
سیاسی | اقتصادی | فرهنگی | تحلیلی | علمی | ادبی | هنری | اعلامیه ها | کتابخانه | آرشیف | در باره ما | صفحه اصلی
|
|
د خپریدو نیټه: 04.10.2009 نوشتۀ: ن. م.
از منافقت تا حقیقت
خشت اول گر نهد معمار کج مکثی بر اظهارات برخی از اعضای ستاد انتخاباتی داکتر حبیب « منگل» این مساله دیگر برای همه اشکارشده، و نیاز به اثبات ندارد، که چند تن در عقب پرده نشسته اند، مانند گذشته بر سرنوشت نهضتی ها و تمام نیروهای چپ دموکراتیک و سالم اندیش اراده خود را تحمیل میکنند، و هر گز از روش ها و تکتیک های نفاق افگنانه شان دست بر دار نیستند. همین گرگ های باران زدهء عقب پرده و کار پوهان در سازماندهی و راه اندازی توطیه ها و دسایس، از تاسیس حزب تا امروز در تمام انشعابات، کجروی ها، زهر پاشی و تخم نفاق نفش بازی میکنند، حتی در ټکر « انقلاب !» با مردم نقش و سهم داشتند. این مساله از کسی پوشیده نیست، که نقشه، اساس و پایه تيوریک و خطوط کلی برناموی نهضت میهنی بعدأ« فراگیر» را ( مرحوم محمود بریالی، کشتمند، نور احمد نور و نجم الدین اخگر « کاویانی» و... گذاشتنه اند. من به باور و اطمینان کامل میخواهم خاطر نشان بسازم، که اگر همین مکتب باشد و همین ملا حال طفلان را زار میبینم. در موجودیت و اطاعت از اوامر رهبران عقب پرده همانگونه که نهضت میهنی «میهنی» نشد ، نهضت فراگیر نه تنها « فراگیر» نخواهد شد، بلکه به پارچه هایش خواهد افرود. امروز همه اعضای رسالتمند، بادرد و سالم اندیش ح.د. خ. ا – حزب وطن این واقعیت را میدانند، که چرا یک حزب سراسری دوباره قوام نمیگیرد؟
به اصل بحث بر میگردم: اگر اقدام عجولانه و شتاب زده اخیر همین رهبران عقب پرده و علاقمندی شخص « منگل» در دور دوم انتخابات ریاست جمهوری و نتایج ان (با وجود انکه، اکثریت حلقات رهبری و اعضای شورا های داخل وبیرون مرزی نهضت فراگیر هیچ گونه امادگی مسؤلانه برای چنین امر بزرگ تاریخی نداشتند و خلاف اراده اکثریت اعضای نهضت و نیروهای چپ دموکراتیک و ترقی خوا «منگل» را مطرح و پیش کشیدند) موشگافانه، منصفانه و وافعبینانه به تحلیل و بررسی گرفته شود. شک به واقعیت مبدل می گردد، که همین رهبران عقب پرده حتی در مهاجرت نمیخواهد تا یک تعداد از نیروهای هم سو و هم اندیش کله در کله شوند و با هم کنار بیایند. هر باریکه فضا و شرایط نسبتأ اعتدال، مناسب و امید وار کنندهء اتحاد و وحدت نیروهای سالم و همسو دیده شده، همین گرگ های باران زده دست به اقدامات تفرقه افگانانه و شیطانی میزنند و فضای سالم را مکدر و بحرانی میسازند، میان گروه ها، حلقات همسو و هم اندیش فاصله ایجاد میکنند و تخم نفا ق میکارند و نیروهای سالم را در یک عمل انجام شده قرار میدهند، که همیشه کفاره توطیه و دسایس انها را نه اعضای خانواده شان بلکه فرزندان اصیل وطن پرداخته و در اینده نیز خواهند پرداخت. یکی از ده های دلیل که موضعگیری ها و حرکت های سیاسی، که اراده و خواست اکثریت در ان تمثیل شود شکل نمیگیرد، اطاعت و فرمانبرداری برخی از کادر های سالم و تاثیر گزار از اوامرهمین رهبران عقب پرده است. خوانندگان گرامی حتمأ اظهارات برخی از اعضای ستاد انتخابات محترم « منگل» را در جلسه بررسی کارو فعالیت ستاد در صفحه پیام نهضت خوانده و شنیده باشند. رهبران عقب پرده در این جلسه ستاد صدای خود را بلند نکردند و دلایل شان را توضیح ندادند، و خود از تصمیم شان دفاع نکردند، که چرا دست به چنین اقدام نا عاقبت اندیش و بدنام کننده متوصل شدند، که به سرنوشت فرد فرد اعضای دیروز حزب وطن و نیروهای چپ دموکراتیک وترقی پسند ارتباط دارد؟!. حتی در ای روز ها محترم اسد کشتمند که در هر جای و هر میدان از نام لالای بزرگش سخنرانی و نظریه پردازی میکرد، هم بی صدا شده است و صدایش را بلند نمیکند؟! یک حقیقت را باید قبول کرد که: در جلسه ستاد در میان صحبت کنندگان به جز از اقای داود « رزمیار» که محترم د.م. از شورای انگلستان نهضت فراگیر در مقاله اش تحت عنوان(رویکرد به خامه یی رفیق گرانقدر محمد داوود رزمیار رییس شورای اروپایی نهضت) در مورد اظهارات ضد و نقیض و حتی کودکانه اقای« رزمیار» موضعگیری سالم نموده است و به تبصره بیشتر نمی ارزد، و اقای سید طاهر شاه « پیکار گر» که بسان دوران قدرت موضعگیری داشت، سایر بیانیه دهنگان واقعأ به برخی واقعیت ها تماس و اشاراتی داشتند. نکته که میخواستم به ادرس همین رفقا حقیقت نگر اشاره نماییم این است، رفقای که ایندهء درخشان در پیش دارند، نباید خود را دست خوش هوس ها و تسلیم ارده رهبران عقب پرده میساختند، و نباید مانند گذشته با استفاده از میتود های کهنه با هزار و یک دلیل به اقدامات و موضعگیری های ناکام و نفاق افگنانهء رهبران عقب پرده رنگ اصولیت بدهند. نکته مثبت دیگری که در این نوع « برامد» و حرکت مغز های متفکر عقب پرده وجود داشت، این مساله است که یکبار دیگر نیت و اهداف انها برای نیروهای چپ دموکراتیک و ترقی خوا واضح گردید، که انها جز نفاق و شقاق میان حلقات هم اندیش ارزوی دیگری ندارند.! انبوه از اختلافات که در درون نهضت وجود داشت سر بلند کرد. اکثریت کادر های سالم اندیش نهضت استقلالیت اراده خود به دست گرفتند، که این مساله در ایجاد یک سازمان سراسرس امید وار کننده واهمیت خاص دارد. مرا عقیده بر ان است که، همین موضعگیری عدم حمایت از یکه تازی های رهبران حاضر و عقب پرده از جانب اکثریت اعضای سالم نهضت و سایر حلقات، گروه ها و نیروهای چپ دموکراتیک و ترقی پسند، یک حرکت کاملأ مثبت با اهمیت و یک درس است و ثابت میسازد که، ، امروز دیروز نیست که اعضای حزب با هر تصمیم و فرمان رهبران عقب پرده لبیک بگویند و خود را قربانی هوس قدرت طلبی تنی چند بسازند، و در پروسه های بدنام کننده مشارکت نمایند. به همین ترتیب این روش بزرگترین درس عبرت است، برای رهبران عقب پرده که باید حالا جواب حرکت های شان را خود شان بدهند، و از حرکت شان توضیح بدهند، که چرا خلاف اراده جمعی باز هم دست به چنین اقدام بدنام کننده و نکام زدند؟ و تمام محاثبات شان نادرست ثابت شد، که حتی از حرکت و تصمیم انها گروه ها و حلقات همسو و نیروهای که در سقوط نظام و حاکمیت حزب وطن و ناکام ساختن پلان صلح ملل متحد در یک صف قرار داشتند حمایت نکردند. کاویانی، نورو کشتمند در قدم اول باید جواب بدهند، که چرا نتایج انطوریکه پیشبینی میشد به دست نیامد؟ محترم فهیم «ادا» در جلسه ستاد به صراحت گفت : ( جمعیت اسلامی به مثابه بزرگترین مانع در صفحات شمال در سر راه ما قرار داشت و موضعگیری انها ما را به مبارزه مخفی مجبور ساخت.) ایا این نوع اظهارات نمیرساند، که ما باز هم به زندگی و سرنوشت همرزمان دیروز مان تجارت سیاسی و بازی مینماییم؟! خوانندگان قضاوت نمایند. چقدر مضحک ومسخره امیز است که، اقای سید طاهر شاه«پیکارگر» در اظهاراتش درجلسه ستاد خواست در این شکست و بدنامی پای دیگران را عوامفریبانه بکشاند و مسؤلیت علت نا کامی اقدام شاانرا به گردن دیگران حلقه کند، و از سیاست بگیرش که نگیرد کار گرفت.
او در جلسه برسی ستاد گفت: (رفقا! عده ای از یاران پیشین ح د خ ا– حزب وطن با تمام سوابق خود که در برابر «ارتجاع ؟!» در حاکمیت در پهلوی همدیگر در یک صف قرار داشتیم، در کنار دیگران قرار گرفتند) چه توقع کودکانه، چرا دیگران باید از اقدام خود محورانه، یک جانبه و فرعون مابانه شما که با منافع ملی کشور و اهداف مبارزه داد خواهانه و عدالت خواهانه مردم درد دیده افغانستان و نیروهای چپ دموکراتیک و ترفی پسند یک ملی هم پیوند ندارد، حمایت نمایند.؟ ایا شما از مواضع تان یک ملی متر هم در این سال ها عقب نشینی کرده ائید؟ اقای « پیکارگر» شمایان نباید در تصامیم عجولانه و نا بخردانه، بدنام کنده و ناکام تان پای انسان های شریف و نیروهای سالم را شریک و مانند خود انها را بد نام و شرمنده تاریخ بسازید؟
در همینجا میخواهم به دو نکته تماس بگیریم: نکته اول: شما (هدفم گرگ های باران زده عقب پرده و برخی از رهبران دست دوم و سوم نهضت است) محترم «منگل» را در انتخابات دوردوم ریاست جمهوری نماینده نیروهای چپ دموکراتیک و ترقی پسند معرفی و مطرح کردید. ولی اکنون درجلسات و بررسی های تان با طمطراق و سربلندی اظهار میدارید که : ما به هدف خود که عبارت از معرفی نهضت بود موفق شدیم. ما نهضت را برای مردم معرفی کردیم، و از ان تریبون به نفع معرفی نهضت سود بردیم. ما اهداف نهضت را برای مردم توضیح کردیم. کاندید نهضت یک برامد شجاعانه کرد « چی یک برامدی»؟! برای ارتقا نقش نهضت و تثبیت هویت سیاسی« مان » تلاش و مبارزه کردیم. حضور «فعال سیاسی؟!» مان را در جامعه تثبیت کردیم و غیره و غیره و غیره...... یکی از ده ها دلیل ناکامی و بدنامی شما ها در انتخابات این مساله است که: شما با طرح ها و شعار های عوامفریبانه داخل کار زار تبلیغاتی در میان مردم شدید، انچه میگفتید، بدان باور نداشتید. هم برای مردم، هم برای رفقای خود و هم برای متحدین و سایر نیروهای چپ دموکراتیک و ترقی پسند دروغ گفتید و عوام فریبی کردید و حقیقت را بیان نکردید. در بیرون از نهضت با یک چهره و زبان و در درون نهضت با چهره و زبان دیگر ظاهر میشوید. ایا نیروهای همسو و هم اندیش و چپ دموکراتی و ترقی پسند بالای شما اعتماد خواهد کرد ؟ به یقین که نه. این بار نیروهای چپ دموکراتیک و ترقیخوا پاسخ مناسب برای رهبران عقب پرده شما دادند. شما حق دارید نیروهای را که از اقدام شما حمایت نکردند، به باد استهزا بگیرید.
نکته دوم: حلقه حاکم بر سرنوشت نهضتی ها وقتی با حزبی ها و با خود استند، شهید دوکتور نجیب ا لله را ارتداد به اندیشه های پیشرو عصر متهم میکنند. تمام روز چهره های مطرح در نهضت، بر ضد دوکتور نجیب الله شهید تبلیغ میکنند. سیاست های او را تا امروز تخریب میکنند، که دوباره قوام نگیرد. حلقه حاکم بر نهضت و رهبران عقب پرده نهضت با وجود انکه خود را معتقد و وفادار و منحصر به رهبر عقیدتی شان میدانند و از رهبران عقب پرده شان هدایت میگیرند. ولی در عمل شهامت ان را ندارند، تا از نام همان رهبر و یا رهبران معنوی و عقب پرده شان علنی در صحنه سیاسی و مبارزه وارد میدان شوند، حتی در میان مردم از گرفتن نام رهبران معنوی شان حراس دارند. اما وقتی مساله مردم مطرح میشود، ودر میان مردم میروند و با مردم هم صحبت میشوند، خود را یکی از مدافعان سرسخت سیاست های دکتور نجیب ا لله و مصالحه قلمداد و معرفی مینمایند. در بین مردم جز دوران دفاع مستقلانه سیاست های دکتور نجیب ا لله چیزی دیگر برای گفتن به مردم ندارند و همیشه این عوام فریب ها از همین میتود استفاده کرده ومینمایند. وقتی مساله افتخار در میان باشد باز میگویند که ما راه روان راه شهید دوکتور نجیب ا لله، سیاست مصالحه با اندیشه های نو و دید وسیع بودیم و استیم و از نام او سود میبرند و خود را وارثین همان راه میدانند و در میان مردم خود را در عقب سیاست های نجیب ا لله پنهان مینمایند! در ای جای شک و تردید وجود ندارد که، دکتور نجیب ا لله به تمام مردم بادرد و با احساس افغانستان و اعضای حزب وطن تعلق داشت و دارد. مردم با درد افغانستان و اعضای حزب وطن این مساله را هم نیک میدانند که : دشمنان درونی و بیرونی افغانستان با ناکام ساختن پلان صلح ملل متحد همزمان افغانستان، حزب وطن و جنبیش مترقی کشور را از داشتن یک رهبر خردمند، توانا، مدبر. شجاع ووطنپرست محروم ساختند، و میدان را برای سیاست بازی های خود هموار ساختند. اگر واقعأ رهبران نهضت با سیاست های دوکتور نجیب ا لله شهید موافق اند، و زیر کاسه نیم کاسه ای وجود ندارد، پس چرا برای از سر گیری فعالیت دوباره حزب وطن و انکشاف سیاست مصالحه ملی بادر نظر داشت اوضاع تغیر یافته با حفظ تسلسل تاریخی ان فعال نمیشوند ؟! از اشتباهات وخیانت های رهبران که، در ناکام ساختن پلان صلح ملل متحد نقش و سهم داشتند، پرده بر نمیبر دارند. از روز شهادت دوکتور نجیب ا لله و میر اکبر خیبر بزرگداشت بعمل نمی اورند؟ و یکی از روز را بنام روز شهدا گمنان و نامدار ح د خ ا – حزب وطن مشخص نمینمایند و فوند کمک به خانواده شهدای حزب تاسیس نمیکنند، که برای اقدامات ناکام و بدنام کننده شان هزار ها دالر را مصرف مینمایند.! وصرفأ از روزهای تولد و وفات دیگران تجلیل و بزرگداشت به عمل می اورند، نمیدانم چرا؟! به عقیده من چنین روش ها و تکتیک ها توسط چهره های معلوم الحال جز بدنام ساختن شخصیت های چون داکتر نجیب ا لله و سایر شخصیت های سالم چیزی بیش بوده نمیتواند. امروز نجیب ا لله یگانه رهبر حزب ما است که در تاریخ نصیب ما شده است، که نام و کارنامه های او در میان مردم با نیکی به سر زبان هاست. او زبان مردم را میدانست و با زبان مردم حرف میزد. ما میتوانیم در میان مردم براو افتخار کنیم اما برخی نیرنگ بازان میخواهند با تعقیب سیاست های دوگانه این افتخار را هم از حزبی ها بگیرند. ما حق داریم انانی را که به انچه میگویند و به گفته های خود معتقد نیستند و گفتار شان با عمل شان در تضاد قرار دارد، افشا کنیم و به انها بگوئیم، که دیگر بس است و به چنین سیاست بازی ها ی تان خاتمه دهید، زیرا وقت فریب دادن ها دیگر گذشته است و مردم بیدار شده اند. در اخر میخواهم به یک نکته دیگر تماس بگیرم و ان اینکه پیشبینی نیروهای سالم منجمله نهضت اینده و ازادی، که اخطار کرده بودند که شرکت و حضور یافتن در این دور انتخابات از نام نیروهای ملی دموکراتیک مترقی و چپ جز سبب بدنامی نیروهای سالم چپ دموکراتیک و گسترش نفاق و بحران اعتماد کدام محاصلی دیگر در شرایط کنونی نه خواهد داشت درست بود و اکثریت اعضای ستاد انتخاباتی محترم منگل و اعضای نهضت فراگیر نیز این مساله را تائید مینمایند.
پایان
|
|