www.payamewatan.com
     
 

 نور اکبر پایش

جلسۀ بریمن

 

به روایت اسناد و فیصله های آن

     به تاریخ ۱۲ جون ۲۰۰۴ در شهر بریمن جمهوری فدرال آلمان جلسه وسیع اعضای حزب وطن دایر گردید. این جلسه هم از لحاظ سیاسی تشکیلاتی و هم از لحاظ تاریخی نقش و تاثیر با اهمیتی در حیات سیاسی اعضای حزب وطن در مهاجرت از خود بجا گذاشت. بر بنیاد تصاویب و فیصله های این جلسه امکانات عملی نقرب اعضای حزب به همدیگر و تاسیس تشکیلات موقت انسجام اعضای حزب وطن در خارج به حیث زمینه این تقرب  بوجود آمد دیدگاه های بریمن دارد به دیدگاه های مسلط میان اعضای حزب وطن مبدل میگردد. جاذبۀ این دیدگاه ها سبب تفسیر ها و تحویلات بعضاً متفاوت گردیده و زمینه و امکانات به انحراف کشانیدن آنرا نیز بوجود آورده است.  خطوط فکری تشکیلات موقت انسجام اعضای حزب وطن در خارج یکی از عمده ترین فیصله های این جلسه است که بمثابۀ سند رهنما اهداف و وظایفی را نشاندهی میکند که معرف کرکتر سیاسی تشکیلات مؤقت انسجام بحساب میاید.

     این سند الی تدویر کنگره و یا در صورت لزوم الی تدویر جلسۀ وسیع حزبی ها منبع الهام موضیعگیریها و قضاوتهای سیاسی ما باقی میماند. آنعده از سیاستها و قضاوتهای که لزوماً بیرون ازین سند و یا برای تفسیر آن صورت میگیرد اولاً باید در همان سمت و سوی حرکت کند که بریمن مشخص ساخته است. ثانیاً توسط شورای تشکیلات موقت انسجام ... که توسط جلسۀ بریمن انتخاب و توظیف شده تصویب گردد. در غیر آن این قضاوتها و سیاستها (صرف نظر از صحت و سقم آن و با تاکید بر اینکه هیچ کس حق ندارد حق قضاوت از اشخاص را سلب نماید) اقدامات و یا طرحهای شخصی بوده فاقد اعتبار آن پشتوانه ایست که به نیابت جلسه وسیع توسط شورای منتخب آن تمثیل و تفویض میگردد. ثالثاً ما در حالیکه مشوره ها، نظریات و طرحهای پیشنهادی تمام دوستان را، ولو که شامل تشکیلات موقت هم نباشند اعتنا نموده مورد بررسی قرار میدهیم. با وجود تشابه نظریات و اهداف، با توجه به اصل رابطۀ تشکیلاتی نمیتوانیم آنرا بخشی از نظریات تشکیلات موقت... دانسته بر التزام به آن تا سرحد تجدید نظر بر اصول تشکیلات موقت... پافشاری بعمل آوریم.

     طوریکه در خطوط فکری تصریح گردیده و درین نوشته نیز مورد بحث قرار خواهد گرفت تشکیلات موقت... به سیاستها و اهداف حزب وطن خود را عمیقاً  متعهد میداند و هویت آن با همین سیاستها و اهداف تعریف و مشخص میشود اما بدون آنکه خود را حزب وطن اعلان نماید انبخشی از حزب وطن است که مصمم  است اگر وحدت دوباره تمام پارچه های حزب وطن مقدور نباشد حد اقل با اکثریت فعال آنان در وجود جلسۀ وسیع و فوق العادۀ حزبی ها که ما آنرا کنگره فوق العاده اعضای حزب وطن نامیدیم مساعی خود را برای تعین مقدرات حزب مشترک سازد.

     وحدت برداشت از تصاویب وفیصله های بریمن و تعبیر و تفسیر آن برای تشکیلات موقت... هم از لحاظ سیاسی و هم از لحاظ تشکیلاتی اهمیت تعین کننده دارد.  یکی ازین اسناد خطوط فکری... است که با تعریف از کشور آغاز میشود و از همینجا اساسی ترین ویژه گیهای تشکیلات موقت... نیز مشخص میگردد:
وطن محبوب ما افغانستان کشوریست مستقل،آزاد،واحد، غیر قابل تجزیه بااکثریت قریب به تمام مردم مسلمان.

این خصوصیات را الهام بخش مبارزات خود در تحقق حاکمیت مردم، دموکراسی، عدالت اجتماعی و تاسیس جامعه مدنی میداند. بدین ترتیب استقلال ملی، آزادی، عدالت اجتماعی تمامیت ارضی و اسلام، عناصر موثر و تعین کننده بر میکانیزم تأمین حاکمیت مردم برجسته ساخته میشود. تداخل این عناصر در اصول دموکراسی، عدالت اجتماعی و جامعه مدنی این واژه ها را در عرصۀ عملی (پراتیک زنده رابطه حکومت و مردم و روابط ذات البینی احاد ملت) در مکان مشخص (جامعه افغانی) مطرح میکند. بدین ترتیب با شکل عام و تیوریک آن سروکار نداریم بلکه اینها کرکتر مشخص و افغانی بخود میگیرد.  چنین برخورد با مسئله راه استفاده از تمام دانش و تجربه بشری را (صرفنظر از کجائی بودن آن) برای استفاده خلاق از آن باز میگذارد در حالیکه این راه را بر روی کاپی کردن ها و انطباق دگم و وابسته‌گی های ایدیولوژیک می بندد.  مردم افغانستان را صاحبان اصلی این سرزمین میشناسد و این حق را ناشی از اصل افغان بودن میداند و درین اصل تضمین اصلی وحدت ملی را می بیند.  تنها مشارکت آزاد و ارادی مردم را مبنع مشروعیت اداره و حکومت میداند و توفیق روند دموکراسی و باز سازی بنیاد های حاکمیت دولتی را، نه تنها در تضمین تقنینی عدالت اجتماعی و دموکراسی، بلکه در تصفیه گسترۀ سیاست کشور عوامل جنگ و بی ثباتی نیز میبیند.

نقش عامل بین المللی را در ثبات اوضاع و انکشاف مثبت آن مورد تائید قرار داده تصریح میدارد.
تاسیس حکومات ائتلافی (موقت و انتقالی) با پشتوانه نظامی سیاسی بین المللی اگر نیاز مرحله معین سرد سازی و گذار کشور بسوی ثبات سیاسی یک ضرورت تاریخی بود.  تلاش برای تداوم آن، بهر وسیله، شیوه و شکل، تلاش برای احیا و ابقای استبداد گروهی، بی ثباتی و تبدیل کشور به میدان زورازمائی حریفان منطقوی است که در عمل به محرومیت از استقلال سیاسی و حق خود ارادیت مردم ما می انجامد.

درین سند اشتراک مساعی و همگرائی نیروهای طرفدار صلح، دموکراسی و ترقی بطور عینی فورمولبندی گردیده یک حرکت همسو و در عینحال کثیرالمحور تعریف شده است. این دیدگاه بصورت کامل در تقابل با خود محورپنداری، غرور کاذب تشکیلاتی و پیشاهنگ مآبی قرار دارد.

     حضور در یک جمع همسو در عینحال بمفهوم ابراز خود در آن جمع نیز است. یعنی اینکه این تشکیلات در عینحالی که از منافع عمومی جریان همسو حمایت مینماید دارای منافع و علایق خود نیز است که هویتش را درآن جمع مشخص میسازد و دقیقاً بر همین مبنی شکل تحقق مساعی مشترک جریان همسو را بدون وادار ساختن یکدیگر به اتخاذ ایدیولوژی واحد، تشکیلات واحد، سیاست و خط فکری واحد، در وجود جبهه متحد و یا ائتلافهای متفاوت المدت ممکن و عملی میداند و این چیزیست غیر از درک عامیانه ازین تشکیلات که گویا بر مبنی منافع عام ایجاد شده همه را در خود جمع و از منافع کافه ملت دفاع مینماید.  دفاع از منافع عمومی جامعه که وظیفه بلافصل تمام عناصر جریان همسوست با دفاع از منافع کافه ملت که خود نه جمع و نه ترکیب بلکه حضور همزمان و پهلوبه پهلوی منافع کتله های مختلف اجتماع است، تفاوت مبرهن دارد. دقیقاً حضور همین تفاوتها و گونه گونی هاست که جبهه متحد و یا ائتلافات را توجیه میدارد. عمده ترین مسئلۀ را که خطوط فکری به آن پرداخته موضعگیری روشن در رابطه با وضع سیاسی تشکیلاتی موجودۀ حزب وطن است و برای اولین بار از آن سیاست تعریف شده و مشخص را بدست میدهد.

     بر اساس دید خطوط فکری... حزب وطن با توجه به وضعیت کنونی آن، پراگنده گی ناشی از وضع مهاجرت، بحرانهای متواتر در کشور و توطیه ها و دسایس از درون آن متلاشی شده است. آنچه وجود عینی دارد اعضای منفرد و پراگنده آن بشکل انفرادی و یا گروه ها و اجتماعات کوچک است.  این تعریف قبل از همه بیانگر حقایق زیرین است:

۱-  حزب وطن از لحاظ تشکیلاتی متلاشی شده است و بمفهوم واقعی یک حزب دیگر وجود ندارد.

۲-  ادعای تمام مدعیان که خود را حزب وطن جا میزنند باطل است. و اما بدون شک آنها هر کدام یک گوشه ویک پارچۀ آن حقیقت را تشکیل میدهند.

۳-  بر اساس این دیدگاه ترکیب همه و یا لااقل اکثریت فعال آن میتواند حزب را تمثیل نماید و نه اجتماعات پراگنده موجود.

۴-  بدین ترتیب همگرائی حزبی ها یک شعار تبلیغاتی نی بلکه یک مفهوم مشخص تشکیلاتی است که در نتیجۀ انسجام همین پارچه های پراگنده تحقق یافته میتواند.

۵-  حرکت ما زمینه تشریک مساعی اعضای حزب وطن و هم اندیشان سیاسی آن اعم از گروه های تشکیلاتی، خطوط فکری و اشخاص منفرد، بدون امتیاز یکی بر دیگری، جهت انکشاف و تحقق اندیشه های محوری حزب وطن است که در اندیشه مصالحه ملی انعکاس یافته.

۶- این حرکت که از قبل نیز وجود داشت و بریمن آنرا در قالب تشکیلات باز ریخت زمینه تشریک مساعی گروه های تشکیلاتی، خطوط فکری و اشخاص منفرد است و نه یک جزیره دیگری بر جمع مجمع الجزایر.
تلاش محدود کردن ابعاد و راهیان این حرکت، تلاش به انحراف کشاندن نطفه اندیشه تفاهم بین الحزبی ست که این تفاهم خواهی نخواهی به نظریه بزرگ بر پائی حزب واحد سراسری طرفدار صلح و جامعه مدنی می انجامد... زیرا اساس و جهت آن انکشاف و تحقق اندیشه های محوری حزب وطن که در اندیشۀ مصالحۀ ملی انعکاس یافته تعین گردیده است.

۷-  پس این حرکت نه در ایجاد یک جزیره دیگر بلکه در تأمین تشریک مساعی جزایر پراگنده و حزبی های پراگنده تر از آن به مفهوم و تعریف که بریمن از آن داده است میابد.

۸-  در نتیجه زمانیکه کنگره حزبی مطرح میشود منظور از آن کنگره یک گروه و یک مدعی میراث نیست بلکه تجموع دوباره و تشکیل اکثریت فعال حزب وطن در یک جریان هدفمند است.

۹-  چهره نمای این حرکت اندیشه مصالحه و میتودولوژی سیاست مصالحه ملی ست.

     در حقیقت توجه به مضمون سیاستهای حزب وطن تمرکز یافته و نه فورمالیزم، شکل و نام، در حالیکه تشکیلات موقت برای حزبی که در آینده از ترکیب اعضای سابق حزب وطن ایجاد می شود نام سابق آن(حزب وطن) را موجه میداند و این نظر خود را تا کنگره با خود میبرد و برای توفیق آن مبارزه خواهد کرد اما این عقیدۀ خود را به مانع همگرائی و تشکیل مبدل نمی سازد. در گذارش به جلسه وسیع بریمن که به اتفاق ارا تائید گردید چنین بیان شده است:
موږ په داسې حال کې چې د یوه واحد سرتاسري سازمان په توگه د وطن ګوند تر ټولو مناسب وریانت ګڼو خو د ګډ کار لپاره یې په هیڅ توګه د پیش شرط په توګه په چا نه تپو

اندیشه محوری در حالیکه تجموع گروه ها خطوط فکری و تشکل های که از بدنه متلاشی شده حزب قد برافراشته اند و اعضای منفرد تا هنوز منسجم ناشده است اما با شعار گذشته را صلوات در صدد دریافت راه سازش با خیانت نیست. این موضع آن در خطوط فکری صراحت کامل دارد:
ما برانیم که بعد از خروج نیرو های متجاوز شوروی در حالیکه دولت داکتر نجیب الله معقولترین بدیل افغان-شمول جنگ و بحران سیاسی کشور(سیاست مصالحه ملی) را برای همه افغان ها و جوانب درگیر مطرح نموده بود، اتکاء بر سیاست ادامه جنگ و اقدامات کودتائی هیچگونه تقدس و مشروعیت اسلامی و ملی نداشته و تقابل ناجایز با اراده و مصالح ملت افغان بمنظور کسب و غصب قدرت ویا حفظ منافع بیگانه گان مداخله گر محسوب می گردد. از جمله کودتای ۱۳۶۸ در تبانی وطنستیزانه با بنیاد گرایان باعث تضعیف اردو گردیده نخستین ضربۀ انسجام یافته بر سیاست مصالحه ملی محسوب میگردد. چنانچه عده از فعالین این کودتا که بمنافع وطن خود می اندیشند نادرستی این اقدام را اذعان میدارند، و کودتای حمل سال ۱۳۷۱ که مطابق یک برنامه از قبل تنظیم شده خارجی توسط یک عده از اعضای معلوم الحال رهبری حزب وطن، برخی از تنظیم های بنیاد گرا و حلقات تجزیه طلب عملی گردید و در نهایت پروگرام پنج فقره ئی اول صلح سرمنشی سازمان ملل متحد را ناکام و زمینۀ فروپاشی حاکمیت، تشدید از هم گسیخته گی ملی، تأمین سلطه بنیادگرائی، حاکمیت طالبی، تفنگسالاری، توسعه و تقویه تروریزم بین المللی، تشدید دخالت و مداخله خارجی و توسعۀ بی سابقه زرع و تولید و ترافیک مواد مخدره را مساعد ساخت. و با توجه به این فاکتها جلسۀ بریمن به این تصمیم اتفاق نمود که عاملین هر دو کودتا فعالین و عوامل حلقات زنجیر سیاهی اند که تداوم آن به فروپاشی کامل حیات سیاسی، اقتصادی اجتماعی و سیستم و ادارۀ کشور انجامید. بودن با آنها در یک حزب خطای بزرگ تاریخیست که میتواند سبب تحمیل فا
جعۀ دیگری بر حزب گردد.

     جلسه بریمن سیاست تشکیلاتی خود را بر یک نظریه سه بعدی تشکیلاتی بنا نهاده است که اگر تقدم و تاخری در آن مطرح باشد یک امر نسبی است زیرا کار همزمان ولی با سرعت های متفاوت درین عرصه خصلت طبیعی آنرا تشکیل میدهد.  در طرح تشکیلاتی بریمن که متاسفانه در فصل جداگانه تدوین نگردیده و در مجموع تصاویب و فیصله های آن پراگنده است (و همین علت مزید بر علل دیگر در تولید ابهام اثر گذاشته) با عرصه های کار مشترک با نیروهای همسو، تدویر کنگره فوق العاده اعضای حزب وطن و رشد و تکامل تشکیلات موقت... سروکار داریم.  کار مشترک با نیرو های همسو که یک حرکت کثیر المحور تعریف گردیده، شکل عملی آن در وجود جبهات و ائتلافهای مختلف المدت مشخص شده است. 
    
کار درین عرصه بایستی در دو بخش کار عملی و کار مقدماتی تقسیم شود:
کار عملی مشروط است به وسیلۀ تحقق حضور در یک جمع وسیع نیروهای همسو (حزب سراسری) و تا بر پائی آن با امکانات موجود حضور خود را حفظ ولی تمرکز کار به عرصه کار مقدماتی منتقل گردد یعنی طرح پرنسیبها، اصول و سمتهای کاری از امروز و محاسبه شده در جهتی توجیه شود تا راه بسوی چنین حرکت وسیع را هموار ساخته بتواند. 
ولی کار در دو عرصۀ تدارک کنگره فوق العادۀ اعضای حزب وطن (جهت برپایی حزب سراسری) و تقویت و انکشاف تشکیلات مؤقت... (بمثابۀ زمینه تدارک کنگرۀ فوق العاده اعضای حزت وطن) در حالیکه در دو عرصه جدا از هم قرار دارد دارای چنان روابط تنگاتنگ است که اکثراً نمیتوان مرز میان انها را مشخص ساخت.  شاید در نتیجه همین حالت در مواردی هر دو عرصۀ واحد پنداشته میشود و درین میان حلقه اصلی (تدارک کنگره فوق العاده اعضای حزب وطن) در وضیعتی مفقود میگردد که همه فکر میکنند برای همین هدف مصروف کار اند.  ویکی همین هدف را در گسترۀ کار نیروهای همسو جستجو میکند و دیگری آنرا در محدودۀ تشکیلات مؤقت... قابل دسترسی میداند.

     فکر میکنم دلیل اصلی این سر در گمی در عدم تعریف هر سه عرصه بصورت عمومی و کنگره حزبی و حزب وطن بصورت مشخص است.  به نظر من با حال دقیق ترین و مسئولانه ترین تعریف برای حزب وطن را جلسۀ بریمن داده است و اگر آن تعریف بنابر دلایلی که برای من معلوم نیست اعتبار خود را از دست داده باشد میتوان آن دلایل را مورد مطالعه قرار داد و تا زمانیکه حد اقل شورای تشکیلات مؤقت... آنرا تصویب نکرده باشد، توقف جریان عمل بر مبنی آن بی شباهت با کار شکنی نیست.  (در جائیکه ما قرار داریم توقف عمل راه حلی بدست نمیدهد.  تفاوت نظر ها را که بهیچصورت اختلافات معنی شده نمیتواند، نهادینه ساخته به اختلاف مبدل میسازد.  راه حل تنها به مشوره گذاشتن سریع چنین مسایل است.)

     مطابق تعریف بریمن(۱) حزب وطن از لحاظ تشکیلاتی کاملاً از هم پاشیده و آنچه وجود عینی دارد اعضای آن بشکل منفرد و یا گروه ها، خطوط فکری و محافل سیاسی اند.  (۲) تشکیلات مؤقت اعضای حزب وطن در خارج، حزب وطن نیست.

چرا بر تفاهم میان گروه ها هم هامبورگ و هم بریمن تاکید ورزیده است؟

۱- برای اینکه اعضای منفرد تا هنوز انسجام نیافته به تنهائی نمیتواند حزب وطن را تمثیل نماید.

۲- گروه ها و محافل حزبی متشکل امروزه بخشی از همان اعضای پراگنده اند که تلاش نموده اند تا بر بحران تشکیلاتی غلبه نمایند و یا اینکه گلیم خود را از آب بیرون بکشند. 

۳- همه این گروه ها و تشکیلات که از بدنه متلاشی شده حزب بوجود آمده اند بخشی از حزب وطن را میسازند به جز آنانیکه قبل و یا بعد از متلاشی شدن حزب راه، خط و تشکیلات خود را عملاً جدا، و در قلمرو ارمانهای دیگر جاخوش نموده لذا ایجاد این تشکلها به معنی انشعاب از حزب و یا خیانت به آن نیست.

۴- نتیجه گیری که بریمن به آن اتفاق نمود:
تجربه نشان داد که تلاشهای پراگنده برای چنین کار بزرگ تجربه ناکام بود.  صرفنظر از صداقت و نیات نیک، برخورد های عجولانه چون تغیر نام و تاسیس سازمانهای جدید از میان اعضای حزب وطن در پاسخ به مطالبات شرایط جدید نیز اگر از یکطرف فاقد اعتبار اصولی برای تعین سرنوشت حزب بود، از طرف دیگر عدم موثریت کمی و کیفی خود را بصورت قطعی به نمایش گذاشت.

      لذا کنگره اگر بخواهد حزب وطن را نماینده گی نماید اصولاً باید حزب را بمفهوم وسیع آن در نظر داشته باشد.  اگر با وجود آن برخی از اعضای منفرد و یا گروه های انسجام یافته نمیخواهند در کار کنگره شرکت کنند تحمیل و فشار بر آنها نه ممکن است و نه مطرح.  اینجا حرف بر سر پرنسیب و اصول است.  اینکه کسانی آنرا نمی پذیرند و یا رعایت نمی کنند این مشکل شخصی ایشان است و مسلماً که جریان حرکت وسیع برای آنها متوقف نخواهد ماند. 

      مسئله دیگر که در بحث ما جا دارد مطرح گردد شکل افادۀ کنگره است که با کلمات (کنگره فوق العاده اعضای حزب وطن) مشخص شده است و توضیحات بیشتر از آن در باره اش وجود ندارد.  فکر کنم درینجا چیز غیر طبیعی وجود ندارد و مفهوم آن نیز صریح و مشخص است.

     غیر طبیعی نیست برای آنکه چنین جلسات بزرگ اهداف را تعین و سمت حرکت را نشان میدهد.  شیوه تحقق، دسترسی به آن و دریافت پراتیک منطبق با شرایط معین کار نهادهایست که توسط چنین جلسات توظیف میگردد.  این وظیفه بریمن نه بلکه کار شورایست که بریمن آنرا به نیابت خود، مامور تحقق اهداف نشانی شده ساخته است.  غیر مشخص نیست برای آنکه در جلسه بریمن حزب بصورت مشخص تعریف شده است و مسلماً که هدف از کنگره فوق العاده اعضای حزب وطن، کنگرۀ همان حزب تعریف شده در وضیعت موجود است.  ببینید مسئله بر سر قرینه سازی و استدلال پالی نیست.  اساس این استدلال را صراحتهای جلسه بریمن تشکیل میدهد.  در جلسۀ بریمن سوال مطرح شد که چرا ما احیای حزب را مطرح نکردیم و به عنوان مقدمه برای آن تشکل اعضای حزب را مطرح نمودیم و به این پرسش چنین پاسخ داد:

الف- برای آنکه فیصله در مورد تعین سرنوشت اعضای حزب وطن وظیفه و صلاحیت کنگرۀ حزب است.  درین کنگره فیصله خواهد شد که سوال احیای حزب وطن را در برابر خود قرار میدهیم و یا نوسازی فراتر از آن در نام و محتوی جدید انعکاس خواهد یافت.  ما تشکل اعضای حزب را برای پاسخ به این سوالات امر حتمی میدانیم. 

ب- ما خواهان تدویر کنگرۀ حزبی خود در داخل کشور هستیم و درین امر محل تدویر به تنهایی معیار نبوده بلکه امکانات وسیع برای اشتراک اعضای حزب در داخل کشور نیز از عمده ترین مسایل در برابر ماست.

ج- کنگرۀ حزبی را که ازین یا آن گروه خاص نماینده گی نماید محدود و بالطبع فاقد صلاحیتهای اصولی میدانیم.

د- از نظر ما تشکل اعضای حزب وطن برای تدویر کنگرۀ آن دارای ارزش تعین کننده و اصولی ست.

هـ - مفید و مطلوب است تجموع اعضای حزب وطن در تشکل واحد بعمل آید.  ما تمام تلاش خود را درین زمینه معطوف و از تمام امکانات و گذشت برای این مامول استفاده خواهیم کرد و اما تشکل واحد شکل مطلق تشکل نیست.  مهم اینست که اشکال مختلف تجموعات به اهداف و ارمانهای حزب وطن پشت نکرده و راه خود را از آن جدا نه نموده باشند.

     با توجه به مصریحات فوق حق نداریم نام حزب آینده را به حیث پیش شرط مطرح بداریم.  داشتن نظر، توضیح و دفاع از آن پیش شرط نیست.  درین سخن نمیتواند سوء تفاهمی جا داشته باشد مگر آنکه بصورت عمدی تحمیل گردد.  ما گفتیم ما اعضای حزب وطن هستیم و حق داریم این نام را بر خود داشته باشیم.  ما پنهان نمیکنیم که ما حق داریم از نظر خود دفاع کنیم حق دفاع از نظر خود به دیگران را نیزقایلیم ولی هیچگونه پیش شرط را از جانب دیگران نیز نمی پذیریم زیرا این کنگره است که فیصله خواهد کرد که نام و محتوای آن چه باشد.  حال اگر یکتعداد از دوستان میگویند نه ما نام را به حیث پیش شرط مطرح میکنیم این صریحاً خلاف فیصله های بریمن است.  شاید این دوستان حق داشته باشند با بریمن اختلاف نظر ابراز بدارند زیرا با بریمن هجت تمام نشده است و اما تبدیل نظر فرد و یا افراد به نظر جمعی از خود قواعد و مقررات دارد.

     زمانیکه می پذیریم تشکل واحد شکل مطلق تشکل نیست.  اینرا نیز پذیرفته ایم که بخشهای از حزب وطن در وجود تشکلهای دیگر نیز میتواند وجود داشته باشد از انجائیکه دوام این وضیعت چه از لحاظ سیاسی و چه لحاظ تشکیلاتی مانع اساسی بر سر راه تشکل دوبارۀ خزب وطن بمفهوم وسیع و واقعی انست لذا تدویر کنگرۀ مشترک میان ایشان آخرین چاره است. 

     بدین ترتیب این مسئله نیز قبول شده تلقی میگردد که کنگرۀ تشکیلات مؤقت انسجام اعضای حزب وطن به تنهایی نمیتواند جایگزین کنگرۀ حزب وطن گردد و معضله نیز در همین مقطع بنیاد عینی و وسیع کسب مینماید.  زیرا با توجه به سوء تفاهمات، بی اعتباری های متقابل، اختلافات و تفاوت نظر ها که در بسا موارد وجود بی بنیاد ولی موثر دارد، دیدگاه های که اینک جدیداً وارد عمل شده و با وصف قبول مضمون در شکل تبارز می یابد تشکل آنها بدون میانجیگری یک نام که همه در آن خود را بصور مساوی دریابند ممتنع به نظر میرسد.  پس باید برای تدویر کنگره حزب فورمولبندی را دریافت تا با تدارک زمینه اشتراک تمام گروه ها و تشکلات ایجاد شده از حزب وطن به هدف اصلی (تدویر کنگرۀ فوق العاده اعضای حزب وطن) دست یافت و دستیابی به این هدف در نامگذاری نی بلکه در مضمون پروسه میتواند عملی گردد.  عقیده بر آنست که کنگره مشترک یکی از امکانات برای تسلط برین ناسازگاریست و اما این آخرین حرف نیست.  بجای رمیدن و فریاد کردن سازنده آنست با وریانت متقابل مطرح گردد.  وریانتی که بتواند واجد اهلیت و صلاحیت نقش میانجی باشد.

     اینکه با طرح کنگره مشترک از حزب وطن و یا تدویر کنگره فوق العاده اعضای حزب وطن صرفنظر بعمل آمده اگر از عدم دقت در مسئله ناشی نشده باشد بدون شک یک مغالطه است، زیرا بسیار روشن و مشخص هدف تدویر کنگره مشترک میان اعضای حزب وطن است که با وصف ایجاد سازمانهای جدید و یا قرار داشتن در وضعیت پراگنده و غیر متشکل به اهداف و ارمانهای حزب وطن پشت نکرده و خود را به آن متعهد میداند.  چنین نقشی را شاید نام دیگری نیز بازی نموده بتواند در آن حالت (به شرط تحفظ مضمون) اصرار بر سر نام کنگرۀ مشترک قشریت و فورمالیزم است.  درست همانطوریکه بدون ارائۀ الترناتیف مخالفت با آن نمیتواند برخورد درست و سازندۀ سیاسی باشد.  برای همین هم بود که بریمن حزبی ها را مخاطب قرار داد:

بگذار گروه ها و خطوط فکری در حزب وطن اگر نتواند بر یک طرح و پاسخ برای آینده صلاح شوند، پیشنهادات منسجم خود را با شجاعت و علنیت در کنگرۀ حزب مطرح کنند و به خرد جمعی اعتماد داشته باشند.

     راه  دیگری نیز وجود دارد.  رقابت گروهی، راهی که در دموکراتیک خلق افغانستان آزمودیم و در سرنوشت سازترین موقع عمل در حزب وطن نتائیج آنرا دیدیم.  ارائه پاسخ به سوالات امروز و چشم انداز فردا، تشخیص نقش و مواضع حزب وطن در روند تحولات جاری پیش شرط دوبارۀ ارایش نیرو های پراگندۀ آنست.  پاسخهای مبتنی بر تعصب گروهی به این سوالات به تعمیق اختلافات و تضعیف مواضع مشترک مان می انجامد.  تنها پاسخ جمعی محور تجموع و تضمین وحدت عمل حزب بوده میتواند و برای آنکه بتوانیم به حیث یک وزنۀ موثر در تسریع روند تدویر کنگرۀ حزبی نقش شایسته خود را ایفا نمایم نباید به ایجاد تشکیلات مؤقت... اکتفا گردد.  این تشکیلات باید توسعه یافته به سطح بالاتر انسجام دست یابد.  این تشکیلات باید از حالت پراگنده بسوی انسجام گامهای سریع و بلند بر دارد و در قدم نخست به تشکیلات واحد و سراسری انسجام اعضای حزب وطن ارتقا نماید.

این جریان به هیچصورت مانع تدارک کنگرۀ حزب و حرکت درین راستا نیست.  تبدیل آن به چنین یک وضعیت خواه تحت نام ضرورت سیاسی یا تشکیلاتی انصراف از همزمانی  حرکت است که خواهی نخواهی به قشریت گروهی می انجامد.  با توجه به مطالب پیشگفته تشکیلات مؤقت انسجام...  یکی از اهرمهای انتظام و انسجام کار در راستای تدویر کنگره حزب است.  آن کمیت و کیفیت عالی که از نام حزب وطن به سوالات پاسخ ارائه  دارد با ایجاد تشکیلات مؤقت... بوجود نیامده است بلکه تشکیلات مؤقت... تلاشی است انسجام یافته و موثر تر برای رسیدن به آن و با اتکا بر تشکیلات مؤفت... تلاش درین جهت که به تنهائی از نام حزب وطن سخن گفته شود صریحاً مخالف بنیادیترین دید گاه جلسه بریمن (تفاهم بین الحزبی) است که نه تنها از لحاظ تشکیلاتی ادعای نارواست بلکه راه را بروی تفاهمات میان اعضای حزب می بندد و اختلافات گروهی را ضمانت میکند.