www.payamewatan.com
 

 

 

صفحۀ اصلی

 

تاریخ نشر:22.03.2010

عبد البشیر پیوستون

ارائه سند توسط عبدالوکیل:
برائت یا محکومیت؟

بخش اول

  در مضمون قصیری پیرامون ماهیت مغشوش سند ارائه شده از جانب یک تیم معلوم الحال ـ که عبدالوکیل سابق وزیر خارجه جمهوری افغانستان و یکی از چهره های آشنا ی منعکس شده در ویدو کلیب های چهارگانۀ معروف، را پیش انداخته اند ـ، بحث نموده، در نهایت سه مسئله اساسی ذیل را مطرح نموده بودم:

   1 ـ این گویا سند، فاقد هرنوع مشخصات یک سند رسمی قابل اعتبار... است.

   2 ـ شواهد فراوان حتی در متن همین گویا سند وجود دارد که این حقایق خود امکان تحریف محتویات ملاقات و جعل را در زمینه، منتفی نمی سازد.

   3 ـ این سند هیچ چیزی را در رابطه به واقعیت کودتای نظامی یی تغییر نمیدهد که با بغاوت از شهرک حیرتان آغاز و با سقوط حاکمیت جمهوری افغانستان در کابل و تسلیمی قدرت به بخشی از قبل معین شدۀ مجاهدین، تکمیل گردید. کودتای که مطابق پلان مسکو ـ مبتنی بر اعلامیه مشترک هیئت مجاهدین و هیئت شوروی و روسیه فدراتیف مؤرخ 24 عقرب 1370 مطابق 15 نوامبر 1991 ـ در مقابله با عملیه صلح ملل متحد، طرح و تعمیل گردید.

 اینک طبق وعده، پیرامون سه مسئله فوق، حقایق دقیق و مستند توضیح میگردد.

 

1 ـ چرا اینسند، ماهیتاً مغشوش و فاقد هرنوع  مشخصات یک سند رسمی قابل اعتبار است ؟

   نگارنده که تجربه عملی در کادر وزارت خارجه جمهور افغانستان را دارم، درین زمینه از چنین موضیع، متکی بر اصول پذیرفته شده و با مسوولیت تذکار میدارم:

الف ـ سند رسمی یک ارگان سیاسی (اعم از ساختار های دولتی و غیر دولتی) زمانی میتواند به مثابه یک سندِ دارای اعتبار و ارزش تاریخی مطرح گردد که مطابق به نورم های قبول شده رسمی تهیه و با مشخصه معین (درج نمبر مسلسل و خصوصی، تاریخ، درجه سریت و مهر مخصوص آرشیف مربوط) شامل اسناد آرشیف همان ارگان گردد.

 بنابرین هیچ کس حق ندارد، نمیتواند و نباید هر مدرک فاقد این مشخاصات را بمثابه سند رسمی و قابل اعتبار همان ارگان ارائه دارد. مرتکب آن جاعل محسوب و قابل تعقیب عدلی است.

 سند ارائه شدۀ مورد بحث، از جانب عبدالوکیل ـ که در آوان کودتای حمل 1371 وزیر خارجه افغانستان و مستند بر ویدو کلیب های چهارگانه یک تن از چهره های شاخص در این عمل ضد ملی سازمانیافته از خارج، بود ـ هیچ یک از مشخصات فوق الذکر یک سند قـابـل اعـتبار دولـتی را دارا نیست، صـرف او بـرای اثبات گویا سندیت آن، صرف و صرف دستنویس محترم داکتر اقبال عضو بورد ترجمان های وزارت خارجه که ترجمانی این ملاقات را بعهده داشت را استناد قرار میدهد. شخصی که ـ با استناد به نشرات رسانه ها ـ سالها قبل حیات را بدرود گفته و اکنون دیگر نمیتواند مصدر تائید و تردید دستنویس خویش ـ در جهانی که پیشرفت تخنیک هر جعلی را ممکن ساخته است ـ قرار گیرد و حتی اگر حیات هم داشته باشند، دستنویس ایشان نمیتواند معیار سند بودن یک ارگان رسمی دولتی گردد.

  با در نظرداشت توضیحات اصولی فوق این سند بصورت کُل حیثیت یک ورق پارۀ بی اعتباری را دارد که عبدالوکیل بنابر ملحوظات شخصی (طفره رفتن از مسوولیت عظیم تاریخی کودتای حمل 1371 بمثابه جنایت ضد ملی و بازی با آبرو و حیثیت سازمان ملل متحد) آن را بر پایه یک رویداد تاریخی (ملاقات میان معاون رئیس جمهور و نماینده سرمنشی سازمان ملل) و با سؤاستفاده از مقام خویش بحیث وزیر خارجه در آن وقت و باتوصل به تحریف حقایق، جعل نموده است.

 بادر نظرداشت حقایق فوق عبدالوکیل می باید:

    ـ به جرم سوء استفاده از مقام دولتی که داشته بود ؛

    ـ به جرم جعل این سند دولتی ـ بصورت کُل ـ و تحریف محتوی یک رویداد تاریخی ؛

  مورد تعقیب عدلی قرار گیرد.

ب ـ سند رسمی یک ارگان سیاسی، ملکیت همان ارگان است. تصمیم مبتنی بر حفظ سریت و یا تصمیم مبتنی برعلنیت آن مربوط به فیصله و تصمیم رسمی بخش های دارای صلاحیت همان ارگان است. افرادیکه طی مدت معین و محدود در مقامات ارگانهای مورد نظر انتخاب و یا انتصاب میگردند، حتی در زمان عهده داری رسمی مدیریت خویش، حق ندارند این اسناد را خلاف اصول و مقرره های قبول شده و بدون در نظرداشت درجه سریت و عدم سریت آن از آرشیف بیرون کشیده و غرض اهداف شخصی (بشمول اهداف سیاسی) خویش مورد استفاده قرار دهد. چنین عمل، دستبرد به آرشیف ارگان مذکور تلقی گردیده، عاملین آن قابل تعقیب عدلی اند.

  عبدالوکیل با نافهمی تمام خود به جرم خویش ـ مبتنی بر اصول پذیرفته شده فوق ـ با صراحت تمام چنین اعتراف مینماید: . . . اینجانب، ده ها صورت ملاقات رئیس جمهور وقت، دوکتور نجیب الله و سایر رهبران حزبی و دولتی را با بنین سیوان، قبل از فروپاشی دولت و بعد از آن، بقلم دوکتور اقبال و سایر همکاران و مترجمین وزارت امور خارجه در دسترس دارم. این اسناد، در کنار سایر اسناد و یادداشت های تاریخی، از تاسیس ح. د. خ. ا تا فروپاشی جمهوری افغانستان و پراگنده شدن حزب در فرصت و شرایط مساعد و مناسب به نشر خواهد رسید. (1)

 با در نظرداشت حقایق و اعترافات صریح فوق ـ اگر ادعای، مدعی حقیقت داشته و او جعل اسناد و تحریف های دیگری از رویداد های تاریخی را در نظر نداشته باشد ـ عبدالوکیل با سؤ استفاده از مقام خویش بحیث وزیر خارجه، نه تنها به آرشیف آن وزارت دستبرد زده، بلکه اسناد با ارزش تاریخی مربوط به یک مقطع حساس تاریخ کشور ما را با این دستبرد خویش فاقد آن اعتباری نموده است که با حفظ آنان در آرشیف رسمی وزارت خارجه میتوانست داشته باشد. بنابرین عبدالوکیل باید:

   ـ به جرم دستبرد به آرشیف وزارت خارجه جمهوری افغانستان،

   ـ به جرم صدمه رساندن به اعتبار تاریخی مدارک و اسناد با ارزش یک مرحله حساس تاریخی کشور؛

    مورد تعقیب عدلی قرار گیرد. ارگان های مسوول کنونی دولت، منجمله وزارت خارجه، لوی څارنوالی و کمسیون های مربوطۀ پارلمان افغانستان ـ بنابر اعترافات کتبی نشر شده خود عبدالوکیل مذکور ـ نباید به این اهم بی توجه بمانند.

 

2 ـ چرا در رابطه به این سند، می باید از تحریف محتویات ملاقات مورد بحث و جعل صحبت نمود ؟  

 در بخش نخست این بحث، روی آن توجه معطوف گردید که سند ارائه شده از جانب عبدالوکیل خان، بصورت یک کُل، فاقد تمامی مشخصات یک سند با اعتبار دولتی است. درین مقطع بطور مشخص روی متنِ سند مذکور تمرکز مینمائیم که بر پایۀ واقعیت ملاقات طرفین، توأم با تحریف و دستکاری این واقعیت، جعل گردیده است. کوشش بعمل خواهد آمد تا جزئیاتی را مشخص سازیم که جعلی بودن آن را مستند می سازند:

  ـ محترم عبدالرحیم هاتف معاون رئیس جمهور دوکتور نجیب الله، بعد از تعمیل کودتای حمل 1371، تا انتقال قدرت توسط کودتاچیان به حکومت ساخت پاکستان (حکومت مجاهدین)، جمعاً پنج بار با بنین سیوان روی اوضاع جاری کشور، ملاقات نموده اند. این سندِ بدون تاریخ، مشخص نمی سازد که مربوط به کدام ملاقات محترم معاون رئیس جمهور با بنین سیوان است. ولی آنچه را که میتوان گمان برد، اینست که این ملاقات نه آنطوریکه عبدالوکیل در مقدمۀ بر ارائه این سند، مینگارد ـ این ملاقات به تاریخ 20 ماه اپریل 1992 مطابق به 31 حمل 1371 چهار روز بعد از پناه بردن رئیس جمهور آن وقت، دوکتور نجیب الله، به دفتر سازمان ملل متحد صورت گرفته است ـ بلکه می باید بر پایۀ محتویات نخستین ملاقات ایشان بعد از تعمیل کودتا علیه رئیس جمهور و تحریف محتویات این ملاقات، جعل گردیده باشد. زیرا: محترم معاون رئیس جمهور طی این ملاقات، پیوسته کلمۀ نمیدانم را بکار برده اند، زیرا در ختم روز قبل، همه چیز طوری بود که می باید پروسه قانونی تعمیل پلان صلح ملل متحد و طبق آن انتقال قدرت به شورای مؤقت صورت میگرفت، اما کودتای خزنده که در شب تاریک از جانب ستون پنجم صورت گرفت، وضعیت را برخلاف پروسه قانونی قبول و هم چنین بر خلاف توقع محترم هاتف، دگرگون ساخته و فردا هم بعد از شهادت فاروق یعقوبی وزیر امنیت دولتی، ستون پنجم حقایق را از ایشان کتمان و ایشان را در خلا نگهداشته اند. مثلاً طی همین ملاقات ایشان در مورد اشغال میدان هوایی توسط قوت های نظامی شورای نظار و جنرال دوستم، چنین گفته اند: نمیدانم چطور آمدند، کی آنها را آورد و میدان را اشغال کردند، نمیدانم یا در مورد پناهندگی رئیس جمهور به دفتر اسکاپ میگویند: نمیدانم بی خبر من چرا این تصمیم را گرفت یا هم نمیدانم چه کنیم، خلای مطلق قدرت ایجاد شده است. افزون بر آن محترم هاتف صاحب طی مصاحبه مؤرخ 17 مارچ 2010 خویش، منتشره در سایت پیام وطن عدم اطلاع جناب شان را از حوادث آن شب، خیلی تازه بودن حادثه، میدانند. در حالیکه 4 روز بعد از وقوع حادثه، برخی از واقعیت های آن شب، حد اقل در سطح معاون رئیس جمهور افشا گردیده بود.

  توضیحات فوق این امکان را تقویت مینمایند که تیم ارائه کنندگان سند ـ که عبدالوکیل خان را پیش انداخته اند ـ تاریخ ملاقات را بنابر ملحوظات قابل درک، تحریف نموده اند. دستکاری و تحریف محتوی ملاقات از همینجا آغاز میگردد.

  ـ مطلب قید شده در سند از زبان بنین سیوان که گویا من شبی که در میدان هوایی آمدم 50 نفر کشته شد البته همان شب که نجیب میخواست برود.، هیچ واقعیت ندارد. هیچ کسی درین مورد تا اکنون چیزی نه نوشته اند. جنرال محمد نبی عظیمی بر عکس این ادعا تائید مینماید که: جنرال مجید روزی را که سخت بر افروخته و عصبانی بود راضی ساختند که برای بنین سیوان اجازه بدهد تا همراه شان به شهر برود و طیاره اش کابل را ترک بگوید، بالاخره او راضی شد و نبی عظیمی او را در موتر خویش نشانیده و به دفتر ملل متحد میرساند. افزون بر آن هیچ شاهد عینی دیگر و رسانه های گروهی وقوع چنین حادثه بزرگ را تائید نه نموده اند. یعنی درآن شب حتی بینی یک نفر هم خون نشده بود. پس نمیتوان باور کرد که بنین سیوان طی این ملاقات چیزی را به معاون رئیس جمهور افغانستان گفته باشد که واقعیت نداشته است. ذکر چنین مطلب غیر واقعی و دروغ بزرگ، آن هم آز زبان بنین سیوان، خود عدم صحت این سند و عدم صداقت ارائه کننده آن را ثابت میسازد.

 ـ عبدالوکیل و تیم ارائه کننده سند، در متن تایپی آن آز زبان محترم عبدالرحیم هاتف، خطاب به بنین سیوان در رابطه قوت های نفوذ داده شده شورای نظار به شهر کابل توسط ستون پنجم، درج نموده اند که: ... اگر از آنها دعوت کنید که پس بروند. . . بهتر [است] عقب بروند. زیرا دیگران فکر میکنند مسعود به ادارۀ حزب نفوذ کرده است. اگر عقب بروند دیگران تحریک نخواهند شد. در حالیکه در متن قلمی سند مذکور در عین مضمون فوق، نه مسعود به ادراه حزب نفوذ کرده بلکه مسعود به اراده حزب نفوذ کرده است. چنین یک غلطی ـ با چنین بار بزرگ نظامی ـ سیاسی ـ در سندی که از طرف یک تیم تهیه و قبل از نشر بار بار توسط افراد این تیم با وسواس و دقت تمام مطالعه گردیده، آماده نشر شده و سرانجام در سایت های مربوطه شان به نشر رسیده، نمیتواند صرف غلطی تایپی تلقی گردد. این خود عدم صداقت تیم ارائه کننده سند مورد بحث را میرساند.

  ـ محترم عبدالرحیم هاتف طی مصاحبه مؤرخ 17 مارچ 2010 خویش با سایت پیام وطن با وضاحت از دستکاری در اصل صورت ملاقات خویش با بنین سیوان حرف زده اند.

    

      ادامه دارد

 


1 ـ برگرفته از متن تذکر مختصر و دوستانه در اطراف یک سند تاریخی ؛ ارائه کننده عبدالوکیل سابق وزیر خارجه جمهوری افغانستان، منتشره مؤرخ  مارچ 2010 پیام نهضت ـ تارنمای شورای اروپایی حزب واحد

 

در بخش سوم میخوانید

 3 ـ آیا محتوای این سند میتواند واقعیت

 کودتای 27 حمل 1372 توسط ستون

 پنجم علیه رئیس جمهور را، تغییردهد ؟

 

 

   کورپاڼه | صفحه اصلی  

email: payamewatan@yahoo.com
 

 

استفاده و نشر مجدد مطالب پیام وطن تنها در صورت ذکر منبع اصلی نشر آن مجاز میباشد