www.payamewatan.com
     
 

نور اکبر پایش

راه و چرا همین راه؟

 

سخنی در تعریف هدف:

برای  اینکه در وزن و شان تشکیلات مؤقت انسجام اعضای حزب وطن به جهت جوابگویی به اهداف که در برابر آن قرار دارد نظری و طرحی ابراز بداریم نخست باید به برخی پرسشها پاسخ های روشن ارائه گردد تا واژه ها و افاده های عام حامل بار معنی مشخص گردد.  مثلاً وقتیکه میگویم حزب وطن منظور ما از آن افاده کدام وضیعت حزب است.  زیرا حزب وطن که بود با حزب وطن که است تفاوت بزرگ دارد.

تشکیلات مؤقت انسجام اعضای حزب وطن، حزب وطن است ویا در آینده میتواند به حزب وطن تحول نماید؟ تحت کدام شرایط؟

مراد از ستراتیژی تشکیلاتی دوگانه چیست؟

منظور مان از کنگرۀ حزبی چیست؟ و مسئله رفتن بطرف حزب سراسری ملی طرفدار صلح و جامعه مدنی را چگونه توضیح مینمایم؟

ایا امضای یاداشت تفاهم با مجمع ملی فعالین صلح افغانستان واقعاً یک عمل شتابزده است؟

آیا واقعاً واژه های کنگرهء حزب سراسری ملی طرفدار صلح و جامعه مدنی واژه های من دراوردی بخاطر توجهی انحراف از اهداف و فیصله های جلسۀ بریمن است؟

و مسایلی از این قماش تا در منجلاب تعبیرات و تحویلات عام سخن را از مفهوم مشخص آن تهی نساخته باشیم.

 

در بارۀ افادۀ تشکیلاتی حزب وطن

در وضیعت سیاسی ـ تشکیلاتی موجود:

بر یک مسله توافق وجود دارد ـ حزب وطن در اثر خیانت از درون و فشار از بیرون در نتیجهء توطیهء که دستهای مرئی و نا مرئی از خارج آنرا حمایت مینمود از لحاظ تشکیلاتی بصورت کامل از هم پاشیده و آنطوریکه اشتراک کننده گان جلسه گفت و شنود جمعی از اعضای حزب وطن مورخ (۵) جنوری ۲۰۰۲ منعقدهء شهر هامبورگ (ج.ف.ا) در  توضیح وضیعت موجود آن خاطر نشان ساخت آنچه وجود عینی دارد اعضای منفرد و جزایر پراگندهء حزبی در اشکال گروه ها و اجتماعات کوچک است. و از این بحث با توجه به وضعیت پیشگفته این نتیجهء عینی و درست استخراج گردید: مسلهء اساسی جمع شدن حزبی هاست ولو که با نظریه ها و الترناتیفهای جداگانه و گوناگون پیرامون مسایل امروز و آینده همراه باشد که ما آنرا در یک اجتماع عمومی حزبی ها عملی میدانیم و این اجتماع عمومی حزبی هاست که میتواند ضابطه های قابل قبول (برای همه) را مطرح نماید.

جلسهء وسیع اعضای حزب مورخ۱۲ جون ۲۰۰۴ منعدهء شهر بریمن (ج.ف.ا) تصریح نمود که مفید و مطلوب است تجموع اعضای حزب وطن در تشکیل واحد به عمل آید. ما تمام تلاش خود را در این زمینه معطوف و از تمام امکانات برای این مامول استفاده خواهیم کرد و اما تشکیل واحد، شکل مطلق تجموع نیست. مهم اینست که اشکال مختلف تجموعات به اهداف و ارمانهای حزب وطن پشت نکرده و راه خود را از آن جدا نه نموده باشد.

بدین ترتیب میبینیم که راهی بر تشکیل بسته نیست و هیچ تشکیل ایجاد شده، صرف نظر از اینکه چه نامی بر خود گذاشته و در مورد دیروز خود چه قضاوت میکند بیرون از دایرهء تفاهم قرار ندارند. این مسله در گامهای بعدی روشنتر مطرح شده است. در گذارش به شورای تشکیلات موقت انسجام اعضای حزب وطن در خارج (بلجیم ۱۲ جون ۲۰۰۴) میخوانیم:

حرکت ما شکار هیچ نوع خام طمعه‌گی نخواهد شد. ما به راه خود جهت تدارک کنگرهء فوق العادهء اعضای حزب وطن ادامه خواهیم داد. اعضای حزب وطن نیز یک حقیقت بیرون از ذهن ماست. ما نمیتوانیم انتخاب کنیم که چه کسی عضو حزب وطن باشد چه کسی نباشد.

همه آنهائیکه دیروز در تشکیلات آن وجود داشت و مطابق اساسنامه واژهء عضو حزب به آن اطلاق شده میتوانست، اعضای وطن اند...

بهر حال، حزب وطن از لحاظ تشکیلاتی از هم پاشیده و اگر عدهء از اعضای آن سازمانها و تشکیلات جدیدی ایجاد نموده اند، منافی عضویت سابقهء شان در حزب وطن نیست و حتی بازگشت به تداوم آنرا نیز نفی نمیکند. مگر آنکه به اهداف و ارمانها پشت کرده باشند و در خط اندیشه، تفکرو قلمرو ارمانهای دیگر جاخوش کرده باشند.

بدین ترتیب مراد از حزب وطن تمام اعضای منفرد و گروه هایست که از اعضای دیروز آن تشکیل گردیده. نه یک گروه خاص، نه یک گروه خاص. و نه به تنهای اعضای منفرد تا هنوز تنظیم ناشده. اینرا کنگره فیصله خواهد نمود که کی چه کرده و کدام سیاست ها چرا انحرافی یا اصولی بود. البته هر گروه و هر شخص حق دارد درمورد این سوالات پاسخهای خود را داشته باشد و حق دارد آنرا در کنگره نیز مطرح نماید.

آنچه برای امروزوفرده اهمیت تعین کننده دارداینست که نبایداساس برمغالطه بنیاد گذاشته شود.حقیقت اینست که:

هیچ گروهی از حزب وطن جدا نشده (مگر آنکه قبل از فروپاشی حزب وطن حد و مرز خود را مشخص ساخته باشد) بلکه گروه های جداگانه از اعضای یک حزب سرتاسری و کثیر العده که در عمل توانائی به پا ایستادنش نیز زیر سوال رفته بود و در وضعیت از هم پاشیده گی کامل تشکیلاتی قرار داشت بوجود آمده و این از انشعاب و جدا شدن ها ماهیتاً تفاوت دارد.
۲- اعضای حزب وطن تنها اعضای انفرادی تا حال تنظیم ناشده نیستند. چنین برداشت اگر خطای جبران ناپذیر نباشد. مغالطهء بسیار خطرناک است که میتواند به سد واقعی جلو گیرندهء وحدت حزبی ها مبدل گردد مخصوصاً در وضعی که امکانات اشتراک عمل و انتظام دوبارهء آنها (که لازمه اشتراک در کار کنگره است) هنوز هم گره کور بحران تشکیلاتی باقیمانده است.
اگر حزب را با تمام وسعت آن در نظر نداشته باشیم و آنرا در محدوده های گروهی مطرح کنیم و یا تنها در اعضای تا هنوز تنظیم ناشده خلاصه نمایم هر گروه مطابق نورماتیفها خود ساختخ حق خود خواهد دانست تا خود را حزب وطن اعلام بدارد و بدینترتیب تداوم انشقاق تضمین خواهد شد. لذا انتخاب تاریخی جلسهء بریمن باید و بدون هیچگونه شک و تردید مشخصهء اصلی حرکت ما باقی بماند آنجائیکه در خطوط فکری مصوب این جلسه تصریح گردیده: حرکت ما زمینهء تشریک مساعی اعضای حزب و هم اندیشان سیاسی آن اعم از گروه های تشکیلاتی، خطوط فکری و اشخاص منفرد بدون امتیاز یکی بر دیگری، جهت انکشاف و تحقق اندیشه های محوری حزب وطن است که در اندیشه مصالحه ملی انعکاس یافته...
با توجه به آنچه گفته آمدیم تشویشی که از درک ناقص از مفاهیم کنگرهء حزب وطن وکنگرهء مشترک زاده شده و بر این خطای ذهنی استوار است که هر دو را غیر قابل جمع و ناقص یکدیگر میداند. زاده شده از تسلط شاید هم غیر ارادی گرایشهای گروه باوری باشد.
آیا تشکیلات موقت انسجام اعضای حزب وطن در خارج حزب وطن است. و یا میتواند در آینده باشد؟
ابقای مرز های گروهی. در عمل و بصورت صریح در مخالفت با اصل تجموع اعضای حزب وطن قرار دارد. ما داعیهء تاسیس نظریهء بزرگ بر پائی حزب سراری را نه بر مناقشه بر سر اثبات حقانیت برداشتهای این یا آن گروه. بلکه تلفیق اصولی دیدگاه های نا همگون اعضای حزب فروپاشیدهء ما؛ بنا نهاده ایم.
این به هیچ وجه سازشکاری نیست. ما تلفیق اصولی را مطرح نموده ایم که با گذشته را صلوات تفاوت بنیادی دارد. این اصول را حزب وطن اساس گذاشته است و در یاداشت تفاهم سنگپایهء همکاری متقابل سازمانها، گروه ها و محافل همسو را که در مورد مسایل دیروز، امروز و فردا نظریات مشابه دارند، مسیازد.
یک نظریهء بزرگ برپائی حزب سراسری از تحویل جدید مسلهء انجذاب از طریق تحت سوال قرار دادن نظریهء گروه مرکزی آغاز میگردد و این تا حال یگانه نظریهء سیاسی ست که در راه برپائی حزب به دعوت همه بسوی من نمی انجامد.
این نظریه در واقع دگرگون سازی بینش سیاسی در مورد روابط ذات البینی گروه ها نیز هدف قرار داده است که در وجود میثاق تفاهم راه بسوی وفاق حزبیها میگشاید. لذا ما این ادعا را نداریم که تشکیلات موقت حزب وطن است و یا در آینده میتواند به تنهائی چنین متحول گردد.
درین هیچ جای شکی نیست که تشکیلات موقت انسجام اگر برای تحقق ایده حزب سراسری به زمان بیشتر نیاز پیدا نماید خود به یک حزب سراسری تحول خواهد کرد. زیرا برای یک لحظه هم حرکت خود را متوقف نمیسازد.
این حزب بدون هیچگونه شک و تردید بر مبنی سیاستهای محوری حزب وطن استوار خواهد بود. از لحاظ سیاسی و ارمانی حزب وطن خواهد بود ولی حتی اگر نام حزب وطن را نیز بر خود داشته باشد از لحاظ تشکیلاتی حزب وطن را افاده کرده نمیتواند. با توجه به این حقیقت در بیانیهء سیاسی جلسهء بریمن تصریح گردید: درین فرصت که تشکیل اعضای حزب وطن در دستور کار جلسهء ما قرار دارد. برای ازالهء هر گونه سو تفاهم و سو تعبیر بر اعتقاد و تداوم تلاش ما برای کار در راه تاسیس حزب سراسری طرفدار صلح و جامعه مدنی که از نظر ما بیان یکی از بخشهای با اهمیت تفاهم بین الافغانی است تاکید میورزیم تا جائیکه بما تعلق دارد تشکیل اعضای حزب وطن نتنها مانع چنین جریان نخواهد بود بلکه بنوبهء خود کار درین راستا را منظمتر و منسجم تر خواهد کرد.
و طوریکه میبینیم اقدام به تاسیس تشکیلات موقت انسجام اعضای حزب وطن در خارج به حیث وسیلهء تحقق هر دو هدف. از ضرورت گذار از پراگنده‌گی به انسجام امور ناشی گردیده و ماموریت دریافت شیوه های نیل به هر دو هدف را به عهده دارد. و از اینجاست که به این نتیجه میرسیم که تمرکز ما بر سر ایدهء انکشاف تشکیلات موقت انسجام اعضای حزب وطن در خارج. حرکت در مسیر مخالف برپائی حزب سراسری طرفدار صلح و جامعه مدنی نیست.
تاسیس کمسیون تشکیلات موقت انسجام اعضای حزب وطن در داخل کشور تشکیلات موقت انسجام) را عملا ً وارد مرحلهء جدید تشکیلاتی- سیاسی ساخته است. مخصوصا ً که هر دو بخش (در داخل و خارج کشور) خود را جز لاینفک یکدیگر و جریان جدائی ناپذیر از هم تعریف نموده و از پشتوانه عمل نیز برخوردار است ضرورت گذاشتن گامهای بعدی را برجسته تر میسازد در چنین وضیعت که انکشاف شکل توان پذیرش کیفیت عالیتر سیاسی تشکیلاتی را ممکن ساخته است بار دیگر بر طرح ستراتیژی دوگانه تشکیلاتی تاکید میدارم:
۱- انکشاف و سیر ارتقائی تشکیلاتی سیاسی تشکیلاتی موقت انسجام اعضای حزب وطن. و این بار در شکل ادغام کامل هر دو تشکیلات در وجود حداقل تدویر کنفراس آن.
۲- تشدید عملی کار در جهت تدارک کنگرهء مشترک برای تحقق نظریهء برپائی حزب سراسری ملی طرفدار صلح و جامعه مدنی. یعنی در واقع تدارک زمینه های عملی سند رهنما برای تنظیم سمتهای اساسی مذاکرات و تفاهمات مصوب جلسهء شورای تشکیلات موقت انسجام اعضای حزب وطن در خارج (مورخ۱۱جون۲۰۰۵)
بدینترتیب ما از یکطرف واقعاً شکار خام طمعه گی نشده با پیگیری (و نه دگماتیزم) به راه خود ادامه میدهیم و از طرف دیگر از قضاوتهای احساساتی بسوی نگرش و تفکر عمیق راه میبریم و از مصروفیت دایمی ولی بی لزوم در عرصه گروه جنگی ها بسوی گسترهء سیاستهای ملی و طرح اصولی مسلهء حزب عبور مینمایم.
و اکنون یک مسله بسیار عمده دیگر: فرض کنیم تمام اعضای حزب وطن (اعم از منفرد، جزایر و گروه های آن) را به حیث اعضای سابق حزب قبول کردیم. چه میکانیزمی اشتراک عمل آنانرا تنظیم و تضمین خواهد کرد؟ اتحاد میکانیکی برمبنای تامین حق نماینده‌گی تمام گروه ها در مقامات رهبری حزب آنیده؟
حتی اگر این حضور متوازن هم باشد(هر چند خود نورماتیفهای توازن در وضع موجود به منبع نیرومند تعمیق اختلافات مبدل خواهد شد.) باز هم آنچه محصلهء این جریان بدست میدهد حزب به مفهوم واقعی کلمه خواهد بود؟ شاید تجربهء حزب دموکراتیک خلق افغانستان پاسخ خوبی به این پرسش باشد.
از نظر ما اشتراک همه به حیث اعضای متساوی الحقوق حزب در کار تدارک و تدویر کنگره، اعلام الغای تمام گروهبندیها در جریان کار کنگره طبق اجندای آن و انتخاب یک لیدر شیپ. تصویب مرامنامه و اساسنامه و انتخاب نام حزب طبق اراده آزاد نماینده گان منتخب کنگره در تحقق نظریهء برپائی حزب سراسری ملی یگانه راه تلقی میشود.
عده ای از دوستان ما در حالیکه با سیاستهای محوری توافق کامل داردند. تشابه دیدگاه ها و برداشتهای ما در بارهء مسایل دیروز- امروز و فردا در مواردی تا به مرز انطباق کامل تقرب مینماید ولی عقیده دارند ولی عقیده دارند که گذاشتن نام مشخص بر کنگره آنرا محدود میسازد. با این معضله میتوانست دو برخورد صورت گیرد یک بر خورد با انعطاف طوریکه هیچ یک از اصول مورد معامله قرار نگیرد و در عینحال راه بیرون رفت از وضع ناشی از تفاوت نظر نیز بدست اید دو- اتخاذ مواضع فورمالیستیک و دگم. طوریکه کلیه امکانات برپائی حزب سراسری ملی را با نامگذاری کنگره مبادله کند. کمیته اجرائیوی تشکیلات موقت انسجام اعضای حزب وطن در خارج با طرح کنگره مشترک که هیچ تغیری در محتوی هدف وارد نمیکند بن بست ایجاد شده را در هم شکست. چنین است مفهوم این طرح:
انجذاب گروه ها در یک مرکز و نه تبدیل هیچ یک از گروه ها به مرکز انجذاب. و چنین مرکز را ما کنگرهء مشترک نام گذاشتیم.
خواه اعلام گردد یا نگردد از نظر ما تنها چنین مرکز میتواند در واقع حزب وطن را افاده کند و نه اتکا بر گروه های جداگانه. این گروه ها حتی اگر برای قناعت خود هم که شده نام کنگرهء حزب وطن را بر خود بگذارد در ماهیت گروهی آن هیچ تغیری وارد نخواهد شد. ما در همین سالهای نزدیک شاهد تجارتی ازین دست در اروپا بودیم. تکرار این تجارب هیچ نتیجه بالاتر از آن نخواهد داد.
طرح کنگرۀ مشترک یک طرح من دراوردی نیست. جلسهءبریمن با تصویب این مسله که کنگره حزبی را که ازین یا آن گروه خاص نماینده گی نماید محدود و بالطبع فاقد صلاحیت های اصولی می دانیم درست همین کنگره مشترک را تعریف میکند و یا بعباره دیگر برای همین تعریف برای رعایت اختصار نام کنگره مشترک گذاشته شده است.
مخالفت با این طرح بر مبانی تبلیغات احساسات برانگیز، مبتنی بر اهداف مطلقأ مغایر اهداف حزبی ها، نمودار تلاش خصومت امیز با امر بزرگ اتحاد عمل حزبی ها و نیرو های همسوی انست. بااین وسیله افتراق طلبان  برای پذیرش شعار های خویش در صدد دریافت پذیرنده و شنونده بر آمده اند.
طوریکه دیده میشود این پرابلم نه از داوری بلکه از پیشداوری سمتدهی شده برخاسته و به جای آنکه به عمق مسله بپردازد در گرداب احساسات فرو رفته به کجراه افتراق می انجامد و در پشت سر آن کسانی قرار دارند که در صادقانه ترین حالات میخواهند ازین نمد برای خود کلاهی بسازند.

ایا امضای یاداشت تفاهم عمل شتابزده است؟
(۸)جنوری سال ۲۰۰۵ (۱۹ جدی ۱۳۸۳) با نشانی یاداشت تفاهم، مذاکره کننده گان تشکیلات موقت انسجام اعضای حزب وطن در خارج و مجمع ملی فعالین صلح افغانستان طی نشستی در شهر هامبورگ جمهوری فدارل آلمان از پروسهء نسبتاً طولانی مذاکرات و تفاهمات متقابل نتیجه گیری به عمل آورد.
این یاداشت بعد از تصحیح و تدقیق جانبین در نشست منعقده شهر مورفیلد والدورف (ج.ف.ا) مورخ ۱۵ اکتوبر ۲۰۰۵ تصویب و امضا گردید.
این هر چند گام ابتدائی ست ولی دارای ارزش تاریخی.
این گام بر هیچ طرف التزام تعهد جدید تشکیلاتی را تحمیل نمیکند بلکه به عنوان یک هدف مشترک زمینه تشریک مساعی را بار آورده است که رو به سوی آینده دارد بدون آنکه خود را در اکنون نفی کند.
با تصویب این سند نه تنها مناسبات هر دو تشکیلات وارد مرحلهء جدید همکاری متقابل شده بلکه کار برای تدارک کنگرهء مشترک نیز با نخستین گامهای عملی مبین کیفیت جدیدیست که ارزومندیم با همراهی گامهای متین دوستان ستراتیژیک از حالت یک نظریه و طرح ممکن به محصله عمل مشترک و مرجع پاسخ به تمام پرسشها مبدل گردد.
عکس العملها دربارهء این اقدام عمدتاً دربیرون از هر دو تشکیلات باداوریها وپیشداوریهای متفاوت همراه است.
و اما برای اعضای هر دو تشکیلات این پروسه یک حرکت شناخته شده است که حد اقل تصورت منظم پیگیری آن از ماه می سال ۲۰۰۲ آغاز یافته و در مسیر راه مراحل گوناگونی را پیموده از جمله میتوان از اعلامیه مشترک هر دو تشکیلات مصوب نشست هیأت مذاکره کننده جانبین منعقده شهر و نستورف (می ۲۰۰۲) یادآوری نمود.
این اعلامیه با تائید از سعی و تلاش مفید سازمانها، حلقات،محافل سیاسی تبارز دهندگان خطوط فکری و شخصیت های مستقل سیاسی، خاطر نشان ساخت که این نیرو ها هر یک به تنهائی نمیتوانند در سمت حرکت اجتماعی بسوی دموکراسی و جامعه مدنی افغانی جای یک حزب سراسری دموکرات و ملی را پر نماید. بنابرین هردو جانب نه تنها تشریک مساعی برای تدارک چنین امکان تاریخی (تشکل وسیع سیاسی) خود را متعهد اعلام داشتند بلکه دعوت به اشتراک مساعی از نمایندگان سازمانها، حلقات سیاسی، محافل و سازمانهای اجتماعیء که سابق مربوط به حزب وطن علاقمندان و یا متحدین سیاسی آن حزب بودند و همچنان نمایندگان سایر نیرو های طرفدار دموکراسی، ترقی و جامعه مدنی را در زمرهء وظایف خویش قرار دادند.
در نتیجهء کار درین راستا گردهم آئی ۱۹ جولای سال ۲۰۰۳ محیط های سیاسی- فکری فعال افغانی در شهر هامبورگ دایر گردید از جمله اشتراک کننده گان چهار محیط سیاسی فکری (عده ای از اعضای حزب وطن) (مجمع ملی فعالین صلح افغانستان) (نهضت تفاهم روشنفکران افغانی مقیم اروپا) و( دافغانستان د ولس د پیوستون غورځنګ) دورنمای دیدگاه های یکدیگر را طوری یافتند که میتوانند بر پایه آن روابط نزدیکتر را تا به سطح تشکیلات واحد پیریزی کنند. باتوجه به این نتیجه گیری هریک ازین محیط ها در وجود محیط متحده مشترکاً در جهت تاسیس حزب واحد سراسری طرفدار صلح، دموکراسی و جامعه مدنی کار و فعالیت خود را آغاز نمودند. متأسفانه در اثر مشکلات داخلی یکتعداد ازین محیط ها کار کمسیون ناظم در آغاز راه متوقف گردید. ولی این توقف به هیچ وجهه توقف کار در این راستا نبود.
جلسهء مورخ ۱۲ جنوری ۲۰۰۴ اعضای حزب وطن در بریمن با ارائه پیشنهادات و طرحهای مشخص منجمله اقدامات تشکیلاتی کار درین راستا را با نظم و اهداف مشخص مطرح نمود که درین نوشته بطور مشخص تر به آن پرداخته خواهد شد.
یک سال بعد جلسهء شورای تشکیلات موقت انسجام اعضای حزب وطن در خارج منعقدهء کشور بلجیم (۱۲ جنوری ۲۰۰۴) با طرح ابتکارات جدید به این پروسه روح تازه بخشید. درین جلسه با صراحت اعلام شد که:
ما اعضای حزب وطن هستیم، حق داریم در مورد سرنوشت بعدی حزب خود و خود بیاندیشیم ولی اینرا نیز میدانیم که احزاب و سازمانها وسایلیست برای تحقق اهداف و ارمانها که کتله های متعهد انسانها بخاطر ترقی و رفاه کشور و جامعه خود به آن توسل میورزند و این اهداف امروز نیز آنطوریکه رهبر شهید ما پیشبینی نموده بود (مساعی درجهت ایجاد تفاهم صادقانه) میان نیروهای همسورامطالبه دارد که مستلزم (اندیشیدن درچارچوب منافع ملی و دورنمای انکشافات در کشور اند.
حرکت ما شکار هیچ نوع خام طمعه گی نخواهد شد. ما به راه خود در جهت تدویر کنگرهء فوق العاده اعضای حزب ادامه خواهیم داد. و میدانیم که بعد از تدویر کنگرهء فوق العاده نیز (مساعی در جهت ایجاد تفاهم صادقانه) حلقهء اساسی مبارزهء ما باقی خواهد ماند. زیرا هدف بزرگ ما به چنین اقدام بزرگ و شجاعانه ضرورت دارد. و اما اگر در مسیر راه با نیرو های همسو برخوریم (که بر خورده ایم) که آنان نیز عین اهداف رادنبال کنند و  صادقانه در پی ایجاد تفاهم برای تشریک مساعی در امر بزرگ وطنی ترقی و رفاه کشور و جامعه اند. ما از همین اکنون و در مسیر راه آماده ایم که مساعی خود را با آنان مشترک سازیم و یکجا با چنین دوستان و همراهان ستراتیژیک تدویر کنگره مشترک را که جزئیات آن در (پیشنهاد ستندرد برای تفاهم) انعکاس یافته هدف قرار دهیم و بدین ترتیب و بعد از طی طریق نه چندان کوتاه شرایط و امکان امضاییاداشت تفاهم میسر گردید. چنین بود قصهء کوتاه راه دراز. چیزی را که بعضی ها آنرا قبل از وقت و عجله در کار میدانند.
راه و چرا همین راه؟
حزبی ها نمیتوانند بر فاجعهء بحران کثیر الابعاد جاری (اعم از تشکیلاتی، سیاسی و تفاهم متقابل) فایق ایند مگر آنکه شجاعانه چوکاتهای خودشیفته‌گی و خود محور پنداری را در هم شکنند و مفهومی را که از حزب منظور میدارند در قالبی بریزند که هر عضو حزب و هر گروه حزبی در آن خود مستقل و دارای اراده آزاد خود را با حضور فعال و موثر بر پروسه ها تضمین شده ببینند در محیطی که مجموعه برداشتهای مجزا و ذهنگیرانه از حزب و روابط منبعث از آن اساس روابط ذات البینی، مخصوصاً گروه های حزبی را تعین میکند شیشهء آرزوهای درک متقابل را گریزی از اشنائی با سنگ نیست.
روابط شکل یافته درچنین محیط مانع عمده درراه رهائی ازخودمرکزبینی خودحق بینی و خود صادق بینی ست. این روابط همیشه توانائی این انحراف را خود نهفته دارد که حزب یعنی گروه من و بیرون از آن همه منحرفین، صداقت یعنی عمل من و حقیقت یعنی زاویهء دید من.
تا زمانیکه اسیر این روایتها باشیم از نیل به تاسیس نظریهء بزرگ بر پائی حزب سراسری ملی در فاصلهء بعیدی قرار خواهیم داشت.
مقدمهء برپائی چنین نظریه برپائی گفتگوی هدفمند و تبادل نظر میان اعضای حزب است. هنوز هم دو راه در برابر ما گشوده است. هنوز هم دو راه در برابر ما گشوده است. یا بر روال قدیم به گروهبندیها خورد و بزرگ که اسطوره های حقیر ذهنی عقبدارانست بچسپیم یک راه بی برگشت از بحران تفاهم را در پیش گیریم و یا با گذاشتن گام بر نقش قدم نجیب الله شهید بر این اسطوره های حقیر که بطریق اولی محصول ذهن مریض جریانات سیاسی کشور است که استواری را در تعمیق اختلافات بین الگروهی موعظه میدارد و ساخت های هنجاری افغانی را در اوراق ایدیولوژی های بیگانه با شرایط جامعه افغانی جستجو مینماید خط بطلان بکشیم.

میتوان به این نتیجه رسید که گرایش بسوی تفاهم بین الحزبی، تشریک مساعی نیروهای همسو و ایجاد میدان عمل برای آن، بدون آنکه این پروسه به معامله گری و گل مالیدن به انحرافات بیانجامد یگانه انتخاب درست تاریخیست.
-بدین مبنا امضای سند تفاهم با نجمع ملی فعالین صلح افغانستان نتنها نقض فیصله هایبریمن نبود بلکه در راه عمل بر آن اینک گام ابتدائی ولی با اهمیت گذاشته شده است.
- با ارائهء طرح کنگرهء مشترک نه تنها از داعیهء تدویر کنگره فوق العادهء اعضای حزب وطن انصراف بعمل نیامده. بلکه بدین وسیله شکل درست و ممکن تدویر این کنگره بدست داده شده است.
- نه تنها با امضای تفاهم نامه های دوجانبه و چندین جانبه، بلکه حتی بعد از تصویبمیثاق تفاهم نیز، نه تنها تشکیلات موقت انسجام اعضای حزب وطن بلکه تمام جوانب شامل در پروسه نه طرح نظریاتی خود را کنار میگذارد و نه از تشکیلات خود انصراف میورزد. این کار در جریان جلسهء کنگره صورت میگیرد، و این زمانیست که اتحاد طبیعی و اصولی میان اعضای حزب وطن (در مقیاس وسیعتر نیرو های همسو) یقینی شده و کنگره در واقع آخرین گام بسوی این هدف است.
زمانیکه پروسه تقرب با همی نیرو های همسو تا به این سرحد انکشاف مییابد پافشاری بر حفظ مرز های گروهی و اتکا بر نظریات گروه محوری جفای بزرگی به جنبش مترقی طرفدار صلح و جامعه مدنی است که اگر به نام خودش (خیانت) نه نامیم وصف خطای جبران نا پذیر برای آن نا رساست.