www.payamewatan.com
 

 

 

صفحۀ اصلی

 

تاریخ نشر:23.01.2008

داکتر سید حمید الله روغ

کوچ نشین کوچۀچپ
 

۵-  چگونه جایگاه چپ ممکن میشود؟

 اینک این توضیحات هرگاه توانسته باشند نشان بدهند که چپ دیروز چنان هم که تلقی میکرده، در همه چیز حق بجانب نبوده است، پس وظیفهء خود را انجام داده است.

و اما این سوال هنوز برجاست که چگونه میشود که اصولا ، یعنی در اروپا نیز،جایگاه چپ ممکن میشود؟؟

عبدالله نایبی از شمار نادر نویسندگان افغان است که استقامت درست برای پاسخ به این سوال را دریافته است.  وی  مینویسد که چپ به مثابهء بازتاب گر یک موضع سیاسی.

 این سخن نایبی اهمیت اصولی عظیمی دارد. نایبی  در مصاحبهء چندی قبل خود دربارهء چپ طرح این اصل اساسی را از یاد برده بود، و عمده ترین تذکر وی دران مصاحبه این بود که چپ یک مفهوم نسبی است؛ وی اما نمیگفت که این چیست که نسبی است؟؟ و در نسبت به چیست که این چیز نسبی است؟؟  این که  نایبی گفته بود که چپ در آلمان چیز دیگری است، و چپ در  فرا نسه چیز دیگری است؛ این گفته بیشتر ازینکه یک توضیح باشد، خود یک سوال است:  چرا اینگونه است؟؟ مگرنه اینکه آلمان و فرانسه دو کشورهمجوار اروپایی هستند؟؟

 اینک نایبی شاید ،در پاسخ ،منظور داشته باشد که ازانجا که سنت های سیاسی در فرانسه و آلمان متفاوت بوده اند ؛ و این دو کشور راه های متفاوت تکوین سیاسی را رفته اند. و اما چرا این توضیح درست، پاسخ به سوال بالا نیست؟

مساءله را باز میکنیم:

نایبی سخن اصلی را می آورد: چپ چیست؟؟ چپ یک موضعگیری است.

این پاسخ، که گفتیم یک اصل کلیدی را مطرح میسازد، با یک سوال کلیدی بعدی تداوم می یابد: چپ در نسبت به چی، چپ میشود؟؟ موضعگیری در نسبت به چی، به یک شخص و یا به یک سازمان، خصوصیت چپ می بخشد؟؟

توضیحی که نایبی درین زمینه می آورد، دستکم، بیش ازحد کتابی است : یک عده درچوکی های طرف چپ رییس پارلمان موضع گرفتند و...

مطابق به این توضیح جرکردن چند تا چوکی بر حسب بازی گیرکان کودکان، باید تعیین کند که کی چپ است؟؟ اگر کسان دیگری  موفق می شدند این چوکی ها راجر کنند ، پس آنها میشدند چپ ؟؟ وبرای آنانی که همین چوکی ها را جر نتوانسته بودند ، نمیشد دیگر گفت چپ ؟؟

توضیح را باید در جایی  دیگر جست:

گفتیم که اندیشهء مدرن پارلمان را درمقایسه با اگورا تاءسیس کرد. یعنی همانگونه که اندیشهء سقراطی اگورا را درحد وسط پولیس قرار داد، اندیشهء مدرن پارلمان را درحد وسط جامعهء مدرن قرارمیدهد. و همانگونه که اگورا جای تاءسیس و تبیینمصلحت عمومی بود، پارلمان جای تاءسیس و تبیین مصلحت همگانی در جامعهء مدرن قرار داده میشود؛

اینک این مفهوم حد وسط، از مفاهیم  اساسی فکر غربی است.

مفهوم حد وسط ، بخاطری در استنباط پولیس از مصلحت عمومی جای اساسی دارد که  فقط مصلحتی که از موضع حد وسط  تبیین شود، میتواند بیک اندازه نسبت به عموم فاصله داشته باشد ؛ و بنابران میتواند عمومی باشد.

افلاطون این مفهوم حد وسط را درسطح فلسفهء سیاسی بالا کشید وحد وسط را مبنای تمایز ، و تعریف ، خیر ازشر قرارداد ؛ درین معنا ، حد وسط یک میزان است. و این میزان یک مفهوم ارزشی است. ارسطو این مفهوم حد وسط را با مفهوم امر تعهد آور پیوند میدهد؛ برمبنای این امرتعهد آور  که  برحد وسط  مبتنی است ، نسبت در خیر وضع میشود:  امر زیبا در نسبت به امر نیک ؛ و امر نیک در نسبت به خیر تبیین میشود ؛ جمع فضیلت ها در مفهوم عدل بیان میشود و جمع عدل در همه عرصه ها در مفهوم مصلحت عمومی و مفهوم مصلحت عمومی در مفهوم خیر بیان میشود؛ شهر زیبا ی افلاطون بدینگونه با خیر پیوند می یابد ؛ ومفهوم تعهد اینچنین وارد فکرفلسفی ، از جمله فکر هنری- ادبی میشود.

اینک چپ در تعهد نسبت به خیر تبیین میشود؛ و چون خیر در پولیس معادل است با مصلحت عمومی؛ و در جامعهء مدرن معادل است با مصلحت همگانی ، پس مفهوم چپ در نسبت با پیگیر ترین تمایل برای دفاع از مصلحت همگانی تاءسیس میشود. و طوری که مارکس درهجدهم برومر و درکمون پاریس نشان داد ، موضع چپ زمانی تاء سیس میشود، که آشکار شده است که بورژوازی به مصلحت همگانی پشت کرده است، و به منافع  خاص طبقاتی  خود ، روی آورده است. بدینگونه است که جامعهء اروپایی دچار انقطاب میشود؛ و این انقطاب در فلسفهء سیا سی اروپایی منعکس میشود؛ مارکس، به نقل از دهقان زهما بنویسیم، از متن فلسفهء سیا سی غرب بر میخیزد، و در برابر آن قرار میگیرد؛

در پارلمان ها، که در اشکال متفاوت در انگلستان و فرانسه  بوجود آمدند، به آنعده یی چپ گفته شد که اینها برمبانی پیگیر تری ازمصلحت همگانی نمایندگی کردند؛ یعنی برای تاءمین و تحقق مصلحت همگانی از تدابیر و اقدامات پیگیرتر حمایت کردند . مواضع چپ و راست ،در فکر مدرن، در تعهد نسبت به حد وسط ، و در نتیجه در  تعهد نسبت به مصلحت همگانی  وضع شد ؛ ازینجا ست که این جریان فقط میتوانست درپارلمان صورت بندد.

بدینگونه است که چپ حامل آرمان پنداشته شده است ؛ و راست فاقد آرمان پنداشته شده است.

ادامه دارد

_________________

سائر بخش های این رساله:

کوچ - نشین کوچۀ چپ

۱- از رکود، از رخوت

۲- سه تلقی ازمفهوم چپ درنزد ما

۳-چپ چیست؟؟

۴ تکوین فکر سیاسی و نهاد های سیا سی در جهان اسلام

 

۵- چگونه جایگاه چپ ممکن میشود؟

 

۶-حد وسط؛ چپ؛ و راست در حوزۀ تمدنی ما

 

   بازگشت به صفحۀ اصلی