www.payamewatan.com
     
 

فقیر محمد ودان
فریدریشسدورف ـ جرمنی،
 ۱۹ می ۲۰۰۶


به پیشواز یاد بود شایسته از دهمین
سالروز شهـادت دوکتور نجیب الله
 

حوادث خروج نـاکام نجیب الله از کـابل، دارای اهمیت بیشتر بوده
واین معامله دور از سرحدات افغانستان شکل گرفته و در مجموع
مربوط میشود به عملیات صلح ملل متحد.
                                              ـ فلیپ کاروین ـ

اسـناد و شواهد تازه

(مقالۀ  دوم)
 

          در مورد سناریوی توطئه ناکام ساختن پلان صلح ملل متحد در حمل ۱۳۷۱ (اپریل ۱۹۹۲)، تنظیم کنندگان خارجی و اجرا کنندگان داخلی آن و هم اینکه توطئه مذکور با بغاوت شمال آغاز و با کودتای نظامی در ۲۶ حمل (۱۶اپریل) تکمیل گردید، حقایق زیادی را هم در کتابهای دشنه های سرخ و حقایق: پندار ها و کردار ها و سایر نوشته های نشر شده خویش، منجمله مقاله اسناد و شواهد تازه ـ که بهتراست آنرا مقاله اول تحت این عنوان نامید ـ نوشته ام. خوشبختانه به مرور زمان سایر نویسندگان و محققین با اعتبار، در ضمن تائید مسایل اساسی مطروحه در نوشته های فوق، ابعاد تازه ای از آن خیانت ملی و جنایت بین المللی را نیز افشاٌ مینمایند.

          فلیپ کاروین Philip Carwin کارمند عالی رتبه امریکایی الاصل ملل متحد است که در سال ۱۹۹۲ عضو هیئت ملل متحد، تحت ریاست بنین سیوان بود.  این هیئت ازجانب سرمنشی ملل متحد وظیفه داشت که مطابق پلان صلح ملل متحد، امور انتقال قدرت دولتی را به یک شورای بیطرف سازماندهی و تعمیل نماید.  موصوف در مورد رویداد های ایام اقامت و ماموریت خویش در افغانستان، کتابی را به زبان انگلیسی نوشته که تحت عنوان سرنشت غم انگیز در افغانستان بوسیله محترم حکیم سروری به زبان دری ترجمه شده است. این نخستین اثری است که از جانب یک کارمند عالیرتبه ملل متحد و مؤظف در امر انتقال قدرت دولتی ـ مطابق به پلان صلح پنج فقره یی سرمنشی ملل متحد ـ نوشته شده است.

          فلیپ کاروین موقعی که به وظیفه مذکور گماشته شد معلومات کم رنگی در باره تاریخ افغانستان و برخی از مختصات افغانها داشت، که انرا نیز در نتیجه مطالعه و برخی ملاقات های بعد از انتصاب خود به این وظیفه، با عجله در ظرف چند روز محدود، اندوخته بود. او مختصات حزب وطن، فرکسیونهای درونی، کادر رهبری و سایر فعالین این حزب و چگونگی مواضع هریک از آنها را نمی شناخت.  شناخت او از دوکتور نجیب الله رئیس جمهور افغانستان، تا آن وقتی که با وی از نزدیک ندیده و تبادل نظر نه نموده بود، بر بنیاد تبلیغات خصمانه علیه او، شکل گرفته بود. این کمبودی ها در متن کتاب به وضاحت دیده میشود. ولی باوجود این ضعف، او در نوشتن آنچه  صادق است که در جریان اجرای وظیفه خویش در افغانستان، خود شاهد آن بود، دیده است و یا از رهبران حزب وطن، مقامات دولتی و دپلومات ـ های خارجی مقیم افغانستان شنیده است.

         درین نوشته تلاش بعمل می آید، اکثراً با اتکا به محتویات کتاب مذکور و مستند بر آن، مسایل مطرح  و مستدلل  گردد:

         قرار بود براساس توافقات چند جانبه، مبتنی بر پلان پنج فقره یی سرمنشی ملل متحد، در قدم نخست شورای بیطرف شامل ۱۵ تا ۲۰ نفر (۱) تشکیل و قدرت دولتی به این شورا انتقال گردد. بنین سیوان در ملاقاتی که به ساعت ۲۳ تاریخ ۸ اپریل ۱۹۹۲ با نمایندگان جامعه اروپایی در اسلام آباد داشت، در زمینه چنین گفت: فعلاً بهترین کاریکه باید انجام یابد، ایجاد یک شورای بیطرف است که الی تشکیل حکومت انتقالی، کنترول و مسوولیت کامل را بعهده گیرد.  لویه جرگه احتمالاً در اولین فرصت ممکن در ظرف چند هفته دایر شود.  بعد از آن حکومت انتقالی تشکیل شده و کار آن شاید ۶۰ روز دوام نماید (۲).

       همچنان بنین سیوان طی ملاقاتی که در جریان روز، تاریخ فوق با نیکولاز پلات، سفیرآن وقت ایالات متحده امریکا در اسلام آباد، داشت، به موصوف در مورد حکومت انتقالی چنین گفته بود: . . . مطالبیکه در نظر است در دوران حکومت انتقالی صورت پذیرد، عبارتند از: باز شدن تمام راه ها ی اساسی غرض انتقال مواد غذایی و ادویه، عفو عمومی، تضمین مصوونیت های فردی و حفظ دارایی های شخصی، برای بلند بردن اعتبار حکومت انتقالی در اولین روز موجودیتش باید شناسایی بین المللی را حاصل کند (۳). همچنان حکومت انتقالی مؤظف بود مسوده قانون اساسی را ترتیب، لویه جرگه را برای تصویب آن دعوت و بر اساس قانون اساسی تصویب شده انتخابات عمومی را برای تشکیل رهبری دولتی برگزار نماید.  سناریوی مذکور بعد از ناکامی آن در سال ۱۹۹۲، سالها بعد یک بار دیگر مطرح و تقریباً به همان شکل بعد از سقوط اداره طالبان عملی گردید.

        سیوان در همین ملاقات خویش با سفیر امریکا، نیز گفته بود: سرمنشی ملل متحد در نظر دارد تا به شورای امنیت اطلاع دهد که این تضمین ها حمایت بین المللی را با خود دارد.  نجیب الله به تعداد یک هزار نفر عسکر بین المللی را در کابل تقاضا میکند، اما پاکستان شدیداً در برابر این پیشنهاد عکس العمل نشان میدهد (۴). بنین در همین ملاقات به ادامه، متذکر شده بود: فکر نمیکند امکان آن وجود داشته باشد که یک هزار سرباز حافظ صلح ملل متحد به افغانستان ارسال شده بتواند... اما اعتقاد من بر این است که اعزام پرسونل ملل متحد در نقاط مختلف افغانستان غرض دیده بانی از پروسه لازمی خواهد بود (۵)

      توافق جوانب مختلف روی ترکیب شورای بیطرف و افراد شامل آن نهایی گردیده بود.  فرید احمد مزدک عضو هیئت اجرائیه و معاون رئیس هیت اجرائیه شورای مرکزی حزب وطن تائید مینماید که: سیوان توانسته بود مواضع همه طرفین، هم تنظیم ها، هم رئیس جمهور نجیب الله و هم ح.د.خ. [در آن وقت حزب وطن درست است ـ ودان] را روی توافق بر یک لست از افرادی که بتوانند آنها اداره انتقالی در افغانستان را بوجود بیاورند، نزدیک بسازد. ... لست نهایی شد، توافق کشور های منطقه به وجود آمد، ما بعد از تحلیل های بسیار همه جانبه و جدی همه نامهای پیشنهادی سیوان را تائید کردیم (۶).  در مورد ترکیب شورا بنین سیوان به پلات گفته بود: برای جلب اعتماد و اعتبار، شورا باید سطح وسیعی نمایندگی را دارا باشد و فلیپ کاروین این گفته سیوان را چنین توضیح مینماید: من علاوه میکنم که:  به عباره دیگر شورا باید شامل کمونیست ها، نمایندگان طرفدار ایران، اقلیت های نژادی و غیره باشد(۷).

        مسئله خلع سلاح اردو که بعضی از جوانب داخلی بنابر تمایل ای.اس.ای پاکستان آنرا مطرح نموده بودند، در نتیجه پافشاری دوکتور نجیب الله و منطق و استدلال قوی یی که او درین زمینه ارائیه میکرد، بنین سیوان را به این معتقد ساخته بود که در جواب به یک سوال پلات چنین بگوید: در صورتیکه اردو خلع سلاح شود، دیگر نظم و امنیتی وجود نخواهد داشت، آنها مسوولیت های خود را باید بدانند، خلع سلاح نمودن اردو ناممکن و غیر عملی است(۸).

        حفظ ساختار دولتی منجمله اردو و صرف وارد آوردن تغییرات در آن، حضور فعال حزب وطن، متحدین سیاسی و سازمان های اجتماعی موجود یکجا با تشکیلات اپوزسیون، در تداوم پروسه تحقق پلان صلح، منجمله شرکت آنها در انتخابات عمومی آینده، تامین مصوونیت جانی و ملکیت های شخصی اتباع کشور، بنیاد های پروسه صلح را تشکیل میداد که باوجود لجاجت رهبران اپوزسیون و حامیان منطقوی شان، در نتیجه تلاش چهار سالۀ (از امضای موافقتنامه های ژینو در در حمل ۱۳۶۷ تا امادگی برای انتقال قدرت به شورای بیطرف در حمل ۱۳۷۱) نمایندگان سازمان ملل متحد، قربانی های فراوان قوای مسلح قهرمان جمهوری افغانستان در دفاع از وطن و تحمیل منطق صلح بر اپوزسیون، نفوذ معنوی، منطق و استدلال قوی دوکتور نجیب الله رئیس جمهور افغانستان، مورد پذیرش قرار گرفته بود.  ولی در شرایطی که توافقات مذکور نهایی گردید و قرار بود قدرت به شورای بیطرف انتقال گردد، سبوتاژ علنی آن از شمال با بغاوت عده یی از نظامیان آغاز گردید، که در عقب این نظامیان سیاست بازان وابسته قرار داشتند.  باغی ها اگرچه اکثراً علت بغاوت شانرا با پوشش های تبلیغاتی مستور میداشتند اما سازماندهندگان خارجی بغاوت با این تلقی سبوتاژ علیه پلان صلح ملل متحد را سازماندهی و آغاز نمودند که گویا این پلان به طرفداری غرب و پادشاه سابق افغانستان تعمیل میگردد.  به همین علت دوکتور نجیب الله در لحظات اول پناه بردن به دفتر ملل متحد در کابل در حضور بنین سیوان، عونی  پوتسالی دپلومات ترکی (معاون بنین سیوان در هیئت ملل متحد)، فلیپ کاروین و دپلوماتهای ایرانی و پاکستانی چنین گفته بود: در شمال قومندانهای مجاهدین قسم خورده اند که بصورت قهرآمیز رژیم کابل را سرنگون کنند. همیشه آنها از تطبیق پلان [صلح] ملل متحد پوزش میطلبند.  من تطبیق پلان را میخواهم ... مجاهدین ادعا میکنند که پلان ملل متحد به طرفداری غرب و پادشاه سابق تطبیق شده، این برداشت بی ارزش و لا یعنی است(۹).

      چگونگی تدارکات برای سبوتاژ پلان صلح ملل متحد که به تائید فلیب کاروین دور از سرحدات افغانستان شکل گرفته بود و بعد آغاز کار عملی برای تعمیل آن در داخل افغانستان که سقوط جوزجان، مزار شریف، سایر ولایات شمال را در پی داشت، شامل یادداشت های فلیپ کاروین نمیگردد، زیرا موصوف در آن موقع در افغانستان نبود و به وظیفه او نیز ارتباطی نداشت (۱۰). اما در مورد سقوط جبل السراج، چاریکار و میدان هوایی بگرام از زبان افراد منسوب به ستون پنجم مطالبی را مینویسد که در حقیقت پیش زمینه های تبلیغاتی برای سقوط کابل به نفع قومندان مسعود محسوب میشود. چنانچه:

        عونی پوتسالی و فلیپ کاروین به تاریخ ۱۴ اپریل، ساعت ۱۱ روز با عبدالوکیل عضو هیئت اجرائیه حزب وطن و وزیر امور خارجه ملاقات مینمایند. عبدالوکیل به آنها چنین میگوید: قوت های مسعود جبل السراج و چاریکار را در ولایت پروان، در شمال کابل، از حکومت تصرف کرده و من با او در تماس هستم، کوشش مینمایم با او معامله یی را در مورد آینده کابل انجام دهم... کوشش بعمل می آید تا از عملیات قوای دولتی نیز جلوگیری بعمل آید مسعود بالای میدان هوایی بگرام در۲۵ میلی (۴۵ کیلومتری) کابل فشار می آورد.  مسعود مطمین است که میتواند قبل از حکمتیار بگرام را متصرف شود(۱۱).  در رابطه به ادامه همین ملاقات فلیپ کاروین مینویسد که: وکیل اظهار داشت که از هفته ها قبل بدینسو میخواهد جهت انجام معامله یی نزد مسعود برود، اما نجیب مانع این کار میشود.  وکیل گفت مسعود یکی از قهرمانان افغانستان است(۱۳).  همچنان در همین ملاقات وکیل گفت: همه با مسعود رابطه حسنه و خوبی دارند.  در ولایت پروان آرامی مطلق حکمفرماست(۱۳).

        عونی پوتسالی و فلیپ کاروین ساعت ۱۴ همین روز (۱۴ اپریل ۱۹۹۲) با ستر جنرال محمد نبی عظیمی عضو شورای مرکزی حزب وطن، معاون اول وزیر دفاع و قومندان گارنیزیون کابل، ملاقات مینمایند. عظیمی به آنها میگوید: فرقه دوم [جبل السراج] با مسعود ملحق شدند ... و مسعود اکنون کنترول جبل السراج و چاریکار را در شمال بگرام در دست دارد، وضع آرام است ... او با قوت های حکومتی که هنگام تصرف چاریکار از طرف مسعود، با مسعود پیوسته اند، در تماس است آنها از وضع راضی اند و ترجیح میدهند در همانجا باقی بمانند به عوض اینکه به کابل بیایند(۱۴). عظیمی گفت در نظر ندارد تا در مناطقی که بدست مجاهدین افتیده عملیات را آغاز نماید(۱۵).

        پوتسالی و کاروین ساعت ۳۰ .۱۱ روز ۱۵ اپریل با جنرال یارمحمد عضو شورای مرکزی حزب وطن و معاون اول وزارت امنیت دولتی ملاقات مینمایند. جنرال یارمحمد در این ملاقات به آنها میگوید: ... یک حکومت ائتلافی در بگرام ـ که دیروز بدست مسعود افتید ـ ایجاد شد، گزارشی از زدوخورد در آنجا داده نشده، همچنان گزارش زندانی ساختن ها هم وجود ندارد، یک معامله به ثمر رسید ... قوتهای مسعود که چاریکار و بگرام را اشغال کرده، قصد داخل شدن به کابل را ندارند... دیروز حکومت افغانستان تصمیم گرفت تا با قوتهای شمال که بنام ائتلاف شمال یاد میشوند، ایتلاف بین دوستم و مسعود، تماس برقرار کنند، امروز اوامر رسمی صادر میشود تا بمقصد جلوگیری از خونریزی و تقویه پلان صلح ملل متحد باید با قوای مجاهدین شمال بپیوندند(۱۶).

        جنرال یار محمد بخاطر آنکه صحبت خویش را از موضع یک مقام دولتی ارائیه نماید، تصامیم ستون پنجم را تصامیم حکومت جامیزند.  بی جهت نیست که فلیپ کاروین بر گفته های جنرال یار محمد، چنین تبصره مینماید: به نظر من ائتلاف واقعی بین  یأس و بیهودگی است. کمی تأمل کنید.  یک حکومت به قوای خود هدایت میدهد که به سوی دشمنیکه پلان صلح را از قبل رد کرده و تازه معلوم نیست که کی پلان صلح ملل متحد را حمایت میکند، تعداد معدود کارمندان غیر مسلح ملل متحد هم [از موضع خود که تحقق پلان ملل متحد است ـ ودان] فرار کنند و به قوای آنها [ائتلاف شمال ـ ودان] بپیوندند (۱۷). در همین ملاقات جنرال یارمحمد درست پلان شده به نمایندگان ملل متحد میگوید: شب گذشته کمیته [هیئت ـ ودان] اجرائیه حزب وطن اعلام کرد که قوت های حکومتی نمیتوانند بدون امر مستقیم رئیس جمهور در عملیاتهای نظامی سهم بگیرند(۱۸).  با این گفتۀ پلان شده و کامل دروغ، یار محمد خواسته به  کارمندان ملل متحد تلقین کند که عدم اقدام به عملیات نظامی علیه ائتلاف شمال (ائتلاف مخالف پلان صلح ملل متحد) ناشی از تصمیم هیئت اجرائیه حزب وطن با شرکت رئیس جمهور(به حیث رئیس هیئت اجرائیه شورای مرکزی حزب وطن) می باشد.  ماهیت این دروغ کامل را کارمندان ملل متحد درک نموده و بنابر همین درک است که کاروین بر این گفته یارمحمد چنین تبصره مینماید: رئیس جمهوریکه استعفای خود را قبلاً اعلان کرده و قدرتی خارج از کابل ندارد، در واقع هیچگونه قدرتی در کابل ندارد(۱۹).  جنرال یار محمد ادامه میدهد: یک گروپ برای برقراری تماس بسوی مسعود فرستاده شده تا به او بگوید که حملات هوایی علیه ائتلاف شمال به تعویق افتیده است(۲۰).  سرانجام فلیپ کاروین با اتکا به صحبت های جنرال یارمحمد چنین مینویسد: جنرال [یارمحمد] نهایت مسرور خواهد بود اگر موافقاتیکه در شمال صورت گرفته به همان شکل در کابل هم تحقق یابد، درین صورت یک قوای متحد حکومتی و ائتلاف شمال بوجود خواهد آمد ... جنرال یارمحمد به این عقیده است که امکان اتحاد بین قوای حکومتی و ائتلاف شمال همین اکنون در بسا مناطق کابل میسر است. (۲۱)

        صحبت های عبدالوکیل عضو هیئت اجرائیه حزب وطن و وزیر امور خارجه، ستر جنرار محمد نبی عظیمی عضو شورای مرکزی حزب وطن، معاون اول وزیر دفاع و قومندان گارنیزیون کابل، جنرال یار محمد عضو شورای مرکزی حزب وطن و معاون اول وزارت امنیت دولتی با عونی پوتسالی و فلیپ کاروین مؤید آن است که ستون پنجم قبل از آغاز کودتای نظامی علیه پلان صلح ملل متحد و حامی این پلان (رئیس جمهور نجیب الله )، کار وسیع را به نفع احمد ـ شاه مسعود و تسلیمی کابل به او، انجام داده بودند. با سقوط بگرام و انتقال سمبولیک افراد مشترک دوستم و شورای نظار از طریق هوا بوسیله دگرجنرال عبدالفتاح عضو شورای مرکزی حزب وطن و قومندان هوایی و مدافعه هوایی، تحت پوشش افراد دوستم، به میدان هوایی کابل، کودتا بوسیله ستون پنجم شامل سیاست بازان در هیئت اجرائیه و ریاست شورای مرکزی حزب وطن (محمود بریالی، عبدالوکیل، فرید احمد مزدک، نجم الدین کاویانی، و سید اکرام پیگیر که پشتیبانی ببرک کارمل و سلطانعلی کشتمند را نیز باخود داشتند) و قومندانان ارشد قوای مسلح (اعضای شورای مرکزی حزب وطن هریک ستر جنرال محمد نبی عظیمی، ستر جنرال محمد آصف دلاور لوی درستیز قوای مسلح جمهوری افغانستان، دگر جنرال عبدالفتاح قومندان عمومی قوای هوایی و مدافعه هوایی، دگر جنرال سید اعظم سعید قومندان عمومی قوای گارد ملی، دگر جنرال محمد عظیم زرمتی قومندان عمومی قطعات اپراتیفی وزارت داخله و دگر جنرال یارمحمد معاون اول وزارت امنیت دولتی) آغاز گردید. کودتاچیان گرفتاری رئیس جمهور، بدست آوردن اسناد و اعترافات مورد نیاز خویش از او، و سرانجام قتل وی را که خود کشی اعلان میگردید، هدف قرار داده بودند.  با قطع ارتباطات تلفونی رئیس جمهور، تـنگ گردیدن حلقه محاصره به دور وی و سرانجام درخواست چهار نفر نظامیان ارشد (محمد نبی عظیمی، محمد آصف دلاور، عبدالفتاح و سید اعظم سعید) از رئیس جمهور که به انها خود را تسلیم کند، رئیس جمهور مجبور میگردد به دفتر ملل متحد داخل گردد.  بعد از آن نمایندگان ملل متحد موافقت رهبران حزب وطن را جهت انتقال رئیس جمهور، ذریعه طیاره ملل متحد، به خارج (هندوستان) اخذ و در زمینه اقدام مینمایند. فلیپ کاروین در مورد انتقال رئیس جمهور، از دفتر ملل متحد به میدان هوایی کابل، چنین مینویسد: ۲۵. ۱ شب ما بکس ها را به وسایط بار کردیم و تصمیم گرفتیم با سه عراده موتر جانب میدان هوایی حرکت کنیم من با دان ـ کویرکی کارمند اداری ملل متحد از اهل ایرلیند، در موتر اول نشستیم.  موتر ما یک تیویتای کاردیل است، کویرکی درایوری میکند.  بادیگارد نجیب با کلاشنکوف و خدمتگار نجیب در چوکی عقب نشستند. موتر دومی یک سیدان است. عونی آنرا رانندگی میکند. کلونل ناولان در پیشرو و نجیب و برادرش در عقب نشستند.  واسطه سوم یک تیویتای مینی بس است که راننده آن پیتر بایر یک افسر ملل متحد از دنمارک است، با جنرال توخی و خانواده اش در آن قرار دارند. ما با استفاده ازنام شب یی که وزارت امنیت دولتی امروز بعد از ظهر بما توزیع کرده بود، از چندین پوسته امنیتی گذشتیم.  بنین [سیوان] با طیاره ملل متحد در میدان هوایی نشسته و در داخل طیاره انتظار ما را میکشد... هنگامیکه به پوسته آخری رسیدیم، توقف داده شدیم. سربازان محافظ ما را اجازه ندادند.  نام شب را که با آن از چندین پوسته گذشتیم،  دفعتاً باطل شد.  کویر نام شب را چندین دفعه تکرار کرد، اما محافظ اجازه عبور ندادکویر چند جمله یی به زبان محلی صحبت کرد تا سرباز را قانع بسازد که همه چیز موافقه شده و نورمال است و مکرراً برایش میگفت که همه چیز درست است.  اما گوش سربازان به چیزی بدهکار نبود. ...

       گفتم: ما را فریب دادند.

       کویر گفت: به گمان غالب.

       ... قوت های ازبک دوستم، میدان را اشغال کرده، آنها به هیچکس اجازه عبور نمیدهند، نام شب ما دیگر اعتبار ندارد شاید یکی از اعضای کمیته اجرائیه حزب وطن یکی از پیروان کارمل، مخالف سرسخت نجیب که با هم موافقه کرده بودیم، پلان ما را به دوستم افشا کرده، شاید دوستم اکنون که نجیب استعفا کرده، میخواهد قدرت را تصاحب کند و میخواهد نجیب را به اسارت خود درآورد. ...

       یک بریدمن در ظرف ده دقیقه مواصلت کرد [تا جائیکه من میدانم دگروال وهاب نورستانی بود ـ مترجم کتاب] ... بعد بادیگارد نجیب با بریدمن مذکور نزد نجیب رفتند.  طبق گفته عونی، نجیب چیزی بدین شرح گفت: ... بگذارید برویم همه چیز تنظیم شده... اما بریدمن ادعا کرده گفت، او هیچ صلاحیت ندارد تا نجیب را اجازه دخول به میدان دهد. ... بعد از چند دقیقه قیل و قال، نجیب تصمیم خود را گرفت . ... او به عونی گفت که برگردد. ...  به ساعت دو، قطار ما باز گشت و بسوی قرارگاه اوسگاب روانه شدیمبعد از اینکه قطار خود را برگرداندیم در همان شب بلافاصله آگاه شدیم که حوادث خروج ناکام نجیب الله، دارای اهمیت بیشتر بوده و این معامله دور از سرحدات افغانستان شکل گرفته و در مجموع مربوط میشود به عملیات صلح ملل متحد.(۲۲)

        بعد از ممانعت خروج دوکتور نجیب الله از کشور بوسیله کودتاچیان، آنها عوامفریبانه تبلیغ نمودند که دوکتور نجیب الله فرار مینمود. چنانچه عبدالوکیل عضو هیئت اجرائیه شورای مرکزی حزب وطن و وزیر امور خارجه به فردای آن طی ابلاغیه یی از موضع کودتاچیان، چنین ادعا نمود: ... رئیس جمهور اسبق میخواست فرار کند اما از جانب قوای مسلح توقف داده شد (۲۳). سلیمان لایق عضو هیئت اجرائیه و معاون رئیس شورای مرکزی حزب وطن در جریان ملاقات با بنین سیوان به او میگوید: چیزیکه شب گذشته حینیکه میخواستید او [هدف لایق، رئیس جمهور نجیب الله است ـ ودان ] را از کشور به خارج انتقال دهید، اتفاق افتید، تاسف آور بود، مخصوصاً که او توانست ملل متحد را شامل سازد. عملی را که نجیب الله انجام داد تا مانند یک دزد کشور را در نیم شب ترک گوید تاسف آور است.(۲۴) ستر جنرال محمد نبی عظمی نیز در اردو و سیاست همچنان در سایر نوشته های خود بارها از گریز و فرار دوکتور نجیب الله یاد نموده اند.

        عنوان نمودن فرار و گریز بخاطری عوامفریبانه بود و است که استعفای دوکتور نجیب الله از مقام ریاست جمهوری و خارج شدن او از کشور شامل پروسه صلح بود که میباید بر اساس پلان صلح پنج فقره یی سرمنشی ملل متحد عملی میگردید.  این مسئله را تمام جوانب مذاکره کننده ها منجمله رهبران حزب وطن، پذیرفته بودند.  براساس همین فیصله بود که دوکتور نجیب الله طی ملاقات های متعددی که با رهبری ارگان های ثلاثه دولتی (حکومت، قضا و څارنوالی و پارلمان) و همچنان با اعضای شورای مرکزی حزب وطن داشت، مسئله خارج شدن مؤقت خویش (الی تدویر انتخابات عمومی) را پنهان نه کرده و توآم با مسئله استعفای خود مطرح نموده و همه آن را بمثابه بخشی از پروسه صلح پذیرفته بودند.  به همین اساس بود که بنین سیوان به فردای تحقق کودتا، استعفای رئیس جمهور و ناکامی عملیات انتقال او به خارج، چنین گفت: استعفای دیروزی نجیب الله کاملاً منطبق با ابلاغیه ۱۸ مارچ بود که در آن از استعفایش ذکر شده بود و کاملاً مطابق به پلان ملل متحد میباشد.  در بین تمام گروپها توافق نظر وجود داشت تا نجیب ـ الله استعفا داده و از کشور خارج شود.(۲۵)

        ممکن توطئه گران اکنون ادعا کنند که: این درست است که ما در پرنسیپ استعفا و خارج شدن دوکتور نجیب الله از کشور را، بمثابه بخشی از پروسه صلح پذیرفته بودیم ولی از خروج نجیب الله در همین شب اطلاع نداشتیم و او دزدانه فرار میکرد. آنان نمیتوانند در این ادعای خویش نیز صادق باشند.  خوشبختانه فلیپ کاروین در این زمینه نیز حقایق را افشا نموده است.  و آن اینکه:

       ۱ـ  فلیپ کاروین مینویسد: ساعت ۳۰. ۱۳ بعد از ظهر [۱۶ اپریل] بنین و من برای مذاکره با کمیته اجرائیه حزب وطن به قرارگاه آن حزب رفتیم. ... طرف مذاکره ما سلیمان لایق است (۲۶).  طی همین ملاقات، بعد از طرح یک سلسله مسایل، بنین سیوان به لایق میگوید: ... اما هنوز سوال نجیب الله مطرح است . ... ایجاب مینماید که او فوراً از کشور خارج شود. ... برای او عبور مصئون از کشور باید تضمین شود، تا پروسه صلح به مؤفقیت بیانجامد. ...

          لایق: ... او باید به اقامتگاه خود منتقل شود . ...

       سیوان: شما ملل متحد را به یک موضع دشوار مواجه میسازید.  نجیب الله از ملل متحد تقاضای پناهندگی نموده اگر ما او را نپذیریم برای پیشرفت پروسه صلح، نامطلوب خواهد بود. ... اگر این پرابلم بزودی حل نشود راه حلی برای پرابلم های بزرگتر وجود نخواهد داشت.  شما باید خود تصمیم بگیرید، کدام یک برای شما با اهمیت تر است، ممانعت از خروج نجیب الله یا همکاری با پروسه صلح. این مربوط به شما است.

          لایق: ایجاب مینمود تا قبل از انکشاف وضع، با نجیب الله صحبت میکردیم.

          سیوان: ما با هم موافقتی داشتیم، خروج مصئون او بما وعده شده بود. چرا نگذاشتید کاروان ما از پوسته امنیتی عبور کنند.

          لایق: پروسیجر های معینی وجود دارد که در هر حالت باید مراعات شوند، نه تنها درمورد شما.(۲۷)

          چنانجه می بینیم سلیمان لایق جواب روشن ندارد. به تعقیب درج این گفتگو کاروین در کتاب خود، چنین تبصره مینماید: با آنکه بنین اکت میکرد تا بداند، این لایق بود که امر توقف قطار را پیش از آنکه به میدان برسد داده، واضح نبود کی ما را شب گذشته متوقف ساخت.  شاید سربازان دوستم بودند، اما بنین مطمین نبود. این حزب وطن بود که بنین با آنها موافقتی داشت، نه دوستم. ... من شک داشتم لایق یگانه کسی بوده که درین معامله سهم داشته، اکنون بخاطر بلند بردن پرستیژ خود و حزب خود و تبارز دادن صلاحیتی که هرگز نداشت، اکت میکند. او میخواهد در مانع شدن نجیب که اکنون از قدرت افتیده ... خود را سهیم سازد.(۲۸)

       کاروین بعد از تبصره فوق، درج محتویات گفتگو میان  بنین سیوان و سلیمان لایق را، چنین دنبال مینماید:

      سیوان: خوب در مورد نجیب الله چه خواهیم کرد؟

        لایق: نجیب الله میتواند نزد شما باشد، اما اجازه نخواهد داشت تا از حریم ملل متحد پا خارج گذارد، تا اینکه در موردش تصمیم گرفته شود که کجا برود. ...

        سیوان: اکنون عمده ترین مسئله پیاده کردن صلح در این کشور است. شما با نگهداشتن نجیب الله در کابل، هیچ چیزی کمایی نمیکنید و موجودیت او در اینجا پروسه صلح را برهم میزند. ... [دراین لحظه بنین استعفا نامه نجیب ـ الله را به کمیته اجرائیه ارائـه کرد و با صدای بلند قرائت گردید.]

        لایق: ما این نامه را به رسمیت نمی شناسیم. (۲۹)

        ۲ـ  همچنان سیوان طی سخنرانی یی که در سفارت ترکیه برای دپلومات های خارجی مقیم کابل ساعت ۱۱ قبل از ظهر ۱۷ اپریل ایراد نمود، درین زمینه چنین گفته بود: هدف از استعفای او [هدف سیوان استعفای دوکتور نجیب الله از مقام ریاست جمهوری است  ـ ودان] تامین وحدت در کشور است. این یک سناریوی غیر معمول نیست. انتظار برده میشد یک ائتلاف به عوض او جاگزین شود و پروسه التیام  یابی آغاز شود، اما آنانیکه به رفتن او موافقه کرده بودند، در اخرین لحظات نظر خود را تغییر دادند و پروسه صلح تخریب شد.(۳۰)

        ۳ـ  در صفحات قبل خواندیم که حین انتقال دوکتور نجیب الله به میدان هوایی کابل، ممانعت از داخل شدن شان به این میدان و حضور افراد مسلح دوستم و شورای نظار در آنجا، فلیب کاروین طی تبصره یی گفته بود: ... شاید یکی از اعضای کمیته اجرائیه حزب وطن، یکی از پیروان کارمل، مخالف سرسخت نجیب که باهم موافقه کرده بودیم، پلان ما را به دوستم افشا کرده ....

        مفهوم موافقه کرده بودیم، پلان ما را به دوستم افشآ کرده خود به وضاحت نشان میدهد که در مورد انتقال نجیب الله به خارج در همین شب و پلان آن، با اعضای هیئت اجرائیه حزب وطن موافقه کرده بودند.

       بعد از اینکه رهبران حزب وطن از خروج دوکتور نجیب الله ممانعت بعمل آوردند و ملاقات های سیوان با رهبران مذکور در این مورد، ناکام شد، بنین سیوان تلاش نمود برای دوکتور نجیب الله، در یکی از سفارت خانه های خارجی مقیم کابل، زمینه پناهندگی سیاسی را مساعد سازد. بنابرین مسئله را با عده یی از سفرا درمیان گذاشت.  کاروین در رابطه به این مسئله چنین مینویسد: ساعت ۴۵.۶ صبح: پاکستان موافقه کرد تا به نجیب درسفارت پاکستان در کابل، پناهندگی بدهد. ما یک واسطه زرهی را آماده ساختیم، تا نجیب و همراهانش را از قرارگاه اوسگاپ به سفارت پاکستان انتقال دهد.  امید وار بودیم که این انتقال در ظرف چند دقیقه صورت گیرد و پیش از اینکه شهر بیدار شود، کار به پایان میرسد(۳۱).  کاروین به تعقیب آن مینویسد: ساعت ۵۵.۶: بنین پیشنهاد پاکستان را به نجیب ارائـه کرد.  در دفتر بنین برعلاوه عونی، بنین و اینجانب، نمایندگان ایران و پاکستان حاضر بودند. عونی وظیفه ترجمانی را داشت.

       درینجا نجیب احساساتی شد. در ابتدا او با یک صدای محکم ولی آرام، صحبت را آغاز کرد.  به دقت مستمعین خود را برسی میکرد، تحلیل و تجزیه سیاسی ارائـه کرد و مانند یک رئیس دولت با وقار صحبت مینماید.  به وضاحت دیده میشود که احساسات خود را لگام میزند.  خود و کشور خود را قربانی قدرت های خارج از اراده و کنترول خود خواند.  شاید قربانیان یک توطئه بین المللی. اما در ظرف چند دقیقه حوصله اش سر رفت و غضبش بالا گرفت. ... او در بین دو احساس در تقلا بود وطنپرستی و حفظ شرافت و نام و دیگر احساس نجات جان و دیدار دوباره با خانواده.

      نجیب: من گفته بودم که به مقصد عملی شدن پلان ملل متحد و کمک به رفع مخاصمت ها در صورتیکه دیگر حمله یی به کابل صورت نگیرد، استعفا خواهم داد.  به شما اخطار کرده بودم در صورتیکه قبل از جابجا شدن حکومت مؤقتی استعفا نمایم، خلای قدرت ایجاد میشود.  این درست همان چیزیست که امروز بوقوع پیوسته.  من با این وضع سه سال است که مبارزه میکنم.  میدانستم که چه اتفاقی رخ میدهد.  یکبار اگر خلای قدرت ایجاد شد، چه کسی از امنیت، نظم و نسق مسؤلیت خواهد داشت؟ در اینجا تنها افتخار و حرمت نجیب الله مطرح نیست، بلکه افتخار و حرمت ملل متحد نیز مطرح است.

     من به پاکستان نمی روم! این راه حل نیست.  من ترجیح میدهم در همین محوطه ملل متحد باقی بمانم. ... نجیب هنگامیکه صحبت میکرد، انگشتان خود را به سوی بنین و نمایندگان پاکستان و ایران نشانه میگرفت، آنها را در نقض وعده های شان و دامن زدن مناقشات اتنیکی در داخل افغانستان متهم میساخت.  [در اینجا احساس غرور شم سیاسی نجیب ... بالای تنازع بقایش غلبه کرد.  او احساس میکند در قرارگاه ملل متحد مصؤن تر است و او از کشوریکه به نظرش در امور افغانستان مداخله میکند و تفرقه و جنگ را دامن میزند، پناهندگی تقاضا نخواهد کرد.  نفرت او از نمایندگان ایران و پاکستان آشکار بود و در هوا مانند ابر زهردار پراگنده میشد.](۳۲) در ادامه همین صحبت: نجیب به همه: دادن تضمین از طرف مجاهدین و حامیان شان [یعنی پاکستان و ایران] بی فایده است. ... آقای سیوان شاهد است که قبلاً چه گفته ام.  من گفتم حینیکه انتقال قدرت آغاز شد، من استعفا میدهم.  من اخطار کردم تا شورای بیطرف جابجا نشود، خلای قدرت ایجاد می شود و اینست که اتفاق افتید.  نتیجه فعالیت های جاری به مفهوم نابودی پلان ملل متحد است. (۳۳)

        کاروین به ادامه مینویسد: نجیب [رو به سیوان کرد]: من امروزاستعفای خود را ازریاست جمهوری افغانستان و از رهبری حزب وطن ارائــه کردم. اکنون ملل متحد مسؤلیت آنرا دارد تا پلانش پیش رود. در صورتیکه کسی به حریم ملل متحد حمله کند، حاضرم خود را قربان کنم، اگر اینکار بتواند صلح را به کشورم باز گرداند، میخواهم تا قربانی غایی را بدهم. (۳۴)

       به تعقیب آن کاروین مینویسد: بنین و عونی از اتاق بیرون شدند و سفرا نیز رفتند.  من با نجیب و بادیگارد او ماندم. بینهایت مجذوب نجیب شدم.  در باره او هر قسمی بیاندیشیم باید بیان آتشین و استقلالیت سیاسی او را تحسین کرد. (۳۵).

      در نهایت فلیب کاروین چنین اعتراف مینماید: در نتیجه چندین صحبت با نجیب، باید اعتراف کنم که از وطنپرستی او مُـلهم شدم.  طبعاََ اکثر اوقات دلچسپی های خود را متبارز می ساخت.  اما صادقانه باید گفت که او نمیخواست افغانستان بدست متعصبین و بنیادگرایان بیافتد.  او با چنان هیجان و نیرومندی در مورد افغانستان حرف میزد که مشکل بود باور کرد که یگانه دلچسپی او حفظ قدرت شخصی اش باشد. (۳۶)

     مسئله دیگری که فلیپ کاروین با صراحت مطرح میکند، موضوع تشکیل شورای نظامی است.  او برخلاف ادعای نبی عظیمی (۳۷) نه دوکتور نجیب الله، بلکه خود جنرال عظیمی را مبتکر طرح شورای مذکور معرفی مینماید.  ساعت 00. 14 روز چارده اپریل [دو روز پیش از کودتا ـ ودان] عونی و پوتسالی با جنرال محمد نبی عظیمی ملاقات نمودند.  کاروین مینویسد که عظیمی طی همین ملاقات به آنها چنین گفت: هنگامیکه بنین به کابل برگشت میخواهد با او بطور خصوصی صحبت نماید.  او نظریاتی در مورد پیشرفت پروسه صلح دارد.  اول استعفای رئیس جمهور، دوم ایجاد یک شورای نظامی بمقصد اداره و کنترول قوای مسلح و سوم انتقال قدرت به شورای بیطرف و عزیمت رئیس جمهور از کابل، همچنان تمام وزرأ نیز با رئیس جمهور عزیمت نمایند، هرگاهیکه شورای بیطرف ایجاد شد، اردو از اوامر شورا اطاعت خواهد کرد.(۳۸)

      ستر جنرال نبی عظیمی طی ملاقاتی که با بنین سیوان، بعد از رهایی او از محاصره افراد جنرال دوستم و شورای نظار در میدان هوایی کابل، انجام داد، پیشنهاد خود را در مورد تشکیل شورای نظامی مطرح و وعده داد که لست پیشنهادی خود، شامل اعضای شورای مذکور را به بنین خواهد داد.  ولی با انکشاف وضع و گرایش او از مواضع کارملی ها به مواضع فرید احمد مزدک و نجم الدین کاویانی ـ که به شورای نظار نزدیکتر بودند ـ خود از تعمیل این طرح خویش سرباز زد و تشکیل شورای نظامی را با این برداشت که باعث تقویت موضع ببرک کارمل در برابر شورای نظار خواهد شد، سبوتاژ نمود.  کاروین درین زمینه مینویسد: ساعت ۲۰:۴ صبح  [روز ۱۶ اپریل ۱۹۹۲ ـ ودان ] پیشنهاد شورای نظامی رد شد.  بنین بار دیگر با عظیمی صحبت کرد.  لست پیشنهادی عظیمی در دسترس قرار نگرفت.(۳۹)

       پلان صلح ملل متحد در نتیجه خیانت عده یی از رهبران حزب وطن و برخی از نظامیان ارشد قوای مسلح افغانستان ناکام و پروسه صلح تخریب گردید.  دوکتور نجیب الله در محوطه دفتر ملل متحد زندانی ماند تا اینکه در تداوم توطئه ها، با نادیده  گرفتن مصؤنیت دپلوماتیک مقر ملل متحد، ظاهراً بوسیله طالبان به شهادت رسید.  ملل متحد شکست بزرگ سیاسی و اخلاقی را متحمل و نماینده او (بنین سیوان) بد نام شد.  فلیب کاروین کارمند ملل متحد علت آن را درین میبیند که: رهبران حزب وطن در برابرش [هدف او بنین سیوان است ـ ودان] خیانت کردند و تا یک اندازه پروسه صلح را نادیده انگاشته و بی ارزش تلقی کردند.  ایشان در واقع به خود خیانت کردند.(۴۰) به همین علت است که او سالها بعد موقعیکه کتاب مورد بحث خویش را مینوشت، در پیشگفتار آن قید مینماید که: گروپ ها و جوانبیکه از تعمیل قراردادهای بین المللی، سرباز زدند، غلط کردند.  خود در برابر قرارداد ها و میانجی های که با آنها مذاکرات را انجام میدادند، مقصر اند. ... این کتاب حیثیت کمک برادرانه را (AmicusCuriae) در محکمه قضاوت جهانی داراست که ممکن روزی مسوولیت ها را در ویرانسازی یک دولت دارای حاکمیت ملی افغان، ارزیابی کند(۴۱).

        اهمیت کتاب مورد بحث ما (سرنوشت غم انگیز در افغانستان)، اثر فلیپ کاروین بیشتر در آن است که از جانب یک کارمند عالیرتبه ملل متحد نوشته شده است.  کارمندی که در عین حال عضو هیئت ملل متحد تحت ریاست بنین سیوان، و مؤظف به انتقال قدرت دولتی به شورای بیطرف ـ مطابق پلان صلح پنج فقره یی سرمنشی ملل متحد ـ نیز بود.

        نویسنده مذکور اگر چه تذکر داده که: مسوولیت حقایق و نطریات درج شده درین کتاب کاملاً بعهده من است (۴۲)، ولی محتویات کتاب رویداد های آن لحظات تاریخی را بیان میدارد که نویسنده مذکور با این رویداد ها، نه شخصی بلکه بمثابه کارمند مؤظف از جانب سرمنشی ملل متحد، برخورد مینمود، از همین موضیع با چنین صلاحیت و اعتبار عمل میکرد، سخن میگفت و می شنید، تا مطابق به پلان صلح سرمنشی ملل متحد انتقال قدرت به شورای بیطرف (مورد توافق تمام جوانب) را تعمیل نماید.  ولی با تأسف بنابر مداخلات غیر مشروع وظیفه انتقال قدرت اخلال و پلان صلح ملل متحد در همان مقطع تاریخی ناکام گردید.  ناکامی پروسه مذکور بدون شک در پهلوی آنکه ضربه سنگینی به اعتبار جهانی سازمان ملل وارد نمود، مردم افغانستان نیز در قبال این شکست، خسارات جبران ناپذیری رامتحمل و بهای سنگینی به آن پرداختند که به گفته فلیپ کاروین برای دهه ها التیام نمی یابد(۴۳). به همین ملحوظ مردم افغانستان حق دارند مطرح کنند که:

       ۱ـ  فلیپ کاروین بمثابه کارمند ملل متحد و مؤظف به وظیفه فوق الذکر درآن وقت افغانستان ادعا نموده و نوشته است: بعد از اینکه قطار خود را برگرداندیم، در همان شب بلافاصله آگاه شدیم که حوادث خروج ناکام نجب الله از کابل، دارای اهمیت بیشتر بوده و این معامله دور از سرحدات افغانستان شکل گرفته و در مجموع مربوط میشود به عملیات صلح ملل متحد. این اعتراف صریح یک کارمند ملل متحد است که عملیات خروج ناکام نجیب الله از کابل نه به شخص نجیب الله بلکه مربوط میشود به عملیات صلح ملل متحد، و نجیب الله قربانی موضعگیری خود در دفاع از صلح بر مبنای این پلان بود.  در عین حال فلیپ کاروین، بنین سیوان رئیس هیئت و طبعاً دفتر سرمنشی ملل متحد (بنابر سیستم گزارشدهی) میدانند که سناریو ناکام ساختن خروج نجیب الله که مربوط میشود به عملیات صلح ملل متحد در کدام نقطه (یا نقاط) دور از سرحدات افغانستان شکل گرفته که ائتلاف شمال (عبدالرشید دوستم، احمد شاه مسعود، عبد العلی مزاری و دیگران)، یکجا با عده یی قابل ملاحظه یی از اعضای هیئت اجرائیه حزب وطن و نظامیان ارشد قوای مسلح افغانستان (آنهائیکه درین مقاله از ایشان نام برده شده است) بمثابه وسیله برای تحقق آن بکار گرفته شدند؟

           در نتیجه این معامله که دور از سرحدات افغانستان شکل گرفته بود، نجیب الله بیش از چار سال در مقر سازمان ملل متحد در کابل باقی ماند و ملل متحد نتوانست ایشان را مطابق توافقات قبلی خویش به کشور دیگری انتقال دهد، در حالی که دولت حاکم در افغانستان ـ  محصول سبوتاژ پلان صلح ملل متحد ـ به سردمداری برهان الدین ربانی، در سازمان ملل متحد نمایندگی نیز داشت.  موانع و عوامل آن  چه بود ؟

          ۲ـ  در تداوم اقامت اجباری نجیب الله در مقر سازمان ملل، حادثه دردناک و فاجعه شهادت ایشان در ۲۷ سپتامبر ۱۹۹۶ ظاهراً بوسیله طالبان در حالی صورت میگیرد که ایشان در مقر سازمان ملل متحد و تحت پناهندگی رسمی این سازمان جهانی با اعتبار، قرار داشتند، بنابر کدام دلایل سازمان ملل متحد نتوانست از حریم خویش و از جان پناهگیرانی دفاع نماید، که بر سازمان ملل به عنوان مظهر اراده جامعه جهانی اعتماد نموده و با این سازمان تا سرحد قربانی همکاری نموده بودند ؟  چرا مردم افغانستان بعد از سپری شدن ده سال هنوز هم از جزئیات این فاجعه و عاملین اصلی این جنایت، اطلاع کافی ندارند.

          دوکتور نجیب الله رئیس جمهور افغانستان بود و با تائید فلیپ کاروین در رآس یک دولت دارای حاکمیت ملی افغان قرار داشت.  او با طرح و تعمیل سیاست مصالحه ملی بمثابه مبارز راستین را صلح و ترقی کشور، با آرمان بزرگ خوشبختی مردم افغانستان تا سرحد دادن قربانی به پیش رفت.  نجیب الله شخصیت فراحزبی، فرا تباری و در واقعیت شخصیت ملی بود. اینک او بعد از شهادت خویش نیز روزتاروز جایگاه شایسته خویش را با جلایش اندیشه و عمل خود در اذهان مردم افغانستان و در دل تاریخ کشور باز می یابد.

          بادر نظرداشت حقایق مشروح ، باورم آنست که مردم افغانستان با استفاده از حق مسلم خود، بسیار زود و با صراحت تمام از سازمان ملل خواهند خواست در موارد پرسش های مطرح فوق، با شفافیت تمام واقعیت ها را افشا نماید.

 

         یادداشت ها :

         ۱ ـ فلیپ کاروین ، سرنوشت غم انگیز در افغانستان( خاطرات یک کارمند ملل متحد از سقوط کابل و خروج نافرجام نجیب الله درسال ۱۹۹۲، ترجمه حکیم سروری، چاپ: د دانش خپرندویی تولنی ، سال چاپ 1384. صفحه 91 .

         ۲ ـ همان اثر، صفحه ۸۹ .

         ۳ ـ  همان اثر ، صفحه ۹۰ .

         ۴ ـ  همان اثر ، صفحه ۹۰ .

         ۵ ـ همان اثر ، صفحه ۹۱ .

         ۶ ـ ظاهر طنین، افغانستان در قرن بیستم ۱۹۰۰ ـ ۱۹۹۶ ، از مجموعه برنامه های رادیو بی.بی.سی ، ناشر محمد ابراهیم شریعتی، چاپ اول ۱۳۸۴، محل چاپ تهران، صفحه ۳۵۹ .

         ۷ ـ فلیپ کاروین همان اثر، صفحات ۹۱ و ۹۲ .

         ۸ ـ همانجا، صفحه ۹۲ .

         ۹ ـ همانجا، صفحات ۱۵۵ و ۱۵۶ . در ضمن باید تذکار داد که نویسنده کتاب ، جملات ذکر شده را راسآ و در موقع صحبت با دوکتور نجیب الله یادداشت نکرده ، بلکه بعدآ در یک موقع مساعد محتوی صحبت مذکور را با تصرف کلمات ، قید یادداشت های خود نموده است. بنابرین از مفهوم در شمال قومندانهای مجاهدین، در آن موقع ترکیبی از قوت های باغی و مجاهدین ( ائتلاف شمال ) را در نظر داشته است.

       ۱۰ ـ برای کسب معلومات بیشتر درین زمینه به کتابهای دشنه های سرخ، حقایق: پندار ها و کردار هاو همچنان به مقاله اسناد و شواهد تازه از نگارنده این مضمون، مراجعه شود. مقاله اخیر در سایت پیام وطن ، نشر گردیده است .

       ۱۱ ـ فلیپ کاروین، همان اثر ، صفحه ۱۱۲ .

       ۱۲ ـ همانجا ، صفحه ۱۱۳ .

       ۱۳ ـ همانجا ، صفحه ۱۱۴ .

       ۱۴ ـ ستر جنرال عظیمی این سخن را در حالتی میگوید که تورنجنرال محمدامین حکیم قومندان عمومی اپراتیفی ولایت پروان ، در نتیجه خیانت ستون پنجم در داخل قرارگاه دستگیر و نزد مسعود زندانی بود. برای دسترسی به جزئیات موضوع رجوع شود به نوشته محترم جنرال امین که در صفحات 349 ـ 358 کتاب حقایق:پندارها و کردار ها، از نویسنده این مضمون ، درج گردیده است .

       ۱۵ ـ فلیپ کاروین، همان اثر ، صفحه ۱۱۵ .

       ۱۶ ـ همانجا ، صفحات ۱۲۸.

       ۱۷ ـ همانجا، صفحات ۱۲۸ و ۱۲۹ .

       ۱۸ ـ همانجا، صفحه ۱۲۹ .

       ۱۹ ـ همانجا، صفحه ۱۲۹ .

       ۲۰ ـ همانجا ، صفحه ۱۲۹ .

       21 ـ همانجا، صفحه 130 .

       ۲۲ ـ همانجا ، صفحات ۱۳۷ ـ ۱۴۴ .

       ۲۳ ـ همانجا ، صفحه ۱۶۹.

      ۲۴ ـ همانجا، صفحه ۱۶۳ .

       ۲۵ ـ سخنرانی بنین سیوان در سفارت ترکیه در کابل، در برابر نماینده های سیاسی کشور های خارجی مقیم کابل، که به تاریخ ۱۷ اپریل ۱۹۹۲، ساعت 00. 11 قبل از ظهر ایراد نموده اند. مراجعه شود به فلیب کاروین، همان اثر، صفحه ۱۶۸ .

       ۲۶ ـ فلیپ کاروین، همان اثر، صفحه ۱۶۰.

       ۲۷ ـ  همانجا صفحات ۱۶۲، ۱۶۳ و ۱۶۴ .

       ۲۸ ـ همانجا، صفحات ۱۶۴ و ۱۶۵ .

       ۲۹ ـ همانجا ، صفحات ۱۶۵، ۱۶۶ و ۱۶۷ .

       ۳۰ ـ همانجا، صفحه ۱۶۸ .

       ۳۱ ـ همانجا، صفحات ۱۵۲ و ۱۵۳ .

       ۳۲ ـ همانجا، صفحات ۱۵۳ و ۱۵۴ .

       ۳۳ ـ همانجا، صفحات ۱۵۵ و ۱۵۶ .

       ۳۴ ـ همانجا ، صفحه ۱۵۷ .

        35 ـ همانجا، صفحه 158 .

        ۳۶ ـ همانجا، صفحه ۲۵۱ .

        37 ـ ستر جنرال محمد نبی عظیمی، اردو و سیاست در سه دهه اخیر افغانستان، چاپ دوم ، تابستان ۱۳۷۷، ناشر: مرکز نشراتی میوندـ سبا کتابخانه پشاور، صفحات ۱۵۰ و ۱۵۱.

        ۳۸ ـ فلیپ کاروین، همان اثر، صفحه ۱۱۶ .

        ۳۹ـ همانجا، صفحه ۱۵۰ .

        ۴۰ ـ همانجا ، صفحه ۱۴۷ .

        ۴۱ ـ همانجا ، پیشگفتار، صفحه ۹ .

        ۴۲ ـ همانجا ، تحت عنوان امتنان، صفحه ۱۳.

        ۴۳ ـ همانجا، پیشگفتار، صفحه ۱۰ .

 

>> بازگشت به صفحۀ اصلی <<