نشرات ویژه به مناسبت سیزدهمین سال شهادت دکتور نجیب الله

 سمیر

خاطره کوتاه از یک دیدار کوتاه با شهید دکتر نجیب الله

 در اخرین روز های که قرار بود پلان ٥ فقره، ملل متحد تطبیق گردد، اینجانب در مرکز مطبوعاتی وزارت امور خارجه ایفای وظیفه مینمودم،  یکی ازوظایف این مرکز تنظیم ملاقات خبرنگاران بامقامات حزبی و دولتی بود.

قرار بود  تا ملا قاتی  با دکتر نجیب الله برای یکی  از  خبر نگا ران انگلیسی‌   ساز ماندهی شود  ملاقات ساعت ۴ عصر تنظیم  شد. از دفتر مرکز مطبوعاتی   چندین بار به دفتر وزیر امور خارجه (عبدل وکیل) و  بورد  ترجمانان  وزارت امور خارجه تماس گرفته شد  مگر برای اولین بار  از فرستادن ترجمان خود داری صورت گرفت.  در حدود  نیم  ساعت  برای ملاقات باقی مانده بود،  ولی‌  از  ترجمان خبری نبود. رئیس مرکز مطبوعاتی بعد از انتظار زیاد مجبور شد تا  از  من  خواهش نماید تا این  وظیفه را  انجام دهم.  درست ساعت  ۴ در دفتر ریاست جمهوری  رسیدیم.

بعد  از اینکه کمره تلویزیون آماده شد،  دکتر نجیب الله هم  داخل شد. بعد از تشریفات عادی. دکتر نجیب به  طرف من  نگاه  کوتاه نمود.  در  یک  لحظه من در واقع کمی‌  کنترول خود  را از  دست  دادم  چون برای من  بار  اول بود  که  با  وی از  نزدیک ملا قات مینمودم، و برای   خود‌شان هم  تعجب آور بود  زیرا  بار اول کس دگر  را برای  ترجمانی‌ میدید. از جریان  صحبت  های  دکتر  نجیب الله یک  موضوع برای من ثابت شد که  تعدادی از رهبران  حزبی مربوط  به جناح پرچم  در اتحاد با نیروهای سمت شمال در  حال کدام  دسیسه اند و پلان ناکام ساختن  پروسه صلح ملل متحد را در  سر  دارند.

و  برای  من  هم  ثابت  شد که  چرا از  ترجمان اصلی‌ خبری نبود، و چرا از طرف وزارت امور خارجه به وی اجازه  داده نشد. و من مجبور شدم با عدم داشتن تجربه کافی‌ با مشوره با رئیس مرکز مطبوعاتی این ترجمانی‌ را  به عهده بگیرم.

 به  هر  صورت  ملاقات  به  پایان  رسید و خا طره آن تا  هنوز به  یادم است. جالب  این  است  که  این ملاقات اولین و آخرین برای من با دکتر نجیب الله بود،  و  با  کمال تاسف  فکر می‌کنم آخرین ملا قات مرحوم دکتر نجیب الله با یک  خبرنگار خارجی‌.

 در جریان مصاحبه مانند همیشه  دکتر نجیب الله با  جواب  های  قناعت بخش خبر نگار  را  چنان مات و  مبهوت ساخته بود که جای برای  سوال باقی نه ماند، از  جمله  در  مورد سرنوشت  وی بعد از  واگزاری قدرت  چنین  اظهار  نظر  نمود:

در این مورد من  بار‌ها گفته  ام  که  سرنوشت  مردم افغانستان  برای من  مهمتر از سرنوشت خودم  است،  و در  این  راه حاضر به هر نوع قربانی‌ هستم. من  حاضرم  برای صلح در  افغانستان  نه  تنها از  مقام  ریاست جمهوری  کنار بروم،   بلکه از دادن  جانم  هم دریغ  نخواهم  کرد.

به هر صورت..  جالب مطلب این است،   آنهای  که  دکتر نجیب الله  را متهم  به  فرار از  کشور مینمودند.. خود در اولین  روز‌های تسلیمی  قدرت،  به  گروپ  های  مورد نظر خودشان، که از قبل با  آنها  تفاهم صورت گرفته بود فرار  را بر  قرار ترجیح دادند. و  هزاران   نفر اعضای  حزب  و  مردم  افغانستان را تنها گذاشته و این  زمینه را فراهم  ساختند  که کشور  به  حمام خون  مبدل  گردد.

 

به  یاد  دارم  آن روز را چون خودم در جریان تسلیمی قدرت یکجا با خبر نگا ران  خارجی‌ در وزارت خارجه شاهد  بودم که  چگونه ظاهرأً  قدرت دولتی به آقای  مجددی ولی‌ در  وا قعیت برای گروپ های نظامی اتحاد  شمال تسلیم داده  شد. و چگونه   بعضی‌ از نیروهای  مربوط به  حزب  وطن (طرفداران کارمل)  و  یا  به عبارت دگر  کودتا چیان، خیا نت بزرگ  ملی‌ را مرتکب شدند. و نه تنها مردم  افغانستان را به  خاک  و خون نشاندند،  بلکه با سرنوشت هزاران صفو ف حزب  نیز بازی  نمودند.  و  خود در  همان روز ‌های اول جنگ‌های خونین کابل،  افغانستان را  ترک  نمودند  و  فرار  را  بر  قرار ترجیح  دادند. از  آن جمله یکی هم  خود آقای عبدل وکیل وزیر  خا رجه بود که با  آرامش کامل با یک یک موتر  رنگ  سیاه  وزارت خارجه  را ترک  نمود  و آقای  نبی عظیمی  در گارنزین  کابل  مصروف ملاقات با جنبش شمال و  به گمان زیاد با  احمد  شاه مسعود بود..

 

صفحه نخست نشرات ویژه به مناسبت سیزدهمین سال شهادت دکتور نجیب الله

>>  صفحه اصلی پیام وطن  <<

 

E-mail:
payamewatan
@yahoo.com

phone:  +46-737608525