www.payamewatan.com
 

 

 

صفحۀ اصلی

 

تاریخ نشر:01.02.2010

ک. کمال

كنفرانس لندن ـ مصالحه٬ موضعگیریها و مشکلات

 

این نوشته را با نثار هزاران درود به روح بزرگ بنیانگذار مکتب مصالحه شهید دکتور نجیب الله، که انرا بمثابه پروژه جدید فکری افغانی بمنظور ریشه یابی و حل بنیادی منازعات در جوامع رو به انکشاف و قبل از همه کشور خود ما که در یک بحران عمیق و همه جانبه فرو رفته بود و هنوز دران دست و پا میزند مطرح نمود، اغاز مینمایم.

 

    درین روزها باردیگر صدای مصالحه و اما در خارج از افغانستان برای افغانستان و هزاران کیلومتر دورتر از سرزمین جنگ زده و مردم بخون کشیده ما در شهر پرهیاهوی لندن طنین انداز بود. در کنفرانس لندن نمایندگان هفتاد نهاد دولتی و غیر دولتی گردهم امدند تا در مورد توسعهء اقتصادی٬ توسعهء امنیت٬ مبارزه علیه فساد٬ مسایل مربوط به بهبود حکومتداری و چگونگی تقویت و بهبود روابط با همسایه های افغانستان را بررسی نمایند اما در جمع این مسایل پروبلم امنیت نگرانی جدی شاملین کنفراس را تشکیل میداد که پلان مصالحهء دولت اقای کرزی باید به ان جواب میداد.

مردم افغاستان از سالها قبل با مصالحه اشنایی دارند، در مورد ان فراوان شنیده و خوانده اند و چه بسا شاهد قربانی و پیکار لشکر بزرگ از سپاهیان مصالحه در تاریخ پرخون نزدیک وطن خود اند که رهبرش از زندگی پربار و پرافتخار خود در راه رسیدن به ان مایه گذاشت و بارها گفت در صورتیکه صلح در کشور تأمین شود٬ نه تنها از مقام و کرسی که از زندگی خود نیز میگذرم.

   دولت مجاهدین به رهبری اقای کرزی نیز چندین بار مصالحه را با مخالفین مسلح دولت اسلامی اش گاه در حد یک وسیله افزاری٬ گاه برای فشار وارد کردن و گاه برای فشار کم کردن برخود عنوان کرده است که نی کسی چشم به راه نتایج بود و نه هم ببار اورد اما اینبار باحفظ اهداف قبلی بهدف مهار کردن بحران که وی و دولت تحت رهبری اش را زمینگیر نموده٬ مشروعیت خود و نظامش را زیر سوال برده٬ روابط اش را با پارلمان کشور به چالش کشانده و به امید عبور از چندین دهلیز بن بست انرا مطرح نموده باشد. شک و تردیدها و امیدها در بین دسته های حلیف و حریف دست کم نشاندهنده سه تمایل ذیل اند :

موضعگیریها :

۱ـ   این دسته میگویند مصالحه خوب است، اما پلان مصالحهء اقای کرزی با عجله و بدون مشوره اماده و به لندن انتقال گردیده است؛

۲ـ   شاملین این گروه به این باور اند که اگر ما مصالحه میکنیم خوب است و اگر دیگران مصالحه میکنند بد است؛

۳-  گروه سوم ضمن انکه به عمق و گستردگی مفهوم مصالحه تاکید دارند به این باورند که مصالحه برای رفع منازعه و مقابله و رسیدن به تفاهم نتنها ضرور است بلکه از هرجاییکه و از هرکسیکه کار برای تحقق ان اغاز گردد خوب و قابل حمایت است.

گروه اول که خود را نیروی کاندید قدرت و اپوزیسیون دولت میدانند نه برای مصالحه پلان دارند و نه هم به ان ایمان دارند، این گروه بخوبی میدانند که اگر پای مشوره بخصوص با پارلمان درمیان میبود در انصورت حصول توافق بران چندان به درازا میکشید تا فرصت بدست امده در کنفرانس لندن مانند سایر فرصتها قربانی فرمول چنه بازی از پایین و بدست اوردن امتیاز از بالا میگردید٬ این گروه که از امتیازات بانک و تانک در درون و بیرون از دولت برای سبوتاژ کردن برخوردارند از همین اکنون به تحریکات و تبلیغات علیه ان و چه تاسف انگیز که از نام روشنفکر و با مطرح کردن ارزشهای مدنی پیوسته اند که امید واریم با شناخت که مردم از نقش ایشان در سبوتاژ پلان اول صلح ملل متحد برای افغانستان از انها دارند کارشان این بار به جای نرسد، این گروه بزرگترین مانع در راه صلح اند.

موضعگیری گروه دوم که بخوبی مصالحه خود (مصالحه دکتورنجیب الله) و به بدی مصالحه دیگران (مصالحه کرزی) اشاره دارند استدلال میکنند که وقتی نجیب الله با مجاهدین مصالحه میکرد یکطرف معادله را روشنفکران و حامیان ارزشهای مدنی تشکیل میداد که به اینترتیب در ماحصل مصالحه یکنوع توازن بین بنیادگرایی مذهبی و تمدن گرایی بوجود می امد ولی مصالحه کنونی مصالحه بین مجاهدین و طالبان است که هردو ریشه در بنیادگرایی دارند که مصالحه بین انها باالطبع به تقویت بنیادگرایی می انجامد.

نتیجه گیری دوستان شامل این دایره فکری از مصالحه فی مابین مجاهدین و طالبان قریب به واقعیت مینماید. هردو طرف معادله بنیادگرا اند و اگر پوشش فشارهای جامعه جهانی را از دولت مجاهدین برداریم دیگر اختلاف این دو مخالف متحدالمحور در میزان وابستگی شان به پاکستان و درجه تمامیتگرایی شان به نفع گروه خود باقی میماند و دیگر هیچ، دیگر اینکه درینمورد با این عده دوستان نیز میتوان موافق بود که مصالحه کرزی با مصالحه نجیب الله از لحاظ شکل و محتوا تفاوت دارد. مصالحه کنونی را در بهترین صورت میتوان کاریکاتور مصالحه دوران زعامت نجیب الله دانست اما حرف بر سر رد مصالحه کنونی از جانب دوستان ما چه چیز را میتواند تداعی نماید که به تعبیر ایشان در غیاب روشنفکران در معادله سیاست به تقویت بنیادگرایی مذهی می انجامد. به باور من این عده دوستان میخواهند به طالبان و مجاهدین بگویند که مصالحه را توقف دهید٬ جنگ و ویرانی را ادامه دهید٬ ابزار مداخله بیگانگان حریص را بیشتر و بیشتر تدارک نمایید تا اگر خدا خواسته باشد ما روشنفکران جمع و جور شویم بعد به قدرت برسیم و تا از موضع قدرت با شما مصالحه نماییم تا بیلانس بین بنیادگرایی و تمدن خواهی بوجود اید. این دوستان ما در واقعیت به زمان قومانده توقف میدهند که هرگز منتظر کس نمی ماند.

  اگر بتوانم درمورد حرف دل تمایل سوم مصالحه چیزی بنویسیم این خواهد بود که این گروه حامیان عندالهی مصالحه نه بعنوان وسیله ابزاری و مقطعی بلکه بطور عقیدتی و ستراتژیک اند و هرگز اغاز و تحقق انرا مشروط به اشتراک خود شان در معادله قدرت نمیدانند این در حالیکه در تحقق ان منحیث رسالت وطنی صرفنظر از موقف شان در قدرت سهم خود را مطابق به امکانات شان ایفا مینمایند٬ این تمایل مصالحه را از طریق مذاکره و گفتگو بمثابه مدخل تفاهم بین الافغانی طوری قابل حصول میدانند که هرگز فکتور فشار نظامی را بر خرابکاران بمنظور تحمیل مصالحه در میدانهای نبرد برانها مردود نمی شمارند به باور انها مصالحه بعد نظامی هم دارد که هرگز خوار شمرده نشود٬ دوستان شامل این تمایل برای رسیدن به مصالحه هیچ پیش شرط جز منافع ملی مطرح نمی نمایند همه بدون استثنا و از شاه تا گدا.

 مشکلات :

مصالحه ندای خیرست که فقط مصلحون به ان لبیک میگویند و متاسفانه هستند فراوان مفسدون که با ان به مقابله برمیخیزند٬ مصالحهء کنونی نیر ازین امر مستثنی نیست اما بخش از مشکلات برمیگردد به مدعیان مصالحه که به برخی از انها قرار اتی اشاره میگردد.

ـــ مصالحه محدود بدون درک از عمق و گستردگی ان و غالبآ بدون صداقت٬ شجاعت و پیگیری بمثابه شعار زودگذر و موسمی مطرح میگردد که در مردم نه تحرک و نه هم امید ایجاد کرده میتواند همانطوریکه شعار مبارزه بافساد که در همین روزهای نزدیک باحرارت مطرح گردید و اینک که شعار مصالحه جای او را پر خواهد نمود دیگر شعار مبارزه با فساد جای دوم را میگیرد و اهسته اهسته فراموش میشود اگر چنین است شعار مصالحه نیز نمیتواند سرنوشت بهتر از انرا داشته باشد.

  ـــ عدم هماهنگی و تفاوت درک در بین جامعه جهانی در مورد میکانیزم و چگونگی تحقق مصالحه در افغانستان.

  ـــ عدم هماهنگی در بین دولت و جامعه جهانی.

  ـــ چیره بودن فورمول حذف نظامی مخالفین بر برخیها در مقامات عالی دولتی و بر همین دلیل عدم توافق و تعهد بین بخشهای مختلف و اساسی دولت روی برنامه مصالحه.

  ـــ داشتن محاسبات نادرست براساس اطلاعات نادرست درمورد دوستان، دشمنان، موقعیت جفرافیایی و فرهنگی افغانستان.

ـــــ  حضور پررنگ و با موقف دست بالای نیروها و چهره های دشمن طالب در رده های بالایی دولت که تلفات سنگین انسانی را با بیرحمانه ترین شیوه ان از جانب انها متحمل گردیده اند.

  ـــــ وابستگی طالبان و حزب اسلامی به استخبارات پاکستان٬ تاکید میگردد که مصالحه وقتی میتواند نتایج مشخص و مطلوب ببار اورد که طرفین دارای اراده مستقل و تعهد ملی باشند.

  ــــ وبالاخره عدم همکاری منطقوی و بخصوص عدم همکاری پاکستان تاثیر فوقالعاده منفی را بر روند اشتی بین افغانها طی سه دهه ای اخیر بجا گذاشته است، مداخله پاکستان در امور افغانستان بحدی علنی و گسترده بوده که از اعتراف بران هم باکی ندارد، درین اواخر از ادرس برخی مقامات دولتی پاکستان با صراحت شنیده میشود که اگر امریکا از موقف پاکستان در مخالفت با هند حمایت نماید شرایط مذاکره طالبان را با امریکا مساعد خواهند نمود٬ یکی از مامورین عالیرتبه استخبارات پاکستان بنام امام کرنیل که انرا میتوان از جمله پدران مجاهدین و طالبان بحساب اورد در یکی از مصاحبه های خود با روزنامه گلوبل اومیل چنین میگوید: ملاعمر شخص قدرتمند و مخلص به کشورش است، وی جواب یگانه مشکل و شخص فهمیده است، کرنیل درادامه میگوید، ملاعمر ممکن است برای رسیدن به یک توافق با امریکاییها علاقمند باشد که براساس ان نیروهای خارجی از افغانستان خارج شوند، پول هم برایش بخاطر ابادی وطنش بدهند من درینمورد کمک کرده میتوانم. گفته میتوانیم که در مورد امنیت افغانستان حرف اساسی را پاکستان میزند نه ملاعمر٬ نه حکمتیار و نه هم سخنگوی این و ان شورا٬ موجودیت شورای کویته و شورای کراچی متشکل از رهبران دست اول و دوم طالبان در پاکستان چه چیز را بدون مداخله علنی پاکستان در امور داخلی افغانستان میرساند؟؟؟ مهار نکردن پاکستان درمسالهء افغانستان یکی از مظاهر ننگین شکست امریکا و متحدینش در مبارزه علیه تروریزم بحساب میاید.

چه باید کرد ؟؟؟

قدر مسلم اینست که انجام نیافته ها چندان فراوان اند که برشمردن همۀ ان مطلب را به درازا میکشاند اما به هیچ دلیل نمیتوان از کنار مبرمیت ها با ارامی گذشت بطور نمونه :

ــ مصالحه را باید از سطح شعار به میدان عملی مکلفیت همگانی، ستراتژیک و در راس اولویت های دولت٬ جامعه و هر افغان قرارداده اساس انرا بر محور محکم منافع ملی گذاشت٬ از کنارزدن و استثنا قراردادن گروها و شخصیتها پرهیز کرد.

ــ لازمه تحقق پیروزمندانهء هر برنامه موجودیت تیم همفکر و همراه میباشد٬ دولت افغانستان باید خود را از قید رنج فقدان تیم همفکر برهاند.

ــ ایجاد هماهنگی بر محور برنامه این همان چیزیست که در نبود ان هیچکاری ولو کوچک و بی مقدار نمیتواند به سر رسد.

ــ بازنگری عمیق و مسئولانه در پرتوی منافع ملی در عرصه تبلیغاتی و وسایل اطلاعات جمعی٬ میتوان درین عرصه مدعی شد که وسایل اطلاعات جمعی افغانستان که ظاهراً برای افغانستان تبلیغات میکنند خط ان از خارج و طبعاً در مدار منافع خارجیان تعین میگردد٬ وسایل اطلاع رسانی افغانستان در واقعیت اهداف را که ایران و پاکستان در جستجو ان اند به عهده خود گرفته اند اما کیست که از مسولین بپرسند که چرا ؟؟؟

ــ اعتماد سازی٬ شجاعت٬ از خودگذری عوامل سازنده در رسیدن و کوتاه ساختن راه به مصالحه است٬ فهم این مساله ضروریست که صلح متارکه نیست و حتی ختم جنگ را نیز نمیتوان صلح نامید. متارکه و یا ختم جنگ اغاز کار برای رسیدن به صلح است لذا تا رسیدن به صلح راه درازی در پیشروست که مستلزم حوصله٬ گذشت و تحمل قربانیهاست؛

ــ مبارزه صادقانه و مؤثر علیه فساد که یکی از عوامل فلج کننده ارگانیزم دولت افغانستان است٬ این کار به شعار، موعظه و نیایش انطوریکه تجربه نشانداد به سر نخواهد رسید اینکار همانند فکتور های دیگر ناتوان کننده دولت به صداقت٬ شجاعت٬ قاطعیت٬ نمونه مثال شدن و به از خود گذری نیاز دارد که متاسفانه در مثلث قره قلی٬ پکول و لنگی کاخ نشین کابل کمتر دیده میشود.

ــ وبالاخره قانع ساختن و فعال ساختن همه امکانات اعم از داخلی و خارجی برای مهار کردن و به جای نشاندن پاکستان بمثابه حامی تروریزم بین المللی اگر اینکار صورت نگیرد جامعه جهانی هرگز در شعار مبارزه علیه تروریزم نه صادق است و نه موفق.   

 
 

   کورپاڼه | صفحه اصلی  

email: payamewatan@yahoo.com