www.payamewatan.com
 

 

 

صفحۀ اصلی

 

تاریخ نشر:13.05.2007

 

پیامهای تسلیت به مناسبت چهلمين روز وفات
نا به
هنگام دکتورس زرغونه پيوستون
۱۳ مارچ ۲۰۰۷

___________________

 

خانم ثریا پرلیکا رئیس اتحادیه سراسری زنای افغانستان 

   مرګ زرغونه ضایعه بزرګ نه تنها برای فامیل بلکه برای جامعه روشنفکر ما بود و با اخلاق نیک زرغونه با تربیه عالی و احساس نیکوی وی از کودکی تا مرګ اش اشنا بودم٠ 

***       

خانم شفيقه محمود حبيبى رئيس کميته مشارکت سياسى زنان

   مرګ زرغونه براى من فقط خاطره مرګ يګانه دخترم را دوباره زنده ساخت ضايعه وى جبران ناپذير است.

***

ناجيه حنفى، داکتر عالمه ونوريه حقنګر

   با تاسف، آه و دريغ که از مرګ عزيز و عزيز ترين ما بانو دکتورس زرغونه آګاه شديم. مرګ وى روح و روان ما را کاملاً خسته ساخته، ضايعه بسيار بزرګ و جبران ناپذير را ما در کميته مشارکت سياسى زنان بخصوص  جنبش نو به پا خاسته زنان جنګ زده خود  متحمل شديم، ما عاطفى به مسايل زنده ګى و مرګ نمى پردازيم بلکه آنرا يک امر کاملاً طبيعى ميدانيم. اما در اين جدال (مرګ زرغونه) را نمى توانيم تحمل کنيم، روح حساس، قلب بزرګ  و حوصله فراخ زرغونه براى همه ما فقط و فقط يک الګو و يک نمونه از انسانيت بود. همه اوصاف نيک در شخصيت و کريکتر زرغونه نهفته بود که اکثراً در برخوردهاى روزمره کاملاً اشکار ديده ميشد، وى حتى غذايش را باديګران نصف ميکرد، هست وبودش را بادوستان خود تقسيم ميکرد. مابه نماينده ګى از کميته مشارکت سياسى زنان افغانستان  و همه دوستان زرغونه به فاميل وى تسليت ګفته صبر جميل از بارګاه ايزد متعال استدعا مى نمايم. به حيث همکاران اش نبود وى را در بسيار ى مسايل تصميم ګيري و بالاخره نتيجه ګيريها واقعاً احساس مى کنيم.

*** 

خانم پلوشه حسن و حاکمه مشعل

   زرغونه براى همه ما عزيز ترين فرد بود زيرا اخلاق ورويه انساني وى همه را به خود جلب ميکرد. در کنار جسد بى روح وۍ قرار داريم اما براى ما خاطره هايش جاويدانه خواهد ماند.

***

خانم زينب و ملکه قانع

   ما عزيز ترين همکار، همراز خويش و رفيق زنده ګى را براى هميشه از دست داديم. خاطره هايش در قلب ما هميشه جاويدان خواهد بود. هرګز چون خواهران، و مادر داغ ديده اش زرغونه را فراموش نه خواهيم کرد.

***

خانم شنکى کروخيل و خانم فاطمه

   ما خود را در سوګ فاميل و همه دوستان زرغونه شريک ميدانيم، مرګ زرغونه ضايعه جبران  ناپذير است.

***

خانم آزيتا رفعت

   مرګ زرغونه يک ضايعه برزګ براى جنبش زنان است  مرګ وى مانند مرګ شهداء ګمنام ما در هلمند و کنړ ها همه را سوګوار ساخته است، و حملات انتحاري باز هم قربانيان اش را از ميان مردم بى دفاع ما مي ګرد.

***

خانم  تورپيکى نوابى و خانم سميرا

   مرګ زرغونه براى ما باور نه کردني است، همانند ريختن خون صد ها زن و کودک  افغان ما را سوګوار ساخته است،

***

آقاى ظاهر، رحمت و زمرى، اسماعيل، سليمان و خاله دفتر که مادر همه است

   ما نميتوانيم زرغونه را با ان همه اخلاق و خوبى هايش  که همکار ما بوده فراموش کنيم. هرګز او از دعاى ما فراموش نه خواهد شد، ورح اش شاد! به فاميل اش صبر جميل مى خواهيم، دفتر از شکوه و جلال زرغونه خالى به نظر ميرسد.

 ***

زينب عزيز، عادله عزيز و تمام عزيزان من

با از دست دادن زرغونه يک دوست خوب خود را از دست داديم، من زيادتر  همراى زرغونه جان که يک شخص با ذکاوت بود اوقات خود را سپرى نمودم از طرف من براى فاميل زرغونه جان تسليت عرض نمائيد. من با شما هستم.

***

ورليکا از آلمان

   من همچنان احساس نيک دارم در مقابل پدرم که پير است و زنده. لاکن زرغونه جان بى وقت ما را رها کرد و رفت اګر چه من باور دارم که او ما را قوت مى بخشد و يا زنده ګى  او را بايد پخاطر داشته  باشيم من آرزو دارم که همراي شما يکجا باشم لاکن متاسفانه امکان ندارد . هفته قبل از مرګش برايم ايميل نوشته بود چي وقت مي توانم در افغانستان بيائيم اسال با همه مصروفيت هاي کاري که دارم، صبر برايشان مي خواهم .

 ***

خانم آلموت کريمي

   با شنيدن اين خبر بسيار خفه شدم البته از مرګ ناګهاني زرغونه حتي براي چندين روز نتوانستم که برايتان چيزي بنويسم، شما بايد بدانيد که من شما را وکابل را بسيار زياد بياد مي آورم ودفتر (FES) رابدون زرغونه ، من فقط آرزو دارم که شما به وظيفه خود قسمتي که لازم است ادامه بدهيد مثل زرغونه که ميخواست، من در افريقاى جنوبى در بين مردم آن لاکن در فکر زرغونه زنده ګى ميکنم که در عقب ميز خود در نزيک بخاري کار ميکرد، بعضى اوقات من فکر ميکنم که خداوند زرغونه را چرا از ما، شما و دوستان او ګرفت و تسليت من را براى شوهرش، فاميلش و والدينش وسيله شويد.

 ***

رولف رئيس اسبق دفتر (FES)

   شب ګذشته دفعتاً مرګ ناګهانى زرغونه را شنيدم کاملاً خفه شدم، هميشه در فکر زرغونه و شما هستم، من از چند سال زرغونه را مى شناسم و چند سال قبل در کابل ملاقات کردم، آخرين ملاقات ما سه هفته قبل بود که تريننګ داشتيم در کلمبو. من نميتوانم هنوز هم باورکنم که چنين حادثه اتفاق افتاده باشد. در اين باره من بسيار خفه هستم و براى شما صبر و حوصله آرزو ميکنم.

 ***

دفتر FES در کولمبو

   تسليت از طرف تيم جرمنى بخش FES برلين و بن، تاسف عميق ما را براى فاميل زرغونه جان وسيله شويد حتى ما نميتوانيم که تاثر عميق خود را چطور بيان کنيم.

***

تسليت از طرف تيم نيپال دفتر FES

به مناسبت چهلمين روز وفات نا به هنګام دکتورس زرغونه پيوستون

   در روز ١٣ اپريل ٢٠٠٧ عزيز مان داکتر زرغونه پيوستون را از دست داديم. و امروز در چهلمين روز از در ګذشته نا به هنګام ان عزيز از دست رفته قرار دار يم. چهل روز هست که ما چهر مهربان او را نديديم چهل روز هست که ما دست مهربان او را نګرفتيم و چهل روز هست که عشق مرده هست براى ما، چهل روز هست که صداى ارام او را نشنيديم و اين همه را ما تحمل مى کنيم.

در رفتن جان از بدن ګويند هر نوعى سخن
من خود به چشم خويشتن ديدم که جانم مى رود

زرغونه عزيز!

 کى رفته اى زدل که تمنا کنم ترا
کى ګشته اى نهان که هويدا  کنم ترا

عزيز دل!  تو و ان همه خوبى هاى تو جايى در اين دنيا نداشت صداقت تو سادګى تو رفاقت تو انسانيت تو و دل بزرګ تو غمخوارى تو براى مردم چيزهايى بود که تو را از اين دنيا و مردم ان متفاوت مى ساخت، بله هيچ کس در اين دنيا ترا درک نمى کرد، به خاطر انکه تو مربوط اين دنيا نبودى و حرفها و درک تو درک اسمانى بود. به ان دليل ما را و دنياى  فانى را رها کردى و رفتى.

ګوارايت باد بهشت و ديدار هر انچه که به فکر مانمى رسد، که ما در بند مسايل دنياى خاکى هستيم. دوستان عزيز: زرغونه پيوستون دختر جناب شاه محمود پيوستون در ٨ اسد سال ١٣٥٢ در شبرغان مرکز ولايت جوزجان در يک خانواده روشنفکر چشم به جهان ګشود. در شش سالګى شامل مکتب ګرديده و بعد از ادامه تحصيل در مکتب نسوان ولسوالى اقچه و بعد ليسه نسوان لشکر ګاه و ليسه اريانا کابل مشغول تحصيل بوده و در سال ١٣٦٩ از ليسه خديجه جوزجانى به درجه عالى به کاميابى رسيد و در همان سال بعد از سپرى نمودن موفقيت اميز امتحان کنکور به دانشګاه طب ولايت بلخ شامل شد. 

در سال ١٣٧٦ از دانشګاه طب کابل فارغ ګرديده و دوره ستاژ را در شرايط دشوار استبداد زن ستيز طالبى در شفاخانه هاى مربوط شهر کابل به انجام رسانيده است. ايشان با توجه به مشکلات وقت دوبار بين دانشګاه هاى طب کابل و بلخ تبديل شده بود. تحصيلات خود را در رشته طب در زمان استبداد طالبى به پايان رسانيد و در اين زمان خانواده اش مجبور  به  مهاجرت به شهر پيشاور شد، ايشان در ديار مهارجرت به خاطر اعاشه خانواده اش در موسسه حمايه اطفال انګلستان شامل کار شد و به شکل پارت تايم در کلينيک ابن النفيس نيز اجراى  وظيفه مى نمود. موسسه مذکور با ختم دوران سياه طالبان به کابل منتقل شد. دکتورس زرغونه نيز به منظور انجام وظيفه به شهر کابل منتقل ګرديد.

در کابل نيز موسسه انکشافى زنان و اطفال افغانستان را تاسيس کرد، در اين موسسه علاوه برانکه تعدادى از زنان  و اطفال را پوشش داد تعدادى از زنان رابه کار ګماشت و از لحاظ افتصادى خود کفا کرد. او تنها ناراحتى که داشت از وضع اطفال افغانستان بود و هميشه غصه مى خورد که اطفال نبايد کار کنند و حقوق  انان پايمال شده است و اين اينده کشور را لطمه مى زند.

در موسسه فريد ريش ايبرت نيز به عنوان يک ريس ادارى خوب مهربان و دلسوز ظاهر شد. او در تمامى مواردى که براى همکاران مشکلى پيش مى امد خود را سپر بلا قرار مى داد و از حقوق کار مندان  دفاع مى کرد. هيج کس در اف اى اس از دکتورس زرغونه به عنوان يک ريس ياد نمى کرد، همه او را دوست بسيار خوب خود مى دانستند. او دوست و سنګ صبور همه کار مندان بود. مشکل همه را حل ميکرد. دکتورس زرغونه واقعا مانند يک شمع بود او خودش مى سوخت وبه ديګران روشنائى ميداد، هميشه سعى مى کرد مشکلات را بانهايت صبر و شکيبايي حل کند و با خونسردى هر نوع تشنجى را خاموش مى کرد، صبر زرغونه برا ى همه ما به عنوان يک الګو مانده هست.

يادت جاودان باد!

هميشه با مايى تا ماهستيم!

عادله محسنى

***

 

که دى دنيا چاته وفا کولاى

د چا په قول که دى دنيا کولاى
ټول عمر ژوند به مصطفى کولاى
 ټول درځو دغه وعده ده د قران زرغونى
ارمان ارمان زرغونى الله دى مل شه
چى مازديګر شى را په ياد شى خورى
ماشوم زړګى مى په فرياد شى خورى
کورنى ټوله ستا په داد شى خورى
فردوسى جنت دى په نصيب شه پرما ګرانى خورى
ارمان ارمان زرغونى الله دى مل شه
په کلى کور دى شور ماشور شو خورى
د ټولو زړه له دنيا تور شو خورى
غم دى په ټول هيواد کى خپور شو خورى
در سره مل دى وى نبى اخر زمان زرغونى
ارمان ارمان زرغونى الله دى مل شه
ستا په مزار باندى رڼا ده خورى
هر يو مومن ته کربلا ده  خورى
د قبر خاوره دى دوا ده خورى
خپل کور ته لاړى په دى کور وى مهمان زرغونى
ارمان ارمان زرغونى الله دى مل شه
خورى روضى ته دى ولاړ يو مونږه
دعا کوو به درته ژاړو مونږه
په غيرتونو به دى وياړو مونږه
دا خپلو خويندو ته دى پريشوده ارمان زرغونى
ارمان ارمان زرغونى الله دى مل شه
زمونږ د باغ ميوه وى خورى د پيوستون جګه شمله وى خورى
چاته دى پريشوده دغه باغ او  بوستان زرغونى
ارمان ارمان زرغونى الله دى مل شه
اختر کى ټول خلک خنداوى کوى
د خوشحالى څخه نڅاوى کوى
سهراب به تاپسى ژړاوى کوى
ترڅو ژوندى يو مونږه اوښکى پر ګريوان زرغونى
ارمان ارمان زرغونى الله دى مل شه
خپلو خورګانو ته دى غم پريښوده
هرى خاله ته دى ماتم پريښوده
مور دى پر سرباندى پرى نشودل ويښتان زرغونى
ارمان ارمان زرغونى الله دى مل شه
ستا پر مرګى به ټول ارمان کوى تل
صفت دى هر يو مسلمان کوى تل
تاپسى ختم د قران کوى تل
ماما به دى دروړى ستا په قبر سره ګلان زرغونى
ارمان ارمان زرغونى الله دى مل شه
 

                                                               معلم عبدالجبار (صافى)

 ***

 

برګرفته از اخبار دنیای زن شماره بیست،
 صفحات اول، دوم و سوم.

ثور ١٣٨٦، کابل - افغانستان

 

پیام تسلیت هیأت تحریر و گروه همکاران دایمی پیام وطن

 

>> بازگشت به صفحۀ اصلی <<