www.payamewatan.com
 

 

 

صفحۀ اصلی

 

 

ک. کمال

بیست سالگی اعلان سیاست مصالحه ملي

   را گرامی میداریم

   با رسیدن بیست و پنجم جدي بیست سال  از آنروز تاریخي میګذرد که دران با اعلان مشې انساندوستانه مصالحۀ ملي از جانب دولت جمهوری افغانستان٬ در رأس شهید داکتر نجیب الله رییس جمهور فقید کشور صدای توپ٬ تانک٬ تفنګ و هر آنچه که میتوانست با باز کردن دهن خود فاجعه بیافریند بطور سمبولیک خاموش ګردانیده شد وبه جای ان صدای ملکوتی صلح٬ اتش بس٬ ګفتګو٬ مفاهمه ومصالحه درفضاې مملو از دود واتش کشور طنین انداخت٬ وتوجه دوطرف متقابل را که تا اندم درریختن خون یکدیګر یکی در پی برپا ساختن بهشت روی زمین وان دیګرې درپی بدست اوردن وثیقه بهشت موعود بود به این فرمان الهی جلب ګردید انجا که در قران عظیم الشان میفرماید.

 انما المو منین اخوتآ فاصلحو بین اخویکم.

   بلی هموطنان عزیز٬ درین روز (بیست وپنج جدی ۱۳۶۵) نجیب الله رییس جمهور وقت طې یک بیانیه تاریخی خود خطاب به همه انهاییکه میتوانستند خون هموطنان شا نرا بریزانند ګفت برای انکه دیګر اشک یتیمان جاری نباشد٬ برای انکه دیګر اه و ضجه بیوه زنان ګوش فلک را کر نکند٬ ودیګر براې انکه خون افغان بوسیله افغان   نریزد ٬ ما صلح پیشنهاد میکنیم٬ ما اتش بس پیشنهاد میکنیم. ودرهمین روز چه به جا وچه رسا ګفته شد که خون با خون شسته نمی شود اعتبار از 25 جدی 1365 مردم افغانستان وتمام جهانیان شاهد بودند که پنجاه ودوروز تمام انواع سلاح ثقیله وخفیفه دولت به اصطلاح درغلاف بودند.

   اعلان سیاست مصالحه ملی درانهنګامیکه ح.د.خ.ا درصحنه سیاسی کشور بدون رقیب عنان قدرت دولتی را درانحصار داشت  کار ساده وبدون دغدغه نبود برای رهبری حزب سوق داده حزب درمسیر تفکر وبرخورد جدید خالی از دشواریهای توانفرسا نبوده است. زمانی که ما راه مصالحه را٬ راه نامکشوف اما ضروری خوانده واظهار داشتیم که اجزای این سیاست را با درس ګرفتن از حقایق زندګی جامعه ما انطوریکه واقعآ است ونه انطوریکه تصور میشود تکمیل کنیم وغنا بخشیم٬ روحیه نګرانی وتشویش که معمولآ قبل از اغاز هر کار بزرګی نزد انسانها بوجود می اید تبارز کرد.  هنګامیکه ګفتیم سیاست مصالحه ملی سیاست درحال ایجاد است وفقط میتواند ثمره تجارب٬ استعداد وایجادګری توده هاې حزب واراده همه وطندوستان افغانستان باشد ٬ انواع مختلف موضعګیری سیاسی وعدم درک ظاهر ګردید ومبارزه بین سیاست جدید وروان ګذشته اغاز شد. برای عده ای از اعضای حزب که در طی سالها٬ غلبه نظامی بر مخالفین را یګانه راه پیروزی اندیشه های خویش تلقی میکردند٬ دشوار بود که مفهوم مذاکره صلح امیز ودیالوګ سیاسی را درک کنند. برای برخې از اعضای حزب که قدرت را بلا منازع دراختیار داشتند ومغرورانه درکرسیها تکیه زده بودند دشوار بود درک کنند که حاکمیت به مردم تعلق دارد ومردم درخارج حزب نیز زندګی وکار میکنند....

   قبول این سیاست بمثابه سیاست رسمی حزب واعلان ان نتیجه تقابل سالها اندیشه  ومواجهه از یکسو وغلبه منطق ان علیه زورګویان انهم با تکیه به زور سرنیزه بیګانګان از سوی دیګر بود. مصالحه ملی پاسخ یګانه ومسوولانه ای بود دربرابر انتخاب یکی ازین دو یعنی ( یا صلح یا جنګ تا سرحد نامعلوم٬ نامفهوم  ٬برادرکش وبه نفع بیګانګان بې مروت ) واین نه تنها این که٬ یګانه الترناتیف بود وهست برای رفع انقطاب از هر نوع ان که باشد .

   اعلان مصالحه ملی بلندترین درجه احساس مسوولیت رهبری حزبی ودولتی انزمان را در نشاندادن راه بیرون رفت از بن بست سرو پاګیر ناشی از جنګ فرسایشی  به نمایش میګذارد٬ درحالیکه مخالفین مسلح دولت یګانه راه حل را در ریزش هر چه بیشتر خون هموطنان خو میدیدند٬ نجیب الله برای شان میګفت: پادشاه٬ امیر٬سلطان٬ رهبر ورییس جمهور یک کشور به خون کشیده نه افتخار است ونه برد .

مصالحه ملی چیست ؟

-   مصالحه ملی مشی بسیج کننده ای است درجهت احیای وحدت ملی وکاهش بحران اعتماد.

-   مصالحه ملی سیاست سرد کننده کره جنګ از طریق نیل به تفاهم بین افغانهاست.

-   مصالحه ملی راه مذاکره٬ تفاهم  وانجماد فضای مقابله وجنګ است که هدف ازان نه تنها صلح است که وفاق ملی هم است.

-  وبالاخره مصالحه ملی وسیله ایست برای توحید تنوع جامعه افغانی وهدایت دادن ان به مسیر واحد بمنظور ایجاد زعامت ملی٬ حاکمیت ملی٬ صلح٬ بازسازی وترقی کشور .

 و اما چګونه میتوان به مصالحه دست یافت ؟؟؟

   مضمون ودر واقعیت درونمایه اصلی مصالحه را تفاهم بین الافغانی کنارامدنها٬ګذشت٬ مسامحه وتساهل تشکیل میدهد.

۱ تفاهم بین الافغانی: تحت این ارمان وعنوان بسیار از عناوین وخواستهای فرعی میتواند مطرح ګرددکه ریشه دراصل خود (تفاهم بین الافغانی) دارد پس میتوانیم خود تفاهم بین الافغانی را مبداء بحث قرار دهیم وبه پرسش تفاهم بین الافغانی چیست؟ جواب بدهیم.

- تفاهم بین الافغانی به معنی ضدیت با انقطاب وعوامل ان است .حال این انقطاب طبقاتیست٬ ملیست٬ زبانیست٬ نژادیست٬ محلیست و...ناګفته نباید ګذشت که ضدیت تفاهم بین الافغانی با انقطاب وعوامل ان به دلیل انکار ان از موجودیت این تعلقات بحیث واقعتهای جامعه افغانی نیست٬ برعکس تفاهم مطروحه ما دقیقآ به موجودیت این تنوع هم معترف است هم معتقد٬ انچه درین میان برای تفاهم مطمح نظر است اینست که نمیګذارد تا این تنوع درتقابل قرار ګیرد ٬ تغاهم بین الافغانی دقیقآ درصدد اشتی دادن تنوع است ودرین راستا سنګر ګرفتن عده ای را درعقب یکی از واقعیت ها ی فوق برای نابود کردن واقعیت دیګر ویا لااقل برای دست کم ګرفتن دیګر بحیث عامل درګیری٬ جنګ٬ شقاق وتقابل و...محکوم میکند.

 -   تفاهم بین الافغانی٬ فرهنګ ګفتګو٬ مذاکره ومفاهمه براصول مدنی٬ افغانی واسلامی است. اګر تفاوت درانسانها از طرز تفکر ګرفته تا منافع اقتصادی وغیره وغیره از بدیهیات است٬ نباید ګذاشت تا این تفاوتها باعث ایجاد وتعمیق فاصله بین انسانها ګردد چنین فاصله ها باعث عدم درک وباعث فقدان اعتماد بین انها میګردد که میتواند بنوبه خو فاجعه افرین باشد٬ درینصورت ودرست بنا برهمین دلیل یګانه راه مبارزه با فاصله ها وتفاوتها ګفتګو٬ مذاکره ومفاهمه است . این ضرب المثل پشتو در همینمورد خوب مصداق پیدا میکند که ګفته اند پړ مې کړه٬ بیامړ مې کړه جنګ٬ کشتن و در یک کلمه تمام مظاهر خشونت نباید اقدامات نخستین باشند٬ ضرب المثل فوق نیز بدین اشاره دارد که کشتن ګپ بعدی است نخست باید شخص محکوم به مرګ را ملامت کرد و   بدینوسیله ثابت ساخت که  محکوم به مرګ واقعآ سزاوار مجازات مرګ  است واین فقط از طریق ګفتګو میسر است . بدینګونه تفاهم بین الافغانی درحل منازعات توسل به شیوه های مدنی وسیاسی را رجحان میدهد ٬ خشونت وراه های غیر مدنی برداشتن تفاوتها واختلافات را از سر راه محکوم مینماید. 

   -   وبمنظور فشردګی مطلب میتوان ګفت که بالاخره تفاهم بین الافغانی عبارت از عبور از محدودیت هاې قومی٬ نژادی ولسانی بسود هویت واحد ملی ٬ وګذار از نظریه وسیله قرار دادن انسان وارتقای ان بمقام هدف ٬ وتهی ساختن کلیه روابط اجتماعی از زیر بار منفی احکام از قبل تهیه شده ایدیولوژیکی٬ ودرفرجام تفاهم بین الافغانی مراجعه ایست به مبداء واحد دینی٬ فرهنګ وتاریخی وبیګانګی است با افراطیت .

 ۲ کنار امدنها : مګر کسی توانست بطلان این اصل راکه ګفته میشد کنار رفتن ها مشکل راحل نمیکند ٬ بلکه کنار امدنها مشکل را میتواند حل نماید ثابت سازد؟ مګر همینهاییکه این حرف برخواسته از عقل سلیم را نتوانستند بشنوند ویا نخواستند بفهمند کشور را به مفهوم واقعی کلمه تا سرحد نابودی نکشاندند؟ که بدون شک کشاندند وانهم به دستور بیګانګان.

     میدانیم که انسانها نمیتوانند روی هیچ باهم کنار ایند باید اصول برای ان وضع شود ٬ انچه که میتواند وباید بتواند افغانها را کنار هم قرار دهند چه میتواند باشد ؟ تمامیت ارضی ٬ هویت ملی٬ دین٬ صلح٬ دموکراسی٬ حاکمیت قانون٬ برابری حقوق ووجایب و... این بطور مثال است  وبه هیچصورت همان حرفهای اخر وبه اصطلاح اتمام حجت نیست مسلمأ میتوان بر این ارزشها افزود ویا برعکس از ان کاست . مجموعه از ارزشهایکه در پروګرامهای احزاب سیاسی ٬ شخصیتهای منفردوصایب نظر وجود دارد باید مورد مداقه قرارګیرد واز ان اصول مشترک برای اتخاذ موقف واستخراج میدان مشترک عمل بیرون اورده شوند٬ حفظ یکپارچګی وسلامت جامعه از تفاهم میګذرد وموجودیت ارزشها واصول مشترک باعث ایجاد ان میګردد ٬ وبرعکس درغیاب حضور ارزشهای مشترک ومیکانیزم تحقق ان جامعه مسیر پراګندګی اش را تا انجا که به اضمهلال ان بیانجامد ادامه خواهد داد .

  ۳ ګذشت٬ مسامحه وتساهل :  ماوقت زیاد را تلف کرده ایم واګر استخوان شکنیهای جاری را ادامه بدهیم از امکان بعید نخواهد بود که   فرصتهای باقیمانده را نیز از دست خواهیم داد٬ تصفیه حسابها ٬ حسابهای جدید وجدید تر را وارد میدان محاسبه مینماید ٬ تجربه سالهای اخیر موضعګیریهای مبتنی بر حساب پس دادنها وسره را از ناسره جدا کردنها نشان میدهد که دارد امکانات اخری مقابله علیه بحران را از دست ما می رباید . تاکه تیر په هیر نکنیم ما خواهیم بو دو قفاق کاریهای همسایه های بد طنیت وحریص. ما همیشه فریاد سر داده ایم که درامور داخلی کشور ما ازجانب همسایه ها مداخله صورت میګیرد٬ مګر ګاهی هم اګر شده از خود پرسیده ایم که ایا ما برای این مداخلات زمینه نشده ایم ؟! ما برای اینکه این مداخلات بی نتیجه ګردد چه باید میکردیم که نکردیم ؟ وایا مارا برای انکه بیګانګان مجال مداخله یافته باشند بجان همدیګر نیانداخته اند ؟ په پښتو کې یو متل ده چې بیل یې کړه ٬ ایل یې کړه .  دشمنان افغانستان ما را تقسیم کرده اند ٬ وما نه تنها به این تقسیم راضی هستیم که درتحقق این پروژه سهیم ایم وچه امکانات بزرګ فکری ومالی از طرف بعضی اشخاص وګروه ها شعوری ویا غیر شعوری درخدمت این پروژه ضد ملی قرار داده شده است.

هرګز از بیګانګان ننالم که بامن چه کرد

هرچه کرد بامن آن اشنا کرد

   باور ما اینست که دیګران بودند وهستند که پیوسته ګرزهای کمونست ومجاهد٬ تاجک وپشتون٬ شمال وجنوب را بر سر ما کوبیده  اند ودارند میکوبند وخود مصروف غارت تاریخ وفرهنګ ما اند. بر تمام احزاب٬ شخصیتهای مستقل ملی وبخصوص برکرسی نشینان کابل است تا درزمینه مسوولانه بیاندیشند٬ چاره جویی کنند وباشجاعت عمل کنند. شاید یک راه به عنوان اقدام اغازین بخصوص درعرصه احیای اعتماد متقابل این باشد  که عفو عمومی اعلان ګردد٬ پروژه های عدالت ودفاع از حقوق بشر(!) درشرایطیکه امنیت کشور معروض به خطر است کنار ګذاشته شود وبه وسایل فشار وتبلیغاتی مبدل نګردند٬ عجیب است که رییس جمهور کشور زنګ خطر از بیرون را بصدا می اورد ولی درعمل مصروف پروژه های است که به هیچصورت بدرد امنیت کشور ومقابله با خارج نمیخورد٬ مردم به این پروژه ها حداقل در شرایط کنونی نیازی ندارند ٬ مردم قبل از انکه خواهان محاکمه ومجازات این وان باشند٬ خواهان امنیت٬ سرپناه وکار اند. درشرایطیکه دشمنان کهنه علیه ما از استراتژی کهنه هزار زخم دست نکشیده اند افغانها راه دیګری مقابله با انها جز تفاهم ندارند.

-  مصالحه بمثابه سیاست آینده :

      برخی از روی تعصب٬ برخی ازروی حسادت وبرخی از روی غفلت وضعف درک نظریه مصالحه ملی را جز تاریخ میدانند ودربین این نظریه وامروز ربطی نمی بینند٬ خوانندګان محترم درینمورد شاید درین نزدیکها مطالب دقیقتر٬ مفصلتر وعلمیتر ازطریق همین سایت مطالعه خواهند نمودند٬ واما انچه نقد در اختیار این قلم قرار دارد خدمت تان تقدیم میګردد .

     وقتی حزب وطن این سیاست را سیاست استراتژیک خواند وګفت که هدف مصالحه ملی صرفآ محدود به قطع جنګ نبوده بلکه مشی کامل استراتژیک است که متوجه سازماندهی مجدد زندګی ملی ما درعرصه های سیاسی٬ اقتصادی٬ اجتماعی٬ انسانی واسلامی میباشد . عمدتآ انجام سه وظیفه تاریخی در برابر ان بحیث اهداف طویل المدت قرار داد٬ یعنی تامین صلح٬ عمران مجدد وانکشاف .باتوجه به وظایف که دربرابر مصالحه قرار دارد که به اجرای ان موظف نیز ګردیده است به این نتیجه میرسیم که مصالحه دقیقآ سیاست بعد از جنګ ودرواقع برای انجام دو ضلع باقیمانده رسالت تاریخی اش درشرایط صلح اغاز میګردد . برای ازاله هر نوع سوء تفاهم باید تصریح کرد که :

    حزب وطن تحقق وظایف فوق تاریخی را کار یک حزب ندانست برعکس تاکید نمود که به سررسانی ان درحدود امکان یک حزب نیست، بدین دلیل به مفاهمه ومشارکت تمام نیروها سیاسې٬ شخصیت های ملی مستقل وتنظیم های جهادی که به صلح٬ ابادی وپیشرفت کشور می اندیشیدند دعوت نمود تا از طریق ایجاد تفاهم بین الافغانی  درجهت نیل به اماجهای ملی فوق باهم مساعی مشترک بخرچ دهند. دراخرین تحلیل برای توجیه خصلت اینده مصالحه ملی عمدتآ دودلیل مطرح است:

 ۱ -  وظایف که دربرابر این سیاست قرار دارد (صلح٬ عمران مجدد وانکشاف).

۲ وفقط برای اجرای وظایف فوق تامین تفاهم بین الافغانی بمثابه مضمون مصالحه ملی وبه دلیل اینکه یګانه راه رسیدن به اهداف فوق است.

   با اعتنا وتوجه به هر دودلیل میتوانیم با راحتی بګوییم که : مصالحه ملی با ګسترده ګی خیره کننده ای رخ به فردا دارد . انهاییکه با عجله وشتاب که در واقعیت بیان تضاد فکری انها با مصالحه بود وفقط به همین دلیل حکم اعدام انرا صادر کردند٬ نتایج خلاف میل بدست اوردند وخود شان قبل ازهمه ازلحاظ سیاسی محکوم به اعدام ګردیدند٬ جریان پنجسال بعد از سقوط حاکمیت ظلمتبار طالبان با تمام وضوح فقدان تفکر مصالحه ملی را در دم ودستګاه دولت نشانداد٬ دولت بعد از طالبان همه چیز داشت ولی سیاست نداشت٬ سیاست که مردم را بدور ان برای تحکیم دست اوردهای نخستین ومبارزه قاطع با مداخلات خارجی بسیج مینمود٬ واین سیاست جز مصالحه ملی چیزی دیګری نمیتواند باشد .

 واما بیایید ببینیم مصالحه ملی برای طرح وتطبیق کننده ګان نخستین ان چه پی امد های داشت ؟


-  پی آمد های مصالحه ملی:

    بزرګترین پی امد مصالحه ملی باانهم که دربیشترین موارد یکطرفه بود وهنوز اژدهای جنګ ومداخله همچنان امکانات وسیع مالی٬سیاسی وانسانی را بکام خود فرو میبرد ایجاد اساسات جامعه مدنی بود. نمیګوییم که کار درین راستا کافی بود بلکه میګوییم کار درین راستا هرچند با موانع متعدد اغاز ګردیده بود وداشت با ګذشت هر روز نهادینه ګردد٬ انطوریکه ذکرش دربالا ګذشت ایجاد جامعه مدنی قبل از همه به صلح نیازمند بود وتامین ان به همه ربط میګرفت. به رغم ان از برکت استفاده از مجال ناشی از مصالحه ملی  اساسات اصول مدنی ذیل ایجاد ګردید که باید درنتیجه بذل مساعی مشترک افغانها تحکیم وبرګشت ناپذیر میګردید .

۱ مطرح شدن اصل مدنی کثرت ګرایی وتعدد احزاب : به سبب رعایت این اصل درعمل مجموعآ (۱۱) حزب سیاسی بوجود امد که هر کدام انها به میزان بیز اجتماعی شان در قدرت سهیم ګردانیده شدند وبدنیوسیله به انحصار قدرت بدست یک حزب خاتمه داده شد  میتوانیم درزمینه کابینه مرحوم خالقیار را مثال بیاوریم که از جمله ۳۶ عضو کابینه ان ۲۳ عضو ان مربوط به حزب وطن نبودند. درنتیجه احترام به همین اصل درعمل بو که درحدود شانزده هزار زندانی سیاسی ازاد ګردیدند .

۲ ازادی بیان : این اصل همانند اصل تعدد احزاب بوسیله قانون تسجیل وتضمین ګردید٬ موجودیت ۴۵ عنوان جریده و۴۶ جلد مجله نه همه موافق که برخی انها مخالف بودند ازادی مطبوعات را هرچند محدود به نمایش میګذاشت.

۳ اصل تفکیک قوای ثلاثه دولت وغیرسیاسی ساختن ارګانهای څارنوالی ومحاکم.

۴ لغو قانون اعدام ٬ این مدنی ترین اصل زمان ماست که هنوز که هنوز است پای بسیاری از کشورهای پیشرفته در دام رعابت ان ګیرمانده است .

۵ تاسیس کمیسیون مستقل نظارت بر حقوق بشر.

۶ زمینه سازی خروج نیروهای خارجی٬ ودرپرتو همین مشی بود که زعامت انوقت توانست 26 دلو را بنام روز نجات ملی ورخصتی عمومی اعلان نماید.

۷ پیشبرد مذاکره وتماس درسطوح مختلف با اپوزیسیون مسلح ودعوت انها نخست به ایجاد اداره اییتلافی وبعدآ توافق بر سر میکانیزم انتقال قدرت د ولتی به شورای بیطرف . درمجموع غرض تحکیم پایه های حقوقی مشی مصالحه ملی به تعداد پنجاه و یک برنامه قانونی٬ شصت ودو فرمان وهشتادو پنج مقرره نافذ ګردید که همه ان نشاندهنده صریح باور دولت جمهوری افغانستان به تحقق صادقانه ان بود .

 و اینک چند پیشنهاد:

     میدانیم که از اثر پاشیدګی ملی و فضای حاکم عدم تفاهم بین افغانها همسایه های بد٬ فرصت یافته اند دست مداخله وتجاوز برحریم وطن ما دراز نمایند.  به عقیده ما درینمورد دو اقدام دارای اهمیت اند.

- یک : احیای تفاهم بین افغانها واز انطریق بوجود اوردن اقتدار نیرومند ملی.

- دو : مطمین ساختن همسایه ها به اینکه افغانستان هرګز به انها منبع تهدید نخواهند بود.  در مورد اول باید سیاست مصالحه ملی را با مضمون اصلی وګسترده ګی ان به سیاست رسمی دولت مبدل ساخت. ودرمورد دوم یکبار دیګر طرح غیر نظامی ساختن افغانستان تجدید ګردد٬ بګذار همه واز انجمله همسایه ها بدانند که افغانستان درصدد بی ثبات ساختن دیګران نیست ولی ثبات وتمامیت ارضی خود  ان باید تضمین ګردد.

- طرح دکتورین مشخص نظامی درمبارزه علیه طالبان وتمام عناصر بهم پیوسته تهدید امنیت٬ ثبات وپیشرفت . درعدم موجودیت دکتورین واضح وشفاف درمورد فوق که بمشوره نمایندګان دولت٬ پارلمان٬ احزاب سیاسی وشخصیت های مستقل ملی وصاحبنظر ترتیب وتصویب ګردیده باشد٬ واز سوی دیګر بدون موجودیت میکانیزم های متعهد ومسلکی جهت به منصه اجرا دراوردن این دکتورین٬ اقدامات دولت درزمینه خصلت روتین وروزمره خواهد داشت ودر واقع دنباله روی بدون ابتکار خواهد بود. دولت باید از کلیه تدابیر درزمینه استفاده نماید تا بتواند جلو تهدید رابګیرد٬ درجمع تدابیر بعد نظامی مساله حایز اهمیت است٬ زیرا صلح به هر قیمت٬ بقا وتحکیم انرا تضمین نخواهد کرد. درحالیکه مخالفین مسلح برای قطع جنګ از خود اراده نشان نمیدهد وبرعکس حقوق مردم را پایمال مینمایند٬ درینصورت مبارزه قاطع ودرهم کوبنده با دشمنان نان وامنیت مردم دفاع مشروع است وبه هیچصورت نقض مصا لحه نیست٬ همه میدانیم که مصالحه نیز دشمنان دارد انطوریکه درګذشته نیز داشت . به دشمنان مصالحه باید درمیدانهای جنګ مصالحه تحمیل شود وبدانند که جنګ راه حل نیست.

 - تشدید فعالیت های اقتصادی: فعالیت اقتصادی متوجه اعمار مجدد٬ احیای اقتصاد وتامین زمینه پیشرفت خود عامل عمده صلح وثبات بشمار میرود وبه امکان نزدیکی مردم با دولت مبدل میګردد٬ شاید مساله درینمورد بحدی روشن باشد که نیاز به ارایه ارقام دیده نمیشود  همه میدانند که فقر چګونه در کشور بیداد میکند وبرعکس قشر محدود ومفتخوار چګونه وبا استفاده از کدام امکانات به ثروتهای قارونی دست یافته اند عدم توجه وادامه بی تفاوتی درزمینه فاجعه بار است.

 - مبارزه با فساد:  بسیج وترغیب توام با حمایت انستیتوتهای دموکراسی ودرراس ارګانهای حراست از قانون درمبارزه وسیع وقاطع علیه فساد. کاخ نشینان کابل باید درزمینه سیاست ترس وتعصب را کنار بګذارند ودر تعین کادرها به اصل وطندوستی٬ تخصص وتجربه اولویت قایل شوند٬ تعقیب سیاست کادری متکی به اصول فوق با درنظر داشت مشکلات اندک درمرحله اغازین میتوتند به وسیله مطمین اعتماد وتفاهم مبدل ګردد.

-  رییس جمهور باید به احزاب سیاسی که چشم بددور کم هم نیستند اهمیت قایل شود ودرموارد مختلف امور کشوری بارهبران احزاب مشورت نمایند به عقیده ما این خود یک حلقه تفاهم است٬ متاسفانه برخورد رییس جمهور وسایر ارګ نشینان با احزاب٬  غیر سیاسی وغیر صمیمانه است واین نه تنها با احزاب که درمجموع با مردم بیګانه اند . تماسهای متداوم با لایه های مختلف مردم حلقه مفقوده درپروګرام کاری رییس جمهور وروسای مجلسین است٬ سازماندهی نشست ها ومشورتهای مستقیم با مردم واحزاب واشخاص صاحبنظر واحترام به ارای انها میتواند دراحیا٬ بسط وتحکیم تفاهم مفید واقع ګردد. امیدهای زیادی درین راستا به پارلمان کشور بسته شده اند٬ پارلمان که متاسفانه درحال چنه زدن ازدیاد امتیازات شان بادولت است وبه مسوولیت های تاریخی خود منجمله ایجاد تفاهم میان مردم ودولت پشت کرده اند.

 - تدویر سیمنار مصالحۀ ملی:  ما تدویر سیمنار علمی و توضیحی در مورد درک هر چه بهتر و بیشتر اندیشۀ مصالحه ملی بحیث یک نظریه استراتژیک و آشتی ملی بحیث یک بخش آن را پیشنهاد میکنیم. بهتر است مسوولیت دعوت این چنین سیمنار را دولت بعهده بګیرد٬ با تاکید باید ګفت که حزب وطن مصالحه را مال شخصی خود نمیداند برعکس معترف است که نخستین افاده های آن در ذهن مردم شکل ګرفته و حزب با درک ضرورت آن آنرا به سیاست خود مبدل ساخت و آنرا برای نجات وطن از بحران و به آرزوی خوشبختی مردم به اساس فعالیت نظری و عملی خود مبدل نمود و در شرایطیکه از یک آرمان به امید واقعی مبدل میګردید در اثر یک خیانت سازمانیافته از درون و بیرون متوقف ساخته شد. ضمنآ به دولت و از جمله به پارلمان افغانستان پیشنهاد میګردد تا برای ماندګار ساختن روز اعلان سیاست مصالحۀ ملی بحیث سیاست بزرګ ملی٬ انسانی٬ مدنی و اسلامی روز ۲۵ جدی را بحیث روز صلح اعلان نمایند و مجموعه ای از تدابیر تبلیغی را برای شکل دادن اندیشۀ صلح و تفاهم در ذهن افغانها درین روز و به همین مناسبت سازماندهی نمایند.


و به عنوان حرفهای اخر :

   اینک باګذشت بیست سال از روز اعلان مصالحه ملی و در واقعیت  از روز انعکاس اراده و تمایل مردم به صلح٬  هنوز صدای تفنګ بالاتر از هر صدای دیګر است و بدلایل متعدد و از زمره به دلیل تمایل خود پسندی، بیګانه پرستی و بی اعتنایی به خواست برحق مردم و عدم درک از منافع ملی و ضعف احساس مسوولیت درقبال آن دیوی جنګ خانۀ ما را ترک نمی ګوید٬ و با تأسف هستند اعم از خود و بیګانه که به تغذیه ان مشغولند. در بازار مکاره و آشفته سیاست کنونی کشور هر متاع هرزه وبی مزه خریداری یافت وهستند دران کسانی که هنوز به ان نیاندیشیده اند که پردی کټ ترنیمو شپو دی . وبه هر انچه از خود ماست بدیده حقارت مینګرند واز انجمله است سیاست ملی خود ما : مصالحه ملی.

   مادرحالیکه ارزو داریم که دولت اسلامی افغانستان مصالحه ملی را بحیث یک طرز دید ملی واسلامی به سیاست رسمی خود مبدل سازد٬ از جانب دیګر وقت ان فرارسیده  تا مجریان اولی این سیاست درنشاندهی هرچه بیشتر ریشه های فلسفی٬ ملی و دینی آن همت ګمارند و جایګاه انرا بحیث سیاست امروز مشخص نمایند. مصالحه ملی دپلوماسی مردم وبرای مردم است ٬ مصالحه ملی سیاست قرن است که هیچ زخم ناشی از افتراق وهیچ شکست ناشی از جنګ٬ فقر و عقبماندګی بدون مرحم ان نمیتواند مداوا ګردد.

    مصالحه ملی ثروت ګرانبهای ملی است که باید از ان بدون تعصب واستثناء حراست شود.

فرخنده باد بیستمین سالګرد اعلان سیاست مصالحه ملی.

 

 

>> بازگشت به صفحۀ اصلی <<