www.payamewatan.com
 

 

 

صفحۀ اصلی

 

تاریخ نشر:15.11.2007

فقيرمحمد ودان

 بحثی پیرامون مسئله :  

وحدت حزبی ها
و
پیوست مجدد اعضای خانوادۀ بزرگ سیاسی ما


بخش اول

    در مرام نشراتی سایت پیام ؛ ارگان نشراتی تشکیلات مؤقت انسجام اعضای حزب وطن درخارج  ـ که بزودی به نشرات خویش آغاز مینماید ـ چنین میخوانیم :

    پیام  با اعتقاد به این حقیقت که غلبه بر مشکلات کنونی کشور و دستیابی به اهداف سیاسی، اقتصادی و اجتماعی مطروحه در مرحلۀ کنونی ، نمیتواند صرف کار یک حزب و یا یک سازمان مشخص سیاسی باشد. بنابرین :

    پیام  علی الرغم درک مشکلات موجود، معتقد است که برخوردِ با مسوولیت جهت ایجاد آگاهانۀ فضای حسن نیت به منظور درک متقابل و تبادل نظر منطقی و مهذب، میتواند زمینه های تشکل مجدد اعضای حزب وطن و سایر هواخواهان اندیشۀ سیاسی مصالحۀ ملی را در یک حزب واحد سراسری وطنی، بر بنیاد اندیشۀ سیاسی مذکور، تدارک نماید. فقط درین صورت ما میتوانیم حضور نیرومند در وضعیت سیاسی کشور داشته باشیم و بر این وضعیت تاثیر گذاشته ، نقش و مسوولیت تاریخی خویش را در امر نجات کشور از وضع فاجعه بار کنونی و سوق آن به حیات مدنی معاصر، به درستی ایفا نمائیم . پیام  به صحت و حقانیت این اصل باور دارد و حاضر است بدون خود منشی، با وقف و تواضع درین راه تلاش نماید.

   در عین حال ما به اصل تشریک مساعی با سایر احزاب ، سازمان های اجتماعی ، کانون های فرهنگی، مراکز علمی و اکادمیک، رسانه های گروهی و شخصیت های با اعتبار قومی، مذهبی ، سرمایه داران و تاجران ملی طرفدار جامعۀ مدنی، معتقد هستیم و برای تامین این امر از سیاست تشکیل جبهۀ واحد واقعاً ملی از این نیروها و همچنان ائتلاف های مؤقت سیاسی آنان ، پشتیبانی نموده و برای تعمیل آن تلاش مینمائیم ... .

   مقطع برگرفته فوق از مرامنامه نشراتی پیام در برابر ما اجرای دو وظیفه اساسی ذیل را قرار داده است.

      ۱ ـ  تشکل مجدد اعضای حزب وطن و سایر هواخواهان اندیشۀ مصالحه ملی  در حزب واحد سراسری وطنی.

      ۲ ـ  تامین تشریک مساعی با سایر نیروهای سیاسی و اجتماعی طرفدار جامعۀ مدنی از طریق تشکیل جبهه واحد واقعاً ملی و همچنان ائتلاف های مؤقت سیاسی.

ما این وظایف را چگونه درک و برای تعمیل آن تلاش می نمائیم :

 مسئله وحدت حزبی ها و پیوست مجدد تشکیلاتی اعضای خانوادۀ بزرگ سیاسی ما برای هریک از اعضای این خانواده بزرگ، مسئله آرمانی و بدون شک آرمان مقدس است که می باید اندیشه و عمل را برای عینیت بخشیدن به این آرمان مقدس با صداقت و شجاعتِ توأم با واقعتـنگری بکار گرفت.

با در نظر داشت اين مقدمه، زمانيکه ما اعضای این  خانوادۀ بزرگ به گذشته سیاسی خویش  (عضویت درحزب دموکراتيک خلق افغانستان) می انديشیم، به خاطر می آوریم که بهترين سالهای جوانی خويش را در صفوف اين حزب، يکجا با ساير همرزمان خويش ، چه با صميميت، جهت تحقق آرمانهای بزگ انسانی مان ـ با بیان اندیشه پیشرو قبول شده همان عصر ـ بيهراس و با ازخودگذری ميرزميديم. از پيگردها و تعقيبات پوليسی نه می هراسيديم . فشارهای روانی اثری بر تضعيف روحيه ما نداشت، شکنجه ها و شوکهای برقی دژخيمان نتوانست دهن ما را برخلاف مصالح حزب و نهضت ترقيخواهانه ميهن بگشايد و ارادۀ ما را تضعيف نمايد.

زمانيکه به عقب نگاه مينمائيم ، چه بسا سيما های درخشان و مصممی همرزمانی را ميبيم که اکنون با کفن های گلگون در آرامگاهای معلوم و نا معلوم شان خوابيده اند. زمانيکه به نقشه دنيا مينگريم چه بسا شخصيت های ملکی و نظامی آگاه ، معتقد ، با تقوا، مؤمن ، ترقيخواه و وطنپرستی رابخاطر میآوريم که در دامان اين حزب پرورش يافته اند ولی اکنون خلاف ارادۀ خويش درين کشور ها با تحمل کارهای شاقه فزيکی و توأم با احساس حقارت ، دور از ميهن دوست داشتنی شان ، زندگی را با درد و حسرتِ دوری از آغوش پر مهرمادر وطن ، بسر ميبرند.

هم اکنون نیزباورمان آنست که اکثريتِ اعضای حزب دموکراتيک خلق افغانستان برحق تبلورعصاره فرهنگ متمدن و وطنپرستانه افغانستان معاصرمحسوب ميگردند (اگرچه نبايد انکار کرد که بعد از تحميل مسووليت دولتی برحزب ـ در نتيجه نيروی فاسد کننده قدرت دولتی و همچنان تبديل افغانستان به گرهگاه جنگ سرد ميان ابر قدرت ها  ـ درميان آنان حتی درميان کادررهبری شان، بعضی افراد نابابِ وابسته به بيگانگان ، ديوانگان قدرت ، سؤاستفاده جو ها، ترسو ها و بی تقواها نيز تبارز نمودند).

بنابرين با داشتن چنين احساس، دل مان ميخواهد: ای کاش همین اکنون نیزهمان حزب دموکراتيک خلق سالهای ۱۳۴۳ـ ۱۳۵۶ را و همان رهبران عزيز مان رابا همان احترام و اعتماد ، در رأس اين حزب و همان همرزمان خويش را با همان صميميت در کنار خويش ، ميداشتيم. ولی با تأسف اکنون ميدانيم که ديگر اين همه ، صرف ميتواند يک آرزوی شريفانه باشد. زيرا با دريغ و درد واقعيت های تلخی نيز در زندگی حزبی ما و در حيات سياسی جامعه ما طی سالهای ۱۳۵۷ـ ۱۳۷۱، چه قبل و چه بسا بعد ازآن نيز وجود داشتند،که اکنون ما نميتوانيم آن راصرف با عواطف و احساسات شخصی خويش بيان و تفسير نمائيم. آنچه صورت گرفته ديگر به گذشته تعلق دارد ، واقعيت تغیر ناپذیر و جزئی از تاريخ ميهن ماست.

به عقيده نگارنده بهترين برخورد با اين واقعيت ها، بيان مهذب، آرام  و عينی این واقعیت ها وتحليل و تفسير معقول وعلمی ـ نه ذوقی و سلیقوی، احساساتی و کینتوزانه ـ آنها بمثابه درسهای تاريخی است ، تا اين درسها و تجارب بتوانند بمثابه چراغ ، راه پرفراز و نشيب مبارزان ترقيخواه امروز و فردای کشور مان را روشن سازند. به باور من نوشته ذيل چنين برخوردی است با مسئله وحدت حزبی ها و پیوست مجدد اعضای خانوادۀ بزرگ سیاسی ما . ميتواند اين نظر صائب نباشد، توقع آنست تا اين مسئله با کلتور عالی بحث سیاسی توأم با وسعت نظر، مغز سرد و قلب گرم ميان صاحب نظران خانوادۀ سیاسی ما توأم با شجاعتِ ابرازهویت حقیقی شان ( نه مانند هیزم کشان ترسو و بی باوری که زیر پوشش چادری نام مستعار، آتش نفاق را شعله ور ساخته و خود در تاریکی های دور تر، بی خبر از احوال زمینی که در زیر آتش می سوزد ، به پایکوبی شادیانه می پردازند ) مورد کاوش علمی قرار گيرد تا به حقيقت کاملتر دست يابيم.

 قبل از طرح مسئله، تاکید ذیل را ضروری میپندارم :

     هر یک از مفاهیم، مظروف و محمل معانی اند که انسانها با بکاربرد مفاهیم مذکور در محاورات و مکاتبات روزمره ، این معانی را به همدیگر انتقال میدهند. بنابرین در یک محاوره و یا تهیۀ یک متن با مسوولیت ، بسیار ضرور است که به عمق معانی آن مفاهیمی نیز توجه نمائیم که آنان را بکار میگیریم . بعضاً جاذبۀ ظاهری کلمات و زیبایی کلام، باعث میگردد که به این مهم توجه لازم صورت نگیرد. اینک با چنین دیدی این مسئله پرجاذبه را مورد بحث و تدقیق قرار میدهیم که با افاده زیبای وحدت حزبی ها و پیوست مجدد تشکیلاتی اعضای خانواده بزرگ سیاسی ما ارائـه میگردد. با در نظرداشت تاکید فوق سوال مطرح مینمائیم :

 ما از بکار برد مفهوم حزبی ها کدام حزب و از بکاربرد خانوادۀ بزرگ سیاسی ما ، کدام  خانوادۀ سیاسی را در نظرداریم ؟

۱ ـ  ممکن یکی از جواب ها این باشد : با اتکا به واقعیت تاریخی و مبدای حرکت سیاسی سازمانیافته و متشکل ما ( کنگرۀ ۱۱ جدی ۱۳۴۳)،  هدف ما از بکاربرد مفهوم حزبی ها  ، مفهوم فراگیر مبتنی بر این واقعیت (ح.د.خ.ا ) و  خانوادۀ بزرک سیاسی ما متشکل از اعضای این حزب است.

 اگر چنین است. این حزب اصول و ساختار تشکیلاتی، بنیاد های اندیشه یی، مواضع سیاسی   و مبتنی بر آن پایگاه اجتماعی، مناسبات و روابط بین المللی مشخص و تعریف شدۀ خویش را ارائه میداشت که در کلیت خویش با آمیزش ارگانیک این مختصات  شکل و مضمونی را شامل میگردید که مفهوم حزب دموکراتیک خلق افغانستان آنرا افاده مینمود. بدون این مختصات و یا حتی نادیده گرفتن برخی از اجزای آمیزش یافتۀ ارگانیک آن ، نمیتوان ح.د.خ.ا را مطرح کرد.

افزون بر آن این حزب ( ح.د.خ.ا ) ـ مبتنی بر مشخصات فوق ، ممیزات مثبت و منفی یی که اعضای آن (اعم از رهبری ، فعالین و صفوف) از جامعۀ افغانی با خود به حزب انتقال داده بودند و اثرات ناشی از مناسبات و روابط بین المللی  خویش ـ مصدر کرداری گردیده است که امروز جزیی از تاریخ میهن ماست. این کردار با نام ح.د.خ.ا عجین گردیده و انفکاک ناپذیر است.

با اتکا بر مشخصات فوق (که مشخصات انفکاک ناپذیر وجودی ح.د.خ.ا اند و بدون آنها وجود و حضورح.د.خ.ا را نمیتوان مطرح کرد) و در نظرداشت اوضاع جهانی همان وقت و انقطاب قدرت های فعال درونی آن، میتوان بنیاد های فکری ، مواضع و عملکرد سیاسی و روابط بین المللی  این حزب (منجمله و بطور اخص رهبری آن) را بطور منطقی توجیه نمود. توضیحات و تفاسیر ذوقی، مغایر با واقعیت، مخالف با همدیگر و تعصب آمیز را که برخی از محافل ِ هنوز معتقد به جناحهای قبلی حزب (خلقی و پرچمی) و  فرکسیون های تعریف ناشدۀ عملاً موجود در هر یک از این جناحها، به هدف قا لب زدن ح.د.خ.ا جهت مقبولیت  آن در اوضاع تغییر یافتۀ کنونی جهان ، ارائه نموده و یا مینمایند ، بنیاد های استدلال جهت توجیه مطلوب تاریخی سیاست ها و عملکرد این حزب و رهبری آن را تضعیف و باعث اشکال میگردند.

   صرفنظر از توضیح و تفسیر تعصب آمیز، ذوقی، سلیقوی و عاطفی مذکور، می باید قادر گردیم که بدور از چنین برخورد، حقیقت ح.د.خ.ا و عملکرد آن را ـ با درنظرداشت اوضاعی که این حزب محصول آن بود ـ  با مغز سرد و روش علمی تدقیق، توضیح و تفسیر نموده ، مبتنی بر آن و با در نظرداشت اوضاع کنونی کشور؛ منطقه و جهان،  پاسخ به این سوال را  نتیجه بگیریم  :

آیا ممکن، معقول و منطقی است که احیای مجدد ح.د.خ.ا  و خانوادۀ بزرگ سیاسی اعضای این حزب ، و یا هم حزب همطراز آن را، مطرح نمائیم ؟

      ۱ ـ جواب دیگر، ممکن چنین باشد : با اتکا به درسهای تاریخی و نتیجه گیری های مبتنی بر آن،همچنان منطبق با مختصات اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگی کشور ما و اوضاع تغییر یافته جهانی ، واقعیت دیگری شکل و محتوا یافت که ارادۀ جمعی حزب ( کنگرۀ سرطان 1369 هـ ش) آنرا تائید و بنام حزب وطن مسما نمود. ما از بکاربرد مفهوم وحدت حزبی ها ، وحدت اعضای حزب وطن و از بکاربرد مفهوم پیوست مجدد اعضای خانوادۀ بزرگ سیاسی ما، پیوست مجدد تشکیلاتی اعضای این حزب را در نظر داریم .

اگر چنین است ، این حزب نیز اصول و ساختار تشکیلاتی ، مبانی اندیشه یی ، مواضع سیاسی  و بر اساس آن پایگاه اجتماعی ، روابط و مناسبات بین المللی مشخص و تعریف شدۀ دیگر ( مغایر با ح.د.خ.ا )  را ارئه نمود که در کلیت ارگانیک خویش شکل و محتوای مفهوم حزب وطن را افاده مینماید. حزب وطن را نیز نمیتوان بدون این مختصات و یا حتی با نادیده گرفتن برخی از اجزای آمیزش یافتۀ ارگانیک آن ، مطرح گردد.

 همچنان حزب وطن بادرنظرداشت مبانی اندیشه یی  و مواضع سیاسی ، پایگاه اجتماعی ، روابط و مناسبات بین المللی منطبق  آن ،اجرای وظایفی را در برابر خویش قرار داد و عمل کرد که این کارکرد ها نیز با نام حزب وطن عجین و جزء انفکاک نا پذیر هویت این حزب و ثبت تاریخ میهن ما گردیده است.

 همین مختصات دوگانه است که ح.د.خ.ا و حزب وطن را  از هم تفکیک و این ضرورت را مؤجه میسازد که می باید  بطور مشخص وحدت اعضای ح.د.خ.ا و پیوست مجدد تشکیلاتی اعضای این خانوادۀ بزرگ سیاسی یا هم وحدت اعضای حزب وطن و پیوست مجدد تشکیلاتی اعضای این خانوادۀ برزگ سیاسی مطرح گردد. این دو طرح از همدیگر تفاوت بنیادی و کیفی دارند. بنابرین تبارز روشن و شفاف یکی از این دو  طرح ( درین مقطع بحث از اینکه اکنون کدام یکی از این دو طرح مبانی اصولی، معقولیت و مقبولیت دارد ، صرفنظر مینمائیم ) نمایانگر صداقت و شجاعت مطرح کنندگان آن است. در حالیکه برخورد نا مشخص نسبت به آن ، کلی بافی نمودن و به مانور پرداختن و حرکت نوسانی میان این دو طرح ، یا نشانه سطحی نگری و عدم درک عاملین آن از مضمون و محتوای متفاوت مفاهیم ح.د.خ.ا و حزب وطن است و یا هم عملی است آگاهانه که در عقب آن می باید نیات نا ثواب را جستجو نمود.

۳ ـ ممکن بعضی افراد و حلقات، هم ح.د.خ.ا و هم حزب وطن را در نظر نداشته باشند و حزب جدیدی با ساختار و اصول تشکیلاتی جدید، بنیاد های جدید اندیشه یی  و مبتنی برآن مواضع سیاسی ؛ پایگاه اجتماعی و روابط بین المللی جدید  و تعاریفِ جدیدی را با نام جدید مطرح نمایند. درین رابطه :

    نخست :ـ باید گفت که متاسفانه علی الرغم پارچه های متعدد جدا شده از خانوادۀ بزرگ سیاسی ما تحت نامهای حزب ؛ نهضت ؛ سازمان ؛ مجمع ، شورا ؛ اتحاد و ... ، نه تنها آنها نتوانسته اند تا اکنون به این مهم دست یابند، بلکه در بعضی موارد با بکار برد مفاهیم نادرستِ چون حزب متحد ... و یا عدم انتباق نام با ساختار، قادر به اتخاذ نام معقول برای ساختار های سیاسی مربوط شان نیزنگردیده اند.

    دوم :ـ  اگر افراد و حلقاتی تمایلات تاسیس حزب جدید ( بغیر از ساختار های سیاسی مدعی ح.د.خ.ا و حزب وطن) را رهبری مینمایند و یا   تاسیس ( ؟ ) چنین حزبی را رهبری نموده باشند ، مطرح نمودن  مسئله وحدت حزبی ها و پیوست مجدد تشکیلاتی اعضای خانواده بزرگ سیاسی ما از جانب آنها نمیتواند پایۀ اعتقادی داشته باشد. زیرا آنها دیگر یکی از آن دوحزب (ح.د.خ.ا و حزب وطن) را هم بمثابه مفاهیم تعریف شده ، در نظر ندارند. بنابرین خانوادۀ بزرگ سیاسی اعضای این دو حزب برای آنها مطرح بوده نمیتواند. تعجب برانگیز نیست که مسئله مذکور از جانب این افراد و حلقات نیز مطرح میگردد، زیرا :

    اکثریت قریب به اتفاق اعضای حزب ( ح.د.خ.ا یا هم حزب وطن : درین مقطع از بحث پیرامون کمیت اعضای وفادار به هریک از این دو حزب و کیفیت این وفاداری، صرف نظر مینمائیم ) از لحاظ اندیشه یی ،خویش را به یکی از این دو حزب مربوط دانسته و عطش شانرا صرف رودبار فکری و عقیدتی حزب مورد نظر شان ، فرو می نشاند. این افراد اگر غیر متشکل در ساختار های سیاسی اند و یا هم بطور ذوقی و تبارز تمایلات زود گذر روشنفکرانه در سازمانهای دیگر ثبت نام کرده اند، هنوز علایق عمیق فکری و عاطفی شان را نسبت به خانواده بزرگ سیاسی ما حفظ کرده اند. افراد و حلقات مذکور با درک این حقیقت و تحت فشار ذهنیت اکثریت اعضای این خانواده بزرگ سیاسی، مسئله مذکور را بطور تاکتیکی و تبلیغاتی مطرح  و تحت این ساتر از یک طرف میخواهند از میان اعضای این خانواده بزرگ سرباز گیری نموده و از جانب دیگر میخواهند ذهنیت های مذکور در درون سازمانهای  شانرا به بازی گرفته ، دفع الوقت نمایند. یکی از علل عمدۀ عدم تامین تفاهم میان سازمانهای سیاسی موجود درین زمینه و فروپاشی های جدید در میان کادر ها و صفوف آنها ناشی از همین حقیقت است .

        نخستین چی باید کرد ها ؟

         قبل ازهمه ما (تمام شخصیت هایی که با درک مسولیت تاریخی ،در قبال مسئله وحدت حزبی ها و پیوست مجدد خانواده بزرگ سیاسی ما می اندیشند ودر زمینه واقعاً دلسوزی دارند)، می باید :

        ـ خویشتن خویش را در مورد چگونگی بروز مختصات وممیزات عقب ماندۀ قبیلوی درعرصه مبارزه سیاسی ،مورد نقد قرار داده و با تبارز بلوغ سیاسی ، آگاهانه بپذیریم که : اندیشه های سیاسی و تبارزآنها در اعمال و چگونگی اتخاذ وسایل سیاسی است که در مطابقت ، مخالفت و یا توازی قرار میگیرند، نه شخصیت های سیاسی . تجربه و واقعیت های موجود در جوامع بالغ به خوبی نشان میدهند که مواضع مخالف سیاسی به هیچ وجه روابط معمول و مقبول انسانی میان شخصیت های سیاسی را اخلال نمی نماید و فضای سالم تبادل نظر میان آنها را مختل نساخته ، مایۀ کدورت های شخصی و زمینه برای بکار برد اتهام زنی ، فحاشی و ناسزاگویی  نمیگردد . شهروندان این جوامع تبارز چنین وضعیت  را افلاس اندیشه یی ، ضعف منطق سیاسی و نزول معیار های اخلاقی عاملین آن دانسته و در قضاوت های خویش به آن توجه دارند.  

       ـ اندیشه و عمل خویش را می باید صادقانه و با صراحت و شجاعت واقعبینانه روی  دستیابی به تعاریف واحد از: حزب ما ، خانواده بزرگ سیاسی ما، مبانی اندیشه یی و بر آساس آن ساختار تشکیلاتی، مواضع سیاسی، پایگاه اجتماعی، روابط بین المللی و عملکرد تاریخی آن، متمرکز سازیم . تا زمانیکه ما تعاریف واحد را برای  مفاهیم مذکور ارائه نه نمائیم ، هدف واحد را معین نه نموده ایم، عدم موجودیت هدف شفاف و تعریف شده ، باعث عدم تدارک نیروی واحد هدفمند گردیده و  دستیابی به هدفِ مبهم، مقدور نیست. نتیجۀ چنین برخورد ، جز اتلاف زمان و انرژی ، چیزی دیگری بوده نمیتواند . درک واحد از گذشته  زمانی ممکن است که ما از امروز به گذشته یعنی از بیرون گذشته به آن نگاه نمائیم تا آنرا آنطوریکه بود ببینیم ، درک کنیم ، نقد نمائیم و انعکاس دهیم. بنابرین تا زمانیکه ما درحصار های ذهنی، روانی و عاطفی گذشته  محصور باشیم ،از چنین جایگاهی و با نگاه از درون ِ گذشته، قادر به درک درست گذشته نخواهیم شد.  

  نگارنده درحالیکه خود را متعهدِ احترام به نظریات دیگر اندشان ِ موجود در میان اعضای خانواده بزرگ سیاسی ما و سایر خیر خواهان این خانواده ، میدانم و آماده ام در بحث های  مهذب و معقول پیرامون این نظریات در هرجا و با هرکس سهم بگیرم ، اینک با چنین توقعی نیزعقاید شخصی خود را در زمینه ـ بطور شفاف و در عین حال بدون پافشاری روی ادعای کامل بودن آن ـ ابراز میدارم :

             ادامه دارد...

 

لینک :
بحثی پیرامون مسئـلۀ :
وحدت حزبی ها
و
پیوست مجدد اعضای خانوادۀ بزرگ سیاسی ما

بخش اول
بخش دوم
بخش سوم
بخش چهارم
بخش پنجم
بخش ششم

 

 

   بازگشت به صفحۀ اصلی