www.payamewatan.com
     
 

ک. کمال 

کنگرۀ اعضای حزب وطن دستور روز
 

کنگرۀ مؤسس حزب وطن ۶-۷ سرطان ۱۳۶۹ باحفظ رعایت برخی مصلحتهای انزمان وتسلط روان ح.د.خ.ا برذهنیت عده زیاد ازاعضای حزب ازبالا تا پائین وکمبود عناصر دموکراتیک دران به سسبب ارایه تصویر نسبتاً روشن ازفعا لیت نظری وعملی ح.د.خ.ا وارایه جمعبست ریالستیک از دیروز وانجام گسست عمیق فکرئ ازان حادثه بود بس ارزشتمند وقابل تامل درتاریخ زندگی سیاسی حزب وجامعه ما. کنگره مذکور نه تنهاحزب رابنام حزب وطن تشکیل داد که سیاست را بنام مصالحه ملی که قبلا مطرح گردیده بود مهر تائید گذاشت که بی بدیل ترین طرح گذار ازبحران وخشونت بسوی صلح وثبات بود وتا کنون که کنون است اصالت خود را برائ زدودن اثرات منفئ خشونتها - بی ثباتیها وسایر ناملایمات اجتماعی حفظ نموده است بحث درموردمصالحه ملی گسترده و توام با پیچیدگیهاست که باید مستقلانه به ان پرداخت.

گفته میتوانیم که بزرگترین دستاورد کنگره موسس تاسیس حزب وطن وتائید مصالحۀ ملی بحیث معرف طرز تفکر حزب بود.

حزب وطن برخلاف سلف خودطرفدار حفظ انحصاری قدرت دردست نبود برعکس طرفدارتقسیم ان با سایر نیروها وشخصیتهای خارج از حزب وحتا بامخالفین حزب ویا تسلیم ان به چنان میکانیزممعقول که بتواند نقش خود را بحیث عامل باز دارنده تاثیرات چپ وراست برمر حله گذار از جنگ به صلح ایفا نماید در عمل بود.

بدینگونه حزب وطن برای نجات کشور از بحران در یک مرحله حساس تاریخ ان برای پروبلمهای افغانی جوابهائ افغانی عرضه داشت اینکه کی وچرا درمورد احساس مسولیت ننمود وبه پروسه حل بحران نپیوستند ویا انرا سبوتاز نمودند دربرابر تاریخ پاسخگو خواهند بود.

سیاست مصالحه ملی قبل ازهمه بخاطر ان چانس موفقیت نیافت که اماج های صلح، دموکراسی وحدت ملی، باز سازی، پیشرفت و... آن از قضا به طبع دشمنان منطقوئ افغانستان برابر نبودانها عاملین درونی شانرا هم دربخش مجاهدین وهم دردولت بهم متحد گردانیدند وبه جنگ قطعی علیه پلان صلح ملل متحد گسیل داشتند. این جنگ بخاطران قطعی بودکه دشمنان سعادت وپیشرفت افغانستان ریزرفهای داخل حاکمیت دولتی را باریزرفهای جهادی شان پیوند دادند وبدینترتیب خنجرها ازعقب نیزازنیام کشیده شدند وبدینوسیله کشوربا حاشیه رفتن موقت برنامه مصالحه ملی درمعادلات سیاسی از یک بحران که داشت راه حل پیدا نماید وارد پله های عمیقتر وخونبارتر بحران گردید ویکدهه تمام قربانیهائ جبران ناپذیرتر از گذشته بمردم تحمیل نمود.

نخستین پئ امدسقوط حاکمیت مبتنئ برسیستم چند حزبی مصالحه ملئ وعقیم شدن پلان اول صلح ملل متحد برای افغانستان به بادفنا رفتن امیدهائ بود که برای اعاده صلح.ثبات.دموکراسی وبازسازی افغانستان درحال شگفتن بود.

حزب وطن دراثریک توطیه ازبیرون ودرون وارد بحرانی ترین مرحله حیات سیاسئ خود گردید-از لحاظ تشکیلاتی پراگنده شد ودارائیهای ان که ازکمکهای مالی اعضائ ان تامین شده بودمانند سایردارائیهای عامه مورد تاراج سپاهیان ظلمت قرار گرفت ودرنهایت فعالیت ان درحالیکه قانون وجود نداشت غیرقانونی اعلام گردید واین همه به جرم اینکه این حزب منادی صلح ومدافع ارزشهائ مدنی وانسانی بود.

اینک که بعد ازیک دوره ائ پرازجنگ وجنایت وتمامیت خواهئیهای بنیاد گرایان جهادی وطالبی منادین تمدن وحقوق بشربه اشتباه وکوتاهی شان درمورد افغانستان دهه هفتاد اعتراف میکنند درین صورت منصفانه این بودیکبار هم اگرممکن بودبرای مللمتحد صلاحیت میدادند تاعا ملین چپی وراستی حوادث غمباردهه هفتاد به میزبازخواست گشانیده میشدندوحد اقل مشتهائ سسازماندهندگان اصلی بازی بازمیگردیدباورداریم که محکمه تاریخ این مامول رابراورده خواهدساخت این اطمنان راشهیددوکتورنجیب الله هم برای هموطنان خویش چنیین داده است.

تاریخ خودثابت خواهد ساختکه کی برای افغانستان چه کرده است.**

با تاسف وتالم فراوان که برخی ازعاملین انهمه سیاه روزی هاوایادی پروزه ها وبازیهائ اپراتیفی دشمنان دور ونزدیک افغانستان با تغیرجامه اینبار باشعارهائ دیگربرائ یک بازی جدیدواردعرصه سیاست گردانیده شده اند.

خوب دربحبوحه این همه اینهمه جفاکاریها وبی انصافیهابهتر است درمورد مظلومیت وموقعیت خود اندیشیدویافت که درکجائ تاریخ قرارداریم .

حزب وطن بحیث یکی ازقربانیان بازیهای اپراتیفی جهانی ومنطقوی طی یکدهه بادادن قربانی بزرگ یعنی شهادت دوکتور نجیب ا لله بحیث رئیس حزب درواقعیت دهه ای پراز بحران راسپری نمودوهنوزنتوانسته استب بران غلبه حاصل نمایدبهتراست تابدانیمکه ابعاد بحران کدام ها اند.

۱.  بحران فکری،

۲.  تشکیلاتی،

۳.  اعتماد.

الف- بحران فکری .حزب وطن بوسیله اساسنامه وبخصوص مرامنامه خود که تبلوراندیشه هائ مصا لحه ملی است اسا سات وحدت فکری اعضائ حزب را بوجوداورده است ولی ازانجا ئیکه برداشتهائ ایدولوزیک وطبقاتی قبلئ ودربرخی مواردعدم تما یل به درک از سیا ست جدید حزب درعده ائ ازاعضای حزب ازبالا تا پائین اسباب عدم درک واحد ویکسان از سیاست حزب را که درنهایت باعث بحران فکری گردید بوجود اورد واز سوی هم حزب فرصت انرا نیافت تا نظریات منسجم تررابرای قابل فهم ساختن سیاست خودتحویل اعضای حزب نماید وبدیوسیله وحدت فکرئ را تضمین نماید.  باتاسف که با سو استفاده ازین بحران عده ای ازاعضای رهبری گذشته اعضای حزب را گروگان نموده وبا پیشکش نمودن نسخه هائ ازاینجا وانجا کاپی شده حزبیها رابدنبال شان درجاده های سیاست بازی سرگردان نموده اند.

همه بخاطر داریم که عده ای ازاعضای رهبری پیشین حزب ازموضع طبقاتی وایدیولوزیک علیه سیاست مصا لحه ملی به مخالفت برخاستند وانرا ارتداد وخیانت نامیدند وبدیوسیله اعضای پاکدل حزب را علیه ان شورانیدند که این موضع رفته رفته درپایان کار خویش به یک سازش خاینانه با بخش از نیروهای بنیادگراعامل ناکامی پروگرام مصا لحه ملی وپلان صلح ملل متحد گردید اینک بعداز انهمه بدبختیها که در نتیجه ناکامی پلان ملل متحدبرسرحزب- مردم ووطن امد این عده از اعضای رهبری حزب وطن خارج ازحزب مذکوربه اسم ورسم دیگربرنامه ای غیرطبقاتی- غیرایدیولوزیک ودرتائید نظام سرمایه داری عرضه مینمایند وهرگزبه روئ خودنمی اورندکه روزگاری دردفاع ازچیزهائ بنام طبقات ایدیولوزی وراه رشد غیرسرمایه دارئ درسقوط یک نظام ورزیم که درنهایت مربوط بخود شان بودودرصورت عوض هم سهم قابل ملا حظه به ایشاندرمیکانیزم جدیدقدرت میرسید سهیم گردیدند انچه درین میان قابل اندیشه ومایه ای تعجب است اینست که عده ائ ازاعضائ حزب وطن با مهر به دهن به این رهبران که انها را به سایه های خداوندی برای خود مبدل ساخته اند هم درانزمان که مخالفنظام سرمایه داری و مصالحه  ملی  بودندحق ا لعضویت واعانه میپرداختند واینک که به مبلغین مولفه های نظام سرمایه دارئ- مخا لفین ایدیولوزی دوران ساز واز روئ زمانه که به طرفداران تفاهم بین ا لافغا نی مبدل گردیده اند نیزاعانه ودرواقعیت جزیه میپردازند.

ب- بحران تشکیلاتی*حزب وطن قبل از فروپاشی ان با حفظ اثار وعلایم متعددبحران درخود دارای تشکیلات واحد وسرتاسری بود که تاریخ احزاب سیاسئ افغانستان چنین تشکیلات سرتاسری وملی را بخاطر ندارد اما بعداز سقوط رزیمحزب وطن دچار پراگندگی تشکیلاتی گردید واینک درمرحله انسجام دوباره ان با چندین حزب جدا شده از بدنه ان به نامهائ مختلف ودرواقع با یکنوع فدرالیزم حزب وطن روبروهستیم که عمدتا برفرار از مرکز وبدنه اصلئ استوار اند تا گرد امدن. عده ائ ازرهبران نوبظهور رسیده ممکن است دردل شان برای رسیدن بمقام رهبرحتا به سقوط رزیم خود هم خوش باشند چه درنتیجه ان توانستند حزب بسازد برنامه کاپی کندونام رئیس ورهبربرخودبگذارد.

ج- بحران اعتماد* عمده ترین عامل بحران اعتمادشرکت عده ائ ازاعضای رهبری حزب دربازیها برای انتقامجوئیها-قدرت طلبیهاوتمایل به کنارزدن حریفان ولغزیدن انها درباطلا قهای زدوبندهای راست وچپ بدون درنظرداشت منافع ملی است همین عده اعضای سابق رهبری حزب برای گریزازمحاسبه واستجواب بجای کار صادقانه برای تجمع دوباره عموم حزب به تجمع بخش ارام وبدون انتقادعلاقمند اند. اما ازانچه میتوان به عنوان یک حقیقت نام برد اینست که بیشترین رقم اعضائ حزب به رهبران گذشته اعتماد خود را ازدست داده اندوموجودیت بیشتر شانرا در صفوف خویش متنع کنارامدن حزبیهامیدانند. این درحالیست که برای یک لحظه نمیتوان  ازخدمات شایسته ای انها درگذشته درراه روشنگری اغمض کرد. اجازه میخوهم یکبارهم اگرازنظربعضیها هنوز هم مصلحت نباشدازچند نفرنام ببرم وپرسشهائ ازانها مطرح نمایم واما نخست ازاعضائ حزب بپرسم.

اعضای محترم حزب وطن درهرکجائیکه هستیید چه هنوزخود را عضواین حزب میدانید ویا به احزاب دیگر پیوسته اید احترامانه ازشما میپرسم که.

-                    ایاسقوط حاکمیت وناکامی پلان صلح مللمتحد بوسیله بنیادگراها به شرکت برخی از اعضای رهبری حزب وطن صرف نظر از اینکه سهم کی درین کارچقدربودکارخوب بودویابد.

-                    یقین کا مل دارم جوابمیدهیدکارخراب بودخوب درینصورت ما با بنیادگرایان فعلا کاری نداریم اگرحقیقت همکاری عده ای ازاعضای رهبری حزب وطن رادران میپذیریم که باید بپذیریم زیرا این واقعیت است که یاخودبران اعتراف دارندویا شواهدئ وجود داردکه به نحوی همکاری انها را دراین بازی ثابت مینمایدپس درینصورت چرا عامگویی میکنیم ونامهای شرکت کنندگان بازی سقوط حاکمیت راافشا نمیکنیم وچرا پیوسته از انهایی میشنویم که درکلاه خودپردارندومنظما تلقین مینمایندهرچه میخواهید بکنیداما حق نداریددرمورد گذشته حرف بز نیدایا این خود چیزکی برای فهمیدن چپزها نیست وایا این بخاطر ان است که بامراجعه به گذشته انطوریکه گفته میشودما دیگر هم متفرق میشویم ما که همین اکنون متفرقیم وبیشتراز انجهت متفرقیم که ازگذشته خودمعلومات دقیق نداریم .

مارا شکستگی به نها یت رسیده است

چندان شکسته ایم که نتوان دگر شکست

حال اگریکبارمراجعه مسولانه به گذشته که برای اینده لازمی وواجبی است مطرح میکنیم فورا محتسبین سیاسی ما تحریک میشوند وبا برچسپهائ شمااینده رادرتصفیه حسابهای گذشته میبینیدویا میگویند شما درگذشته گیرمانده باید گذشته رافراموش کردوبه اینده اندیشیدوغیره وارد عرصه میشوند ومهر به دهن میکوبندهمه میدانیم که انهایی ازمو خذه گریزان اند که حساب شان پاک نباشد برعکس انها ئیکه حساب شان پاک باشد ازمحاسبه باکی ندارند وبارغبت مفرط بسوی ان میرود. اینک مارا تنها به گفتن انچه دیده ایم تکفیر میکنند وخودانچه کرده اند به روی خود نمئ اورد.

زه یې په لیدلو او ویلوگنا هکار شومه

نور یې په کولو او عمل باندې ښاغلي دي

درینمورد یک نتیجگیری وجود دارد وان اینکه هرکسیکه ازحساب پس دادن دیروز فرارمیکند شایستگی اعتماد فردا را ندارد.  حساب دادن ویا ازچگونگی اجرا ت به مراجع ذیربط گذارش دادن ودر روشنی تحلیل وتجزیه ان برای اینده تدابیر اتخاذ کردن برائ اشخاص مسوول- دولتها-تصدیهائ شخسی ودولتی وبلا خره برائ هرتاجروزمینداریک قا عده وقانون است که ما بحیث یک حزب نمیتوانیم ازین قاعده وقانون مستثنی باشیم .

اعضای محترم حزب وطن بیائید درینمورد با جرئت تمام از انعده اعضای رهبرئ قبلی حزب که به نحوی درپروزه نا کام سازی پلان صلح ملل متحدمتهم اند بپرسیم نی انکه نا پرسیده برای شان دفا عیه بسازیم بطورمثال درین زمره از محمود بریا لی بمثابه یکی از اعضای سابقه رهبری حزب وطن بپرسیم که.

-                    چرا با سیاست مصا لحه ملی مخالفت کردید وحا ل چرا به به نحوی بدون ذکر نام ان از مولفه های ان حما یت میکنید. اگر طرفداری فعلی تانرا به تغیر وضع در کشور وجهان ربط میدهید مگر درهمان وقت که مصا لحه ملی پاسخی بود برای سوال ها ی مترا کم جامعه ما چیزی را بنام تغیر در شرائط وطنی وجهانی درک نمیکردید اگر جواب مثبت است چرا به کوتاهی درک خود اعتراف نمیکنید این ممکن نیست که هم در مخالفت با چیزئ حق بجانب باشید وهمدر موافقت با ان.

-                    - چرا خلاف موازین زندگی حزبی بعد از پلنوم هجده هم کمیته مرکزئ در داخل حزب ولی برضد حزب فرکسیونایجاد کردید مگرممکن نبودنظریات خود راولو درمخا لفت با سیاست حزب بود در پلنوم ها وسایر جلسا ت حزبی مطرح میکردید واین درحا لیکه درهمچوجلسات بطرفداری از سیاست حزب رای میدادیدولی عملا با استفا  ده ازامکان فرکسیون با ن مخالفت میکردید...

-                    - چرا با بغاوت شما ل یعنئ شورائ نظار- جنبش ملی اسلامی وحزب وحدت اسلامی درسقوط حاکمیت همکا ری کردید درمورد همکا رئ تان شواهدفراوان وزنده وجود دارداینک درهمین راستا یک دو پرسش دیگر.

-                    - اگرازهمکا ری تان درسقوط حاکمیت انکارمیکنیدپس چگونه ممکن است بحیث عضوهیئت اجرائیه حزب وطن- معاون اول صدراعظم وبرادرببرک کارمل در حا لیکه حاکمیت سقوط نموده رهبر حزب ودولت دردفتر ملل متحد پناهنده است وقدرت دولتی بدست ارتجاع جها دئ افتیده ودرین گیروداروفضای پرازترس ورعب زندگی هیچ عضوحزب تضمین نیست ولئ جناب شما با داشتن پیشنه فوق تحت پوشش مطمئن امنیتی دروزیراکبرخا ن مینه مهمان با صلا حیت حاکمیت چپا ولگران هستید وهنوزدرتوزیع سلاح انتقال مسافرین ازمیدان بین المللی کابل- ایجادکندکها وغند ها ودربرخی موارد دیگرامرونهی تان رعایت میشود وجمعا مدت دوسال رابدون دردسردرحا لیکه هرشب مشروبات الکهولی موردنیازتان هم برایتان میرسید درکابل بسربردید ووقتی وظایف تان ختم شدبا پاسپورت دپلما تیک حاکمیت شورای نظاربا عافیت تمام ازکشورخارج شدیدوگذاشتیدتا اعضای حزبیکباردیگرزیرساطورمرتجعین جهادی برای سلا مت شما قربانی دهند. فکرتان باشد نگوئید که امنیت تانرا درکا بل رفقائ حزبی تان گرفته بود اگر دوستم وبا به جان رفقای حزبی شما بودند دیگرشما وانها ی بودید که در نقش ستون پنجم حا کمیت ملی راازعقب به نفع بنیا دگران به خنجرزدید.

-                    ویا از اقای علومی بپرسیم وقتئ درفردای سقوط حاکمیت درطی یکنیم روز ازالمان به ماسکو وازانجا بطورفوق ا لعا ده بکا بل فرستا ده شدید ومستقیما ازمیدان هوایی به یک کنفرانس مطبوعا تی که درهوتل انترکنتیننتل دایر شده بود برده شدیدودرانجا ازیک مقام نا معلوم دربرابرسوال زورنالست رادیو بی.بی.سی که پرسیده بود.  شما بکدام شرایط به جمعیت تسلیم شده اید در پاسخ ان گفتید ما به جمیعیت تسلیم نشده ایم افغان به افغان تسلیم نمیشود ائتلاف ها ی بزرگ ما را تسلیمی نگوئید...

-                    اعضای محترم حزب متحد ملی که تحت رهبری محترم علومی مبارزه میکنید ازرهبرتان یکبارهم اگر ممکن باشدبپرسیدصرفنظرازینکه بکدام امکانا ت ازالمان بکا بل انتقال داده شدید چه وقت- چگونه ومتکی بکدام پلان  با جمیعت به ائتلافهای بزرگ رسیده بودید واین پروسه چکونه شکل گرفته بود- دست اندرکا ران ان کیها بودند- وچرا تنها جمیعت اسلامی را احتوا میکرد وبلاخره نتایج حاصله ازائتلافهای بزرگ چه بوده است...

-                    چندی قبل درسایت انترنتئ اریا یی به یک قطعه عکس برخوردم که جناب علومی را درحال ایستاده دور میزی نشان میدهد که روی ان خریطه هموار است ودرمقابل ان اصف دلاورونبی عظیمی- درکناران داکترعبدا لرحمن ودرراس میزاحمدشاه مسعود قرارگرفته است حال به اتفاق شما رفقا ازجناب علومی میپرسیم شما که جنرالهای مربوط حاکمیت حزب وطن بودید وشما که مسعود را اشرارمیگفتید با ان اشراروباان قاتل حاکمیت ورفقای تان بدور ان میزبرای چه پلانگذارئ میکنید. امیدوارهستم جواب این نباشد که از گذشته بگذرید وبه اینده بیاندیشید.

-                    ازجلا لتما بان فریدمزدک ونجم الدین کاویانی نمی پرسیم خانه انها ابادکه خود به مزدوربودن قومندان مسعود اعتراف دارند.

-                    به رغم انکه اقایان گلابزوئ وشهنوازتنی اعضای رهبری حزب وطن نبودند ولی ازانجا ئیکه اعضای رهبری ح.د.خ.ا ومدتی با دوکتورنجیب ا لله همکاری داشتند میپرسیم که.

-                    محترم گلابزوی وقتی جناب شما نبی عظیمی را درماسکوملاقات کردید وبرای شان گفتید که: عظیمی صا حب من ببرک کارمل رامانند پدرخود دوست دارم ومیخواهم اودوباره به افغا نستان برگردد زیرا که با طرحها وتیزسهای مصالحه ملی مخا لف هستم (۱).

-                    وبازهنوزکه داکترنجیب ا لله درقدرت بودوبرها ن ا لدین ربا نی دریک هیئت به ماسکو دعوت میگرددجنا ب شما خود را ذلیل ساخته به محل اقامت ربا نی شتافته ووقتی مشرف میشوید تیارسی میشویدومیگوئید.

-                    من یک عسکرهستم وتا بع امر شما هستم (۲).

-                    ودرزمان حا کمیت طا لبان اوازه تشکیل یک فرقه ازحزبیهای سابق درمسکو به نفع جبهه ای مخا لف طالبان پخش گردید جناب شما در همین بحبوحه ازماسکو به پنجشیرسفرکردیدوبا برا در تان احمد شا ه مسعود ملاقا ت کردید که شاید طبق عادت همیشگئ تان تیارسئ شده باشیدوگفته باشید من عسکر هستم وامرکنید. ممکن است بفرما ئید جناب تانرا کی وبکدام تضمین نزد مسعود فرستاد وپیرامون چه مسائلی گفتگونمودید.

-                    - چرا برای سقوط رژیم نجیب ا لله با حکمتیارطرح کودتاه مشترک ریختید درینمورد دریک اثرچنین میخوانیم* اولین عضو رابط گلابزوی با حکمتیار قدیر قوماندان دوصد بستر وزارت داخله بود که دربهارسال ۱۳۶۷ مأ موریت یافت تا با انجنیرشکیب مسئول حوزۀ مرکزی حزب اسلامی ملاقات نمایدانجینرشکیب مدعی است که بعد از هدایت حکمتیار این ملاقات درخا نه جنرال سا لم مسعود قوماندان اکادمی حارندوی که عضومخفی حزب اسلامی بود صورتگرفت پیام قدیر ازسوی گلابزوی براه انداختن کودتاه با مشارکت حزب اسلامی برای تصاحب قدرت درکا بل بود قدیرشرط وقوع کودتاه رادرتقسیم مساویانه قدرت میان ح.د.خ. وحزب اسلامی خاطرنشان ساخت تقاضای تقسیم قدرت با خلقیها ازسوی حکمتیارمورد تردید قرارگرفت وحکمتیارخواستارانجام کودتاه بدون قید وشرط وتسلیمی قدرت به حزب اسلامی شد، این پیام توسط من انجنیرشکیب دراولین ملاقات با گلابزوی بازهم درخانه جنرال مسعود واقع کارته مامورین شهرکابل رسانیده شد هرچند گلابزوی دراول به کودتای که خلقیها را دران شریک قدرت نمیساخت تن درنداد اما بعدا گفت که مسئله اساسی برانداختن نجیب ا لله ازقدرت است...

-                    خوب اگرقرارباشد از اقای گلابزوی بپرسیم که چرا درکودتا با حکمتیارمسئله اساسی برانداختن نجیب الله ازحاکمیت باشدبدون انکه درمورد بدیل وعواقب ان اندکترین تشویش را بخود راه دهیدویا لطفا بگوئید تامگربدانیم که جناب شما برا درمسعود هستید. عسکر ربانی - فرزند ببرک کارمل- معاون تنی- معاون رشید ارین و یا بهیچ یک اینها ارتباط ندارید واین کدام دست غیبی است که شما را فرزند یکی عسکر دیگری برادرسومی ومعاون چهارمی میسازد و شما باید اطاعت کنید و بس، و یا جناب محترم شهنوازتنی.

-                    درصورتیکه حزب مطابق برنامه مصالحه ملی پلان تحدید قدرت حزب رابوسیله تقسیم ان با نیروهای خارج از حزب وحتی مخلفین روی دست داشت چرا برای خود قدرت بیشتر میخواستید ودرینمورد ارسال نامه رهبری کودتاه به گرباچف رهبراتحاد شوروی وقت ومراجعات مکرربه سفارت انکشوردرافغنستان چه معنی داشت.

-                    - درصورتیکه با رئیس جمهوراختلاف نظرپیدا کرده بودید مگرنمیتوانستید بحیث انسان متمدن اینک که رهبریک حزب سیاسئ نیزهستیدازعهده تان استعفا بدهیدتا اینکه بمبهای پنجصد کیلو گرامه را بالای مردم ملکی شهرکابل ازاسمان ببارانید وبدینوسیله صلاحیت وامکاناتیکه برای حفظ امنیت وسلامت مردم بالای تان اعتماد شده بود درجهت کشتارمردم ازان استفاده نمودید و یا  لطفا درمورد ضرورت همکاری تان درطول سا لهای اخیربا ارتجاع جهادی وطالبی چیزی بگوئیدوهم اینکه چرا درمورد پسمنظروجریان کودتاه خود تناقض گوئی میکنند درمصا حبه با رادیوپیام افغان میگوید ما علیه نجیب قیام کردیم ولی درین اواخردرمصاحبه با تلویزون طلوع درکابل میگوئید نجیب علیه ما کودتاه کرد ومانند یک پاکستانی بدفاع ازپاکستان برمیخیزد.

-                    انجنیرشکیب درمورد کودتاه شهنواز- گلبدین میگوید:  مطابق توصیه گلابزوی با شهنواز تنی ارتباط گرفتم اوپیهم پیام ونظریات حکمتیار رهبرحزب اسلامی افغانستان را دریافت میداشت کاربسیارطولانی شدبرنامه قیام نظامی برای برانداختن حکومت نجیب ا لله را جنرال تنی بروی خریطه ترسیم کردوبه حکمتیار فرستاد.  پلان این بود که حکمتیاربه لوگر بیاید وقوتهای حزب اسلامی را درکمربند کابل دراستقامت جنوب وجنوب شرق قراربدهد وانگاه با یک قیام هم اهنگ ازداخل وخارج کابل را تصرف کنند اما پلان کودتاه افشا شد نجیب وطرفدارانش امادگی همه جانبه برای نا کام ساختن کودتاه گرفتند دستگیری جنرالان اردو توسط وزارت امنیت دولتی اغازشد وجنرال تنئ بصورت نا گهانی وبا عجله قیام را اغاز کرد. اما دراثر کشته شدن سه تن از جنرالان عضو حزب اسلامی درمقرفرماندهی دردا را لا مان قیام به ناکا می انجامید.(۳)

-                    اعصای محترم حزب وطن که فعلا درتشکیلاتهای دیگرفعال اند وعمدتا بوسیله اعضای هیئت رهبری قبلی حزب وطن ایجاد گردیده ورهبری میشوند از رهبران جدید تان لطفا بپرسید قبل ازینکه لطف نمائید وبرای ما حزب جدید بسازید عضو هییئت رهبری حزب وطن بودیدواعضائ ان حزب برشما اعتماد نموده بودند حال که شما ان حزب را ترک میگوئید واینک حزب جدید میسازید به اعضای حزب وطن چی میگوئید که حزب شما چه شدوبعد ازین تکلیف شما چه خوا هد بود. واینک ما که هنوز خود را عضو حزب وطن می نا میم نیزازین عده اعضای رهبری قبلی حزب خویش میپرسیم شما که برای ما گفته بودید که حزب تانرا دوستداشته باشید اینک طبق توصیه شما ما حزب خود را دوست داریم وبا ان پیوند فکری وسازمانی داریم ولی شما چرا حزب تانرا فراموش کردید.

-                    اعضای محترم حزب وطن درهرکجائ که هستید بداانید که خوشبختانه مبدای حرکت واسا س معرفت ما درجامعه یکئ است ما بلاخره هم ریشه وهم شیره هستیم. مبدا - اساس وریشه ما حزب وطن است.  تلاش برای پریدن ونادیده گرفتن این مبدا مشترک نه خصلت متحد گرایانه دارد ونه قدرت تاثیر گذارودرعین حال فاقد استدلال فکری وسیاسی اند تلاشهای درین جهت ادامه اشفتگی فکری براشفتگی موجود است.  سرمایه گذاری عده ازرهبران سابق حزب وطن بمنظورایجاد احزاب جدید اینک بعد از سپرئ شدن چند سال نتوانسته است نتایج مطلوب طبع رهبران ببار اورد. سازما نهای جدید با طرح به اصطلاح خطوط جدید فکری نتوانسته اند کتله قابل محاسبه حزب وطن را بسوی خود بکشاند چی رسد به اینکه مطابق ارزوهائ اولئ چهره هائ جدید راکه قبلا اعضائ حزب وطن نبودند درکنارخود داشته باشند.  بیائیداز رهبری این سازمانها وخطوط فکری جدید احترامانه بپرسیم که :
اگرحزب وطن بد است، اگرمصا لحۀ ملی بداست، درین صورت چگونه اعضای حزب وطن خوب اند که به سربازگیری دران مصروف هستید ومنابع جذب درخارج ازان ندارید. ازنظر رهبران جدید موضوع وارونه مطرح میگردد عوض انکه بگویند که اعضای حزب وطن خوب نبودند و سیاست ان خراب بود و درنتیجۀ خود حزب خوب نبود میگویند اعضای حزب وطن خوب هستند وسیاست ان نیز بدیل ندارد ولی خود حزب بد است ولذا میروند احزاب نو با اعضای کهنه میسازند ودر نتیجه حزب را که دراثریک توطئه خاینانه به بحران تشکیلاتی روبرو گردید و به اساس فرمان یک به اصطلاح رئیس جمهور دوران ارتجا ع جهادی که صلاحیت ان درشهرکابل هم تثبیت نگردیده بود فعالیت ان غیرقانونی اعلان گردیده هنوز پراگنده تر میسازد وعلیه فرمان غیرقانونی ساختن ان عوض انکه اعتراض نمایند برعکس انرا به نحوی تائید مینمایند.

پس چه کنیم وازکجا اغازنمائیم ؟

تجربه نشان داد که پروژه سازمان سازی هم پرهزینه است وهم پرتلفات هر سازمان قبل از انکه بوجود اید وافراد شوق زده را بحرکت بیاورد قبل از تولد قربانی مصلحتها میگردد ودرنتیجه حرکت قبل از رسیدن به پختگی طعمۀ خامکاریها میشود وسرانجام شور و احساسات نخستین برای هیچ و پوچ برباد میروند.  بعضا احساسات مرحله تدارک سازمانها چندان گرم میباشد که قبل ازایجاد سازمان کمیسونهای مذاکره و تفاهم ایجاد مینمایند تا دیگران را بخود ملحق سازند وهرچه زودترکاروان بزرگ اینده سازان رابسوی وطن ازخا رج به حرکت بیاندازند. حقیقت اینست که احساسات ولو نیک هم باشند به تنهایی نمیتوانند وسیله دستیا بی به ارزوها باشند به باوراین قلم هیچگاه احساسات و برمبنای آن هیچ به اصطلاح کمیسیونی کار با اهمیتی را برای بسیج دوباره اعضای حزب وطن انجام نخوا هند داد تا چند پرسش پا سخ خود را نیابد ودرچند مورد موضعگیری روشن ومشخص نشود مثلاً درموارد ذیل:

-            ۱۱.  قبل ازاینکه ما با واقعیت پراگندگی حزب وطن مواجه باشیم ازلحاظ سازمانی حزب واحد و سرتا سری داشتیم. اکنون درنظرداشت چند دستگی سازمانی حزب شعاربسیج مجدد درزیرچترسازمان واحد صرفنظرازاینکه نام چترجدید چه باشد ازجانب هرشخص ویا گروه که داده میشود باید به این سوال پاسخ داشته باشد که ما چرا ازهم جدا شده ایم.  این جدائی به اساس تفاوتهای سلیقویست ویاسیاسی و فکری؟  و یا هم به اساس عملکرد افراد و اشخاص دریک مرحله نهایت حساس تاریخی به نفع صلح ویا جنگ؟...

۲. حزب وطن دربسترسیاسی جامعۀ ما بطورتصادفی ظهورننوده است.  این حزب مخلوق یک پروسه است که با تاسیس ح.د.خ.ا اغازگردیده است ماباید جهت گرفتن وآموختن درسهای لازم تاریخی و دریافت اساسات محکم مبتنی براستدلال تاریخی برای همکاریهای اتیه مان درمورد تاریخ فعالیت عملی-فکری وموخذ های ان موصعگیری نمائیم، صاف وروشن بگوئیم که فکر و منابع فکری و درپرتو آن فعالیت عملی ح.د.خ.ا درست بود و یا نادرست و یا مخلوطی از درست  و نادرستی.

۳. موضعگیری درمورد چگونگی تصرف قدرت بوسیله حزب وعملکرد رهبری حزب درمرحله اول رویداد هفت ثور.

۴. موضعگیری درمورد تجاوزقشون سرخ و پی امد های آن.

۵.  موضعگیری درمورد کودتای حوت ۱۳۶۸ عاملین و پی آمد های آن.

۶. موضعگیری درمورد کودتای حمل ۱۳۷۱ عاملین و پی آمد های آن.

درنتیجه ارایه جمعبست ازگذشته پیوند های فکری- تاریخی مان میتوانیم برای فرداهای مبارزۀ پرابعاد سیاسی ما رهنمود های مفید استخراج نمائیم وهمفکران مارا بعد ازگذشت یک مرحله پراگندگی دوباره بیابیم. برخی ازدوستانرا عقیده برانست که گذشته تنها برای درس گرفتن اهمیت دارد وبس. اتفاقاً ماهم بهمین عقیده هستیم ولی باید ببینیم که ازگذشته چه درس گرفته ایم ما نیزبرای انکه درگذشته کسانی مرتکب اشتباه شده اند نه خیانت به اعدام محکوم نمیکنیم و یا انرا بکدام زندان که نداریم نمی فرستیم بلکه درمورد همچو رفقای قبلی یک محاکمه حزبی میخواهیم که آنها درمورد آنچه کرده اند برای حزبیها گذارش بدهند ومقام حزبی و یا کنگره ای حزبی درمورد برائت و یا محکومیت حزبی ان فیصله نماید وبس.

بدیل بی بد یل *

یکی ازراه های بیرون رفت ازبحران کنونی انطوریکه گفته امد مراجعه به اصل و مبدای مشترک ماست و درست ازهمین مبدا دعوت کنگرۀ فوق العاده تمام اعضای سابق حزب وطن بمثابه بدیل بی بدیل و گزینه نا گزیر است.  ما تحت هیچ لوای دیگر نمیتوانیم جمع شویم انطوریکه میتوانیم تحت لوای حزب وطن گرد هم آئیم زیرا  ازهمین آدرس ازهم پراگنده شده ایم واین آدرس به همۀ ما تعلق دارد و مال شخصی هیچ گروه و اجاره دار نیست.  با مراجعه به آدرس مشترک مان میتوانیم درمورد انچه برحزب ما و وطن ماگذشت بیاندیشیم- نظربدهیم- نقاط نظرمشترک بیابیم سوتفاهمات را رفع نمائیم ملامت را از سلامت تمیزنمائیم عوامل محدود جدائی مرگباررا ازخود برانیم ودرمورد آینده به تفاهمات محکم دست یابیم. دورتر از اصل خود را اصل گفتن و دیگران را بخود دعوت کردن مشت در هوا کوبیدن است.

خوب اگرقرارباشد نیروی مانرا بیمورد مصرف نکنیم بدون تهداب اساسی تعمیرسیاسی خود را اعمارنکنیم گذشته ای خود را باتمام خوبیها و بعضاً زشتیها فراموش نکنیم وخود را به سمارقهای شوره زارخود خواهیهای برخیها تبدیل نکنیم. یقینا که بدیل دعوت کنگرۀ فوق العاده اعضای حزب وطن را میپذیریم، پس درینصورت ازکجا باید اغازکنیم؟ نگوئید که ازایجاد کمیسیون تفاهم از کمیسیونهای تفاهم وکفتگو که تا کنون بوسایل تفاهم مبدل نگردیده اند.  میگذریم اینبار یک کمیته تدارک کنگرۀ  فوق العاده حزب وطن میسازیم این کمیته وظیفه خواهد داشتکه:

۱.  یک جمعبست ازفعا لیت نظری وعملی سیاسی گذشته حزب را اماده سازد.

۲.  طرح نظام فکری و اندیشوی حزب را با معرفی منابع آن ترتیب نمایند.

۳.  طرح اساسنامۀ حزب را اماده سازند.

۴.  اگرطرحهای فکری و سازمانی جدیدا اماده شده با ماهیت سیاست مصالحه ملی تفاوت ماهوی داشت درانصورت تغیر نام حزب را نیزمطرح نما یند.

حتمی نیست اعضای محدود کمیته تدارک کنگره روی طرحهای فوق توافق همه جانبه داشته باشند توافق همه جانبه ازجانب اعضای کمیته، تدارک کنگره که اغلباً تجربۀ کمیسیون بازیها را هم دارند ایده ال است. شگفت اورنخواهد بود تا ما نه یک جمعبست ازگذشته حزب نه یک نظام فکری نه یک طرح اساسنامه و نه یک نام برای حزب خود داشته باشیم که ممکن است باچند جمعبست از گذشته وهمچنان درمورد سایرموارد مواجه باشیم.  قدم دوم نشرطرحها ازطریق وسایل اطلاعات جمعی است و از آنطریق نظرخواهی حزبیها درمورد آن. اگرنظرخواهی نتوانست تشابه طرحها را بدست دهد در انصورت طرحهای دوگانه و یا چند گانه به کنگرۀ محول ساخته شود تا درمورد بحث و فیصله نماید. انچه درین میان به اصطلاح ازاهمیت اصولی برخورداراست اینست که کنگرۀ حزب در داخل افغانستان دایر میگردد وهمه مکلف به رعایت فیصله های ان میباشد.

کنگرۀ حزبی هرنوع موقف که درمورد گذشته حزب اتخاذ نمود هرکسی راکه برای خود بحیث رهبرانتخاب نمود وهرنام وهرنوع نظام فکری را که برای خود برگزید و هر اساسنامۀ که برای تنظیم زندگی درونی قبول نمود برای همگان بطوریکسان قابل قبول و رعایت است.

به پیش بسوی دعوت کنگرۀ فوق ا لعادۀ اعضای حزب وطن درکشور.

 

موخذها :

۱. ن.عظیمی اردو وسیاست صفحه ۳۷۰

۲. ف- فاضل و ف وثیق اثر مجاهدین در مسکو مذاکرات با روسها پا ورقی صفحات ۹۱-۹۲

۳.  اکرم دانشمند سالهای تجاوز و مقاومت.