نشرات ویژه به مناسبت سیزدهمین سال شهادت دکتور نجیب الله


رزاق (رحی)

سفر کوتاهی در قلمرو شخصیت داکتر نجیب الله

دوستان عزیز:

سخن گفتن در مورد انسانی به بزرگی نجیب الله با توجه به این حقیقت که در اقلیم معرفت او پای هر مسافری می لرزد وقلم فرسایی ها / اسطوره پردازی های متداول وقهرمان سازی های سیاسی را در ان جای پای نیست شاید دست کم برای من دشوار است.

نمیدانم چرا هر باری که میخواهم درین مورد چیزی بنویسم نا توان میشوم وهراس کاذبی در دلم رخنه میکند. ورنه با انهمه عشق بزرگی که به این انسان داشتم ودارم سخن گفتن در مورد او باید اصولا برایم اسان میبود اما بر عکس.

فهم نارسای من هنگام ورود به اکادمی جستجوی شخصیت دکتورنجیب الله شاید از حد یک احساس و یا یک عاطفه بلند نرود اما یقین دارم که شناخت ابعاد عرفانی، اخلاقی،فرهنگی، سیاسی وتاریخی شخصیت داکتر نجیب الله مستلزم کاوشگریهای گسترده اکادمیک است که کار اهل انست.

بهر حال با این یاد داشت مختصر مشارکت مرا درین تجلیل بزرگ قبول فرمایید.

 

    ۲۷ سپتامبر مصادف است باسیزدهمین سالروزمیلادحماسهءشهدت داکتر نجیب الله. انسانی که با عمل لرزاننده شهادتش در استوای یک مسولیت عظیم وطنپرستانه درفش اسطوره ایثار را بر فراز شانه های نا توان مرگ بر افراشت و نماز نفل شهادت را بر سجاده سرزمین خون واتش عاشقانه ادا کرد.وسمبول اشکار پاکترین عشق انسانی به داعیه صلح وازادی را در کتاب ذخیم خاطرات تاریخ هنر مندانه رقم زد.

حماسه شهادت نجیب الله از ان مرگ های قراردادی نیست که درپی ارمانهای محدود سیاسی وعقیدتی اتفاق افتاده باشد.

شهادت داکتر نجیب الله استحالهءیک سفر اگاهانه در متن ارزشهای بزرگ انسانیت است که روح امیخته با ریالیزم را در قالب یک اسطوره ماندگار به نمایش میگذارد.

شهادت نجیب الله تجسم برهنه جاودانه شدن انسان است.

شهادت نجیب الله الگوی حیرت انگیز یک اسطوره ماندگار است.

شهادت نجیب الله پاسخ روشنی است برای سوال دشوار ولی ضرور یک مرحلهء از تاریخ.

شهادت نجیب الله نتیجهء متناسبی است که در انسوی معادله مرگ وزندگی موقعیت دارد.

شهادت نجیب الله انبساط جاودانهء اندیشه وعمل رست که در عرفانی ترین شکل ان تجلی نمود.

 او انسانی بود انسوی صف بندیهای سیاسی واید لوزیک که هوشمندانه ترین شیوهء حرکت بسوی رفع ابهام تعلقات ایدلوزیک و سنت های فرسودهء محورگرایی های روشنفکرانه رانشانی کرد و چشم انداز درخشان بینشهای وسیع را در برابرنهضت روشنفکرانه افغانستان گشود.

داکتر نجیب الله سیاست را نه به معنی وسیلهء برای مهار کردن قدرت تفسیر میکرد بلکه سیاست برای او دریچهء بود که به سمت فضای روشن سعادت انسان باز میگردید. تعریف های متداول واز قبل چوکات بندی شده برای بیان ماهیت مقوله قدرتی که فطرت و معنویت انسان را در کویر متروک منشهای خودی زمینگیرمیسازد برای او فعلیت خود را به دلایل سیاسی وتاریخی از دست داده بود. ازادی وکمال زیستن ابرومندانه در کنار دیگران و تامین حد اکثر نیاز زیست باهمی از اخشیج های ارزشیءمقوله قدرت برای او بودند.نگاه داکتر نجیب الله به سیاست هیچگاهی در حوزه قرارداد های محدود اجتماعی محصور نمیگردید بلکه سیاست در اندیشه ءنجیب الله مدخلی بود برای رسوخ شور انگیز و هوشمندانه به متن تعاملات تاریخ فرهنگ وارزشهای حاکم بر روابط هستی اجتماعی. که در هر قدم از پراتیک زنده اجتماعی غنا می یافت وبا معنویات وارزشهای مسلط بر جامعه گره میخورد.

روح هوشیارنجیب الله با هر نوع افراط وتفریط بیگانه بود. گشایش میدان مشارکت مردم در اداره امور سیاسی واجتماعی و مبارزه با مظاهر محدود سازی ها محدودمحوریها ومحدود اندیشیها از مختصات روشن برنامه فکری او بودند. و بدینگونه هست که ایشان طرفدار عبور از مفهوم تنگ نظریاتی (حاکمیت یک گروه سیاسی) بسوی مفهوم (توسعهء همگانی حاکمیت مردم) بودند. وگشودن دروازهء مشارکت های عمومی را بسوی تامین یک انقلاب همگانی و صلح امیز توصیه وپیشنهاد میکردند.

داکتر نجیب الله درد انزوای سازمان سیاسی خود رابه شدت احساس میکرد. وعلت این انزوا را در رادیکالیزم ناشی از خود محوریهای ایدلوزیک مسلط بر فضای عمل و اندیشه حزب جستجو میکرد. و چارهء این انزوا را در مبارزهء قاطع علیه صوفیزم منحط سیاسی درون حزب میدانست که ریشه در وابستگی های شدید فکری بمحور های بنیاد گرایانهء چپ داشت.

عبور از تنگنای ایدلوزیک بسوی فضای باز اندیشه وعمل- گذاراز تعریف (کودتامدارانهء) حاکمیت بسوی بینشهای وسیع (انقلاب همگانی و صلح امیز) ختم رویارویی های نظامی-دستیابی به ثبات همگانی- پایان دادن بحضور نظامی متجاوزین بطریق سیاسی تامین مشارکت عمومی از راه های معقول وبراه اندازی انتخابات مشروع مطابق نورمهای قبول شده دمکراسی... همه سوالاتی بودند که با توجه به درجهء استعجالیت انها باید پاسخهای عندالموقع پیدا میکردند.وقبل از همه برای ارایه پسخهای روشن به این سوالات فضای مساعد ذهنی بخصوص در درون حزب حاکم باید بوجود می امد وازینجاست که ضرورت بازنگری در متن اندیشه وعمل حزب از طریق یک مبارزهءاشکار درن حزبی برای داکتر نجیب الله مطرح بود.

در وضعیتی که دو نیروی بنیادگر (چپ و راست) در دو طرف جنگ کمینکرده بودند وهریک برای ابقای حیات خویش میرزمیدند. شعار جنگ تا اخرین انسان به یک امر مشروع و قبول شده در دو طرف این ترازیدی مبدل گردیده بود.

یکسو منافع گروهی وایدلوزیک وانطرف دیگر منافع ملی وحفظ وبقایزندگی.این بود ان معادلهءچندین مجهولهء تاریخ که پاسخ ان در محدودهء تمایلات گروهی چپ وراست نمی گنجید.با نظر داشت این حقیقت داکتر نجیب الله مفاهیم چپ و راست را برای تعریف ماهیت یک موقف معقول سیاسی قالبهای نا سازگار میدانست. وبا توجه به خصلت رویدادهای تاریخی انزمان وماهیت بحران حاکم به سیاستهای فراتر از مرز بندیهای چپ وراست وبیرون از تاثیر فشار های ایدلوزیک متوصل گردیده وبا یک دید مبتکرانه به سیر اندیشه های تاریخی و فلسفی معاصر افغانستان سیاست مصالحه ملی را بعنوان اندیشهء راهگشا ملی وفراگیردر برابر نگرشهای محدود طبقاتی وایدلوزیک مطرح کرد وجسورانه موقف سیاسی این موضع گیری را تا سرحد یک جهان بینی فلسفی وتاریخی غنا بخشیده و انرا بمفهوم سیستمی از نظریات سیاسی اقتصادی و اجتماعی عرضه کرد. ودر نتیجهء اتخاذ همین روشهای معقول سیاسی بود که حزب از سنگلاخ انزوای سیاسی بیرون امده وبیک پدیده مطرح در حل وفصل قضایای افغانستان مورد توجه مردم و جامعهء بین المللی قرار گرفت ودرست به اعتبار همین موقف جدید نظریاتی حزب وطن بود که جامعهء جهانی بخصوص سازمان ملل وارد پروسهء حل سیاسی مسلهافغانستان گردید. وداکتر نجیب الله یکجا با سایر همرزمان خود تا اخرین روز های حاکمیت به تعهدات خویش به این پروسه وفا دار ماندند.

انصافاً باید گفت کهنجیب الله الگوی خردوقار سیاسی برای نسل های امروز وفرداست. شهادت او حدیث سوگمندانهء یک نسل و خاطرهء غم انگیز یک برههء از تاریخ است.

شهادت نجیب الله انبساط جاودانهء اندیشه وعمل است که در عرفانی ترین شکل ان تجلی نمود.

اری اوست که ماندگار استواوست که نبودش خلای غم انگیزدر میان همرزمان وهموطنانش اجاد کرده است.و تنها اوست که پس از مرگ شایستهء سلطنت دلهای سوگوار میشود.و اوست که در منشور نگاه جستجوگرانهء تاریخ چون نگینهء الماس جاودانه میدرخشد.

بنگر چه فا تحانه صبورانه مرگ را

در وسعت فشردهء اغوش خود کشید

بنگر چه عاشقانه نهاد بوسه بر زمین

با زخمهای سینهء سرشار از یقین

بنگر مسیح شهید با چه شوکتی

در جلجتا نشسته و قامت فراز کرد

بنگر که در رکاب عروج پا نهاد ورفت

در استوای بستر معراج سرنهاد

وقتیکه می شگفت گل مصلوب قامتش

العاذران به شکوه گریستند بی شمار

بنگر چگونه میتپد دل خورشید روزگار

درلحظه های پر تپش یادگار او .

 

صفحه نخست نشرات ویژه به مناسبت سیزدهمین سال شهادت دکتور نجیب الله

>>  صفحه اصلی پیام وطن  <<

 

E-mail:
payamewatan
@yahoo.com

phone:  +46-737608525