www.payamewatan.com
 

 

 

صفحۀ اصلی

 

د خپریدو نيټه / تاریخ نشر:30.04.2012

آرین خیبر

هشت ثور فاجعه ننگین تاریخ

اینک بیست سال از سبوتاژ مشی انساندوستانه مصالحه ملی، ناکامی پلان صلح پنج فقره یی سازمان ملل متحد، اضمحلال اردوی آزادیبخش ملی و سقوط جمهوری افغانستان، که بمیان آمدن حاکمیت باندیتزم و تحقق توطیه بزرگ ملی و ضد وطنی تا سرحد فروپاشی میهن و به گفته معروف (تحقیر یک ملت) را در قبال داشت، یکبار دیگر، کتاب آن روز های دشوار و حادثات هولناک و جنایات بی نظیر تاریخ را ورق میزنیم.

درست بیست سال قبل از امروز جنایتکاران جهادی، در یک زدوبند از قبل طراحی شده مطابق به سناریوی مثلث شوم (ایران، روسیه، فرانسه) در تفاهم کلی با اسلام آباد، با عناصر خیانت و ستون های پنجم شان در دولت جمهوری افغانستان پروسه صلح پنج فقره یی سازمان ملل متحد را که (برای حل بحران افغانستان، ختم جنگ و برادر کشی و تسلیم حاکمیت دولتی به یک شورای غیرجانبدار، و متشکل از افراد آگاه و بیطرف که بر اصل ایجاد افغانستان نوین، متکی بر برگزاری انتخابات آزاد و دموکراتیک مبتنی بر خواست و ادراده ملت مظلوم و رنجدیده افغانستان، بدون مداخله کشور های ذیدخل در قضیه، تحت سرپرستی سازمان ملل متحد تاکید داشتند) را در آستانه تطبیق، سبوتاژ، عقیم و ناکام ساخته با براه اندازی کودتای خونینی مطابق تقسیم اوقات از قبل پلان شده قدرت های افغان دشمن (تهران، مسکو، پاریس) وارد شهر کابل شدند.

ورودیکه صفحه دیگری از کشمکش ها، دریدن ها، به آتش کشیدن ها، ولی با ابعاد گسترده و خطرناک آن باز گردیده، میهن یکبار دیگر در محراق خون و آتش، لانه حاکمیت های باندیتستی و به تعقیب آن جولای تروریزم بین المللی گشت. درین شکی نیست که جنایت کاران درون خانواده گی حاکمیت جمهوری افغانستان (سیاست بازان) خود فروش و میهن فروش که باری سوار بر شانه های بیگاناگان، چون شاه شجاع ها میهن را در بست در معامله به اصطلاح انترناسیونالیستی به اجانب تسلیم و باعث اشغال نظامی کشور آزاد و مستقل، از طرف قوای سرخ شدند، و باری هم با سبوتاژ و عقیم ساختن پلان صلح ملل متحد به قیمت استقلال و تمامیت ارضی میهن، ننگین ترین معاملات و جور آمد ها را با همسایگان حریص و کمپنی های خون آشام استخباراتی براه انداختند، نه تنها که در توطیه بزرگ علیه افغانستان سهم بارز خود را ادا کرده اند، بلکه مجریان اصلی تراژیدی سه دهه خونین نیز به حساب میآید. آری... همین ها بودند که بخاطر اطفای شهوات قدرت طلبی و رسیدن به تاج و تخت میهن رابه ویرانه مبدل، و راه راه برای مداخله مسلحانه یی مستقیم آنانیکه (از مدت ها قبل نسبت به افغانستان آزاد، مستقل و قوی نیات نیک نداشتند و برای اشغال میهن لحظه شماری میکردند) هموار و باعث بدنامی یک نهضت ترقیخواه، دموکراتیک و وطنپرست شدند. ولی... حال که بیست سال از آن روز های دشوار و خونین میگذرد، جنایتکاران درنده صفت تاریخ میهن ما، آنانیکه بخاطر اعاده نظام های فاشستیک، ترویج سیاست های هژمونی و تحکیم حاکمیت های باندیتستی، جوی های کابل (قلب پرتپش مادر وطن) را با خون صد ها هزار هموطن بیگناه ما را رنگین ساخته، شهر تاریخی ما را به گورستان تاریخ و مرکز لکه دار ساختن، دامن پاک، معصومترین خانواده ها مبدل کردند، و در تمام دسایس هستی برانداز و ضد ملی تحت حمایه سازان های دهشت افگن فعالانه شرکت داشتند، به تجلیل پرشکوه از آن پرداخته، عنوان جشن هشت ثور و پیروزی ملت مجاهد را بدان می بندند.

نه ومه خبر پرده می لږ غوندی چی جیګه کړه
ندی د ویلو هغه څه چی ما لیدلی دی
زه یی په ویلو او لیدلو ګنهکار شومه
نور یی په کولو او عمل باندی ښاغلی دی

جنایت های هولناک، در زد و بند های اپراتیفی ضد ملی و ضد مردمی، (قتل کشتار و ذبح نمودن افراد و اشخاص بیگناه، به شیوه قرن بیستم) به آتش کشیدن و ویران نمودن و از میان برداشتن هستی مادی و معنوی میهن و سقوط افغانستان در پرتگاه انسان ستیزی و تمدن ستیزی، و سرانجام محو تمام افتخارات ملی و تاریخی میهن در اقیانوس بدبختی تاریخ به محکومیت به عذاب و فنای آن، پیامد های این جشن !!! پیروزیست که آهنگ تجزیه حتمی افغانستان را رقصیدن گرفته بود.

این جنایت آفتابی که توسط درندگان فرعون صفت و جباران کینه توز بشریت، علیه منافع ملی، تمامیت ارضی، استقلال و آزادی و سرانجام هویت ملی وطن صورت گرفت، نه تنها که از دید مجریان حقوق بشری و (حاکمان زمین خدا) به دور مانده، بلکه به اصطلاح کاروان دموکراسی امروزی (کارشناسان مسایل سیاسی) نیز از حقایق طفره رفته و بدان کلمه کاذب (جنگ های تحمیلی) را عنوان میدهند. و چقدر مضحک است و ریشخند زا... جبر تاریخ و بازگشت دوباره چرخ زمان...

بلی...

در نخستین ساعات ورود دستجات جهادی به شهر ها، آثار قتل، غارت، چور و چپاول، تجاوز، کشمکش ها، هرج و مرج ها و به آتش کشیدن و از میان برداشتن هر آنچه موجودیت فزیکی داشت، با براه انداختن ملیون ها فیر مرمی سلاح های سبک و سنگین به عنوان (شادیانه پیروزی) آشکار گشت.

گردن بریدن ها، به راکت پراندن ها، غرغره کردن ها، چشم کشیدن ها، گوش و بینی بریدن ها، زنده نمودن انسانها، کباب کردن های انسان های زنده و سالم در داش های خشت پزی، سوختاندن دسته جمعی افراد بیگناه شامل (زنها و اطفال) در کانتینر های سربسته، سینه بریدن خانم ها، سنگسار کردن ها، تکاندن میخ های مختلف النوع بنابر سلیقه و خواست قوماندان صاحبان بر فرق افراد، خوراندن جبری تیزاب و مواد فاضله انسان به اسیران جنگی به زور کلاشینکوف، برق دادن ها، قتل افراد بیگناه، مظلوم و بیچاره بمنظور نشان زنی از بالای قله های کوه و نقاط مرتفع و سنگر های حاکم بر مناطق، زنده به گور کردن ها، دوشق کردن ها بواسطه دو عراده موتر، ترتیب نمایشات رقص مرده و وضع حمل زنان در پوسته ها و قرار گاه های تنظیمی، و صد ها موارد و اشکال دیگر همه و همه (جنایات اشویتزگونه) به عنوان مصروفیت روزانه صاحبان کلاشینکوف های خونچکان و پیامد پیروزی حاکمیت باندیتزم است. آری در چنین یک جو پرتنش که دیگر هیچج آثاری از تمدن انسانی باقی نمی ماند، دیوانگان تازه به قدرت رسیده در چندین موارد محافل علنی ازدواج با پسران برهنه صورت را در رقابت و هم چشمی میان یکدیگر براه می اندازند. فاتحین کاذب در حالیکه قصاوت و بیرحمی از چار گوشه شهر ها بیداد میکرد، به ایجاد وزارت ها، صدارت ها، امارت ها و مراکز گوناگون قدرت در کوچه ها، پس کوچه ها، مناطق و نواحی مختلف شهر ها به جان یکدیگر افتاده و با صدور فتوی جهاد علیه یکدیگر(1) (میهن عزیز را با دامن زدن اختلافات سمتی، زبانی، اتنیکی، مذهبی و... در منجلاب پر از تیغه های زهر آگین غوطه ور ساخته که تراژیدی کشمکش های جناحی، سمتی، زبانی و ملیتی تاهنوز هم گلوی هر افغان وطنپرست را بی رحمانه می فشارد. این تضاد های ذات البینی میان معامله گران سیاسی که از طرف بادارن بیرونی، در رقابت های منطقوی بروز کرده بود، با ابعاد خیلی ها گندیده و بدبو، هزاران هموطن بیگناه شامل اقوام مختلف باهم برادر کشور را طی نبرد های خونین و بی سابقه بدون هیچگونه وابستگی سیاسی، عقیدتی و ایدیالوژیکی به جرم هزاره بودن، تاجک بودن، پشتون بودن، ازبک بودن... شعیه و سنی بودن... بشکل بسیار فجیع و رقت بار آن به شهادت رسانده که اجساد زیادتر از این مقتولین در تمام حصص کشور مخصوصا" در شهر کابل تا همین حالا مفقودالاثر است. برندگان مسابقات سکر، لونا، اوراگان... به چور و تاراج، غارت و دزدی هر آنچه عنوان ماده فزیکی بدان اطلاق میشد، تحت عنوان (غنیمت... پیداو پناه و وند) پرداختند.

پس وند زدن از موتر های شخصی گرفته تا فرش ها، قالین ها، ویدیو و تلویزیون ها، یخچال ها، بادپکه ها و کولر ها، قندیل ها، الماری ها، تمام لوازم و وسایل رفاه و زنده گی، تا که نوبت به گروپ ها سوچ ها، ساکت ها... به ترتیب مرکز گرمی ها، کمود ها، دستشوی ها، و بعد از ختم همه دروازه ها و کلکین ها، سقف منازل و عمارات، تا خشت و سنگ و چوب... تاراج و غارت شد.

تمام اموال بیت المال و دارایی های عامه، وزارت ها ، پوهنتون ها، موزیم ها، مکاتب و کودکستان ها، شفاخانه ها، بانک ها، کتابخانه ها، ادارات و دوایر دولتی، موسسات و نهاد های بین المللی، مراکز تورید برق، سیلوها، هوتل ها، مغازه های دولتی و تصدی های تعاوانی، حتی باغ وحش در ظرف چند روز خالی و متروک گشت. تمام اسلحه خفیف و سقیل، وسایط زرهی، طیاره ها، لاش های تانک ها و زره پوش های قوای مسلح کشور تا حدود امکان به صورت زنده و یاهم به شکل آهنپاره به پاکستان منتقل و به قیمت بسیار نازل فروخته شد. دزدان مال و نان مردم ده فروند طیاره ملکی و نظامی را به عنوان غنیمت بنام خود قید کرده و آنرا به همسایگان بفروش رساندند... غارتگران تاریخ حتی شمششیر احمد شاه ابدالی، تفنگچه وزیر محمد اکبر خان، و بدتر و شرمنده تر و ننگین تر از همه چادر ملالی قهرمان معرکه میوند را از موزیم ملی ربوده و به جنرال بابر پاکستانی و امثال آنها تحفه کردند. جنگسالاران تروریست و قصی القلب به این هم بسنده نکردند، سیاف سردسته جنایتکاران خاک کابل را نجس خوانده توضیح نمود: خاک پایتخت کشور به توبره کشیده شود تا عمق پنج متر و بعدا" خاک پاک که حلال باشد، جاگزین آن گردد و روی آن شهر جدیدی، مطابق به نقشه و ستایل وهابی های سعودی اعمار گردد... پس کابل باید ویران و به آتش کشیده میشد. و چنان هم کردند. از چهار گوشه فیر سکرها، لونا ها، اوراگان ها، توپ... مشروعیت خود را حاصل کرد و تا که توانستند، ویران کردند، به آتش کشیدند و به مخروبه بدل کردند. تاکه توانستند کشتند، دریدند، و خون ریختند... روزگار محشر کابل زمانیکه جنازه های پاک، معصوم و بیچاره همشهریان با دیانت کابل ما طعمه سگ های ولگرد و درنده میشد... تا ابد لاابد فراموش هیچ انسان (خواه قلب مانند سگ داشته باشد) نخواهد شد. وحشی صفتان جبار بخاطر تفنن و ساعتیری با شرط بستنن بر سریک قطعی سگرت بیگناهان را از سنگر های حاکم بر مناطق مسکونی نشانه گرفته و به حیات شان خاتمه میداند.

بلی... پاسبانان غارتگر (آنانیکه بم های دستی را دیوانه وار چون (قیدک مو) بر سر می نهادند) (2) برای حفظ و نگهداشت یک شبش کثیف، چی بلا های که بر سر مدرمان مظلوم کشور نیاوردند. فاتحین کاذب و مجریان جشن مضحک پیروزی، آنانکیه دامن پاک خواهران و مادران کابل را در بازار های پاکستان به فروختن گرفته بودند، آنانیکه به جرم توطیه علیه (دولت نو بنیاد اسلامی !!!) حکم اعدام صادر میکنند (اشاره به اسارت بیست ساله اسد الله سروری) آنانیکه تحت حمایه قانون و بنام اسلام، خدا و قرآن به کریح ترین جنایات، بزرگترین خیانت ها و خونچکان ترین کشتن ها دست می یازند. به یاد داشته باشند که دستان توانای محاکمه تاریخ یخن چرکین و لکه دار شان را خواهد درید. زرا یان مردم اند که تاریخ مینویسند و در کلتور قضاوت و محاکمه در تاریخ، فرهنگ معافیت بصورت قطعی جای ندارد.

زیرنوشت ها:

۱ـ آنها هیچ نوع پروگرام و برنامه اقتصادی و اجتماعی برای مردم افغانستان ندارند. هریک از آنان بخاطر بهره گیری از خون و مال و جان مردم تا دیروز با شوروی اعلان جهاد داده بودند، بعدا" با دولت افغانستان اعلان جهاد کردند، اکنون دیده میشود که میان خود نیز اعلان جهاد میدهند... رییس جمهور قهرمان افغانستان شهید دکتورنجیب الله

۲ـ جانیان بدنام و آدمکش، بم های دستی را بر مو های کثیف شان در نقاط مرکزی افغانستان می بستند و قرار شهادت مردم از لابلای مو های کثیف شان شبش مردار را کشیده به مردم بی دفاع به شکل امانت می گذاشتند. و در برگشت دوباره بعد از چند روز آن را طلب، و در صورت عدم تحویلی زنده و سالم شبش کثیف، یا ملیون ها افغانی جریمه و یاهم در صورت عدم توانمندی به پرداخت جریمه، مردمان مظلوم و بیچاره را به گلوله می بستند.

 

 

  کورپاڼه | صفحه اصلی

email: payamewatan@yahoo.com
 

 

استفاده و نشر مجدد مطالب پیام وطن تنها در صورت ذکر منبع اصلی نشر آن مجاز میباشد