www.payamewatan.com
 

 

 

صفحۀ اصلی

 

تاریخ نشر:04.03.2010

ک. کمال

شنیدن کی بود مانند دیدن

نمیدانم درین روزها این ویدیوکلیپ های معامله علیه مصالحه چگونه و از کجا درسایت ها باریدن گرفته که کسی را درحال دویدن وشیرین زبانی٬ کسی را در حال ارایش کردن٬ کسی را در حال در اغوش کشیدن٬ کسی را در حال دست تعظیم در سینه داشتن و رهبران دیروز را در مقام بادیگاردهای اشرار نشاندادن است. هر سایت را که باز میکنی همان معامله گران بدور همان میز معامله٬ هر قدر با خود اندیشیدم مناسبت انرا نفهمیدم اخر باخود گفتم بیان حقایق چه نیازی به مناسبت، چه ضرورت به ادرس و چه انتظاری به زمان دارد٬ همینکه میگویند که تاریخ در قضاوت خود بیرحم است، بی شک که چنین است.

سابق ها غنیمت بود، امکانات اندک بود و به همین ترتیب قضاوت تاریخ هم محدود و زمانگیر٬ دستکم از عملکرد یک نسل در زندگی همان نسل تاریخ قضاوتش را تحویل مردم نمیکرد چی کنیم که درعصر بدشگون اطلاعات و تکنالوژی هیچکس، درهیچجای و در هیچ زمان مصوون نیست، اخ! لعنت به کامره و نفرین به کمپیوتر که دستان شانرا یکی کرده تامشتان دیګران را باز نموده و  اینهمه کافر و مسلمان٬ گبر و ترسا٬ بت پرست و اتش پرست را با چهره های به ظاهر اراسته ولی با وجدانهای خفته هنگام معامله آشنا ساختند.

افسوس و صدافسوس! چه سرهای بلند٬ چه قدهای رسا و چه کمرهای بسته ایکه در برابر ریشداران پکول پوش خم نمیشوند٬ و چه دستهاییکه به سینه های پر از مدالهای شجاعت گذاشته نمیشود و چه ابرو و ارزشهای انسانی که ختم برادرکشی گفته در یک معامله به حراج گذاشته نمیشود و این درحالیکه تازه دور خشن و وحشتناک برادرکشی در نتیجه همین معامله که همانا جنگ کوچه به کوچه است اغاز گردیده بود و گارنیزیون نشینان درهمان لحظه ایکه برسر میز معامله مصروف اند اغاز انرا به تماشا نشسته اند. اما میشود این معامله را چیز دیگر نامید؟! بلی چرا نی! اینک تازه بعد از نشر ویدیوکلیپ ها دستکم سه موضعگیری بوجود امده که در واقعیت تازه هم نیستند و دقیقاً ریشه در گذشته دارند، اینطور :

۱-  موضعگیری ایکه در حمایت از معامله قرار دارد و میگویند این همان مصالحه ای بود که ما درپی ان بودیم؛

۲-  موضعگیری ایکه انرا مصالحه میگویند ولی غیر اصولی؛

۳- وموضعگیری ایکه انرا معامله ودرواقع کودتای خونین علیه مردم ومصالحه مینامند.

ــ اگر رسیدن به مصالحه را بر فرضیه تسلیمی قدرت به مخالفین مسلح نیز بنا نماییم انچه در ویدیو کلیپ ها دیده میشود مصالحه نی که بمفهوم واقعی کلمه معامله است زیرا انچه در تاریخ پنج ثور ۱۳۷۱ و در واقعیت در ۲۸ حمل رخداد صلح بحیث هدف دران مطرح نبود بدلیل اینکه ختم جنگ از راه معامله با بخش کوچک یکطرف منازعه و حذف عمدی سایر بخشها دلیل بر تشدید جنگ است نه مهار کردن ان. در شانزده تنظیم مسلح مخالف درست یک و نیم تنظیم (حزب وحدت و شورای نظار) را برای معامله انتخاب کردن پیام جز تشدید جنگ ندارد (صرفنظر ازینکه درعقب این انتخاب و معامله چه دستهای کار میکرد) و اما هدف اساسی ایکه در قبال مصالحه ملی نجیب الله مطرح بود این همانا نفی کردن فرضیه تسلیمی قدرت به مجاهدین بود. نجیب الله میگفت ما اماده ایم از قدرت به نفع صلح بگذریم٬ اما او هیچگاه نگفته بود که حاضر است از قدرت به نفع مخالفین مسلح بگذرد٬ (درینمورد بعداً مفصلتر خواهیم نوشت) زیرا دولت افغانستان٬ نمایندگی ملل متحد و مردم افغانستان به این باور بودند که رهبران مخالفین مسلح فاقد شایستگی و امکانات بدست گرفتن و حفظ قدرت سیاسی اند٬ حتی خود انها بعد از یکدوره لجاجت و سرتمبگی به این امر راضی گردیده بودند و میکانیزم انتقال قدرت از دولت را به شورای بیطرف پذیرفته بودند، این بخش نهایت با ارزش پلان صلح پنج فقره ای ملل متحد برای افغانستان بود ولی انهاییکه نمیخواستند صلح درافغانستان تحقق یابد بدیل حکومت انتقالی اسلامی افغانستان را مطرح کردند که در رأس ان روسیه و ایران قرار داشت و درست همین دو کشور برای نیل به اهداف منطقوی خویش جواسیس و غلامان شانرا در درون و بیرون دولت برای ناکام ساختن پلان صلح ملل متحد وارد معامله نمودند که نتیجه ان ادامه جنگ بود نه صلح و لذا در نتیجه این همان مصالحه ای نبود که ما درپی ان بودیم بلکه این همان معامله خاینانه ای ضدملی ای بود که دیگران سناریوی انرا نوشته بودند و بدست کودتاچیان گارنیزون نشین سپرده بودند تا درعمل پیاده نمایند.

ـــ دوستان ما که معامله مزار٬ جبل السراج و گارنیزون کابل را مصالحه غیر اصولی میگویند در مصالحه مورد نظر خود شان که بحیث یک مفهوم سیاسی درپلنوم شانزده مطرح شد (صرفنظر از اشاره ها و مشوره های بیرونی) حفظ و ادامه نظام انوقت اصل بود که محترم حمید روغ انرا در بهترین صورت یک سازش لیننی و پلورالیزم سوسیالستی توصیف نموده اند، محترم روغ در مقامله ای تحت عنوان در میان ح د خ ا وحزب وطن چی تفاوت است؟... درهمین رابطه چنین مینگارد . . . درین دوره مصالحه، برپایه و به منظور توسعه پایگاه اجتماعی حاکمیت خلق مطرح شد. خود نظام٬ اصول فکری وسیاسی ان٬ منابع مشروعیت دهنده ان، استنباط ان از اوضاع کشور، دلایل و منابع جنگ در افغنستان دست نخورده باقی میماند٬ یعنی مصالحه ملی باوجودیکه تیزسها عقبدار ان گردانیده شد، در مقیاس متدلوژیک متوقف ساخته شد٬ مصالحه در چارچوب میتود و روش لیننی سازش تعریف شد و بهمان صیاق از مصالحهء اصولی صحبت شد. حاصل مصالحه درین دوره انجذاب یک عده غیر حزبیهای مساعد در دستگاه دولت بود. (۱)

و به این ترتیب دیده میشود که برخورد این عده دوستان ما در قبال مصالحه برخورد دولتمدارانه و اداریست تا دموکراتیک. همانطوریکه به ان اشاره شد بزرگترین عیب مصالحهء این دوستان تاکید بر حفظ نظام بعنوان پیش شرط مصالحه است که در واقع صاف و پوست کنده تاکید بر ادامه جنگ است نه چیز کمتر از ان٬ دعوت مخالفین به پیوستن در تحت سایه نظام که ح د خ ا با افکار سیاسی خودش در راس ان قرار داشته باشد اگر بازی دادن دیگران نیست بازی دادن خود حتماً است، این درحالیکه درعقب همین مصالحه اصولی نیز دودلی٬ تردد وعدم صداقت باشفافیت دیده میشد. گذشته ازین انچه بعداً بنام مصالحه غیر اصولی بوقوع پیوست و نغمه بربادی یک ملت را کوچه به کوچه در قلب وطن ما به نواختن گرفت طرفدارانمصالحهء اصولی هرگز علیه ان موضعگیری نکردند برعکس خود در زیر چتر امنیتی مصالحه غیر اصولی بسر بردند با دوستم٬ منصور نادری وجنرال مومن همکاری نمودند ۰  غیر ازین تا جاییکه چشم ادم کار میکند و در ویدیوکلیپ ها میبیند تمام انهاییکه به نحوی در معامله سقوط دولت به نفع شورای نظار فعال اند همین طرفداران مصالحهء اصولی اند ٬ به استثنای میرزاقلم۰ میګویند که او هم  بعدآمزد خوش خرامیدنهای انروز خود را بدست اورد وحالا درکدام حزب بیرون مرزی منصب کلان بدست اورده است

ــ و اینک در مورد طرفداران حقیقت معامله علیه مصالحه.

بارها گفته شده که مصالحه از دید این عده دوستان یک فکر است که گذشت٬ تحمل٬ احترام به دگراندیشان٬ مسامحه٬ کنارامدن٬ اشتی و تفاهم از تبعات ان است. انچه را که ما در افغانستان انروز بخاطر مهارکردن جنگ وعقیم ساختن سرچشمه های درونی وبیرونی ان با ان سروکار داشتیم سیاست مصالحه ملی بود که بر تفکر مصالحه مبتنی بود٬ از انجاییکه این سیاست از جزم های فکری از قبل اماده شده بدور بود و باید در پراتیک خود ما غنا و پهنا می یافت در ابتدا درچارچوب ایجاد دولت ائتلافی با مخالفین مسلح دولت مطرح گردید که بعداً تا بدیل کنار رفتن از قدرت به نفع میکانیزم شورای بیطرف تکامل نمود که در هردو مورد تسلیمی قدرت به مخالفین مسلح مطمح نظر نبود بلکه پیوسته سعی بران بود که به هر پیمانه ایکه حزب وطن و متحدین سیاسی ان از محور قدرت فاصله میگیرند بهمان پیمانه تنظیمهای جهادی نیز از ان فاصله داشته باشد و این بدلیل انکه حزب وطن قدرت سیاسی را مال و حق انحصاری خود نمیدانست و حاضر نبود انرا به نیروهای واگذارد که در پی کسب انحصاری ان بود. قدرت از نظر حزب وطن و حاکمیت تحت زعامت نجیب الله مال مردم پنداشته میشد و تمام تلاشها به این امر معطوف و موقوف بود تا این امانت به مردم سپرده شود، دولت جمهوری افغانستان بخاطر از طرح انتقال قدرت به شورای بیطرف حمایت نمود تااصل رسیدن به قدرت را از طریق انتخابات به کرسی بنشاند. در سیاست مصالحه ملی که داکتر نجیب الله موسس و مبتکر ان بود شرط غلبه صلح بر جنگ درتفاهم بین الافغانی و ازان طریق کنار امدن همه طرفهای درگیر منازعه به طرفداری از صلح مطرح بود شعار نجیب الله این بود: هرکس با وطن است باما نیز است.

در مصالحه نجیب الله چه چیز مطرح بود ؟؟؟

ــ کنارامدن همه افغانها برای صلح٬ بازسازی و انکشاف

ــ مراجعه به میراث نهضت مشروطیت

ــ تأسیس حاکمیت وفاق ملی

ــ پلورالیزم دموکراتیک درمقابله باپلورالیزم سوسیالستی

ــ نمایندگی از مصلحت وطن در مقابله با مصلحت یک بخش جامعه

ــ اعتراف به واقیعتهای جامعهء افغانی و تاکید براینکه مشکلات افغانستان دارای خصلت مافوق طبقاتی وایدیولوژیک اند .

ایا رسیدن به چنین اهداف بزرگ و عمیقاً دارای خصلت ملی از طریق معاملات میتواند براورده شود؟!

  اگر مجمع واقعی عالی حزب وطن دایر گردد باید معامله گران و سازماندهندگان کودتا ضد مصالحه ملی را بحیث خاینین به مصالح علیای وطن محکوم نموده و غرض بررسی جرم و مجازات شان به ارگانهای عدلی کشور معرفی گردند. پلو را که کودتاچیان در مزار به مردم وعده داده بودند بعد از زیاد شدن اب دران در جبل السراج و تا رسیدن ان به گارنیزیون کابل که به شوله تبدیل گشت نباید تقصیر انرا بحساب مردم واعضای حزب وطن محاسبه نمایند که مشتاقانه منتظر کشیدن کبوتر صلح در اغوش بودند.

و به عنوان حرفهای اخر :

از بیان یک مشاهده خود که در جریان تماشای ویدیو کلیپ ها به ان برخوردم نمیتوانم ناگفته بگذرم که هم سمبولیک است وهم یک تصادف تاریخی اینطور:

درست چند روز بعد از تجاوز شورویها نزد جنرال گل اقا که در آنزمان ډگرمن و رییس عمومی امور سیاسی وزارت دفاع بود رفتم وی مرا با بسیار صمیمیت پذیرفت چیزیکه قبل و بعد از مسافحه توجه ام را در یونیفورم مرحوم گل اقا جلب نمود کمربند روسی ان بود که ایشان روی دریشی برتیه ای انگلیسی خود پوشیده بودند، کمربندی که افسران روسی قبل و چیزی هم اندک بعد از جنگ دوم جهانی میپوشیدند٬ نمیدانم این کمربند را که دیگر جز یونیفورم نظامی روسها هم نبود برای مرحوم گل اقا از کدام ډیپو دست و پا کرده بودند تا با پوشیدن ان چه چیز را افاده کنند؟ باگذشت سالها در استانه سقوط رژیم بوسیله معامله گران در جریان معامله بر سر شهر چاریکار بین صالح محمد ریگستانی از جانب شورای نظار و پاسدار (افرین خوب پاسداری کرد) منشی کمیته ولایتی حزبی ولایت پروان ناگهان متوجه شدم که ریگستانی نیز همان کمربند روسی دوران جنگ دوم جهانی را پوشیده ضمن تعجب ازین تصادف تاریخی باخود گفتم هرکی با دستمالهای سست کمر ببندد روزی رسوا میشوند.

 


۱- در میان ح.د.خ.ا و حزب وطن چی تفاوت است؟ - دکتور حمید الله روغ

 

 

   کورپاڼه | صفحه اصلی  

email: payamewatan@yahoo.com