نشرات ویژه

 

 

 

نوراکبر پایش

در فراسوی تمایلات

چارده سال از شهادت داکتر نجیب الله میگذرد. او نه تنها همچون اسطورهء با ابهت تاریخ در جایگاه رفیع خود تکیه زده بلکه با اندیشه ها و میراث معنوی اش تداوم حضور مـؤثـر خـود را در پراتیـک و وضیعت سیاسی کشور نیز حفظ نموده است. نقش محوری اندیشه ها و سیاستهایش در وضیعت سیاسی کشور و جریان فعال اختلافات و توافقات بر محور این اندیشه ها خود گواه این حضور فعال و مؤثر است. و اما چیزی دیگری هم وجود دارد که فراتر و نیرومندتر از تمایلات عمل میکند و آن واقعیت های است که با عبور عقاید، اندیشه ها و سیاستها از فلتر زمان و تجربه شکل میگیرند و به باور مردم مبدل میشوند. مگر نه اینکه دیدیم در نتیجه توطیه بر علیه عملیهء صلح سازمان ملل و تسلط بنیاد گرائی بر اهرم های قدرت جنگهای کوچه به کوچه و خانه به خانه آغاز گردید و جوی های خون جاری شد؟

مگر هنوز هم این واقعیت که تفاهم میان افغانان و تآمین صلح تنها ترین راه نجات کشور است، برای ما یک مسئلهء حیاتی نیست ؟

داکتر نجیب الله وجود افغانستان آزاد، واحد و پیشرفته را در تآمین تفاهم بین الافغانی و مصالحهء ملی میدید، امروز چه کسی مخالف این مفاهیم اند (بشمول مخالفین دیروز این اندیشه ها و مفاهیم) ؟

داکتر نجیب الله مبتنی بر فورمول ایجاد احزاب بر اساس اصل ضرورت سیاسی جوامع، تغیرات عمیق و بنیادی در ساختار و بینش حزب را رویدست گرفت، آنانیکه زیر نام دفاع از ایدیولوژی و مبارزهء طبقاتی با راستترین نیروهای جامعه برای عقیم ساختن مساعی مشترک افغانستان و سازمان ملل متحد شدند٬ نه تنها اعتقاد شان به دفاع از ایدیولوژی و مبارزهء طبقاتی و مودل حزب دموکراتیک خلق افغانستان تا سیطرهء راست بنیاد گرا ادامه یافت و بعداً خود در آن لجن فرو رفتند٬ اینک بقیه السیف رانده شده شان به کشف دوبارهء فورمول ایجاد احزاب بر اساس ضرورت سیاسی جوامع حق را به جانب خود میدانند که در اطاق های انترنیتی و نوشته های شان از ضرورت تاریخی سقوط حاکمیت دموکراتیک و اخلال پروسهء مساعی مشترکهء سازمان ملل و افغانستان سخن میگویند و این خود نشان میدهد آنچه که آنان انجام دادند نه ضرورت تاریخی بود، نه دفاع از ایدیولوژی و مبارزهء طبقاتی بلکه به حیث ابزار سیاسی که ریموت کنترول شان در دست سازمانهای جاسوسی بیرون از کشور قرار داشت زیر این تبلیغات پنهان میشدند.

آیا طرح های تجزیهء افغانستان تنها هزیان آدمک های جنون زدهء چون آن سفیر سابق آمریکا در هندوستان و یا معاون فرستاده سازمان ملل به افغانستان (گالبرایت) است و یا در عقب آن سیاستهای کثیف ضد تمامیت ارضی کشور ما قرار دارد که از اهداف ستراتیژیک جهانخواره گی منشه میگیرند؟

تصورش را بکنید که اگر عکس العمل های موافق تجزیه طلبان در برابر این صداها با پاسخ قاطع و بدون تردد و تزلزل مردم کشور مواجه نمیشد کشور با چه فاجعهء وحشتناک که سر آغاز فاجعهء وحشتناکتر منطقوی نیز بود رو به رو میشد ؟

مگر این همه را داکتر نجیب الله وخشورانه پیشبینی نکرده بود ؟

امروز هم مسئلهء اصلی در برابر همگرائی اعضای پراگندهء حزب وطن عوامل و سیاستهای ضد ملی و ضد وطنی است که دیروز در برابر سیاستهای داکتر نجیب الله در داخل و بیرون از حزب وطن طرح و به محور توطیه در برابر مساعی مشترک افغانستان و سازمان ملل متحد مبدل ساخته شده بود.

عده یی را عقیده بر اینست که این مسایل دیگر به تاریخ تعلق دارد و تاریخ در مورد آن قضاوت میکند. حوادث، رویداد ها و موضعگیری های جوانب مختلف نشان میدهد که توطیه ادامه دارد و به تاریخ سپرده نشده است. سیاست دوروی پاکستان هنوز ادامه دارد٬ ایران و روسیه میخواهند با تداوم جنگ حریفان خودرا در افغانستان به چالش بکشند، سکان حوادث هنوز هم در دست سیاست های چند رویه یی به اصطلاح جامعه جهانیست. علاوه از آن آنانیکه درین پروسه نقش ستون پنجم را ایفا مینمود شجاع تر از گذشته به نظر میآیند و از اطاق های پالتاکی شان گرفته تا مقالات و نوشته ها پنهان نمیکنند که در توطیه اشتراک داشتند و تازه استدلال هم میکنند که آن رژیم باید درهم میشکست و ما این وظیفه را انجام

دادیم.

مصالحهء ملی که داکتر نجیب الله از آن سخن میگفت سیاست ستراتیژیک بود و است که سمت گیری روبه رشد و ترقی تمام عرصه های زنده گی اقتصادی٬ اجتماعی و سیاسی را مدنظر داشت. امروزه نیز مفهوم مصالحهء ملی که همپا با زنده گی تکامل میکند، همچو دیروز بدون عدالت ناقص است و این روند عدالت انتقالی را نیز شامل میشود. بگذار با صراحت بگویم جرم یک عمل شخصی است و آنانیکه مرتکبش شده اند بلاخره باید مجازات شوند. نه مصالحهء ملی را که داکتر نجیب الله مطرح مینمود به مفهوم کنار آمدن اشخاص بخاطر منافع شخصی بود و نه همگرائی اعضای حزب وطن را که ما پیشنهاد میداریم بخاطر اختفا و حمایت از مجرمین حزبیست.

 آنانیکه ائیتلاف بنیاد گرایان را مصالحهء ملی عنوان میکنند قصد جز بدنام کردن مصالحهء ملی و سؤ استفاده از اعتبارسیاسی آن ندارند.

 

 

 

>>>

لومړۍ پاڼه | صفحۀ نخست