www.payamewatan.com
 

 

 

صفحۀ اصلی

 

تاریخ نشر:06.11.2009

صدیق حمید
افغانستان

«نه گفتمت مرو آنجا که آشنات منم»؟

یکبار دیگر با دوستان حزب متحد ملی و شاید برای بار آخر :

      اینک تیاتر انتخابات به پایان رسید٬ این تیاتر ترکیبی بود از بخشهای آموزشی٬ انتباهی٬ کمیدی و تراژیدی. در اوج این نمایش ترکیبی جناب عبدالله عبدالله یکی از فیگور های مرکزی٬ بنابر هر دلیلی که بود یاران٬ دوستان و حامیان خود را در نیمه راه گذاشت و پرید؛ متحدین و حامیان سرخورده اش را ملزم به پاسخدهی بخود ساخت که درین بازی چه بدست آوردند و چه از دست دادند؛  شاید بعضی ها به ان هم بیاندیشند که بازیگران اصلی کی ها بودند و بخاطر کدام «چال» «پیاده و فیل و رخ و وزیر» را به یکباره گی «به خوردن» داد؟!

      و اما در سالهای اخیر همۀ ما و شما شاهد آن بودیم که حزبی ها با سردادن شعار خانواده بزرگ حزبی به تحرک افتیدند ولی در نتیجه تعاملات مختلف به انشقاق بیشتر «خانواده» انجامید و دیوارهای فرعی٬ «قلعه» را به حیات های خلوت گروه های نظریاتی و تشکیلاتی تقسیم نمود که از جمله چند بسوه یی آنرا شما نیز به نام خود چاردیوالی نمودید. هنوز ازین فاجعه تازه در مرز «دق مرگک» بودیم که به حزبی ها اطمنان دادید که این همان «دموکراتیک خلق افغانستان» است که از روی زمانه «متحد و ملی» شده است و روانشاد ببرک کارمل را بیرق ساختید. انتخابات شورای ملی فرا رسید عکسهای زنده یاد شهید داکتر نجیب الله را سایه بان خود ساختید؛ تنور سیاست که گرمتر شد دیوار های قلعه پدری را با راکت انداز زده و در دجال خانه «جبهه متحد» همراه با ربانی و سیاف زیر بغل عبدالله مربع درآمدید  و عاقبت معلوم شد که ایشان زیر نام مردم با آب حرام وضو گرفته و در پیشگاه شیاطین سجده نمودند.

آوازه است که در بدل انصراف خود از مبارزه در دور دوم انتخابات هشت ملیون یورو نصیبش شد که از جمله یک ملیون آنرا به جناب گلابزوی و علومی تقدیم داشته اند. دیگران بهر صورت اینک رفیق سلیم مجاز نیز در سایت اخبار افغانستان شاهد ادعا شده است. گور و گردن کسانیکه ادعا دارند ما که از سر و ته ی قضیه سر درنیآوردیم٬ به راستی گرفتند و یا اینکه «گاله گنجشک خورد٬ لته بودنه»؟

شما فکر خواهید کرد که ما بیکار ماندیم و یا خصومتی با شما داریم که رد شما را محکم گرفتیم و پشت گپ میگردیم. باور کنید که هیچ کدام ازین ها نیست. ما در غم خود سوختیم٬ شما طعنه روی تمام خانواده بزرگ حزبی ها شدید٬ هر کجا که میرویم ماایم و زخم زبان حریفان٬

«هر که پا کج میگذارد خون دل ما میخوریم
شیشه یی ناموس عالم در بغل داریم ما »

 

رفقا به خانه و راه خود بر گردید؛ هنوز آفتاب از مشرق طلوع میکند و درها بسته نشده اند.

 
 

   کورپاڼه | صفحه اصلی  

email: payamewatan@yahoo.com