافـرمانی از دولت و قانون و  نادیده گرفـتن تصامیم  مقامات اداری کشور

ــ  آزادی مطلق در چور و چپاول سرمایه های ملی و پولهای باد آورد بین المللی

ــ  آزادی بی لگام  در تاراج  آثار عـتـیقه و  احجار کریمۀ کشور

ــ  آزاد بودن کشت کوکنار و تولید تریاک و هـیروئین و دگر مواد مخدره

ــ  رشوه گرفـتن های برملا و بی پرده  و بدون ترس و لرز

ــ  جعل کردن  اسناد ملکیت  و تصاحب  ملک  و زمین  مردم

ــ  نشستن "ناحق" بجای "حق" ، "بدل" بجای "اصل" و "دیسی" بجای "ولایتی"

ــ  رائج ساختن فحشاء و اپیکوریزم  و خوشباشی ها

ــ  اصول را رها کردن و به فـروع چسپیدن ها

ــ  حاکم شدن فـتشیزم پولی و جنبۀ الوهـیت پیدا کردن پول در سطحی که "زر بر سر فـولاد نهی، نرم شود."

ــ  تجاوز به سر و مال و ناموس مردم ، و مردم را برده و نوکر زرخرید خود دانستن ها

ــ  اختطاف خدمتگاران مردم و سربریدن معلم و مقـنن و داکتر و انجنیر و هـرچه تعلیم یافـته است

ــ  اختطاف کودکان و کشیدن چشم و گرده و قـلب و دگر اعـضای بدن ایشان 

ــ  تجارت انسان به شیوه ای که اروپائیان و سیاهـپوستان مظلوم  و" بازار برده فـروشان" را بیاد میدهـد

ــ  تقـلب ها ، در جان زدن ها ، جیب پرکردن ها ، حیف و میل کردن اموال عامه و دارائی های ملی

ــ  از "هویت قانونی افغانی" خود منکر گشتن و "هـویت مسخره  و غـیرقانونی" برای خود تراشیدن ها

ــ  از "گاوزوری" کار گرفـتن ها  و لولۀ تفـنگ را بر دهان مظلومان ماندن ها

ــ  غـصب املاک  عامه و استملاک جایداد های دولتی و کشوری

ــ  برگزیده شدن جنایتکاران و تردامنان بحیث وکلای مردم و جای گرفـتن ایشان در خانۀ ملت

ــ  انتصاب جنایتکاران و اشخاص مشهور بالفـساد و بدنام در پوست های بالای دولتی در داخل و خارج

ــ  دزد را "دزد بگیر" مقـرر کردن ها و از "شوره سنبل خواستن" ها

ــ  و چه و چه و چه ها و چه و چه و چه کردن ها

 

   بلی؛ مفـتنان و  تبعیض طلبان و تفـرقه افگنان و زورآوران و جباران و سرکوبگران  و مختلسان  و کلاهـبرداران و قاچاقـبران و جنگ پروران و سلاحسالاران و جانیان و خائنان و در یک کلام "مفـسدین فی الارض"، که سه دهۀ تمام مظلومان وطن را چاپیدند و زدند و کشتند ...  و هـنوز هم دلشان یخ نکرده و تشنۀ خون مـرم  اند، اینک با ظهور طلیعۀ دموکراسی، کاملاً حق دارند که این ملت هـردم شهید و از یاد رفـته را مخاطب قـرار داده، بگویند:

 

 "حالی که دموکراسی است، فـرقـتان را میشکنانیم". 

 

والسلام  و الامان از دموکراسی    

 

>> بازگشت به صفحۀ اصلی <<