www.payamewatan.com
     
 

پوهنمل بشیر مومن

پاسخی کوتاه به آقای میرویس غیاثی!

 

پابند امر حق چونهی از وفا ملاف

با خالقت چه کردی که با خلق او کنی

   آن چه مرا وادار به نوشتن مطلبی که در پی خواهد آمد کرد اتهامی این آقا است که در سایت سرنوشت به نشر رسیده و از مشاهده آن به حیرت افتاده ام. حیرت از این که آقای غیاثی بدون جواب منطقی، عصبیت درونی خود را بیرون فوران داده وبنده را با کمال وقاحت به بی احترامی نسبت به اسلام قلمداد نموده است واین در حالی است که مقاله بنده بقدر کافی صریح وواضح نوشته شده، نه تنها اینکه علیه اسلام نیست بلکه هیچگونه ابهام نیز در آن دیده نمیشود، وهدف از اصطلاح حجاب اسلامی بدون نام ونشان بودن شعر بوده نه چیزی دیگر. از این آقا که بنده را با لحن توهین آمیز والفاظ رکیک مورد نوازش قرار داده، سپاسگزارم وهیچگونه گله ویا کینه از ایشان ندارم، زیرا سرشت واخلاق اش چنین است وچیزی دیگری را نمیتوان از این مخلوقات مدارس استخبارات پاکستانی انتظار داشت.

   قبل از پرداختن به اصل موضوع لازم است کمی در مورد انترنت مکث نمایم. گرچه اندرباب انترنیت ومزایای آن سخن زیاد رانده شده که ضرورت به تکرار آن نیست.  ولی استفاده منفی از آن راه را به عناصر ماجراجو اتهامگر نیز بازنموده است، عده ای مانند آقای غیاثی که دارای تکالیف روانی هستند وکسب وکارشان، نه ابراز مسایلی جدی انسانی، اجتماعی وجهانی است بلکه تنها غرض و رزی، تحقیر وتکفیر دیگران تحت عناوین کاذب است. این افراد در مجموع با استفاده از فضای آزاد غرب  (حرفهای بی محصول وبی مالیه)، با تجارب که ازگذشته دارند مصروف دکانداری دینی اند وبه ابراز و انتشار فرهنگی انحرافی مشغولند. آقای غیاثی مینویسد: من به دیگربخش های آن کارندارم توجه کنید این بخش اصلی نوشته بنده است که تمام موضوع پیرامون تخریب شخصیت های علمی ملی کشور است، نه آن طوریکه این چلی مدرسه های پاکستانی ادعا نموده است. راست میگوید، او به تخریب وطن وشخصیت های آن کار ندارد وظیفه جناب شان دکانداری دینی است نه مردم و وطن.

   جناب ! از اینکه مرا به شوروی ها وبه آن رژیم منسوب کردید، باز هم سپاسگزارم، اما باید بدانید که اکثریت قاطع پژوهشگران حوادث افغانستان تحلیل دیگری بر عملکرد تان غیر از جنایت ترور وحشت وخرابکاری ندارند. بر خلاف با وجود تمامی کاستی ها وکمبودی های آن رژیم، مردم بیچاره افغان افسوس وندامت میکنند که چرا ما در دام تزویر این دست پرورده های پاکستان افتیدیم.

آقای تکه دار اسلام!

   اگر آنقدر باجذبه واله و شیدای اسلا م هستید، لازم نیست این جا وآن جا به ناحق دهان اندازید، بروید به جواب آن های بپردازید که در تشناب های گوانتانامو از قرآن به حیث کاغذ تشناب استفاده میکنند، به آنهای بپردازید که در زیر ریش تان کاریکاتور رسول خدا را کشیدند، به وضعیت وطن ات نگاه کن که مساجد بمبارد ووانوع نارویها بر مسلمانان جاری است. جناب ! اگرواقعا مدافع اسلام هستی با این ها مبارزه کن تا شهادت نصیب ات گردد وجنت فردوس جایت گردد. ویا به قول تان در کشور حکومت اسلامی است شما خو می توانید که بروید حد اقل آذان محمدی به گوش تان خواهد رسید، چون نظر به اعتقاد شما ومدارس ترور ووحشت پاکستانی، شما در دارالحرب تشریف دارید به دارالااسلام بروید، نه این که به ناحق تهمت ببندی که خود گناه است بزرگ ونا بخشودنی. آقای پشم الود! از آزادی بیان و حرمت در دنمارک یاد کردید، گر چه مشکل است ولی باید از آن بیآموزید، این یک دستآورد بزرگ جهان متمدن است و بر این اعتقاد استوار است که، اندیشیدن جزء ذات انسان است کسی را نمیتوان از تفکر در باره جهان وطبیعت وبطور مشخص دین، منحیث یک پدیده اعتقادی باز داشت وآن را به خاطر مقدس بودن برای عده ای مصون از نقد انگاشت.

   خواننده محترم ! توخود قضاوت کن، ما در قلب اروپا در موجودیت دموکراسی که جا وبی جا به آن می بالیم هنوز چقدر کوچک، بی انصاف، کوتاه نظر، کم ظرف، بی مدارا، در مقابل انتقاد ومخالف هستیم. یکی از میتود های معمول اینگونه قلم بدستان بی مایه در پاسخ به انتقاد، تهمت وتخریب شخصیت کسی است که برخورد واندیشه او را مورد سوال قرار میدهند. چرندیاتی که این گونه افراد ازمدارس ارعاب وتهدید پاکستان با خود آورده اند، با وجود حضور جسمی شان در اروپا از آن فاصله نگرفتند وهنوزمیخواهند با تفکر مریض شان به دیگرا ن درس اسلام وادب دهند آن هم با ابزار اتهام. این افراد به تکالیف روانی وجذبه ئی دچار هستند، یعنی همین که به جای پرداختن صریح به اصل موضوع برای گریز وتامل در کردار ونوشتار خود به متهم ساختن افراد ضد دین ومذهب متوصل میگردند وبفکر اینک دیروز از این دکانداری مفاد بردند وممکن در اروپا هم نصیب شان شود که این خیال است ومحال است وجنون. سخن کوتاه که این آقا واین منادیان اخلاق واسلام خود بی اخلاق ترین انند ومانع بزرگ در راه ترقی وتعالی کشور بوده اند وهستند.

برای تان شفای عاجل میخواهم

 

 

>> بازگشت به صفحۀ اصلی <<