www.payamewatan.com
 

 

 

صفحۀ اصلی

 

 

غښتلی افغان

ستون پنجم طالبان

   با  درد و اندوه که سرنوشت علاوه بر جفا های بیشمار،  همسایه های خوب و دلسوز  را نیز بر ما روا نداشته است، چنانچه آنها در طول زمان ګذشته همواره در کمین فرصت بوده اند تا با سوء استفاده از اوضاع بحرانی در کشور ما،  درد سری های برای ما خلق کرده و منافع ناجایز شانرا تامین نمایند.

  پاکستان  که هدف ایجاد آن  مانند خالقش انګلیس- ابلیس شرارت و خلق کردن تشنج و معضله است  بر قلمرو  و ساحه  خاک ما با پررویی و بی حیایی قبضه کرده، به تربیت و پرورش ګروههای شریر علیه کشور ما پرداخته و از زمان زمامداری محمد  داود تاکنون به نام های مختلف به  قتل و کشتار افغانها پرداخته است  و در ایفای نقش شیطانی اش  بحدی موفق است که نه تنها کشور های همسایه را از روز اول بوجود امدنش ارام نګذاشته  بلکه همه را دعا ګوی والدش، کفن کش قدیم (دولت استعمارګر بریتانیا) کرده  و با ایجاد نطفه و تولد تروریزم بین المللی درد سری بزرګی را به همه جهان خلق کرده است.

   ایران نیز که در طول تاریخ چیزی جز کینه، نفرت و خشونت  نثار ما نکرده در تلاش اعاده حیثیت و تلافی شکست های نظامی اش در برابر میرویس نیکه و اولاده او (که ان هم به استناد فرموده مورخ کم نظیر کشور شادروان غبار با عسکر پښتون و ازبک و هزاره و تاجیک یعنی تنها پښتون ها نی بلکه تقریبا همه  ملیت های ساکن کشور مان) و بعدا احمدشاه بابا  ابدالی، خواب ارام نداشته و در چاق کردن بحران سالهای اخیر دست کمی از پاکستان ندارد.

   اعمال دولت تزاری  در اشغال  مناطقی از خاک وطن ما و بعداً همسایه بزرګ شمالی چیزی است که نیازی به هیچ تکرار ندارد؛ باید از قلل شامخ پامیر سپاسګذار بود که اګر ارتفاع کمی میداشت چه چیزهای دیګری علاوه بر کلاشینکوف های چینایی و چنګیز که از انطرف نمیدیدیم ؟!

   وضع طوری امده که توجه همه اکنون به سوی پاکستان معطوف شده است و ما که حال در ګیر ۳۴ کشور جهان هستیم مجال اینرا نداریم که بتوانیم چشم باز کنیم و یا هر طرف خود را ببینیم و یا اینکه چشم بینای در بین ما نیست که ببینیم در پهلوی دشمن تازه به دنیا امده ما (پاکستان) دیګران تحت نام های علایق تاریخی، همزبانی و همدینی چه دشمنی هایی که با ما نمیکنند.

   اګر پاکستان بوسیله طالبان مسلح به کشتار افغانها و تخریب تاسیسات میهن ما میپردازند، ګروه دیګری قلم خود را برچه ساخته و در خوشخدمتی به بیګانګان به تفرقه افګنی و دشمنی بین ملیت ها و افروختن اتش فتنه  جدید دامن زده و در صدد تخریب ویا بخشایش خاک و ارزشها و ثروت های فرهنګی ما به بیګانګان میباشند.  این ګروه ګاهی در نقش فرزندان خلف و اصیل امیر عبدالرحمن خان ادعا میدارند که برای ادای حق ولدیت باید بر خیانت پدرشان صحه ګذاشته شده و خط نامنهاد، غیرطبیعی وجعلی دیورند به رسمیت شناخته شود، و ګاهی اتهامات ناروا و دور از هر نوع احساس ملی و انسانی را که قلم از تکرار ان شرم میدارد علیه بخش بزرګ مردم ما (پښتونها) روا میدارند، در حالیکه اینرا باید بدانند که بستن این اتهامات بر پښتون ها بنا بر امیختن همه جانبه و تاریخی کلتور و زندګی این ملیت با ملیت های  دیګر با هم برادر وارد اوردن اتهام تنها علیه پښتونها نه بلکه علیه همه مردم افغانستان میباشد، زیرا مردم با شهامت این سرزمین همواره خود را باهم یکی دانسته در تمام مسایل ملی و اجتماعی و دینی مانند ملت واحد عمل نموده و پوزه تفرقه افګنان  و دشمنان مشترک شانرا بر خاک مالیده اند، قدر مسلم اینست که سرنوشت این مفتنین نیز چیز دیګری غیر از این نمیتواند باشد.

   انها همچنان از سیطره و یا تفوق دادن زبان پښتو  بر دری  حرف میزنند، در حالیکه اګر این ادعا درست میبود  این اقایان در نتیجه فشار دولتها و ګویا  تسلط ۲۵۰ ساله  پښتونها  بایست حد اقل به الفبای زبان پښتو اشنایی بسیار ابتدایی میداشتند  در حالیکه تقریبا همه پښتو زبانان، دری را میفهمند؛ باساس مدعای این اقایون دراین حالت ایا باید از  ستم  زبان دری بر پښتو حرف زد ویا بر عکس  آن؟

   درحالیکه پښتون ها هیچګاه چنین  طرز تفکر و تصور را نداشته و ندارند، اقای کاندید اکادمیسین سیستانی که  لبه تیز خنجر این ګروه متوجه او است خود در زمان ایفای وظیفه در هلمند معلم زبان دری لیسه لشکرګاه بودند.

   میرویس نیکه و احمدشاه بابا ایکه اینها اینهمه  سنګ دشمنی انانرا بر سینه میکوبند؛ اولی خود به دری شعر سروده  و سکه دومی به یک  بیت زبان شیوای  دری مزین بود؛ و در اداره افغانستان به منظور  تحکیم بنیان وحدت سیاسی، مساوات حقوقی  بین اهالی افغانستان را  صرفنظر از مذهب، زبان، نژاد، منطقه و قبیله، بدون تبعیض و تفاوت مرعی میداشت (۲).  که از برکت همین اصول اکنون  ما دارای میهن، و هویت ملی مستقل هستیم و تاریخ تجربه کرد که  نتیجه عدول ازاین اصول و وابستګی به بیګانګان؛ یا تن دادن به سلطنت دزدی بنام بچه سقاو است، یا نادر، یا روسها، یا ربانی ـ مسعود و یا هم ملا محمدعمر.                                     

   مردم افغانستان در زندګی  خود دیدند که در نتیجه دامن زدن به تفرقه ملی و بنام پایان دادن به  ګویا حکمرانی پښتونها برادران چپی این بیګانه پرستان در همدستی با امر صاحب شان با اجرای کودتا علیه پلان صلح ملل متحد چه دوره سیاه و وحشتناکی را بر مردم بلا کشیده ما مسلط ساختند که نه بر پښتون رحم کردند، نه بر ازبک و نه بر هزاره ما و نه هم سر، ناموس ومال تاجیک های کشور مان از دست شان در امان ماند که در نتیجه ناګزیر تسلط وحشت طالبی را بر انها  تر جیح دادند.

   این اقایان همچنان نام نامی کشور مان افغانستان را مورد سوال قرار میدهند.  بایست به ایشان ګفت که اګر اینقدر شیفته افخارات ګذشته شان هستند؛ به پیروی از غبار بزرګ و دیګر روشنفکران رسالتمند که در موقع اش به ان اعتراض کرد، قدیمترین نام افغانستان (اریانا)(۳) را که مصداق ان بر کشور ما درست است نه بر کشور کثیر الملت پارس و باداران ایرانی شان با تغیر اندکی  انرا غصب کرده اند، و نام تاریخی سیستان ما را که  در همین تازه ګی به ایران بخشیده شده(۴) دوباره برګردانند،  و بعد ازان  ادعای بسیار بزرګتر از دهان خویش یعنی  تغیر نام افغانستان را ارایه کنند.

   از جانب دیګر ایا  قبله این اقایون(ایران) در  رسمیت دادن به  زبان فارسی و نامګذاری ان  کشور تا چه حد  حقوق ملل دیګر ساکن انکشور  و استحقاق کشور همسایه افغانستان را رعایت و تامین کرده است؟!  در حالیکه در کشور ما پښتو یګانه زبان رسمی نیست و قانون اساسی و عمل همواره همان اصل زرین احمدشاه بابای بزرګ را رعایت کرده و حتی بر خلاف ادعای انها بنام  پښتون، جفاها و ناروا های عظیمی را بر پښتو و پښتونان روا داشته اند و حالا نیز مناطق پښتون نشین در نتیجه و دوام همین دشمنی ها زیر تخریب و امحا قرار دارند.

   بایست علاوه کرد که این ګروه از یکسو بعد از سه دهه جنګ میخواهند اتش یک فتنه دیګر را بین  مردم داغدیده ما برافروزند و از عقب ما را به خنجر بزنند؛ و از سوی دیګر بعلت ننګین بودن ادعا های شان  یا در عقب نام های مستعار پنهان شده  اند و یامانند طالبان بعوض القاب اخوند و ملا تخلص های پر طنطنه را بر خود ګذاشته اند  که تا هنوز کاملاً شناخته نه شده اند  و با اعمال خود نقش ستون پنجم  طالبان را ایفا نموده و بعلت پیشبرد اهداف شوم و ناشناخته بودنشان برای ما  دشمنان خطرناکتر از طالبان و پاکستان اند.

 

_________

 

مأخذ:

 ۱- صفحه ۳۲۴ افغانستان در مسیر تاریخ، میر غلا ممحمد غبار

 ۲- صفحه ۳۵۹ افغانستان در مسیر تاریخ

 ۳- صفحه ۹ افغانستان در مسیر تاریخ

 ۴- صفحه ۷۳۷ افغانستان در مسیر تاریخ

 

یاداشت:
در این نوشته از نشرات بی محتوی و غیر مسوولانه تلویزیون اریانا افغانستان، ویبلاګ پر از فتنه  درویش دریا دلی (که تعبیر اقای غبار در صفحه ۷۳۵) افغانستان در مسیر تارخ در موردش کاملا صدق میکند  و همردیفانش و مقالات بی محتوی ایکه جز قتنه افروختن چیزی در چانته نداشتند متاثر شده ام.

 

 

>> بازگشت به صفحۀ اصلی <<