www.payamewatan.com
 

 

 

صفحۀ اصلی

 

 

 اسدالله انديشه

ياوه سرائي کودتاچي معروف

   محترم محمد نبي عظيمي که بعد از اشغال افغانستان  بوسيله قواي اشغالگر شوروي بمثابه يک افسر با قدرت و با صلاحيت در سرکوب مبارزات آزاديبخش مردم افغانستان عليه اشغالگران نقش برجستۀ داشت امروز تلاش مي ورزد که با نوشتن داستانهاي هرزه و قصه ها ي مفت،  خود و شرکا اش را منحيث فرشته هاي  صلح، آزادي و ترقي اجتماعي در انظار افغانها جلوه دهد. 

   موصوف به سلسلۀ تلاش هاي بيهوده خويش، "به مناسبت دهمین سال در گذشت زنده یاد ببرک کارمل، سابق منشی عمومی ح.د.خ.ا" کتابي را تحت عنوان "کنزالمهملات والاکاذیب" برشته تحرير درآورده که  تا کنون ۵ بخش آن به همت محترم مصطفي روزبه  در سايت مشعل اقبال نشر يافته است. 

   نويسنده کتاب مذکور، کتاب مثلث بی عیب را  که توسط محترم شاه محمود حصين نوشته شده نقد نموده است. بايد خاطر نشان ساخت که کنزالمهملات والاکاذیب در کل بدفاع از حلقات معين  پرچم  و بطور خاص بد دفاع از مرحوم کارمل اختصاص يافته است.  چنانچه در بخشي از آن  چنين ميخوانيم:   

   "ببرک کارمل با صراحت وصدای بلند - همانطوری که در تمام حیات پر افتخارش عادتش بود -  درهمان نخستین روز قیام گفته بود که این قیام، یک حرکت کودتایی است، نه انقلاب ملی ودمو کراتیک."

   محترم عظيمي و شرکاي شان تا کنون به اين  سوال پاسخ نداده اند که چرا ببرک کارمل در حاليکه درهمان نخستین روز قیام (۷ ثور) گفته بود که "این قیام، یک حرکت کودتایی است، نه انقلاب ملی و دمو کراتیک"،  حاضر گرديد که  متن دري خطوط اساسي وظايف  انقلابي جمهوري دموکراتيک افغانستان را از طريق راديو تلويزيون افغانستان قرائت نمايد و مقام معاونيت شوراي انقلابي ج.د. ا را پذيرد؟

   محترم محمد نبي عظيمي و تعدادي از رفقاي شان نتنها از تحول هفت ثور فاصله ميگيرند، بلکه تلاش ميورزند که در قضيه اشغال افغانستان بوسيله شوروي ها،  از يکسو، خويشتن را بي خبر، بي گناه و بي نقش معرفي نمايند و از سوي ديگر با نقل از منابع کا.جي. بي شوروي، "ورود و حضور" شوروي ها  را در افغانستان "موجه" جلوه دهند!

   ازينکه محترم عظيمي صاحب و ياران شان از جمله آقاي کشتمند  جرئت و شهامت آنرا ندارند که متناسب به سهم خويش در "حرکت کودتایی" ثور، مسؤوليت پذير باشند، حرفي ندارم. اما منحيث يک افغان نمي توان در برابر دروغ پراگني هاي موصوف در مورد اشغال افغانستان بوسيله شوروي ها سکوت اختيار کرد.

   به همگان روشن است، در حاليکه گارد محافظ مرحوم حفيظ الله امين در برابر هجوم ارتش سرخ شوروي مقاومت مي نمود، ببرک کارمل "با صراحت وصدای بلند" از طريق راديو تاشکند بمثابه رئيس جمهور افغانستان از سقوط رژيم امين به عظيمي صاحب و امثال شان مژده داد.      

عظيمي صاحب ! آيا اين حقيقت تلخ، ناگوار و انکار ناپذير دال بر مجرميت تاريخي حلقه سياسي که شما عضويت آنرا داشتيد و همچنان  داريد نمي باشد؟

   آقاي محمد نبي عظيمي و شرکاي شان نتنها لشکر سرخ شوروي را در اشغال وطن افغانهاي آزاده از دل و جان کمک نمودند، بلکه در يک مقطع حساس و خطير تاريخي که در وجود  پلان صلح ملل متحد زمينه هاي لازم بخاطر قطع مداخلات خارجي، ختم جنگ و تأمين صلح در کشور بوجود آمده بود، برويت يک پلان قبلاً تنظيم شده بوسيله دشمنان مردم افغانستان در خدمت لشکر سبز يعني شوراي نظار قرار گرفتند،  که در نتيجۀ  اين خوش خدمتي سياسي- نظامي، پلان صلح ملل متحد به شکست مواجه گرديد و عواقب دردناک ناشي از اين شکست را همه افغانها با گوشت، پوست و استخوان خويش لمس نموده و مي نمايند. طوريکه تجارب دردناک سه دهه اخير کشور مانشان داده است، آقاي عظيمي با هر حرکت سياسي و فکري که با "صدای بلند" مرحوم کارمل پيوند نمي داشت دشمني ميورزيد  که مخالفت موصوف با مرحوم داکتر نجيب الله و انجام کودتا عليه ان مصداق اين ادعاي من است.

   نام آقاي ستر جنرال عظيمي که  با زير پا نمودن تحليف عسکري و با بغاوت در برابر رئيس دولت وقت افغانستان (مرحوم داکتر نجيب الله) خود، قرارگاه وزارت دفاع و تامينات تخنيکي آنرا در خدمت گروه هاي شوراي نظار قرار داده بود، با خط سياه در تاريخ افغانستان درج است.    

   خيلي دردناک است، در سالهاي اشغال افغانستان توسط روس ها، ستر جنرال عظيمي هزاران تن از فرزندان صديق اين وطن را در "جنگ بي امان"  عليه " گروه هاي اشرار"، از جمله عليه شوراي نظار به سرکردگي احمد شاه مسعود، سوق ميداد که  در نتيجۀ آن به تعداد زيادي از فاميل هاي مجاهدين و نظاميان افغان داغدار شدند، اما در آخر چي شد؟  عظيمي صاحب از گريبان "امر صاحب" مسعود سر کشيد.

   محترم عظيمي طبق عادت نظامي خويش به کس حق نميداد و نمي دهد  که وي  را انتقاد نمايد. چنانچه موصوف در کنزالمهملات والاکاذیب خويش، محترم شاه محمود حصين را که کتاب اردو و سياست را نقد نموده است؛ مورد نکوهش، تحقير و تعجيز  قرار داده مي نويسد "حیف و صد حیف که این شاه محمود حصین را از نزدیک ندیده و نمی شناسم ورنه پس از یک گوشمالی جانانه، ازوی می پرسیدم ..."

   بنظر من کساني سزاوار نکوهش و "گوشمالي" اند  که طي سه دهه اخير در کشور مصروف سازماندهي "قلع و قمع اشرار، تصفيه عناصر ضد انقلاب، تعقيب، دستگيري، شکنجه، ترور مخالفين و کودتا هاي متنوع"، بودند. طي سالهاي متذکره در سازماندهي اقدامات فوق که حالت امروزي را ببار آورده است، نقش ستر جنرال محمد نبي عظيمي برجسته و قاطع بود که اين تصوير انعکاس دهنده هويت سياسي محترم عظيمي و تيم مربوطه آن ميباشد.
 

 

   عظيمي صاحب! اگر شما هزاران ورق کاغذ  پاک و سفيد را سياه نمائيد و خود را در انظار مردم ملائک  جلوه دهيد، مشکل شما و امثال تان حل نميگردد زيرا تاريخ حافظه قوي دارد و با جعل و تزوير نمي توانيد بر حقايق تاريخي غلبه حاصل نمائيد.

   گفتني است، سايت مشعل که داستان هاي دنباله دار شما  را بکمال ميل و افتخار  بنشر مي رساند قبل از همه از يک "نهضت" فراگير پرچم نمايندگي ميکند.

   از سايت مشعل توقع ميرورد که از نشر مطالبي که بدبيني، نفاق و جدائي را بين افغانها دامن مي زند ابا ورزيده و سعي نمايد که به مفهوم واقعي کلمه از ک  نهضت فراگير ميهني نمايندگي نمايد.  من بدين باورم که در نهضت فراگير ميهني، شخصيت هاي با تفکر وسيع سياسي حضور دارند که ميتوانند با استفاده ازنفوذ معنوي، ياسي و حزبي خويش  جلو عناصر ماجراجو ي را که بي مسؤوليت حرف مي زنند و يا بي مسؤليت مي نويسند گرفته و اصل زرين اتصال نيرو هاي ملي، ميهني و صلح خواه را در اجنداي کار روزمره خويش قرار دهند.

۲۵ فبروري ۲۰۰۷

___________________

خاطره:
اکثر سايت هاي انترنيتي خود را مکلف به پيروي از اصل بيطرفي ميدانند و ادعا ميدارند که به مردم افغانستان تعلق داشته و ناشر انديشه هاي ملي و افغاني ميباشند. بتاسي از اصول فوق نبشته ام به جهت نشر به سايت هاي ذيل گسيل ميدارم:
مشعل، پیام وطن، افغان جرمن انلاين، آريائي، بينوا، ۲۸اسد، سپرغۍ، ټول افغان و تل افغان

 

 

>> بازگشت به صفحۀ اصلی <<