www.payamewatan.com
 

 

 

صفحۀ اصلی

 

تاریخ نشر:11.02.2010

ک. کمال

۲۶ دلو ـــ انجام یک داستان غم انگیز

قبل ازهمه به اطلاع خواننده ای محترم خود میرسانم باوجودانکه عضوحزب وطن هستم وبه تشکیلات موقت... حزب وطن تعلق سازمانی دارم نوشتهء راکه مطالعه میفرمایید انعکاس دهنده نظریات شخصی ام بوده رنگ سازمانی ودستجمعی ندارد ضمنآ به عرض میرسانم که درهمین نوشته نه درمقام قاضی می نشینم که برگذشته قضاوت کنم ونه درمقام څارنوال که علیه کسی اقامهء دعواکنم٬ نه درصدد استخراج استنتاج خاص هستم ونه هم درصدد تلقین چیزهای بنام نتیجه گیری در ذهن خوانندهء محترم٬ بلکه انچه هستم بتمام معنی یک پرسنده هستم که هرنوع جواب دوستانه مورد استقبال ام خواهد بود.

 بیست وشش دلومصادف است به روز خروج اخرین سربازاتحاد شوروی وقت از کشور ما که بعدا در محفل گرامیداشت پنجمین سالگرد اعلان مشی مصالحهء ملی از جانب رییس جمهور وقت شهید دکتور نجیب الله بحیث روز نجات ملی اعلان و به رسمیت شناخته شد.

 موجودیت قریب به یکدههء نظامیان شوروی درکشورما یکی ازصفحات دردناک وخونین تاریخ وطن ما را تشکیل میدهد که تخریب بسیار از بنیادهای زیربنایی و تلفات انسانی به همین صفحهء تاریخ ما برمیگردد. بنابر اهمیت وتاثیرات این حضور بررویدادهای همان برههء تاریخ وطن ماست که پیوسته سوال اینکه چرا روسها به کشور ما تجاوز نمودند؟ کیها مجریان این تجاوز اند؟ موجودیت انها درکشورافغانها بسود و زیان کیها بود؟ دردل ودماغ هموطنان ما وخاصتآ دست اندرکاران سیاست وطن شکل میگیرد وهرکدام به سلیقه خاص خود به ان پاسخ میدهند٬ طبیعیست هرگاهیکه پای قضاوت درمورد این صفحه خونین تاریخ کشور ما بمیان می اید همه از یک زاویه به ان نمی نگرند اینک خودما که اعضای ح د خ ا بودیم وبه امدن روسها دروطن ما به تابعیت از رواج همان وقت هوراها کشیده ایم باگذشت سی سال هنوز هم درجواب دادن ان درگل گیرمانده ایم و در اغلب موارد به تاسی ازحب وبغض به حدس وگمانها متوصل میگردیم وبه معلوماتهای دست دوم وسوم پناه میبریم واین درحالیکه مهندسین اصلی پروژه تجاوز مهر سکوت برلب زده اند وبابیان حقایق انطوریکه بوده اند رفع مسولیت تاریخی نمینمایند.

گلابزوی٬ وکیل٬ اناهیتا٬ نور٬ سروری و پنجشیری (که ظاهرآ منکر ولی اگاه ترین انهاست) ازین جمله اند که هنوز درقید حیات اند و از جمع انها تنها کارمل و وطنجار به دیار خاموشان پیوسته اند. کسانیکه چیزی میدانند و نمی گویند به تاریخ خیانت میکنند.

 میخواهم درین میان به یک حقیقت اشاره داشته باشم که دروسیله شدن درتجاوز٬ اعضای ح د خ ا بصورت قطع مسولیت ندارند اینکار کاملآ درغیاب انها ودرعدم اگاهی مطلق انها صورتگرفته است وکنون بخشهای بزرگ همان حزب انرا محکوم میکند٬ باور من اینست که معامله وقمار دعوت روسها بوسیله ای ارگ نشینان برحال همانوقت وگروه درحال انتظار ارگ درخارج صورتگرفته است٬ اینکه انرا چگونه تنظیم نمودند٬ بوسیله کیها انرا دعوت نمودند ودرخدمت کیها قرار دادند برمیگردد به یک بازی استخباراتی که اکنون زیاد پوشیده هم نیست کور هم میداند که دلده شور است٬ امین راقانع ساختند که قطعات محدود برای نامحدود کردن سلطه اوست واو انرا پذیرفت وکارمل را قانع ساختند که اعزام قطعات محدود برای اعزام کردن او به ارگ است واو به ان راضی گردیده بود٬ میبینیم که دریکطرف امین دعوت نظامیان شوروی رادرغیاب وبدون مشوره حتی با عالیترین ارگانهای حزبی انجام میدهد او به اعضای بیروی سیاسی خود درزمان ازین توافق خود باجانب شوروی انهم دریک ضیافت اطلاع میدهد که شورویها عملا ازبندر حیرتان گذشته وبسوی کابل درحال مارش هستند (۵ جدی ۱۳۵۹) وجانب دیگر کارمل٬ نور٬ وطنجار٬ گلابزوی٬ وکیل٬ اناهیتاو سروری درماسکو درعدم توافق واگاهی حزبیها امدن شانرا با نظامیان شوروی به افغانستان موافقه نموده اند٬ این هم درست است که بعدآ اعضای حزب (تمام پرچمیها وبرخی ازخلقیها) باامدن نظامیان شوروی مخالفت نکردند این درحالیکه کسی ازانها نیز نپرسیده بود ولی موافقت انها باحضور نظامیان ناشی از صحت فیصله ای رهبران شان بود که سخت برانها اعتماد د اشتند که ازان هم درهمانوقت وهم بارها دراینده سوء استفاده صورتگرفت.

بیایید وببینیم که دلایل این تجاوز چه بود ؟؟؟.

طرفداران مرحله نوین وتکاملی بنابر دلایل چند درانزمان وبرخی ازانها تاکنون ازامدن قوای دوست حمایت مینمایند وازانجمله بدلایل ذیل:

۱ ـــ ح. امین عضوسازمان استخباراتی امریکا بود وتصمیم داشت انقلاب را با پا درمیانی پاکستان ازطریق شامل ساختن رهبران جهادی درحاکمیت دولتی به سقوط مواجه سازد.

۲ ــــ این پروژه که شاید بتاریخ هشتم جدی ازقوه به فعل می امد پرچمیها وخلقیهای زندانی نخستین قربانیان ان میبود.

۳ـــ ودوستان استدلال مینمودند که با تحقق پلان امین امنیت سرحدات جنوبی شان معروض بخطر میگردید.

 ازدلایل که برای توجیه حضور قوای دوست کارگرفته میشود برمی اید که ازین حضور دو جایزه به جانب افغانی و یکی هم به دوستان تعلق میگرفت.

 ازینکه درنتیجه معامله خیالی ح. امین با بنیادگراها به سرحدات جنوبی امپراطوری سرخ خطری مواجه میگردید و کرملین نشینان برای دفع خطر دراعزام نظامیان به افغنستان خود را درناگزیری یافتند کارخودشان ومربوط میگردد به قضاوت خود شان٬ اما بیایید بااستفاده ازفرصت انچه ازین قمار سیاسی بدامن ما افغانها ریخت به بررسی بگیریم وباگذشت سی سال چشم اندازی ازنوع دیگر به ان داشته باشیم مثلآ درمورد اینکه:

ح.امین عضوسی ای ای بودودرحال فروختن دست اوردهای انقلاب بود که به اصطلاح دزد با پشتاره گیرامد یعنی چه ؟ ما هیچ مدرک را که بیان کننده رابطه امین با سی ای ای باشد دراختیارنداریم چگونه به گپهای مفت مفتی باورکنیم؟ نمیدانم شاید شوخی باشد ولی بهر صورت اوردن انرا درینجا زاید نمیدانم.

 میگویند بعد از پیروزی مرحلهء نوین وتکاملی مقامات دولتی افغانستان به سفارت امریکا مقیم کابل مراجعه نمودند تااسناد مربوط جاسوسی ح.امین را دراختیار دولت افغنستان بگذارند٬ سفارت امریکا درجواب به این مطالبه گفته بود که امین جاسوس امریکا نبود وما درزمینه کدام سند نداریم که دراختیار شما قرار دهیم ولی اگر اسناد جاسوسی بریژنف راکار داشته باشید میتوانیم به اختیار شما قراردهیم اگر این شوخی بو بیایید حقیقت را اززبان گلابزوی وزیر امور داخله وقت بشنویم ( من یکبار درمعیت جنرال فقیر به دیدن گلابزوی رفته بودم و از او درینمورد چنین پرسیده بودم).

پرسش: وزیر صاحب شما بعد از ۶ جدی دریک کنفرانس مطبوعاتی تلویزیونی گفتید که ح.امین عضوسی سی ای ای بود٬ ما اسناد کافی درزمینه دراختیار داریم و عنقریب انرا افشا خواهیم نمود اما ان اسناد افشا نشد چرا ؟

جواب: قبل از برگذاری کنفرانس مشاور ببرک کارمل مرا نزد خود خواست وی یک کاغذ را بدستم داد که دران همان حرفهای نوشته بود که من در کنفرانس خواندم٬ ما کدام اسنادی در دست نداشتیم که نشاندهد امین با سی ای ای رابطه دارد. این درمورد رابطه امین با سیاه.

 اما درموردمعامله ان برسر دست اوردهای انقلاب چه میتوان گفت ؟

قبل ازینکه درینمورد وارد بحث شوم میخواهم به ببرک کارمل مراجعه نمایم انجا که طی یک مصاحبه اش در۲۴ اکتبر ۱۹۹۱ بامجلهء ترود گفته بود.

سوال: شما ازدیدگاه امروز رخدادهای سال ۱۹۷۸ راکه منجر به سقوط رژیم محمد داوود وانقلاب اپریل گردید چگونه درک وارزیابی مینمایید.

جواب: من رخداد ۱۹۷۸ رایک جنایت درمقابل مردم افغانستان می پندارم.

سوال مطرح میگردد که:

اگر مدرکی حاکی از رابطه ح.امین با سیا در دست نیست و نبود٬ و اگر رخداد ۱۹۷۸ به اساس گفته مرحوم کارمل یک جنایت در مقابل مردم افغانستان بود و اگر امین که جاسوس امریکا نبود رخداد هفت ثور را که با قومانده خود به پیروزی رسانیده بود و بعد خود بنابه هر دلیل که بود به این جنایت در مقابل مردم افغانستان در معامله تقسیم قدرت با رهبران مجاهدین! خاتمه میداد و بدینوسیله جنگ که هنوز قابل مهار شدن بود مهار مینمود کجای این کار بد بود؟؟ در حالیکه بخش از همین طرفداران مرحله نوین و تکاملی بعد از دوازده سال خونریزی و بربادی وطن به معامله ای تن دردادند که به قیمت ناکام ساختن پلان صلح ملل متحد٬ بهدف ختم جنگ نی بلکه برای ادامه ان بود. باری درهمین روزها جناب نورالحق علومی در یک بیانیه خود گفت که ما بلند منزل ها نداریم ولی سرهای بلند داریم. من میگویم اقای علومی کور خوانده اید شما بعد از انکه در مراسم تسلیمی کلید شهر کابل در برابر خاین ملی احمدشاه مسعود تیارسی شدید و بخصوص بعد از انکه پالان گندیده ای به اصطلاح جبههء ضد ملی به رهبری ملا ربانی را برپشت کردید دیگر سر بلند هم ندارید جگ سرونه تل غوڅیږي.

درمورد دلیل دوم:

 اینکه تقسیم قدرت امین با رهبران مجاهدین قربانیان احتمالی داشت که پرچمیها و خلقیهای زندانی از اولین های ان میتوانست باشد.

 خوب اگر این پلان خیالی محقق هم میگردید قربانیان ان از دو الی دونیم هزار بیشتر نمیگردید (این احصایه هرچند درمورد زندانیان خلقی وپرچمی موثق هم نیست) اما باز هم به استناد یک احصاییه غیرموثق دیگر قربانیان مرحلهء نوین بین پنجاه تا پنجاه وپنج هزار عضو حزب تخمین زده میشود٬ حساب ملیونهای غیرحزبی درجایش کی حق بجانب بود امین یا ببرک کارمل؟؟؟ بجاماندن امین وازاد گذاشتن ان برای تحقق پلانش که اگر داشت ویا ادامه دادن به جنایت درمقابل مردم افغانستان و گذاشتن نام مرحلهء نوین وتکاملی بران ؟؟؟.

 به باور من دلایل راکه تجاوز وترور ح.امین رابران توجیه میکنند نمیتواند قناعت بخش باشد ببینید:

امین باورود قطعات محدود شوروی موافقه نموده بود وبرمبنای همین توافق بود که این قطعات درروزهای اخیر حاکمیت ان وارد خاک افغانستان گردید سوال اینجاست که ایا ح. امین درموجودیت قطعات نظامی اتحاد شوروی میتوانست که:

۱ ـــ مخالفین زندانی خلقی و پرچمی خود را اززیرساطورخود بگذراند؟ مگر رفیع٬ قادر وکشتمند را که روسها ازانها حمایت میکرد توانست نابود سازند ؟.

۲ ـــ با رهبران جهادی مقیم پاکستان وارد معامله با چنین عمق وپهنا شود؟ حاکمیت طرفدار شوروی را درزیر ریش خود انها به حاکمیت ضد انها مبدل نماید ودست اورد های انقلاب را برباد دهد؟

۳ ــــ ودرنهایت امرامنیت سرحدات جنوبی اتحادشوروی را تهدید نماید؟

 باحفظ انکه تصمیم گیرندگان ومجریان تجاوز هردومورد سوال اند وگذشت زمان درمورد مشروعیت اهداف که درقبال ان قرار داده شده بود سوالیه بزرگ قرار داده ایا خود حضور شورویها نشاندهنده عمل مخالف دربرابر اهداف تعین شده نبود ؟ مثلآ:

ــ حضور نظامیان شوروی نه تنها باعث تامین وحدت درحزب نگردیدوبا ازبین بردن ح.امین ازفاجعه خیالی جلوگیری نکرد که برعکس درهر دو بعد کوتاه امدند هم حزبیها بدان معترفند که مشاورین درتامین وحدت جناحهای مختلف ومخالف حزب صادق نبودند وهم مردم شاهد اند که با امدن روسها تهداب جنگهای فرسایشی با اتکا برستونهای ملی ومذهبی گسترده تر وحاد تر گردید ودرنتیجه:

۱ ـــ افغانستان درپی این تجاوز درعرصه جهانی تجرید گردید.

۲ ـــ ادامه تجاوز نه به نفع روسها بود ونه به نفع افغانها٬ این تجاوز برای افغانها اشک وخون وبرای متجاوزین رسوایی به ارمغان اورد.

 یک نگاه عاری از تعلقات فکری وسیاسی دیروز به حوادث ان سالها به وضاحت نشان میدهد که ممکن نبود درموجودیت نظامیان شوروی٬ افغانستان روی ارامی وصلح را ببیند امریکا٬ غربیها وپاکستان گیرماندن خرس قطبی را درتلک افغانستان هدف قرار داده بودند زیرا:

۱ ـــ اتحاد شوروی باتداوم حضور نظامی اش درافغانستان با گذشت زمان هرچه بیشتر بحیث کشور اشغالگر تحت فشار جامعه جهانی قرار میگرفت.

۲ ـــ درنتیجه این تداوم تلفات جانی٬ مالی٬ سیاسی واخلاقی بیشتر برمتجاوز تحمیل میگردید واین همان چیزی بود که برای امریکا کمال مطلوب بود.

 شورویها بابرامدن از سوراخ خود وبالاشدن پیراهن اش از عقب درافغانستان بیشتر دربرابر حملات امریکا ومتحدانش اسیب پذیر گردید ونتوانست درمقابل استراتژی هزارزخم ازهر طرف ازخود دفاع کند٬ مارکه برای کشتن از لانه ان بیرون کشیده شده بود عکس العمل ان دربرابر کانونهای نامعلوم کور وبی هدف بود وازینجا دانستند که شور خوردن بیشتر درمرداب نتیجه اش غرق شدن بیشتر است. به مصاحبه برژینسکی مشاور امنیتی کارتر رییس جمهوروقت ایالات متحده امریکا توجه کنید انجا که گفته بود:

روزیکه روسها رسمآ ازمرزهای افغانستان گذشت برای رییس جمهور وقت کارتر یادداشتی فرستادم ومتذکر شدم حالا نوبت ماست که ویتنامی برای اتحادشوروی ایجاد کنیم. وخبرنگار میپرسد:

حتی ازین هم متاسف نیستید که بنیانگرایان اسلامی را ازحیث سلاح واموزش کمک کردید وبعد ها انان به تروریست تبدیل شدند؟ برژینسکی:

ازنگاه تاریخی چه چیز باارزش تراست؟ طالبان یافروپاشی اتحادشوروی؟ عصیان چند مسلمان ؟ یا ازادی اروپای شرقی وپایان جنگ سرد؟

 باتوجه به نیات امریکا ومتحدین منطقوی اش ازجنگ علیه اتحاد شوروی وباتوجه به موثریت ونتایج عملی حضور نظامی شوروی درافغانستان میتوان بهمان نتیجه رسید که خاتمه دادن به حضور هم به نفع افغانها وهم به نفع خود روسها بود٬ برای روسها برای انکه از تلک وتلفات انسانی٬ اقتصادی واخلاقی نجات می یافت وبرای افغانستان که درنتیجه حضور نظامی روسها خود را درگودال ناامیدی جنگ نافرجام پرتاب شده می یافت برای بیرون امدن ازان به صلح نیاز داشت که حضور نظامی شوروی عمده ترین مانع به سرراه ان بود درچنین اوضاع واحوال حرفهای ازین قبیل که گرباچف بامردم افغانستان وحزب ما جفاکرد ویا بیرون کردن قوتهای نظامی شوروی ازافغانستان به معنی نابودی مردم ما٬ حزب ما وانقلاب ماست از حد اقل معقولیت برخوردار است!؟ ویا اینکه اگر کمک بهنگام اتحاد شوروی نمیبود٬ افغانستان ازاد٬ مستقل٬ غیرمنسلک ودموکراتیک وجود نمیداشت.

 اینک باگذشت سی سال ازتجاوز اتحادشوروی برافغانستان حقایق ناشناخته زیاد چهره می نمایاند وبه تصمیم گیرندگان وتوافق کنندگان با تجاوز نفرین میگویند وبه ریش شان میخندد٬ وچه عجیب گرباچف راکه به استقلال وطن ما احترام گذاشت٬ افغانستان را مال افغانها دانسته وتجاوز خود را بران محکوم نمود جفاکار نامید وانهم درست درشرایطیکه خود افغانها توان دفاع ازسرزمین مقدس شانرا دربرابر انواع موجودات نامقدس داشتند وبدون شک درغیاب کمکهای بهنگام اتحاد شوروی نیز وبمفهوم واقعی کلمه افغانستان ازاد٬ مستقل٬ غیرمنسلک و... وجود داشت٬ توافق جانب رهبری افغانستان به سرکردگی شهید نجیب الله با جانب رهبری اتحادشوروی بمقصد خروج نظامیان اتحادشوروی ازافغانستان واعلان امادگی برای دفاع مستقلانه ازجمهوری افغانستان ازشجاعت واستقلال دوستی انها توشه میگرفت وبرعکس انهاییکه دست بدامن شورویها انداخته وتاج وتخت خود را به زور سرنیزه بیگانگان محافظت مینمود ایا بزدلان تاریخ نبودند !؟ شنیده ام دکتاتوران وانهاییکه بمردم خود شان باورندارند همیشه بزدل اند وبهمین دلیل است که میگویند جنگ ودیکته ریشه درترس دارد٬ باباور به اینکه درمزرعهء تاریخ هیچ دانه سالمی گم نمیشود٬ تاریخ معاصروخونین کشور ما حماسهء دفاع مستقلانه ازوطن راکه تحت رهبری مدبرانه شهید نجیب الله محقق گردید هرگز فراموش نخواهد کرد که با اتکا وایمان راسخ به اراده مردم ازادیخواه افغانستان دربرابر انواع مداخلات٬ محاصره شهرها٬ انسداد راه های مواصلاتی٬ راه اندازی جنگ روانی٬ مسدودساختن نمایندگیهای سیاسی گویا بدلیل شکنندگی رژیم٬ راکت پراگنی ها٬ غارت نان مردم بوسیله دزدان چراغ بدست مردانه ایستاد٬ سینه خود را سپر ننگ شکستها نمود وباسرفرازی وسرخرویی از ازمون تاریخ بدرامد٬ دفاع مستقلانه کار ساده ای نبود تحقق این کار بزرگ را قوایمسلح پرافتخار وطن٬ دولت متعهد وموجودیت رهبر توانا ومدبرمانند نجیب الله ممکن ساخت٬ شهید نجیب الله تحت فشارهای گوناگون از کانونهای مختلف ومتعدد باانکه همیشه از وسیله شدن افغانها بدست دشمنان افغانستان متاسف بود با تبارز شجاعت عالی افغانی همیشه بدشمنان خود میگفت راځی داگز دامیدان.

 بیست وشش دلوکه روز تکمیل عودت نظامیان شوروی مطابق به توافقنامه های ژنیو ازکشورماست بدون شک روز ختم اشغال وتجاوز یک بیگانه برسرزمین مابود که بهمین دلیل هم روز نجات ملی است.

 شگفت انگیز است ۲۶ دلو را داکتر نجیب الله که برخود و رژیم تحت زعامتش تااخر و تا همین امروز برچسپ رژیم وابسته به روس زده میشود بحیث روز نجات ملی اعلان میگردد ولی در غیاب رژیم او و در حضور رژیم به اصطلاح مجاهدین که لاف راندن روسها راهم میزنند ازان بحیث روز نجات ملت بزرگداشت را بجایش بگذارید که یاداوری هم نمیگردد انها برعکس از روز ۸ ثور که روز پیروزی کودتاه مشترک خاینین داخل حزب وطن با پروژه های مسکو و تهران در صفوف مجاهدین است بحیث روز ملی جشن میگیرند.

دراخر میخواهم به یک سوال احتمالی قبلآ جواب بدهم وان اینکه عده ای را باور به این است که عودت قطعات نظامی اتحاد شوروی نتیجه اش سقوط دولت جمهوری افغانستان بود و در عقب باورهای ازین دست صحت پیش بینی های بیرون کردن نیروهای نظامی شوروی از افغانستان به معنی نابودی مردم٬ حزب ما و انقلاب ماست هدف قرار داده میشود.

تاریخ٬ مردم٬ اعضای حزب وطن٬ دشمنان و دوستان افغانستان شاهدان عینی وزنده اند که حاکمیت جمهوری افغانستان درغیاب سربازان شوروی چنان شجاعانه از خود دفاع نمود که بر محاسبات دوست و دشمن مبنی بر سقوط سریع حاکمیت جمهوری افغانستان در غیاب نظامیان شوروی خط بطلان کشید وهمه را بطور مساوی در حیرت فروبردند٬ دولت درطی سه سال دفاع مستقلانه فقط تسلط برشهر خوست را ازدست داد که دران هم رگه های خیانت از درون دیده میشد اما در سایر رویارویهای منظم درجلال اباد٬ لغمان٬ زابل٬ کندهار٬ کندز٬ میدان وغیره چیره گی خود را برمخالفین درمیدانهای جنگ به نمایش گذاشت و در واقع یک پوسته نظامی هم ازطریق فشار نظامی طی سالهای دفاع مستقلانه به مخالفین نپیوست٬ تاانکه استخبارات روسیه و ایران به ریزرفها و ظرفیتهای درون حاکمیت قومانده باز کردن دروازه قلعه را از داخل و ضربه زدن ازعقب به خنجر را نداده بود ارزوی سقوط رژیم محقق نگردید. رهبران جهادی در پاکستان از فرط ناچاری بدور میز نشسته بودند و ترکیب شورای موقت پیشنهادی سازمان ملل متحد را بررسی میکردند که از کابل برای شان درعالم از بی باوری اطلاع سقوط رژیم رسید.

 
 

   کورپاڼه | صفحه اصلی  

email: payamewatan@yahoo.com