www.payamewatan.com
 

 

 

صفحۀ اصلی

 

تاریخ نشر:23.02.2010

سرور یورش

تبصره بر اظهارات گورباچف

اخیراً میخائیل گورباچف، آخرین رهبر اتحاد شوروی سابق، اظهاراتی را در رابطه به افغانستان بعمل آورده است که در شمارۀ مؤرخ ۴ فبروری ۲۰۱۰ روزنامۀ نیویارک تایمز منتشر گردیده است.

اقای گرپاچف به مسئاله مداخلۀ نظامی اواخر ۱۹۷۹ شوروی در افغانستان اشاره نموده آنرا بمثابۀ حرکتی توجیه نموده است که گویا به منظور ثبات یک کشور همجوار صورت گرفت. ولی آنجه که آقای گورباچف اعزام سربازان شوری خوانده است یک تجاوز عریان نظامی بود که در مغایرت با تمام اصول و ضوابط قبول شده در روابط بین المللی بر یک کشور همسایۀ کوچک صورت گرفت. این تجاوز، که هیچ مجوز حقوقی و اخلاقی نداشت، نه تنها جنگ و بی ثباتی را در افغانستان تشدید بخشید بلکه موجب قتل ده ها هزار و آورگی ملیونها افغان و ویرانی بی سابقه در کشور گردید.

آقای گورباچف مسئولیت این همه جنایات ضد بشری را متوجه غرب میسازد و مدعی است که قدرتهای غربی، بخصوص امریکه، با روحیۀ جنگ سرد، به آتش جنگ افغانستان روغن میریخت و آماده بود از هر کسی برضد اتحاد شوروی حمایت نماید بدون آنکه متوجه عواقب درازمدت آن گردد (که تلویحاً اشاره ایست به حمایت امریکا از مجاهدین افغان و بنیادگرایان اسلامی جهان). موصوف ازاین حقیقت طفره رفته است که اتحاد شوروی نیز مساویانه مسئولیت داشت، زیرا جنگ سرد جادۀ یکطرفه نبود.

درست است که در دوران جنگ سرد، امریکا و متحدین آن، بنابر اقتضای منافع خود، هر قفنگدار و آدمکش و هر تروریست و بنیاد گرای اسلامی عرب و عجم را مبارزان راه آزادی خطاب میکرد و از آنها برضد اتحاد شوروی استفاده مینمود. ولی اتحاد شوروی نیز عین همین عمل را بشیوۀ دیگری انجام میداد. در رقابت لجام گسیخته و دیوانه وار بخاطر گسترش نفوذ خویش، امریکا و شوروی، بر رغم آنکه بعد از جنگ جهانی دوم جهان را بین خو تقسیم نموده بودند، مناطق نفوذ یکدیگر را به اشکال و شیوه های گوناگون نقب گزاری مینمودند. تاریخ جنگ سرد مشحون از موارد فراوانی است که در آن هردو ابر قدرت، به منظور نیل به اهداف توسعه طلبانۀ خویش، از جملۀ دیگر اقدامات نفوذی، کودتاهای راستگرا و چپگرا را در کشورهای تازه به استقلال رسیدۀ آسیا، افریقا و امریکای لاتین تحریک و حمایت مینمودند. آنها حتی در کاربرد نیروهای مسلح، تجاوز مستقیم و اشغال تظامی دیگر کشورها هیچ تردیدی بخود راه نمیدادند. در این کارزار، هم امپراتوری امپریالستی امریکا و هم امپراتوری سوسیالستی شوروی از این اصل ماکیاولیستی پیروی میکردند که هدفها توجیه کنندۀ وسایل اند.

آقای گورباچف، با اشاره به برنامۀ اصلاح سازی خود موسوم به اصلاح سازی خود، اظهار میدارد که اتحاد شوروی در تحت رهبر او دو تصمیم مهم را اتخاذ نمود: اول تصمیم بیرون کشیدن سربازان خود از افغانستان و دوم ارادۀ کار کردن با تمام جوانب درگیر به منظور مصالحۀ ملی در افغانستان و برگردانی آن به یک کشور صلح آمیز و بیطرف.

چنانکه میدانیم، شوروی ها سرانجام نیروهای نظامی خود را از افغانستان بیرون کشیدند، آنهم به طریقه ایکه خود آنها میخواستند، یعنی خروج آبرومندانه از طریق یک معاهدۀ بین المللی (توافقات ژنیو) که در آن دولت دوکتورنجیب الله نقش اساسی داشت. ولی خروج سربازان شوروی به تنهایی منتج به مصالحه ملی، قطع جنگ و تآمین صلح در افغانستان نگردید. در واقعیت امر، رهبر شوروی رژیم خود را از شر جنگ افغاسنتان، که خودش آنرا << زخم خون چکان>> نامیده بود، نجات بخشید ولی افغانستان را در حالت خون چکان رها نمود۰

درین جا پرسشی بمیان میاید که چرا مصالحه ملی با وجود انکه به پیش رفت های قابل توجه نایل امده بود، به پیروزی نهایی نرسید و صلح در افغا نستان تحقق نیافت ؟

اینجانب، نویسندهء این سطور، که مدتی در عرصه سیاست خارجی کشور و بحیث سخنگو و رئیس دفتر مطبوعاتی رئیس جمهور سابق افغانستان، دوکتور نجیب الله، اجرای وظیفه نموده ام و علاوه بر آن در روند مذاکرات و عقد توافقات ژنیو (۱۹۸۲_۱۹۸۸) اشتراک مستقیم داشتم و شخصاٌ شاهد بسیاری از رویداد های مهم سیاسی بوده ام، قویاٌ معتقدم که نه اتحاد شوروی و نه هیچیک از قدرتهای جهانی و منطقه یی شامل در منازعه افغانستان نی تنها در امر مصالحه بین جوانب متخاصم افغانی و تآمین صلح صادقانه کار و مساعدت نه نمودند بلکه، برعکس، از یکسو جنگ و بی ثباتی را تشدید و توسعه بخشیدند و از سوی دیگرپروگرام مصالحه ملی مطروحۀ دولت افغانستان وپلان صلح ملل متحد را به اشکال و درجات گوناگون تخریب و سبوتاژ نموند.

رویداد ها و حقایق تاریخی زیر صحت این نتیجه گیری را به اثبات میرساند:

۱ـ با امضای توافقات ژنیو، بخصوص پس از تکمیل خوروج  نیروهای شوروی از افغانستان، هردو ابرقدرت، امریکا و شوروی، به پلان صلح ملل متحد و برنامۀ مصالحه ملی شدیداَ لطمه زدند، زیرا اولی نسبت به پلان یاد شده بی میل گردید و از افغانستان دست کشید و دومی با آن به مخالفت برخواست.

۲ـ تمام تلاشها و مساعی عدیدۀ شوروی و امریکا، از مذاکرات و توافقات ژنیو گرفته تا وعده های آنها مبنی برپایان بخشیدن به مداخلات خارجی در امور افغانستان، حل صلح آمیز منازعه افغانستان از طریق توافق بین الافغانی و طرح پلان صلح ملل متحد و دیگر اقدامات و اظهارات آنها، همه و همه معطوف به برآورده ساختن یک هدف مشترک بود: عقب نشینی نظامی شوروی از افغانستان.

۳- هنگامیکه اخرین سرباز شوروی خاک افغانستان را ترک گفت، هردو ابر قدرت این رویداد را بمثابۀ یک پیروزی تاریخی برای خود تجلیل و تکریم نمودند. ریگن، رئیس جمهور وقت امریکا بخود می بالید که برای اولین بار در تاریخ شوروی، آن کشور را وادار ساخت تا از یک کشور اشغال شدۀ خود، افغانستان، عقبنشینی نماید. گورباچف رهبر شوروی افتخار می ورزید که توانست از شکست افتضاح آمیز و خروج توأم با آبروریزی، که امریکا در ویتنام با آن مواجه گردید، جلوگیری نماید.

۴- از آنجائیکه اتحاد شوروی قبل از توافقات ژنیو از یک موضع ضعیف وارد مذاکره با امریکا روی مسایل دوجانبه مانند تشنج زدایی، تحدید سلاح های ذروی و غیره گردیده بود، از امکان بعید نیست که شوروی روی مسالۀ افغانستان با امریکا وارد معامله ای پشت پرده شده باشد تا در دیگر عرصه ها از آن امتیازاتی دریافت نماید.

۵- شوروی، امریکا و پاکستان هیچکدام به تعهدات خود تحت توافقات ژنیو صادق و وفادار نبودند و آنرا رعایت نه نمودند، زیرا:

-         اولاً، برخلاف اصرار هیأت افغانی در مذاکرات ژنیو (که من نیز به حیث عضو در آن شامل بودم) به مسئالۀ توافق جوانب درگیر افغانی، یعنی مجاهدین و دولت افغانستان، رسیدگی بعمل نیامد. کشورهای یادشده در بالا این موضوع مهم و حیاتی را به آینده و به پلان صلح ملل متحد موکول نمودند.

-         ثانیاً، همزمان با انعقاد توافقات ژنیو، وزرای امور خارجه شوروی و امریکا طی اعلامیه های جداگانه آنچه را که تناظر مثبت نامیده میشد اعلام نمودند که به معنی تصمیم دو ابر قدرت مبنی بر ادامۀ کمک های شان به طرفین درگیر افغانی بود. این خود نقض صریح و بیشرمانۀ توافقاتی بود که خود چند ساعت قبل در پای آنها امضاء نموده بودند.

در نتیجه، از جملۀ توافق نامه های چهارگانۀ ژنیو (یعنی عدم مداخله و مناسبات حسن همجواری بین افغانستان و پاکستان، که برچیده شدن تمام مراکز تربیتی و پایگاه های مجاهدین در پاکستان شاملِ آن بود، باز گرداندن قوای شوروی به کشورشان، بازگشت مهاجرین افغان بوطن شان و تضمینات بین المللی) فقط بخشی از آنها، یعنی خروج قوای شوروی، تحقق یافت و بقیه بحیث ورق پاره ها در باطله دانی اندخته شد.

۶- در حقیقت، با خروج نیروهای شوروی از افغانستان، امریکا، که بهدف خود رسیده بود، دوسیۀ افغانستان را بست و آنرا به بایگانی تاریخ سپرد و قضیۀ افغانستان را به متحدین منطقه یی خود، پاکستان و عربستان سعودی، تحویل داد. بهمین جهت بود که امریکا علاقۀ فعال به پلان صلح ملل متحد، که در ابتداء از آن حمایت مینمود و تا اندازه ای پیشرفت نموده بود، نگرفت و حتی نمایندۀ آنوقت سرمنشی ملل متحد بنابر اعمال نادرست و حرکات مشکوک خود پروسه را ضعیف و بی اعتبار ساخت.

۷- از سوی دیگر، امریکا و شوروی و تمام دول خارجی زیدخل در منازعه افغانستان و حتی برخی رسانه های گروهی عمدۀ جهان معتقد بودند که با خروج سربازان شوروی از افغانستان دولت دوکتور نجیب الله سقوط خواهد نمود، مجاهدین قدرت را در دست خواهند گرفت و آنوقت همه چیز بر وفق مراد خواهد بود. این اعتقاد وقتی قوت گرفت که بلافاصله پس  از خروج نظامیان شوروی از افغانستان در سال ۱۹۷۹ دیوار برلین سقوط کرد و شیرازۀ آنچه که سیستم جهانی سوسیالستی نامیده میشد آغاز به فرو ریختن نمود و در پی آن فروپاشی امپراتوری شوروی آغاز گردید.

۸- در حالیکه امریکا از قضیه افغانستان دست کشیده بود، اتحاد شوروی در رابطه با پلان صلح ملل متحد روش منفی در پیش گرفت و در عوض مساعی خود را در جهت کنار آمدن با گروه های معین مجاهدین متمرکز نمود و در عین زمان طرحهای شیطانی مبنی بر ایجاد نوار حمایتی در شمال افغانستان را بحیث یک پلان بدیل مدنظر داشت. بنابر آن، مقامات شوروی و جانشین آن روسیه فدراتیف به یک رشته خرابکاریها و توطئه ها به منظور تضعیف بیشتر دولت افغانستان و ضربه زدن نهایی بر روند مصالحۀ ملی و پلان صلح ملل متحد متوسل گردیدند (مراجعه شود به نوشتۀ محمد اسحق توخی تحت عنوان دوکتور نجیب الله و خروج نیروهای شوروی از افغانستان، میزان ۱۳۸۸). [اینجا کلیک کنید]

۹- پاکستان و عربستان سعودی، که منافع و محاسبات بخصوص خود را در منطقه، بویژه در افغانستان داشتند، وقتی دیدند که از یکسو امریکا میدان را برایشان تخلیه نموده بود و از سوی دیگر اتحاد شوروی در سراشیبی ازهم پاشیدگی قرار گرفته بود، به چیزی کمتر از یک دولت دست نشانده در کابل، که در وجود گروه های مجاهدین وابسته به آنها برایشان میسر بود، قناعت نداشتند. از اینرو آنها نیز در برابر پلان صلح ملل متحد مخالفت ورزیدند و در عوض به تشکیل حکومتهای نوبتی از میان گروه های مجاهدین در پشاور پرداختند، که بعداً به افغانستان صادر گردیدند.

۱۰- دولت آخوندی ایران، که مترصد اوضاع و همواره در جستجوی جای پایی در افغانستان بوده است، با توجه به اینکه پلان صلح ملل متحد متضمن انتقال قدرت به تکنوکراتهای قسماً بیطرف و قسماً غربگرا بود، با پلان یادشده از همان بدوامر اصولاً مخالفت میورزید. بعدها ایران موقف خود را با سیاست توطئه گرانۀ ضد افغانی گردانندگان روسیه فدراتیف همآهنگ ساخت.

۱۱- هنگامیکه در اوایل سال ۱۹۹۱ اتحاد شوروی کاملاً از هم پاشید، اوضاع جیوپولتیک کیفیتاً نوینی در منطقه و جهان شکل گرفت و موضعگیری ها و آرایش جدید نیرو ها هم در داخل کشور و هم در اطراف آن تکوین نمود. در حقیقت، سیاستها و عملکردهای بی باکانه، غیر مسئولانه و خاینانۀ برخی از دست اندرکاران در منازعه افغانستان چنان شرایطی را بوجود آورد که در آن دولت دوکتور نجیب الله در اثر یک توطئه ارام سقوط داده شد و همراه بان برنامه  دستاورد های مصالحه ملی و پلان صلح ملل متحد به باد فنا رفت۰

(تفصیل هر یک از موارد مشروحۀ بالا موضوع نوشتۀ جداگانه ای است که بعداً به اطلاع عامه رسانیده خواهد شد).

بقیۀ تاریخ وحشتناک و خونین این کشور بلاکشیده بهگان روش است: جنگ های وحشیانۀ قدرت بین گروه های متعدد مجاهدین افغانی و قتل ده ها هزار باشندگان بی دفاع کابل و آواره شدن  صد ها هزار مردم و ویرانی کامل شهر کابل ، نازل شدن افت طالبی و تبدیل شدن کشور به لانۀ تروریستهای القاعده و دیگر بنیادگرایان ، تهاجم نظامی امریکا بر افغانستان و مسلط شدن مجدد مجاهدین ائتلاف شمال، بشمول جنگ سالاران و جنایتکان جنگی، برسرنوشت کشور و انکشاف اوضاع به حالتِ وحشتناک کنونی که در آن بیش از یک صد و پنجاه هزار سرباز امریکایی و ناتو، مجهز با عصری ترین و پیشرفته ترین سلاح ها و تکنالوژی جنگی، با اضافۀ قوای نظامی یکصد و شصت هزار نفری دولت کنونی افغانستان توانایی آنرا ندارند تا بر اوضاع مسلط گردند، که اینک جهانیان، از جمله آقای گرباچف آنرا بمثابۀ ارثیۀ نامیمون رژیم خود مشاهد میکنند.

چنین است شمه ای از عواقب وحشتناک، جفاها و خیانت های بی سابقه ایکه در حق مردم رنجدیدۀ افغانستان روا داشته شد.

 

 

   کورپاڼه | صفحه اصلی  

email: payamewatan@yahoo.com