www.payamewatan.com
     
 

کاندیدای اکادمیسین سیستانی

 

وضعیت حقوقی زنان افغان درسال ۲۰۰۵
 

هر گاه موجودی را در زير کوله باری از هزاران درد هستی، منجمد و بی روح و دردمند از حوادث زمان و منزوی از جهان تمدن و فاقد آزادی های بشری، می يابيد، اين زن افغان است! (شکریه بارکزی)

در افغانستان زن از تفکر مردسالاری که بر جامعه حاکم است، رنج می برد. ذهنيت بر تربودن وبرحق بودن مرد يک اصل غير قابل تغييردرجامعه است. آنچه بنام غيرت افغانی به مباهات گرفته می شود، خرد کردن عواطف واحساسات زن است. در کشور چند قومی و چند زبانی ما، زن به لحاظ جسمی موجودی ضعيف و ناتوان به حساب می آيد. اما واقعیت خلاف اين ذهنيت را ثابت می کند. در دشتها وصحراها وقله های مرتفع زنان بارهای سنگين ۵۰ و ۶۰ کيلوگرامی بردوش و برسر حمل می کنند و در نزديک ساعات زايمان برای اطفال خودنان می پزند. دختر فروشی به شکلی رقت باری در اکثر مناطق کشور رواج دارد. در اکثر مناطق هر گاه بين خانواده ها نزاعی دربگيرد که منجر به کشته شدن يکی از طرف ها بشود، دختربچه های خانواده به بهای خون ريخته شده زیرنامبد به طرف مقابل  داده می شوند.

گستردگی بيسوادی، عدم دسترسی به ساده ترين و ابتدايی ترين تسهيلات زندگی، اقتصاد خراب و آگاهی نداشتن از حقوق انسانی همه و همه زن افغان را ناتوان ساخته است. اما اين وضعيت همچنين باعث شده است زنان آماده مجادله و مبارزه شوند. در شهر های بزرگ زنان آگاه با حضور درمجالس رسمی، کنفرانس ها و امورات کاری دولتی و غير دولتی توانسته اند به تغيير قضاوت مردان نسبت به زنان افغان کمک کنند. اما راه طولانی و دشواری در پيش است تا به حداقل حقوق نسبی دست یافته شود و فضای تفکر مرد سالاری تغييریابد.(ازمصاحبۀ شکریه بارکزی باbbc )

 برای درک روشن ذهنیت مردسالاری وخشونت علیه زن افغان ، حتی درخارج ازکشور مثل فرانسه وامریکا از دست شوهران شان ، لطفاً مقاله میرمن ملالی موسی نظام را درسایت افغان_ جرمن آنلاین مطالعه بفرمائید که سخت تکاندهنده است.

شغل وسنت های خانواده گی:

زنان تحصیل کرده در شهرها در ادارات دولتی بدون تبعيض جذب کارمیشوند، ولی نظر خانواده در انتخاب شغل ضروری است. در هر صورت آنچه زن از کارش به دست می آورد در نهايت مال مرد است. يعنی زن پس از روزها زحمت کشی ویا ماه ها قالی بافی، پولی که عايدش می شود ،به شوهرتعلق میگیرد و زن از لحا ظ اقتصادی استقلال ندارد. زن از پول مهریه، که قبل و يا بعد از نکاح به او بايد داده شود، خبری نيست. همچنانکه از میراث شوهر اثری نيست. در صورت مرگ شوهر، زن خودجزو ميراث مردان خانواده شوهر است و فرزند دختر هم از مال پدر سهمی نمی برد. قبل از ازدواج کسی رأی دخترش را نمی پرسد و ازدواج اجباری حتی در بين تحصيل کرده های افغان رايج است.اگر زنی فرزند پسر نداشته باشد، شوهر می تواند زن ديگری اختيار کند و داشتن فرزند دختر، به خصوص اگر تعداد آنها زياد باشد، مصيبت تلقی میشود.

قوانين در ارتباط با چند همسری، طلاق، حضانت فرزندان و ارث کاملا در گرو مسايل شرعی است.مبنای تساوی حقوق، که در قانون اساسی افغانستان آمده، مجزا از مسايل فوق است. اما آنچه زن را بسيار رنج می دهد اين موضوع است که حتی قوانين اسلامی در رابطه با حقوق زن اجرا نمی شود ودر بسياری موارد زن در حکم يک موجود بی جان يا شی تلقی شود.

آموزش و تحصيل:

دختران و زنان افغان، آن هم درصد کمی  فقط در شهر های بزرگ افغانستان به آموزش عالی دسترسی دارند.ولی  در اکثر نقاط افغانستان ذهنيت در رابطه با تعليم زنان و دختران بر آن است که دختران کم سن به مکتب بروندو وقتی بزرگ شدند باید از به مکتب رفتن شان خانواده ها جلوگیری کنند . سيسيليا لودزه مسئول صندوق حمايت از کودکان سازمان ملل متحد با اشاره به وضعيت آموزش و پرورش در افغانستان میگوید: تنها ده در صد دختران در اين کشور به آموزش های ابتدايی دسترسی دارند. او میافزاید: "از هر سه دختر پنج ساله در افغانستان تنها به يک نفر امکانات رفتن به مکتب ميسر است." خانم لودزه ازدواج های زودهنگام را از عمده ترين عوامل نرفتن دختران به مکتب عنوان کرد. او گفت که چهل در صد دختران زير سن هجده سال در افغانستان مجبور به ازدواج می شوند که اين امر مانع رشد اجتماعی آنان شده است. يونيسف در اين زمينه، يکی از دلايل کاهش طول عمر زنان در افغانستان را نيز ازدواج های زير سن هجده سال اعلام کرده است.( bbc- 5 اگست 2005)

هنگامه انوری، عضو کميسيون مستقل حقوق بشر افغانستان می گويد: چهل و پنج درصد از ۵۰۰ مورد ازدواج اجباری که اين کميسيون ارزيابی کرده است را ازدواج کودکان زير سن ۱۴ سال تشکيل می دهد. خانم انوری میگوید: "با تاسف عميق اعلام می کنم که کودکان در سنين ۵ تا ۶ سال نيز درافغانستان به ازدواجهای اجباری کشانده میشوند و از آنان به گونه های مختلف بهره برداری می شود."

مرگ ومیرکودکان ومادران:

صندوق حمايت از کودکان سازمان ملل متحد، بررسيهايی را در مورد مرگ و مير مادران و کودکان در افغانستان انجام داده است. سيسيليا لودزه مسئول صندوق حمايت از کودکان سازمان ملل متحد در امور آسيای جنوبی که اخيرا از مناطق مختلف افغانستان بازديد کرد، وضعيت زندگی زنان در اين کشور را "بحرانی" توصيف کرده است. خانم لودزه، پس از يک هفته تحقيق و بررسی در ولايات مختلف افغانستان به خبرنگاران در کابل گفت که شرايط زندگی در افغانستان در حال بهبود است، اما زنان هنوز هم با انواع مشکلات روبرو هستند. خانم لودزه گفت که بر اساس بررسی های صندوق حمايت از کودکان سازمان ملل متحد مرگ و مير کودکان نوزاد و کمتر از پنج سال در افغانستان آمار بلندی را نشان می دهد که در اين ميان کودکان دختر بيشتر آسيب پذيرند. وی گفت: در افغانستان از هر هفت کودک زير سن يک سال يک کودک در اثر بيماری های مختلف تلف می شود.ازدواج زودهنگام دختران، عدم دسترسی آنان به آموزش و پرورش و آمار بالای مرگ و مير مادران و کودکان در افغانستان، همچنان از نگرانيهای عمده در اين کشور به شمار می رود. اما سيسيليا لودزه، از تلاش های سازمان ملل متحد در زمینه بهبود وضع زندگی زنان افغان سخن زده ابراز امیدواری کرد که توجه جهان به این موضوع بیش از اکنون جلب شود.( bbc- جمعه 05 اوت 2005)

يك گزارش مشترك وزارت زنان افغانستان و صندوق توسعه سازمان ملل براي زنان نشان میدهد که،اوسط عمر زنان افغانستان ۴۴ سال و يك سال كمتر از مردان است و ميزان مرگ و مير آنان به هنگام وضع حمل براي هر هزار نفر بين ۱۶ تا ۱۹ نفر برآورد مي‌شود.

اين درحالي است كه حدود ۸۷ % از مرگ و ميرهاي ناشي از عوارض حامله گی و وضع بچه بدنیا آوردن قابل پيشگيري هستند. گزارش مي‌افزايد: خدمات اساسي صحی دوران حامله گی فقط در۱۷ % از شفاخانه های کشورمیسر است، تنها ۱۴/۳ درصد ازولادتها توسط قابله ها انجام مي‌شود و بالاخره فقط ۱۱ درصد از اين ولادتها در شفاخانه ها صورت میگیرد.

سوء تغذيه يك مشكل جدي زنان افغان به شمار مي‌رود و احتمالاً در مرگ و مير مادران به هنگام زائیدن موثر است. كم خوني حدود ۷۱ % از زنان حامله و حدود ۸۹ % از زنان غيرحامله را دچاررنج و ناراحتی ساخته است.

درافغانستان زنان يكي از پايين‌ترين ميزان سوادآموزي را در جهان دارند و كمتر از ۲۰%زنان  باسوادند. در پايان اين گزارش آمده است، و بالاخره زنان افغان پس از ۲۳ سال جنگ و تحمل آزار و اذيتها، دچار ناراحتی‌هاي رواني هستند. اين مساله آنان را به خودكشي و يا تلاش براي خودكشي مجبور كرده و يك شرمساري ملي را در اين كشور باعث شده است. (آرشیف سایت آریائی)

آزادی های مدنی:

آزادی زن افغان بر اساس سنت ها، بحرانهای پی در پی و فرهنگ مرسوم اين کشور کاملا محدود است. حجاب يک امر قانونی نيست، بلکه برای رفع خشونت يک ضرورت فردی برای زن است. پوشش چادری يا برقع را هر زن با در نظر داشت رسوم محلی، رعايت می کند.برای هر زن در هر موقعيتی که باشد گرفتن اجازه از شوهر برای بيرون آمدن از منزل امری حتمی است. در حال حاضر در اکثر نقاط افغانستان زنان در رسانه های همگانی حضور دارند. راديو های محلی نيز برنامه هايی ويژه را در ارتباط با حقوق زن پخش می کنند. در افغانستان همچنين نشريه های ويژه زنان چاپ می شود.

.
پس از سقوط رژيم بنيادگرای طالبان هنوز
بسياری از زنان - حتی در
شهرهای بزرگی
مانند کابل - برقع می پوشند

 آنچه که زنان را ملول کرده است سنتی بودن جامعه افغان و مرد سالاری بودن آن است. آنچه زنان افغان درشهرها به دست آورده اند، نقش سياسی است. طبق قانون اساسی افغانستان و بر مبنای تساوی حقوق زن با مرد، آنها می توانند در پست رياست دولت، نماينده پارلمان، قوه قضائیه و در هيئت دولت جای گيرند. رای زنان در انتخابات تعيين کننده محسوب می شود.[با آنکه در پارلمان افغانستان ٦٨ کرسی به خانمها تعلق گرفته وممکن است خانمها ازآن طریق بتوانند تاثیری بر بخشی ازمسایل حقوقی زنان واردنمایند ]،مگرتاهنوز مشارکت زن در مسایل سیاسی افغانستان يک امر نمايشی تلقی شده است. زیرااو که از حق انتخاب شوهر محروم است، چگونه میتواند زعيم آينده اش را انتخاب کند؟  (bbc چهارشنبه 13 ژوئيه 2005)

خشونت عليه زنان:

هر ۱۸ ثانيه يک زن قربانی خشونت خانوادگی می شود:

 نتايج تحقيقات بين المللی درباره خشونت خانوادگی عليه زنان نشان می دهد که يک ششم زنان به دست شوهر يا شريک زندگی خود قربانی خشونت شده اند.سازمان صحی جهانی در اولين مطالعه جهانی خود درباره اين موضوع نتيجه گرفته است که در هر ۱۸ ثانيه يک زن مورد حمله يا بدرفتاری قرار می گيرد و حتی حامله وباردار بودن زنان را از خشونت مردان مصئون نگه نمی دارد. محققان دريافته اند که از شکستن استخوان گرفته تا تجاوز، خشونت خانوادگی در همه جوامع غنی و فقير به چشم می خورد و حتی بسياری از زنان فکر می کنند مردان در شرايطی خاص حق اعمال خشونت دارند. همچنين بسياری می پندارند درست نيست که علنا بگويند قربانی آزار مردان شده اند.کاترين ديويس، خبرنگار بی بی سی می گويد که اين تحقيق نشان می دهد زنان در خانه بيشتر در معرض خشونت قرار می گيرند تا به دست افراد غريبه در بيرون از خانه.اين سازمان اظهار کرده است که اين معضل جهانشمول، ريشه دار و عمدتا در تمام جوامع پنهان است. سازمان بهداشت جهانی می گويد که اثرات خشونت خانوادگی بر سلامت زنان، صرفنظر از محل سکونتشان، قابل توجه است. اين مطالعه طی هفت سال صورت گرفته و ۲۴ هزار زن از آسيا، آفريقا، اروپا و آمريکای لاتين در آن شرکت داشته اند. اين تحقيق قبلا در آمريکای شمالی صورت گرفته بود.سازمان بهداشت جهانی خواستار اقدام فوری عليه خشونت خانوادگی شده است.
 

خشونت علیه زنان درافغانستان:

 بگزارش رادیو صدای آلمان، خشونت در برابر زنان، ازدواجهاى اجبارى، فروش دختران، كشتن زنان به بهانه حفظ شرافت خانواده و مبادله زنان به عنوان ابزارى براى فرونشاندن مشاجرات قبيله اى، اين ها همه نمونه هايى است از شرايط اسفناك زنان در افغانستان.داستان مصيبت هاى زنان افغان، داستانى کهن و ريشه داراست. به خصوص در جنوب كشور، آنجا كه در كناربینش دینی ، سنت های قومی وقبیله ئی هنوزحاكمند و حتى طبيعى ترين حقوق زنان هم ناديده گرفته مى شود. وبه راستى آيا به كار بردن اصطلاحاتى از قبيل حقوق زنان در جايى كه موجوديت زن به خودى خود ارزشى ندارد و زن فاقد هر گونه حقى است، ساده انگارى محض نيست؟

ازچندی بدینسو است كه شعله هاى اين نابرابرى ازروان وپیکرزنان افغان زبانه میكشد. زنان افغان به نشانه اعتراض به هر چه كه به اسم سنت و دين بر آنان روا گشته، تن خويش را به آتش مى كشند. شايد كه اين اقدام منجر به بيدارى جوامع مدافع حقوق بشر شود و دختر بچه هاى افغان را از سر نوشت سوزناكى كه اين نظام مرد سالارانه براى آ نها رقم زده برهاند.

عفيفه معروف،  يكى از اعضاى كميسيون مستقل حقوق بشر افغانستان ، از بيمارستانى در قندهار ديدار كرده و از زنانى حرف مى زند كه براى پايان رنج هايشان به خود سوزى دست ميزنند. او آمار اين خود سوزى ها را  ۶۰نفر در سال تخمين مى زند. عفیفه معروف میگوید: " شفاخانه میرویس در شهر قندهار در هر هفته دست کم 4 قضیه خودکشی دختران و  زنان را دارد".  متاسفانه دست قانون از سنت های حاکم بر جامعه کوتاه است و تا حال هيچ قربانی خشونت نتوانسته است از مجرای قانون مشکلش را حل کند. بسياری از مردان با توسل به خشونت می خواهند برتری خود را بر زنان ابراز کنند و اين در حقيقت برای آنها يک نوع افتخاراست.

عفيفه معروف در جواب اين سئوال كه قربانى ها چه كسانى هستند ميگويد: به طوركلى ازدواجهاى اجبارى و شوهر دادن دخترانى كه هنوز به سن بلوغ نرسيده اند از دلايل اين خودسوزى هاست. اما در اصل ساختارريشه دار مرد سالارانه جامعه كه در آن زن به حساب نمى آيد واين كه زنان در جامعه مقام و منزلتى مانند مردها ندارند و به مردها اجازه مى دهد كه زنان را زير فشار قرار دهند، دليل اصلى اين خود سوزى هاست.

 اين زن فعال در مسائل حقوق بشر، اميدى به بهبودى اوضاع ندارد. با توجه به اين مسئله كه اوضاع امنيتى در افغانستان به شدت متزلزل است و طالبان دوباره فعال شده اند، مسلما موضوع حقوق بشرو رسيدگى به وضعيت نابسامان زنان درافغانستان به فراموشى سپرده خواهد شد. به عقيده عفیفه معروف بر هم زدن نظامى كه ريشه در قرون و اعصار دارد[واز دین آبیاری میگردد] احتياج به زمان دارد و او تنها راه حل را در آموزش و بيدارى اقشار جامعه ميبيند. به همين دليل اين سازمان بر آن است كه با برگزارى سمينارو كارگاه‌هاي آموزشى گامى در روشنگرى اين  جامعه بنياد گرا بر دارد. در سطح بين المللى هم شوراى امنيت سازمان ملل در صدد است تا با اعزام گروههاى پاسدار صلح به مناطقى كه در آن ها حقوق زنان به شدت پايمال مى شود، به زنان ستم ديده افغانى يارى رساند.

بايد منتظر بود و ديد كه آيا همكارى اين نيروها تاثيرى مثبت در مسئله زنان افغان خواهد داشت يا خير؟ (دوچ ویله 11 اگست 2005)
 

خود سوزی آخرین راه نجات ؟ 

ازدواج های اجباری، سلب حقوق انسانی زن، خشونت در خانواده ها، ازدواج های مکرر و بی توجهی بحق وحقوق زن درجامعه مردسالار افغانی  همه عواملی اند که زندگی را برای زن افغان غیر قابل تحمل مینماید. وقتی راه دیگری برای نجات از این همه رسوم و عنعنات فرسوده و زشت باقی نماند، زنان دست به خودکشی وخود سوزی میزنند.

یکی از مثال های بارز، شرایط ناهنجار زنان در شهر قندهار است. در این شهر که قوانین و عنعنات قومی و پدر سالاری در پهلوی قوانین اسلامی، زندگی روزمره باشندگانش را تعیین مینماید، هنوزهم بعد از سقوط طالبان زنان مانند بردگان زندگی می کنند وازهیچ حقوق واختیارانسانی برخوردارنیستند. زنان بدون اجازه ی مرد نمیتواند ازخانه بیرون شود وبدون اجازه مرد نمیتواند به کاردربیرون ازخانه بپردازد.البته زنان درافغانستان گذشته ازشماری اندک شهرها در سراسر افغانستان حتی حق تعیین سرنوشت خود را ندارند.

خشونت در برابر زنان، ازدواج های اجباری، فروش و قتل دختران و زنان و تبادله زنان ودختران برای حل دشمنی های قومی تنها مثال های کمی از ستم و جفا بالای زن در جامعه افغانستان است که باعث سلب حقوق اولیه و انسانی زنان گردیده است.

شکیلا سمیرمحصل پوهنتون کابل به این باوراست که ازدواج های اجباری خاصتاًازدواج های اجباری دختران که هنوز به سن بلوغ  نرسیده اند، باعث گردیده  که تعداد زیادی از آنها دست به خودکشی بزنند و این راه را یگانه راه نجات خود از تحمل رنج ونادیده گرفتن خودشان تلقی نمايند.
 

و اما در غرب کشور وضعیت زنان از چه قراراست؟ 

وضعیت زنان در هرات بدتر از سایرشهرهای کشور گزارش میشود. طى سه ماه اخیر(٢٠٠۵) در ولايت هرات، ٣٥ تن که اکثر شان را زنان تشکيل ميدهند به اثرخودسوزى ، هلاک شده اند.داکترهمایون عزیزی، مسوول بخش سوختگی شفاخانه هرات ، به آژانس خبرى پژواک گفت: در اين مدت، ١٢٥ واقعه خودسوزى صورت گرفته است که ٣٥ آن قصدى به شمول ٣١ زن و ٤ مرد بوده اند که همه جان داده اند.

وی افزود: در سه ماه اخیر، ما ٣٥ نفر خود سوزی داشتیم که همه فوت کرده اند. موصوف سن این زنان رابین ١٥ الی ٣٥ سال، ذکر کرده افزود که سوختگی این زنان ،اکثر به واسطه تیل صورت گرفته و ساحه سوختگی از ٧٥ فیصد به بالا بوده است . عزيزى، اين رقم را نمايانگر ازدياد گراف خود سوزی در بین زنان درهرات، خواند و علاوه کرد که در سال گذشته فقط ٩٠ نفر، دست به خودسوزی زده بودند .

خودسوزى يکى از مشکلات حاد در ولايت هرات است که داکتران اختلافات خانواده گی، مثل اختلافات بین خشو و عروس، نزاع بین زن و شوهر و از همه مهمتر ازدواجهاى اجباری را عوامل اين خود سوزی ها ميدانند.

ثریا دقیقی، مسوول بخش حقوق زن کمیسيون مستقل حقوق بشر درهرات ،علت صعود گراف خود سوزی زنان را، در سه ماه گذشته برگشت وسیع مهاجرین، از کشور ایران دانسته و ميگويد: چون خودسوزی در بین زنان در ایران رواج دارد مهاجرین ما نیز تقلید می نمایند. آخرین واقعه خودسوزی، زن سى ساله بنام زهرااست که به واسطه تیل اريکین، دست به خود سوزی زده و به گفته داکتر مسوولش پنجاه فیصد سوخته است .

زهرا، باشنده شهر هرات که در سر، صورت و وجودش داغهاى سوختگى وخيم مشاهده ميشد ، گفت که شوهرش با زن ديگرى نيز ازدواج نموده و بر سر وى( امباق) آورده است و او اين حالت را تحمل نه کرده و دست به خودسوزى زده است.زهرا، مى افزايد : شوهرم مرا با ٤ طفلم ،رها کرده زن جوان گرفته و به من هیچ اهمیت نمی داد.

داکتر مسوول، وضع صحى او را رضایت بخش نه دانسته و ميگويد که زهرا، از ناحیه صورت تا شکم به شدت سوخته است.

به گفته مسوول بخش سوختگی ،روزانه به طور اوسط یک مریض خودسوزی به بخش سوختگی، آورده میشودو گاهی اتفاق می افتد که بستر برای بستری کردن مریض جدید، وجود نمى داشته باشد. اومىگويد که بخش سوختگی شفاخانه حوزوى هرات، دارای هجده بستر می باشد که هشت بستر آن، برای مردان و متباقی برای زنان اختصاص داده شده است ، فعلا ١٦نفردر بخش سو ختگی بستری اند که هفت نفر آنان زن ميباشند.اين ارقام در حالى انعکاس داده شده است که کار اعمار شفاخانه مدرن ومجهز سوختگی در ولايت هرات، به ارزش هفتصد هزاردالر امريکايى ، بخاطر کاهش تلفات ناشى از خود سوزى و سوختگى در ظرف يکماه آينده، آغاز خواهد شد.

یکی از قربانیان خشونت خانوادگی درهرات قتل نادیا انجمن توسط شوهرش بود که خانمی بسیارجوان  ودرعین حال شاعری نازک خیال ونوپردازبود . مرگ خانم نادیا در حلقات فرهنگی داخل وخارج کشور با تاثر وتنفر عمیق روبرو گردید.
 

وضعیت زنان درشما ل

درتاريخ ٢٥ اپريل ٢٠٠٥ ، درولسوالى ارگوى بدخشان زنى که خواستارطلاق ازشوهرخود شده بود، به اتهام روابط نامشروع در پيش چشم نيروهاى حافظ صلح آلمانى سنگسارگرديد.

مولوى محمديوسف ملا امام قريه ايکه درآن فتواى سنگسار زن بدبخت تطبيق شده،ميگويد: علماى قريه فتوا صادر نمودند، مردم خشمگين شدند ومعطل حکم محکمه نشدندوفتوا را تطبيق کردند. به همگان معلوم است که در هيچيک از دهات افغانستان چندين عالم دينى وجود ندارد وصرف يک نفرملاامام مسجد وظيفه پيشبرد امور مذهبى را بدوش دارد. شکى نيست که شوهر مقتول براى انتقام کشى از زنش که خواهان طلاق خود بوده ، تهمت روابط نامشروع را براو وارد نموده و جناب ملا امام ده فتواى سنگسار اين زن راصادر وبعد توسط شوهرش درملاء عام سنگسارشده است. (افغان پيپر)

به دنبال اين جنايت هولناک ، رسانه هاى معتبرجهان گزارش دادند که در تاريخ ٢ مه ٢٠٠٥ سه نفر کارمند زن را که در يک موسسه کمک رسانى طبى در ولايت بغلان کار ميکردند، توسط افراطيون اسلامى بعد از تجاوز جنسی بشکل فجيعى سربريده شدند و به زنان مظلوم هوشدار دادند که اين است سزاى زنانى که در موسسات خارجى کارميکنند.متاسفانه وزارت امور زنان از حق اين زنان مظلوم  بدفاع بر نخاست و توسط صدورکدام ابلاغيهًٌ ای  اين عمل را محکوم نکرد. فقط اتحاديه سراسرى زنان افغانستان چند روز بعدباصدور ابلاغیه ای به تقبيح اين مسئله پرداخت و  بدنبال آن تعدادی اززنان کابل دست به تظاهرات زدند.  يک هفته بعد ازا ين حادثه سازمان ملل نيزخشونت عليه زنان  کمک رسان به پروسه بازسازی کشور را محکوم نمود و از دولت افغانستان تقاضا کرد تا عاملين اين حادثه هر چه زودتر به پنجه قانون سپرده شوند.

به نوشته وبلاگ دید-  داکتر جنید، ولسوال سابق ولسوالی چاه آب ولایت تخار، فریبا، ١٣ ساله، را بعد از هفت روز لت و کوپ برای یکی از دوستانش نکاح می کند و می گوید که اینکار را طبق رضایت پدر فریبا و فیصله ریش سفیدان قریه انجام داده است. اما مادر ٦٠ ساله فریبا می گوید: "شوهرش او را سيزده سال قبل از خانه خارج کرده و وى که فريباى سه ماهه را در بطن داشت، به خانه پدرش رفت و در آنجا زنده گى مينمود" چند هفته پیش، وقتیکه از تصمیم ولسوال با خبر می شود، همراه با فریبا و پسری که فریبا را دوست داشته ومیخواست با او ازدواج کند، فرار کرده به مرکز طالقان می روند. اما با شکایت پدر فریبا، محکمه طالقان آنها را به زور پس به چاه آب می فرستد. وقتیکه دوباره به چاه آب می رسند، چنانکه فریبا به آژانس خبری پژواک گفته: ولسوال چاه آب با عساکر خود و محمد کبير در يک صف ايستاده ميشدند و ميگفتند که مجبور هستى يکى ما را به حيث شوهر قبول کنى ، ورنه زنده گى ات در خطر است. و بعد از هفت روز زندان و لت و کوپ، فریبا خبر می شود که ولسوال اورا به مرد ٣٨ ساله (کبیرنام) که ٨ اولاد دارد نکاح کرده است.

-در ٢٩ می مردم ولسواولی چاه آب علیه قوماندان محمود چاه آبی که به یک دختر ١٦ ساله تجاوز کرده بود تظاهرات کردند و محافظان او بروی مردم آتش کرده و تعدادی را کشته و زخمی نمود. ١٢جولای سارنوالی تخار اعلام کرد که قضیه ثابت شده که قوماندان محمود به خواهر زن ١٦ ساله خود تجاوز کرده است. قربانی می گوید که همان روز علاوه بر او، قوماندان مذکور به چند دختر دیگر نیز تجاوز کرده است.(وبلاگ دید)
 

بخاطرکمک عاجل به زنان افغان :

خانم پروفسوریاکین ارتورک ضمن مسافرت ده روزه اش به افغانستان با مقامات دولتی ، مسئوولان دستگاه قضایی، سارنوالی، افسران پلیس، دوکتوران ونمایندگان سازمانهای غیردولتی درکابل ، قندهاروهرات وهمچنان نمایندگان چندین سازمان بین المللی ایکه درافغانستان فعالیت می نمایند مذاکره نموده است. وی گزارش میدهد که ازچندین زندان وپناهگاه زنان بازدید نموده و اظهارات زنانی را که معروض به خشونتهای جنسی  شده اند، ثبت نموده است. همچنان وی ازپیشرفتهای حقوقی وقضایی ایکه  اخیراً نصیب زنان افغانستان گردیده است تمجید نموده است اما وی افزوده است که :"این گامهایی به جلو نباید مانع بیان این حقیقت گردد که درافغانستان خشونت علیه زنان بطور دراماتیک و به شدت آن هم درگستره های عامه وهم خصوصی زندگی وجود دارد."فقر، فقدان آموزش و پرورش وخرابیهایی که درنتیجه ی دهها سال جنگ بودجود آمده اند،  اسباب اولیهء چنین اوضاعی میباشند.

گزارش علاوه می نماید که :گرچه بازسازی وانکشاف، توانمند شدن اقتصادی زنان وارتقای آموزش وآگاهی آنان دردرازمدت ومیان مدت میتوانند، این انتظاررا افزایش بدهند که سطح خشونت علیه زنان کاهش می یابد. اما اقداماتی باید اکنون اتخاذ گردند تا از زندگی زنان حمایت گردد. درذیل یک سلسله اقداماتی پیشنهاد میگردند که به نظرمیرسد درکوتاه مدت موثرباشند:

-اولویت قایل شدن به ازمیان بردن خشونت علیه زنان درسیاست عامه.

 - براه انداختن تبلیغات روشنگرانه دررسانه ها تا به مردم معلومات داده شود که ازدواجهای اجباری وازدواجهای زنان درکودکی تخطی ازاصول اساسی اسلام است.

- درقانون جزا واضحاً آورده شود که آنانیکه درسربراه ساختن ازدواج دختران درحالت کودکی دخالت دارند مرتکب جرم میگردند وباید مورد بازخواست ومجازات قرارگیرند.

- باید صریحاً به پلیس وسارنوالان دستورداده شودکه آن دختران وزنانیکه ازوضع خشونتبارخانوادگی فرارمیکنند، تازمانیکه حفظ جان شان تضمین نباشد، نباید به خانواده های شان برگردانده شوند.

 - ایجاد ، توسعه وتقویت پناهگاه های محفوظ برای زنان معروض به خطر.

 - تقویت وزارت امورزنان، دفترحقوق بشروزارت داخله، بویزه دربخش حقوق زنان ، تقویت کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان وسایرنهادهائیکه متکفل حراست ازحقوق زنان میباشند.

- جلب توجهء کشورهای کمک دهنده به حمایت ازحقوق بشروحراست اززنان .

به هرحال، سازمان های حقوق بشر به اين باور رسيده اند که حل مشکل زنان افغانستان به هيچ صورت ممکن نخواهد بودمگر اينکه سطح دانش در اين کشور بالا برود. اما بالا بردن سطح دانش در افغانستان خود امريست که با وجود مساعد بودن شرايط  دست کم دو نسل ديگردوام خواهد نمود.

٨ مارج ٢٠٠٦