www.payamewatan.com
 

 

 

صفحۀ اصلی

 

تاریخ نشر:09.03.2010

سرور یورش

شکست امپراتوری

از زمان قدیم به اینسو، ظهور و زوال امپراتوریها موضوع مورد بحث و بررسی دانشمندان علوم اجتماعی بوده است.  تا مدتی دراز عقیده عامه متکی براین باور بود که گردش زندگی قدرتهای بزرگ یک الگوی ظهور و زوال تدریجی را دنبال مینماید. به بیان دیگر، قدرتهای بزرگ، مانند انسانهای بزرگ، از مراحل زایش و ظهور، رشد و حکمرانی میگذرند و سپس به تدریج راه زوال می پیمایند.

اما برخی از دانشمندان علوم سیاسی، مؤرخین و انتروپولوژیستهای معاصر، از جمله نایال فرگوسن، پروفیسور در پوهنتون هاروارد امریکا، پاول کنیدی، مؤرخ مشهور و دیگران، معتقد اند که در حالیکه ظهور و حکمرانی ابر قدرتها روندی است تدریجی، سقوط آنها میتواند سریع، ناگهانی و غیرمنتظره باشد.

دید دقیق و بررسی عمیق تاریخ قدرتهای بزرگ، از روم باستان تا اتحا د شوروی، بیا نگر آنست که فروپاشی امپراتوریها به سرعت و بدون آگاهی قبلی تحقق می یابد. قدرتهای بزرگ سیستمهای بغرنجی اند که از تعداد بسیار زیادی از اجزای با هم مرتبط و دارای تعاملات متقابل تشکیل یافته اند.  این اجزای ترکیب یافته به صورتی نا همگون و بدون تناظر سازمان یافته اند، به این معنا که ساختمان آنها بیشتر به یک تپه موریانه شباهت دارد تا به یک هرم مصر.  با توجه به این پندار، میتوان گفت که تعامل اجزای ترکیب دهنده سیسیتمهای بغرنج امپراتوریها در وضعیتی میان نظم و بی نظمی قرار دارد.

چنین سیستمها در ظاهر چنان بنظرمی آیند که میتوانند برای مدتی نا معلوم در حالت ثبات فعالیت نمایند. آنها بطور کلی در وضع متعادل و متوازن نمودار می گردند، ولی د ر واقعیت امر خود را پیوسته تطابق و توافق می بخشند. اما لحظه ای فرا میرسد که در آن سیستمهای بغرنج بحرانی میشوند. یک جرقۀ بسیار کوچک میتواند به گذار مرحله یی از توازن به بحران بیانجامد.  به بیان دیگر، یک سنگریزۀ واحد میتواند مو جب سقوط تمام کتله گردد.

تمام این سیستمهای بغرنج حاوی مشخصات مشترک اند. وارد شدن وزنۀ کوچک در وجود چنین یک سیستم میتواند تغییرات عظیم و غالباً پیشبینی ناشده را در پی داشته باشد. دانشمندان این فرآیند را اسباب افزاینده می نامند. هنگامیکه دریک سیستم بغرنج خرابی یی بوقوع می پیوندد، پیشبینی مقیاس گسیختگی ناشی از آن تقریباً ناممکن است.

برای توضیح بیشترمطلب، آتش جنگلی را بر سبیل نمونه مد نظرمیگیرم. در عرصه آ تش جنگل چیزی بنام آتشوزی نمونه یی یا ستندرد وجود ندارد تا بتوان از طریق آن حدود و ثغور آتشسوزی جنگل مورد نظر را اندازه گیری و پیشبینی نمود. زبان فزیک معاصر دراین مورد حاکی از آن است که یک جنگل قبل از آنکه آتش بگیرد در حالت بحران خود ساخته یا شکنندگی خود ساخته بسر می برد.  در اثر بحرانیکه در بطن آن پرورش مییابد، هرجنگلی بطور مرتعش در لب پرتگاه شکست و سقوط قرار دارد، ولی اندازه سقوط نا معلوم است یعنی پیشبینی اینکه آتشسوزی کوچک خواهد بود یا بزرگ تقریباّ ناممکن است. نکته کلیدی آنست که در چنن سیستمها یک شوک نسبتاً ناچیز میتواند موجب گسیختگی نامتناسب گردد.  

چنانکه نایال فرگوسن خاطرنشان میسازد، هر واحد سیاسی ایکه دارای مقیاس عظیم است، مانند امپراتوری، سیستمی بغرنج و پیچیده ای را تشکیل میدهد که در آن تمام اجزای متشکله بصورت مشبک فعالیت مینمایند.  اکثرا مپراتوریهای بزرگ دارای قدرت مرکزی اند که به صورت اسمی توسط یک مقام  با صلاحیت  (ناظم امور)  یا یک امپرا تور موروثی، یا یک رئیس جمهور منتخب  اداره میشوند.  ولی  در عمل اقتدارهر حکمران انفرادی بخشی از کار ویژه شبکۀ عمومی ارتباطات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی ایست که او بر آن ریاست مینماید. بنابر آن، امپراتوریها بسیاری از مشخصات سایر سیستمهای مبتنی برصفت توافق و سازگاری - بشمول گرایش بسوی حرکت ناگهانی از ثبات به بی ثباتی  را از خود تبارز می دهند.

سقوط امپرا توریهای برتانیه و شوروی

بمنظور جلوگیری از درازی این نوشتار، از سقوط سریع السیر امپراتوری های هابسبورگ، عثمانی و رومانوف میگذریم و میپردازیم به تو ضیح مختصر چگونگی فروریزی صرفاً دو امپراتوری، برتانیه و شوروی، که هردو در قرن بیستم  اتفاق افتاد.  

برخلاف آنچه که بطورعموم تصور میشود، آفتاب بر امپراتوری برتانیه تقریباً بطور ناگهانی غروب نمود. در ماه فبروری ۱۹۴۵ ونستون چرچیل، نخست وزیر برتانیه، در یالتا مشغول تقسیم جهان با فرانکلین روزوویلت، رئیس جمهور امریکا و ژوزف ستالین، رهبر شوروی، بود. با ختم جنگ جهانی دوم، چرچیل در اثر انتخابات عمومی جولای ۱۹۴۵ از اریکه قدرت براند اخته شد.

در طی یک دهه، برتانیه استقلال بنگله دیش، برما، بهوتان، مصر، اریتریه، هند، ایران، اردن، لیبیا، مدغا سکر، پاکستان و سریلانکا را برسمیت شناخت. بحران کانال سویز در ۱۹۵۶ به اثبات رسانید که برتانیه توانایی آنرا نداشت تا در مخالفت با ایالات متحد ه امریکا در شرق میانه عمل کند. در حقیقت، بحران کانال سویز مهری بود که بر پایان امپراتوری استعماری سه صد ساله برتانیه زده شد. گرچه موج استقلال تا دهه ۱۹۶۰ به افریقا و قلمروهای مستعمراتی شرق کانال سویز رسید، ولی عصر هژمونی برتانیه کبیر عملاً در مدت کمتر از ۱۲ سال بعد از پیروزی آن بر آلمان و جاپان خاتمه یافت.

تازه ترین و بارزترین نمونه زوال شتابنده فروپاشی اتحاد شوروی است. اتحاد شوروی قبل از آنکه سقوط نماید نیرومند بنظر میرسید و، اگر قدرت دولتی  و وسعت سیطره و نفوذ جهانی آنرا مد نظر بگیریم، وا قعاً نیرومند بود : امپراتوری شوروی نیروهای مسلح پنج ملیونی و حزب کمونست سه ملیونی در اختیار داشت. زرادخانه سلاحهای ذروی آنکشور بزرگتر از ذخایر سلاحهای اتومی امریکا بود. شوروی، علاوه بر آنکه از تسلط مطلق بر اقمار سوسیالیستی اروپای شرقی خود برخوردار بود، اکثریت دولتهای کشورهای جهان سوم  از ویتنام تا نکاراگوا و از هند تا انگولا  برای مدت بیش از ۳۰ سال درمسایل جهانی بنفع اتحاد شوروی موضع میگرفتند. ولی کلیۀ این نیروی بطور بیسابقه عظیم نتوانست امپراتوری شوروی را از سراشیبی تند سقوط نجات دهد.

علل و عوامل فروریزی امپراتوریها را نباید در ضعف اقتصادی، سیاسی یا نظامی آنها جستجو نمود. یک سیسیتم سیاسی بغرنج، از جمله امپراتوری، هنگامی با رنجوری بزرگ و غیر قابل علاج مواجه میگردد که بخشهای متشکله آن باور خود را به قابلیت زنده ماندن آن از دست دهند. و این دقیقاً چیزی بود که در مورد سیستم شوروی بوقوع پیوست که آنرا بسرعت به لب پرتگاه نیستی کشانید. در اتحاد شوروی دهه هشتاد قرن بیستم، نه تنها هیأت حاکم، اعم از حزب و دولت و نهادهای سیاسی- نظامی، بلکه مهمتر از همه توده های مردم، یعنی بطور کلی اجزای ترکیب دهنده سیستم بزرگ امپراتوری شوروی، باور خود را به قابلیت حیات سیسیتم حاکم، که به رکود و خمود نهایی رسیده بود، از دست داده بودند. بهمین جهت بود که در مدت کمتر از پنج سال بعد از به قدرت رسیدن میخاییل گورباچف، حاکمیت مطلق شوروی در اروپای شرقی و مرکزی ازهم گسیخته شد و به تعقیب آن خود اتحاد شوروی در ۱۹۹۱ از هم پاشید.

امریکا در لب پرتگاه هرج و مرج ؟

اگر امپراتوریها چنان سیستمهای بغرنجی است که، بجای چرخش آرام و تدریجی، فعالیت آنها دیر یا زود دستخوش افلیج ناگهانی و مصیبت بار خواهد گردید،  مفهوم ضمنی آن برای امریکا چه خواهد بود؟ آیا نوبت سقوط امپراتوری امریکا فرا رسیده است ؟ پاسخ روشن به این سوال دشوار است. ولی علایم و شواهدی وجود دارد که میتواند موجب نگرانی اولیای امور و مردم ایالات متحده امریکا گردد.

بحران مالی و اقتصادی، گسترش نظامی بیحد امریکا در جهان، بشمول جنگهای افغانستان و عراق، و آلود گی روز افزون محیط زیست بشری بزرگترین چالشهایی است که در حال حاضر امریکا با آن روبرو است.

از آنجکاییکه فروریزی اکثر قدرتهای بزرگ با بحران مالی و اقتصادی همراه بود است، صدای زنگ خطر باید بسیار بلند باشد وقتی میبینیم که ایالات متحده امریکا در سال جاری با کسر بیش از ۵ ر۱ تریلیون دالر که در حدود ۱۱ ٪ از تولید نا خالص ملی را احتوا میکند و بعد از جنگ جهانی دوم بزرگترین رقم را تشکیل می دهد  روبرو است. در عین زمان، قرار ا ست بدهی ملی امریکا در طی ده سال آینده بیش از دو برابر  از ۸ ر۵ تریلیون دالر در سال ۲۰۰۸ به ۳ ر۱۴ تریلیو ن دالر در سال ۲۰۱۹  افزا یش یابد. علاوه برآن، دولت حتی با پمپ کردن صد ها بلیون دالر از دارایی عامه در شاهرگهای والستریت نتوانسته است بحران مالی یی را که در سال گذشته آغاز گردید مرفوع نماید. بیکاری ثبت شده به بیش از ۱۵ ملیون نفر رسیده است.

برطبق آمار رسمی منتشره درسال ۲۰۰۵، ایالات متحده امریکا دارای ۷۳۷ پایگاه نظامی در سرتاسرجهان میباشد که در آنها بیش از ۲۵۰۰۰۰۰ سرباز جابجا گردیده اند. پنتاگون بیش از ۴۰ ٪ بودجه سالانه دولت فدرال را می بلعد.  مخارج جنگهای افغانستان وعراق شامل این رقم نیست، زیرا کنگره امریکا هرسال مصارف جنگهای یاد شده را بطور جداگانه تصویب مینماید.

در رابطه با محیط زیست باید گفت که برطبق آمار ملل متحد، امریکا بزرگترین تخریب کننده محیط زیست بشری در جهان است، جهانیکه در اثر پالیسی های بیباکانه قدرتهای بزرگ بسوی نابودی کشانیده میشود.

برخی از دانشمندان و تحلیلگران ژرفنگر امریکایی معتقد اند که بحران کنونی امریکا یک بحران ساختاری است، نه دورانی. بهرصورت، نکته مرکزی اینست که، بنابرتجربه ناشی از فروپاشی امپراتوریهای گذشته در تاریخ بشریت، گذشتن سیستمهای سیاسی بغرنج از مرحله رشادت و کمال به مرحله بحران و خرابی و سپس بمرحله ویرانی، پروسه ای دورانی نیست بلکه حرکتی است ناگهانی و غیرمنتظره.

در خاتمه، بمنظور توضیح ساده و سمبولیک برهم خوردن یک سیستم، یاد آوری از یک تصویر سابقۀ بسیار مشهور، که زمانی زینت دهندۀ خوابگاه های  هزاران دانش آموز کالج ها و مؤسسات تعلیمی امریکا بود، دلچسپ است. در این تصویر صحنه ای بمشاهده میرسد که در آن یک قطار بخاری قدیمی از خط آهن پرش نموده و به ساختمان ترمینل و یکتوریا چنان تصادم نموده که واگن جلوی آن پس از تخریب ترمینل به خیابان مجاور اصابت نموده است. با دیدن این تصویر بسادگی میتوان تصور کرد که روزی یک بر یک (ترمز) از کار افتاده یا یک رانندهٔ خواب برده کافی است که سیستمی را به لب پرتگاه هرج و مرج برساند.

  هوشدار واشنگتن !!!

 
 

   کورپاڼه | صفحه اصلی  

email: payamewatan@yahoo.com