www.payamewatan.com
 

 

 

صفحۀ اصلی

 

د خپریدو تیټه / تاریخ نشر:25.10.2010


بصیر پاکزاد

خاطره یی از هزاران خاطرات

زنده گی شهید دوکتور نجیب الله مملو از ویژه گیهاییست که هر ویژه گی ایجاب مطالعات و بررسی های عمیق و همه جانبه یی را مینماید، هرچند عده یی از آگاهان و دانشمندانی که با ایشان در تماس بوده و شناخت نسبی از او داشته اند مشت جو نمونۀ خروار چیزچیزی که میتوان هر کدام را سرآغازی از یک بحث عمومی و وسیع قابل پژوهش در استقامتهای مختلف زنده گی این ابرمرد تلقی نموده، نوشته اند، اما شخصیت شهید دوکتور نجیب الله مستوجب مطالعات و بررسیهای به مراتب وسیعتر و عمیقتر از آنچه تاکنون صورت گرفته است، میباشد.

آنچه من میخواهم برای پژوهشگران زنده گی این شهید یادهانی کنم، عشق وعلاقۀ بی حد و حصر ایشان در عرصۀ دموکراتیزه ساختن جامعۀ مابود، نجیب الله شهید نه آنکه به طرح و توشیح قوانین و مقررات دموکراتیک ا قدام ورزیده و به حاکمیت انحصاری حزب خودش پایان بخشید، بلکه خود در تطبیق و توسعۀ د موکراسی عاشقانه جد و جهد مینمود.

اعلام مشی مصالحۀ ملی و آماده گی برای مذاکره، تفاهم و آشتی با مخالفین سیاسی مسلح و غیر مسلح با شرایط سهل و ساده و اقدام عملی در این عرصه چون، واگذاری صدارت و تعداد زیادی از وزارتخانه ها به افراد غیر حزبی (حزب دموکراتیک خلق بعداً حزب وطن) و تقسیم قدرت سیاسی تاسرحد آماده گی برای انصراف و کناره گیری از قدرت سیاسی بدون قید و شرط باوجود تفوق کامل نظامی و سیاسی و صدها اقدام جسورانه و وطنپرستانۀ دیگر از نمونه های علاقۀ وی به دموکراسی میباشد.

در عرصۀ آزادی بیان و میدان دادن به نشرات و مطبوعات آزاد میتوان دوکتور نجیب الله را از دموکرات ترین زمام داران تاریخ افغانستان نامید. زیرا دهۀ دموکراسی (۱۳۴۲ -  ۱۳۵۲) مؤلد فشارهای تحتانی جامعۀ افغانی و توسعۀ دموکراسی در جهان بود و زمامداران وقت مجبوراً تن به قبولی آن داده بودند، در حالیکه دوکتور نجیب الله از موقف حاکمیت، سکوت دو دهه یی را که بر جامعه مستولی بود شکسته شرایط باز را برای آزادی بیان و نشرات آزاد به میان آورد.

با استفاده از همین شرایط جدیداً نضج گرفتۀ آزادی بیان بود که من هم امتیاز جریدۀ آزادی را کمایی کردم و سه سال صدای مردم را به گوش زمامداران رسانیدم، وقتی اوضاع سیاسی انکشاف کرد و دوکتور نجیب الله درهای مذاکره و مفاهمه را به روی داخلی ها و خارجی های ناراضی گشود، رفت و آمد نماینده گان خارجی منجمله بینین سیوان نمایندۀ خاص سرمنشی ملل متحد به کابل و سایر کشورها تشدید گرفت.

درهمین رابطه روزی رییس جمهور مسؤولین نشرات آزاد را به ملاقات دعوت نمود، من هم در ترکیب گروپ هفت نفری مسؤلین نشرات آزاد به وقت معین و محل معینه رفتم. به سالون کوچکی که در زیر زمینی قرارداشت رهنمایی ما کردند، سالون به اتاق نان شباهت داشت و چند چوکی یک نفره دور یکپایه میز نانخوری چیده شده و یک سیت کوچ سیاه چرمی در بالای اتاق گذاشته شده بود. به زودی در باز شد و دوکتورنجیب الله با همان قامت بلند و پرغرور، سینۀ فراخ، سیمای خندان همیشه گی و عطر ریاست جمهوری وارد اتاق گردید، یکه و تنها، خودش در را محکم بست و به مصافحۀ ما آمد، دست هرکدام را فشرده با مکثی از حال و احوال ما پرسید و خود به طرف کوچ سه نفره که در گوشۀ اتاق قرارداشت رفت و از ماکه به احترام عقب چوکیهای یک نفره ایستاده بودیم خواست تا بنشینیم، ما نا باورانه به یکدیگرنظر انداختیم شاید از این نگاههای مامقصود ما را دانست و با خنده گفت:

خواستم امروز خودمانی کنیم و دور از انظارکامره ها و ژورنالیستان باهم راز دل نماییم افراد امنیتی و حتی رفیق جفسر را که به سایۀ من مبدل شده هم برون دروازه گذاشتم تا شما مرا یکی از جمع خود دانسته هرچه دل تان خواست بگویید.

او از مصالحه و اهداف و پلانهای صلحجویانۀ خودش، خواست های جامعۀ جهانی از طریق بینین سیوان، موضع گیری خصمانۀ همسایه ها به خصوص پاکستان یادآورشده از ما پرسید:

شماکه درمیان مردم استید و باآنها تماس دایمی دارید از مردم چه میشنوید؟ آیا اقعاً طوریکه بینین سیوان میگوید، مردم به کنار رفتن من خرسند هستند؟ آیا کنار رفتن من باعث ایجاد صلح خواهد شد؟ من که تنها نیستم، بامن دوصد و پنجاه هزار اعضای حزبم هستند، بامن بیش از سه صدهزار قوای مسلح وابسته هستند، هرگاه طور اوسط هرنفر از این پنجصد هزار نفر ده نفر اقارب نزدیک داشته باشند میشود پنج میلیون نفر، باشنده گان که اکثریت هم طرفدارن ما هستند، وقتی من کنار بروم آیا این همه متعلقینم هم کنار بروند؟ شما چه حدس میزنید، هرگاه سیستم منظم موجود یکباره منحل شود مخالفین ما که در تفرقه و نفاق شهرۀ جهان اند میتوانند به زودترین فرصت این خلا را پر کنند؟ و یا اینکه به خاطر حصول این دولت خداداد به جان هم افتاده در کابل زیبا جوی خون روان کنند و هست و بود مردم و ملت را غنیمت خوانده به یغما ببرند؟ آنوقت ملل متحد به مردم ماچه جواب خواهد گفت؟ آیا مسؤلیت نسبی این حوادث متوجه من هم نخواهد شد؟

بدین گونه شهید نجیب الله چنان در تحلیل او ضاع ما را گیچ ساخته بود که به یکصدا و بدون هیچنوع وابسته گی فریاد کشیدیم که هرگز به کنار رفتن تن ندهید. گپها به حوادث پیچید و بالاخره دوکتور نجیب الله با خنده پرسید :

شما واقعاً نشرات آزاد دارید ویا به ارگانها وسازمانهای حزبی ودولتی وابسته استید ؟ همه تکان خوردیم ودفعتاً نگاههای مشکوک و بی باور به یکدیگرردوبدل کردیم، چون  نگاه دوکتور شهید به من دوخته شده بود من پاسخ دادم :

ظاهراً که نی. اگردرخفا بعضیها وابسته گیهایی دارند من واقف نیسم.

بلند خندید وگفت :

من برای آن نپرسیدم که خدای ناخواسته برکدام یکی از شما مشکوک هستم، اما از کیفیت نشرات شما راضی نیستم، وقتی قانون آزادی بیان را توشیح میکردم در انتظار بودم که چه چلوصافهایی از آب بدر خواهد آمد، اما نشرات آزاد چنان با نرمش و احتیاط روی حوادث میچرخند که تصور کنی دراین دودهه آب از آب تکان نخورده باشد، اگر از دیگران بگذریم آیا من کدام اشتباه، سهو، خطا و یا حتی گناهی را در دوران کاری ام مرتکب نشده ام؟ سخت انتظار داشتم که چی کاریکاتورهایی از من در نشرات آزاد ترسیم شود و چی انگشت گذاریها بر سیاست داخلی و خارجی من، شیوۀ کاری ام، گزینش کادرهای کابینه ام و خلاصه بعدهای مختلف حکومت داری ام صورت بگیرد، اما هیچ نشد... مگر من آدم کاملی هستم؟ آدم که کامل نیست، نقد و نصیحت و راهنمایی دیگران آدم را به سوی کامل شدن میبرد؟ شما چه عمل مرا نقد کرده اید؟ هیچ. پس چگونه میتوان در مورد شما قضاوت بیطرفی و آزادی نمود؟ وقتی من که خوب  واقف هم هستم که به دستگاههای حکومتی و حزبی من وابسته نیستید نسبت به وابسته گی تان مشکوک هستم پس مردم عادی و غیر دولتی نسبت به نشرات تان چه قضاوت خواهند داشت؟...

بعد از انتقادات شدید و دوستانه بر شیوۀ نشرات جراید آزاد خندید و آشتی طلبانه گفت:

هدف من آنست تا از این نعمت ارزانی شده به حد اعظمی و هر پیمانه یی که میخواهید به طور سالم و مثبت استفاده نمایید. کمی ها و کاستیها را در هرجا و هرسطح که باشد برملا سازید، به مردم آگاهی دهید، اعتماد مردم را کمایی کنید تا مردم خواسته های مشروع شان را که نتوانند با مامطرح سازند با شما درمیان بگذارند و ما از طریق شما نیاز و ضروت هموطنان ما را دریابیم. رژیم ما زمانی موفق و سالم خواهد بود که مردم در پروسۀ حکومت داری سهم بگیرند، شیوه و روش مثبت ما را تاًیید نمایند و اشتباهات و کمبود ها را برری ما بکشند، این کار وقتی ممکن است که ما نشرات آزاد، بیطرف و مردمی داشته باشیم. بناً نشرات آزاد باییست آیینۀ مردم نما و رهگشای راهبردهای دولت ما باشد...

رییس جمهور در اخیر یکبار دیگر وعده داد که با ماست و مردانه و مسؤلانه از نشرات ما صمیمانه پشتیبانی مینماید.

این چنین بود شیوۀ برخورد و آرزوی قلبی شهید نجیب الله برای تحقق آزادی و دموکراسی در کشور که یقیناً هیچ زمامداری با این مردانه گی و دلاوری به پیشواز خواسته های مردم نرفته و چنان به آزادی بیان علاقه نداشته است.

اما دریغ و درد که این خورشید آزادی دیر سر زد و زود غروب کرد و با غروبش یکبار دیگر کشور در سیاهی ظلمانی فرو رفت.

روحش شاد و یادش جاویدان باد !


برنامۀ رادیو بی بی سی
نگاهی به مطبعات افغانستان: از شمس النهار تا امروز

 

 
 

   کورپاڼه | صفحه اصلی  

email: payamewatan@yahoo.com
 

 

استفاده و نشر مجدد مطالب پیام وطن تنها در صورت ذکر منبع اصلی نشر آن مجاز میباشد