www.payamewatan.com
 

 

 

صفحۀ اصلی

 

د خپریدو تیټه / تاریخ نشر:07.07.2010


رزاق (رحی)

چند درنگ بر چند نارسایی

در فراخوان کمیتهء انسجام

خرسندم ازاینکه با خوانش فراخوان کمیته ی محترم انسجام برای اعاده ی فعالیت دو باره ی حزب وطن جایی برای ابراز نظر پیدا کردم. وهکذا به منظور آنکه تقاضای کمیته ی انسجام مبنی بر مشارکت بحث در محتوای این فراخوان بر اورده شده باشد - اینک نکات چندی در زمینه ابراز میدارم و درین بحث قصد تقابل و کج اندیشی ندارم. و اما قبل از همه:

همرزمان عزیز کمیته انسجام !

من بشما و سایر افراد - اشخاص و نهادهایی که در قلمرو توسعه - گسترش و تحقق اندیشه ی مصالحه ملی و احیای مجدد حزب وطن با تکیه به میراث ماندگار تفکر سیاسی نجیب الله با گام های صبور وسنگین گردونه های بحران پراگندگی را بسمت بستر های شفاف جوشش های مجدد در حوزهء فکر و عمل پشت سر می گذارند عمیقا احترام میگذارم و هر حرکتی که انگیزه های تباعد اجباری در مفصل های روابط پاک سیاسی اعضای حزب وطن را به جــریان اثر بخــــش مبدل و راه را بسمت مرز های روشن جایــــگاه تاریخی حزب وطن و اندیشه ی مصالحه ملی کوتاه سازد مورد تایید منست.

 و اما در مورد فراخوان:

از سالها به این طرف شاخه های جدا شده از بدنه ی حزب وطن (طرفداران مصالحه ملی و مدعیان احیای حزب وطن) در مقالات - نوشته های تحلیلی و در پیام ها بمناسبت سالگردهای شهادت نجیب الله و تاسیس حزب وطن آرزو های ازین دست را در انتهای خلوص نیت تبارز داده اند که اگر از یکسو این ارزوها بیشترینه در حوزه عـواطف انسانی اثر گذار بوده اند و از طرف دیگر از فرط ارمان زدگی در حدِ متود و لوجی های عام ارمانگرایانه متاسفانه توقف کرده اند و تا کنون که کنون است تاثیر سیاسی این ارمان نامه ها در زندگی عملی قابل رویت نیستند؛ زیرا:

1- محتوای انها پیوسته از فقدان نگرش های روشن سیاسی رنج برده اند.

2- محتوای انها پیوسته از فوران برخورد های اداری رنج برده اند.

واین دو مهم علت ان شده اند که شیوه های تفکر بیروکراتیک در حل انچه معضله ی افتراق نامیده میشود، جانشین نگرش های نقادانهء سیاسی گردد. ازینرو فراخوان مذکور حامل کدام پیام جدید نیست؛ اما در حد یک تکرار احسن میشود انرا به استقبال گرفت.

انچه درین فراخوان و استقبال نامه های مربوط به ان تازگی دارد برخی زمینه های نوشتاری کلمات و نقل قولهای بی ادرس که با اسم شب وارد حریم ادبیات معمول سیاسی حزب وطن میگردند. و نیز چند تا نکته ی بحث انگیز.

قبل از همه دو هوشدار در دو مورد:

1- اینکه ما و دیگران مسبوق شویم که کمیته ی انسجام گروپ نیست، کسی حق ندارد انرا گروپ بگوید و این یک نهاد سیاسی است که آفاق سیاسی درونمرزی و برونمرزی را زیر بال دارد.

بسیار خوب:

ما ازینکه ازین به بعد کمیته ی انسجام گروپ نیست خوشحالیم و بگفته محترم انعام هوتک؟ از برامد شجاعانه و تاریخی ان نیز احساس غرور میکنیم.

(گل هرچه بشکفد زینت باغ است).

2- تشکیلات موقت انسجام اعضای حزب وطن رفقای هامبورگ اند و کسی حق ندارد انرا تشکیلات و یا نهاد بگوید.

بسیار خوب:

ازینکه گروپ هامبورگ را به رفقای هامبورگ ارتقا داده اید ممنونیم.

بعدش چه ؟

ببنید همرزمان و دوستان عزیز:

(خود را بزرگ - قانونی و شرعی دانستن و دیگران را کوچک - غیر قانونی - غیر مشروع دانستن).

اینست سرشت ان کابوس پریشانی که از فقدان یک تمیز صادقانه ی سیاسی  ناشی میگردد و متاسفانه همرزمان ما را در کویر متروک منش های محوری زمینگیر میسازد.

اینست ان حلقه ی رنگ پریده در زنحیره ی تسلسل دردناک فاصله های اجباری که باید به ان پرداخته شود.

اگر از من بپرسید.

کار را باید از شناسایی سالم درزهای بحران زده ی بستر ادراک و داوری ها اغاز کرد. نه از اصدار و انتشار فراخوان هایی که دیگران را به تسلیمی و انحلال فرا بخواند.

- هویت و سرشت فاصله ها را از همین نکته باید به تفسیر گرفت.

- باز سازی کرکتر سیاسی را از اینجا باید از سر گرفت.

ـ مشکل در عاج نشستگی را از همین جا باید حل کرد.

و قبل از انکه برای دیگران فرمان ترک تحصن اصدار نماییم بایست دروازه های زندان تمامیت طلبی و عزلت اعتکاف را بر رخ خویش بگشاییم تا ازدحام سر درگمی اعضای حزب وطن برای ما قابل فهم گردد.

اینست ان عقده ی پر از عفونت تعصب که قبل از همه باید گشوده شود.

دو شاخص و یک نارسایی

نه خلقی و نه پرچمی - عضو حزب وطن:

بسیار خوب،

پرسش من اینست که باز گشایی مفاهیمی که در نتیجه ی کثرت استفاده و تراکم زمان در انساج ورم کرده کیفیت و معنی - دگر در تقاعد خانه های تاریخ ارمیده اند، کدام کشف جدید است که در زمان حال در مقام شاخص و یا اصل مطرح میگردد؟؟.

کلمات خلق و پرچم که دگر در قاموس و فرهنگ ادبیات معمول حزب وطن جایی ندارند سال ها قبل در متن مفهوم کیفی حزب وطن استحاله شده اند که تداعی و باز آفرینی ذهنی ان میتواند دلیل عدم وقوف به ماهیت سیاسی و مختصات کیفی حزب وطن باشد. 

 این یک نا رسایی قابل درنگ است.

 

ترسم از انکه سلامت تعریف حزب وطن زیر تاثیر اینگونه معماری های کج اندیشانه سلاخی شود.

عبور از مرز های تحمیلی خلق و پرچم برای اعضای حزب وطن یک ازمایش دشوار اما ضرور تاریخی بود که پیروز مندانه سپری گردیده است. دگر این کلمات برای تعریف هویت سیاسی اعضای حزب وطن نه شاخص بوده میتواند و نه اصل.

این یک نا رسایی قابل درنگ است.

نمیدانم کدام مجبوریت و ناگزیری است که ضرورت نشخوار این مفاهیم از گریبان ان سر میکشد؟

اگر تداعی این کلمات در ذهنیت ها نه به منظور رضایت خاطر کدام خلقی جدید الورود در کمیته ی انسجام باشد پیشنهاد میکنم که دوستان از ان بگذرند؛ زیرا این مساله در زمان خودش پاسخ خود را یافته است.

یک نکته دگر:

در یک استقبال نامه پیرامون فراخوان کمیته ی انسجام و به باور آن قلم تشتت و پراگندگی مزمن چپ دیروز در فرار از محور حزب وطن نشانی شده است و گفته شده است که اگر چنین تمایلات وجود نمی داشت حزب وطن محور مناسبی برای تجمع چپ میبود.

خوب:

(نخست من فکر نمی کنم کــه در افغانستان چیزی بنــــام چــپ و یا خــــانواده چپ بمعنای چپ وجود داشت. و بگفته دانشمند محترم داکتر حمید روغ اینجا کوچ نشینان کوچه چپ مطرح بودند تا خانواده ی چپ.)

اگر چیزی بنام خانواده وجود میداشت چگونه دامان ان پرورشگاه قهرمانان انتحاری شد که خشت و تهداب انرا در یک چشم بر هم زدن تا فراموشخانه های تاریخ پرتاب نمودند؟ و بگفته حضرت بیدل:

چون سبحه درین معبد عبرت چه جنون است

ذکر حـق و بر هم زدن وسر شکنی ها

گیرم که اگر چنین چیزی وجود هم داشت پراگنـــدگی مــــزمـــــن ان نه در فرار بلــــکه در تقابل با محور حزب وطن ممکن اتفاق افتاده باشد و نیز فکر نمی کنــم که حزب وطن آسایشگاه مناسبی برای چپ دیروز بوده باشد و یا باشد مگر انکــه چپ دیروز که (متاسفانه تا کنون نمیداند که چرا چپ است) خود را در پی یک نقـــد علمی در ساحه ی نظریه و تجربه تعویض نکند.

تجمع چپ دیروز را در محور حــــــزب وطـــن بدون درک ضرورت ان تعویض ممکن دانستن نه تنها زیاد گمراه کننده است؛ بلکه فــــــراتر از ان میتواند مظهرعـــدم وقوف به مختصات متفاوت و متضاد به نمایه های نظریاتی و تجربی این دو - و در نتیجه پایین اوردن یک بحث سیاسی - فلسفی تاسطح یک فرضیه ی مجعول باشد.

- بهتر است پراگندگی چپ دیروز را نه در فرار از محور حزب وطن بلکه وسیع تر از ان در دایرهء بن بست دو پهلو ی مسلط بر ان جستجو کرد.

- دو باره سازی حزب وطن را نه در حوزه تجربه ی نا کام محصولات فکری چپ در حال زوال، بلکه وسیع تر از ان در دایــره ی تجـارب در حـــال انکشـــاف در شـــرایط جهـــانی شدن اندیشه ی مصالحه باید جستجو کرد.

یقین دارم با دقت در انچه که گفته آمدیم دگر ضرور نخواهد بود که دوستان ما به هدف دوباره سازی حزب وطن تا اعماق بنبست مضاعف چپ دیروز و امروز زیر غــوطه بزنند و یا در میان (سردرگمی) اعضای حزب وطن و انزوای دو پهلوی چپ در تلاش رابطه شوند.

نباید پنداشت که حزب وطن یک حزب سرا سر چپ بوده است.  نخیر.

حزب وطن اندیشه های بدیل را برای ان خانواده یی که گفته میشود چپ بوده است مطرح نمود.

حزب وطن از تعهدات خود مبنی بر حمایت از مفهوم دگرگونی ها و تحولات انقلابی رو نگردانده است، با تفاوت انکه این تحولات و دگرگونی را نه در تنگنای اندیشه و ایدلوجی های محدود طبقاتی؛ بلکه در دایره ی نگرش های فرا طبقاتی و ایدلوجیک - نه در حوزه انقلاب یک حزب؛ بلکه در حوزه انقلاب همگانی وصلح امیز مطرح کرده است، بناء دیده میشود که اینجا بحث فرار در میان نیست؛ بلکه بحث تقابل به شدت در میان است.  ازاین رو:

- این تصور درست نیست که چپ در فرار از حزب وطن نا توان شده است.

- این تصور درست است که حزب وطن در گسست و در تقابل با چپ برازندگی یافته است

نباید در ازدحام اغفال کننده ی نظریات سطحی پل پای حزب وطن را گـــم کـــــرد. انهم در شرایطی که ما به این مساله وقوف داریم که مفاهیم چپ و راست برای تعریف و تبیین ماهیت سیاسی حزب وطن قالب های ناسازگار اند.

این یک نا رسایی قابل درنگ است

اندیشه ی مصالحه ی در قلمرو فلسفه ی سیاسی با هرنوع افراط و تفریط بیگانه است که در تاریخ اندیشه های سیاسی معاصر مفاهیم چپ و راست از مظاهر آن اند.

اقلیم تاریخ سیاسی قرن بیستم کار برد این اندیشه را در حل مسایل ملی ممکن ساخت که در کشور ما نخستین آذرخش رهایی بخش ان در کـرانه های تفکر نوین سیاسی حزب وطن متجلی گردید که درک اهمیت و سرشت توازن و انتظام را در یک کلیـــت بهم گره خورده ی سیاسی - تاریخی - فلسفی و اجتماعی نوید داد.

و اینک تلفیق - اعمال و کاربرد مفاهیم بیگانه با فطرت سیاسی حزب وطن و راه دادن این مفاهیم در حریم فکر و اندیشه ی مصالحه ملی کاریست به شدت نا ثواب.

 من فکرمیکنم که همه ی ما به اموزش های ضروری درین زمینه ها جدا نیاز داریم؛ زیرا تحلیـل نا درست مولفه های فکری، ما را بسمت فیصله ها و قضاوتهای نادرست رهنمایی میکند.

سردرگمی اعضای حزب وطن:

جای شک نیست که تشکیلات مـوقت انسجام اعضای حزب وطن با توجه به ظرفیت ساختاری و نظام تشکیلاتی ان در داخل وخارج از افغانستان یکی از مطرح ترین نهاد های سیاسی وابسته به حزب وطن است که با تکیه به اندیشه ی مصالحه ملی پروسه ی انسجام اعضای حزب وطن را الی تدویر کنگره (مجمع عالی حزب وطن) بدون طـــرح فرضیه های مجهول و بینش های آمیخته با توهم، با مشارکت عملی هزاران تن از اعضای حزب وطن اعم از خلقی و پرچمی (کار برد این مفاهیم استثناً در حد این نوشته مجاز شد) پیگیرانه تعقیب میکند.

اتهام سردرگمی اعضای حزب وطن را بدوش ان انداختن اگر قضاوت عاری از صداقت نباشد بی خبری از سر و آخر سیاست حتماً بوده میتواند.

وقتی دوستان ما فهرست سازمانهای جدا شده از بدنه حزب وطن را قطار میکنند و ذوات محترمی را نشانی میکنند که معجزه کنند و با دم عیسی زخمهای افتراق را مداوا نمایند - نمیدانم چرا از میان آن همه سازمانهای قطار شده بشمول رفقای کمیته انسجام که ما بسوی انها فـــــــرا خوانده می شویم کسی در مـورد سـردرگمی اعضای حـزب وطـن پاسخگو نیست که تنها تشکیلات موقت.... (رفقای هامبورگ) باید علت سردر گمی را توضیح کنند ؟؟.

اساسا باید کمیتهها پاسخگو باشند تا گروپ هایی به کوچکی رفقای هامبورگ.

در وقت پاسخگویی در مقام مرجع سرنوشت و در وقت اندازه گیری در مقام گروپ؟؟

این انقباض و انبساط از کدام درک است ؟؟

ایا این یک برداشت سالم است ؟؟

فکر نمی کنید که درینجا نیز در شناسایی بحران بخطا رفته باشید؟؟

تردیدی ندارم که سازمانهای جدا شده از بدنه حزب وطن (طرفداران مصالحه ملی) فرصت های زیاد - ضروری و برگشت ناپذیر را از دست داده اند، که در استقبال نامه ی مذکور با نقل از ولادیمیر ایلچ لینن (غلبه بر زمان) تاکید به بازیابی زمینه های از دست رفته بعمل امده است.

 نمیدانم.

این نقل قول لیننی و آن پیوند مریض بحران چپ با سر درگمی اعضای حزب وطن چگونه و به کدام هدف وارد ادبیات و قاموس نوشتاری معمول حزب وطن گردیده است ؟؟

این یک نارسایی قابل درنگ است

پیشنهاد میکنم:

دوستان و همرزمان عزیز، ببینید:

نهاد ها را گروپ و گروپ ها را نهاد گفتن کدام دردی را دوا نمی کند.

تمرکز در بستر اصالت گرایی های سیاسی دردی را دوا نمی کند.

نباید با تحلیل های نا رسا راه بر گشت بخانواده ی بزرگ سیاسی حزب وطن را تخریب کنیم.

بگذارید پل های بازگشت به تعهدات سیاسی ما معمور باشند.

تعریف هویت فکری و سیاسی حزب وطن را نباید در تحریف ان جستجو کرد.

این یک اقدام خطر ناک است.

باز گشت فرزندان حزب وطن به کاشانه ی سیاسی شان حزب وطن فراتر از تصورات آرمانیست. درین مورد ضرورت برخاسته از فرمان هوشمندانه تاریخ را باید با بینش های وسیع استقبال کرد.

فرقه بازی ها و گروپ بازی ها در بستر آرمان مشترک کدام افتخاری ندارد.

ترویج فرهنگ بغاوتگری - جدایی طلبی و انحلال طلبی مغایر ارزش های سیاسی یی است که ما و شما بآن باور داریم. حزب وطن از انحلال ها و کنار زدنها اغاز نگردیده و نمی گردد.

فرهنگ مصالحه، فرهنگ آمیزش و فرهنگ جوشش های معقول است.

فرهنگ برقراری تعادل است که در یک پروسه ی تکامل محصولات خرد عقلانی ممکن میگردد و راه ان از پل منابع خودی عبور میکند نه از راه های بز رو در ارتفاعات لشکر کشی ها و خمیازه کشیدنهای مغرورانهء سیاسی.

کنار امدن ها از انحلال ها اغاز نمی شوند. یاد مان نرود که ایجاد فضای مناسب ذهنی قبل از همه برای اغاز یک حرکت بسوی تفاهم ضروری پنداشته میشود.

همه جا سخن از انحلال است. (چیزیکه تجربه نشان داد که از غیر ممکنات است)

فکر نمیکنم منطق این حکم بیروکراتیک توجیه پذیر باشد.

تشکلات را بنام انحلال بر هم زدن و انرا در لابراتوار فرضیه های مجعول پرتاب کردن، یعنی چه ؟؟

همه انحلال شان را به نفع عضویت در حزب وطن اعلام کنند.

من چیزی نفهمیدم.

ایا این سازمانهای که خود را باید به نفع عضویت در حزب وطن منحل نمایند- قبل از انحلال چه هویتی دارند که بعد از انحلال به نفع عضویت در حزب وطن میتوانند صاحب هویت جدید عضویت حزب وطن شوند؟؟.

این طرح مشکلاتی در خود دارد. که اینک یکی از انها،

ـ در قدم نخست چند سازمان و نهاد و حزب سیاسی وجود دارد که:

-  خود را اعضای حزب وطن می گویند؟

- مصالحه ملی معرف طرز تفکر سیاسی ان هست ؟

- و هدف شان تدویر کنگره حزب وطن است؟ درست همانهایکه مورد خطاب شماست.

لطفاً لست را معرفی کنید. تا اعضای حزب وطن و ساختار های خورد و بزرگ ان بدانند که درین معامله ی انحلال و ترسب چه چیزی را بدست میاورند و چه چیزی را از دست میدهند.

و یادما نرود...   انهایکه برای انحلال چیزی ندارند چه؟؟؟

و در فرجام:

دوستان و همرزمان عزیز:

آرمان بزرگ احیای خانواده ی سیاسی حزب وطن بدون درک درست از هویت و کرکتر فاصله های موجود ممکن نیست. شیوه های اداری را جانشین گزینش های سیاسی ساختن ما را به انحراف میکشند. یقین دارم که درین نارسایی ها نیت سوء وجود ندارد و من به اراده نیک شما باور دارم اما عرض ام اینست که تاریخ و سیاست را بایست فراتر از محصولات ذهنی آرمانگرایانه درک کرد.

تناسب رسوبات فکری و ظرفیت پیمانه های سیاسی را نباید با خوشبینی ها و شوق زدگی های زود گذر بر قرار ساخت.

انصراف از انحصار فیصله ها و قطع رابطه با توهمات ناشی از استغراق در تاریکی های مدحش ادراک میتواند انگیزه های نیرومندی را برای حرکت های عملی سیاسی بخاطر نجات از بحران تعدد - تردد و ترصد بمیان اورد.

درک سالم از وضعیت کنونی دست کم این واقعیت را روشن میکند:|

- ما اعضای حزب وطن بودیم وهستیم.

- وجیبه ی تاخیر ناپذیر ما انسجام مجدد اعضای حزب وطن است.

- مصالحه ی ملی بنیاد تغییر ناپذیرهویت سیاسی ما است.

- رفتن بسوی مجمع عالی حزب وطن جاده ی برگشت ناپذیر و تعویض ناپذیر، هدف ماست.

- تعلق تشکیلاتی ما به گروپ ها - نهاد ها و سازمانهای متفاوت وجه ی تمایز و تفوق فردی و اجتماعی شده نمیتواند.

- کسی از کسی برتری ندارد و ما همرزمان متساوی الحقوق و متساوی المسوولیت در قبال آینده ی سیاسی نهضت روشنفکرانه ی حزب وطن هستیم.

- ما تفاهم را نه به معنی رها شدن در احساسات در یک حرکت تصادفی - بلکه گریز از احساسات در یک حرکت برخاسته از ضرورت استقبال میکنیم.

زیرا در اقلیم داوری های مسوولانه ی سیاسی پای هر عاطفه ی می لرزد و نقش هر مسافر احساساتی در اینه ی عقل و خرد مسخ میشود.

والسلام


نوشته های دیگر از این نویسنده:

مصالحهء ملی نه تسلیم شدن است
و نه کسی را به تسلیمی فرا خواندن

به پرده نشینان بزم خیانت (نظم)

خطاب به رهبران سابق ح.د. خ. ا

چند تذ کار مختصرد رمورد نظریات محترم.  م. نادر پیرامون نوشتهء
خطاب به رهبران سابق ح.  د. خ. ا.

حاجت (شعر)

چندسخن کوتاه

چند درنگ بر چند نارسایی
در فراخوان کمیتهء انسجام

 

 

   کورپاڼه | صفحه اصلی  

email: payamewatan@yahoo.com
 

 

استفاده و نشر مجدد مطالب پیام وطن تنها در صورت ذکر منبع اصلی نشر آن مجاز میباشد