نشرات ویژه به مناسبت سیزدهمین سال شهادت دکتور نجیب الله

فـقـیـر محمد ودان

به پیشواز گرامیداشت از سیـزدهمیـن سـالـروزحـمـاسه
شهادت دوکتور نجیب الله رئیس جمهورسابق افغانستان
و رئـیس  هیـئـت اجـرائـیه شـورای مـرکـزی حزب وطن

خاطره یی از شهید دوکتور نجیب الله

آنانیکه دوکتور نجیب الله را شناخته اند، همه به شخصیت استثنایی شان معترف اند. شخصیت ِ که در کار ذهنی ـ سیاسی : تیز بینی، نفوذ در عمق مسایل و پیگیری ارتباط میان قضایا و رخداد ها  و تحلیل و تجزیه و استنتاج از آن را توأم با قدرت بی بدیل زیبایی بیان و استدلال نیرومند  تبارز داده  و در کار عملی : شجاعت و سرعت در اتخاذ تصمیم، سازماندهی نیرومند، انتخاب، توظیف و بکارگیری کادرها و وسایل کارا را با سختگیری در بازپرس و قاطعیت و سختکوشی و پیگیری در عمل مرعی میداشتند. ایشان در روابط  اجتماعی آرام، مهذب و مهربان بودند، با وقار و اعتماد به نفس برخورد مینمودند، همواره صداقت در عمل و نظر و وفا به عهد را رجحان میدادند.   

دوکتور نجیب الله شخصیتی با چنین مشخصات در موضع رهبر حزب وطن  و رئیس جمهور افغانستان، مسوولیت بزرگ دفاع از نوامیس و منافع ملی را در تمام عرصه ها، منجمله و بطور اخص در امر ختم جنگ و تامین صلح  درک می نمودند. بنابرین ایشان با اعلام و تکوین اندیشه و سیاست عملی مصالحه ملی، حد اکثر نیرو، استعداد و امکانات  شخصی، حزبی و دولتی را جهت دست یابی به امر مهم مصالحه ملی بکار گرفتند. دشمنان جمهوری افغانستان، حزب وطن و شخص دوکتور نجیب الله نیز تلاش داشتند در زمینه دستیابی به مأمول فوق موانع ایجاد نموده، تحرکات و تحریکات را جهت تداوم جنگ و بی ثباتی  در افغانستان سازماندهی و تعمیل نمایند.

یکی از چنین اقدامات خصمانه، راه اندازی تحریکاتی بود که به کودتای ۱۶ حوت ۱۳۶۸ منتج گردید. این نوشتار به خاطرات این قلم در زمینه وقف گردیده است.

شانزدهم حوت ۱۳۶۷ آغاز حمله سازمانیافته آی.  اس. آی  پاکستان با شرکت مستقیم بخشهای از اردوی این کشور، عمال افغانی شان و هزاران تن از جنگ آوران اجیر کشورهای عربی بر شهر جلال آباد بود که این حملات رهزنانه با دفاع قهرمانامه قوت های زمینی و هوایی اردوی ملی قهرمان وطن، رزمندگان حزبی، سازمانهای اجتماعی و داوطلبان مردمی مواجه گردیده، در نتیجه نه تنها از جلال آباد دفاع بعمل آمد بلکه مدافعین جلال آباد تحت قومندانیت مستقیم سرقومندان اعلی قوای مسلح جمهوری افغانستان (دوکتور نجیب الله)، به مهاجمین شکست ننگین تاریخی را توأم با افتضاح و رسوایی جهانی تحمیل نمودند. این شکست، افتضاح و رسوایی برای جنرال های اردوی همیشه شکست خورده پاکستان، به عقدۀ تاریخی مبدل گردید. بنابر همین عقده بود که سازمان جهنمی آی. اس. آی با مصرف ملیون ها دالر و بکار گیری شبکه های نفوذی خویش ـ چون تشکیلات حزب اسلامی گلبدین حکمتیارـ حلقه را در اردوی افغانستان تحت رهبری جنرال شهنواز تڼی وزیر دفاع،  استخدام نمود. جنرال شهنواز تڼی بخاطر جلب حمایت بیشتر به مانور ها و تحریکات عوامفریبانه توصل می جست. این تحریکات که همزمان بوسیلۀ دستهای از ماسکو (۱) نیز حمایت میگردید، سرانجام درست یکسال بعد از آغاز حمله نظامیان پاکستان و عمال آنان بر شهر جلال آباد، یعنی در ۱۶ حوت ۱۳۶۸ ـ تاریخی که جنرال های  آی. اس. آی پاکستان از قبل و آنهم بمثابه انتقام شکست مفتضحانه یکشان قبل خویش سازماندهی نموده بودند  ـ به کودتای نظامی علیه حاکمیت جمهوری افغانستان وعلیه دوکتور نجیب الله رئیس جمهور افغانستان و سالار مدافعین جلال آباد، منتج گردید.

دوکتور نجیب الله پروسه نفوذ حزب اسلامی در اردو و تحریکات جانبی دست های از مسکو را درین زمینه، تحت نظارت داشت. به همین ملحوظ در آستانه وقوع کودتا دوکتور نجیب الله به جنرال محمد نبی عظیمی گفته بود : ... مسئله بر سر آن است که ما باید جلو یک توطئه و دسیسۀ بزرگ را که از طرف وزیر دفاع [ جنرال شهنواز تڼی ] در حال سازماندهی است بگیریم.... بدون تردید وزیر دفاع دست به یک اقدام نظامی می زند، که ما باید آمادگی قبلی داشته باشیم. (۲)

دوکتور نجیب الله با وجود درک ریشه های توطئه، بخاطر جلوگیری از تحقق آن، آرام، منطقی و با مسوولیت برخورد نمود. زیرا ایشان به خوبی میدانستند که در صورت اقدام نظامی بوسیله وزیر دفاع، زیانهای جبران ناپذیری بر جمهوری افغانستان، منجمله بر قوای مسلح قهرمان کشور، تحمیل می شود. بنابرین قبل از همه، کار توضیحی و اقناعی را با شخص وزیر دفاع آغاز نمود. حتی او را به رسم افغانی به منزل خویش و روی دسترخوان خود دعوت نمود تا موصوف را به  وظایف و مسوولیت های ملی و تاریخی اش در زمینه بیرون کشیدن کشور از بحران موجود متوجه سازد. ولی انکشافات بعدی تا امروز به وضاحت تمام نشان داده اند که وابستگی جنرال شهنواز تڼی به سازمانهای خارجی خصم افغانستان به اندازۀ عمیق گردیده بود که توضیحات و هوشدار های دوکتور نجیب الله نتوانست او را از رفتن به طرف کودال تاریخ باز دارد. با درک این حقیقت، رئیس جمهور همه امکانات را بکار گرفت تا حلقاتی را که احتمال همدستی شان با جنرال مذکور متصور بود، از حلقه تاثیر او بیرون ساخته و ضربه ناشی از اقدام نظامی بوسیله وزیر دفاع را به حد اقل تقلیل دهد. این تلاش ها نتایج مثمری و مفیدی در قبال داشت و باعث تجرید هرچه بیشتر گروه کودتاچی در روز اقدام به کودتا گردید. درعین حال دوکتورنجیب الله نمیخواست که قبل ازعملکرد تڼی علیه او اقدام نماید و او دلایل سیاسی کافی برای این کار داشت (۳)

سرانجام جنرال شهنوازتڼی و گروه همدست او درست در روز اولین سالگرد حمله آی. اس. آی پاکستان بر شهر جلال آباد (روز پنجشنبه ۱۶ حوت ۱۳۶۸) در حدود ساعت یک بعد از ظهر با پرتاب نخستین بمب بر ارگ ریاست جمهوری، کودتا علیه جمهوری افغانستان را آغاز نمودند. به تعقیب آن بمبارد بر ارگ ریاست جمهوری، تعمیر دفاتر دستگاه ریاست جمهوری، تعمیر کمیته مرکزی حزب، تعمیر نشرات رادیو تلوزیون، دستگاه مرگزی مخابرات، قومندانی گارنیزون کابل و سایر نقاط شهر توام با سوقیات قطعات قوتهای زمینی طرفدار کودتا، ادامه یافت.

موقع اغاز بمبارد، دوکتور نجیب الله در ارگ ریاست جمهوری، مصروف کارهای روزمره خود بود و در نخستین لحظات، اعضای دفتر سیاسی حزب را جهت تدویر جلسه و بحث پیرامون اوضاع ایجاد شده، به آنجا فرا خواند. موقعیکه جلسه اعضای دفتر سیاسی حزب آدامه داشت، دستیار رئیس جمهور وظیفه گرفته بود تا عده یی از مسوولین حزبی و دولتی را به اتاق انتظار دفتر رئیس جمهور ـ در زیر زمینی تعمیر دستگاه ریاست جمهوری ـ فرا خواند. نگارنده که در آن وقت مسوولیت شعبه تبلیغ و فرهنگ کمیته مرکزی حزب را بعهده داشتم نیز در جمله مسوولین مذکور فراخوانده شدم. در حالیکه بمبارد به شدت ادامه داشت در یک وقفه کوتاه خودم را به اتاق انتظار دفتر ریاست جمهوری رساندم. در آنجا مسوولین ارگانهای امنیتی، ارگانهای دولتی عرضه خدمات اجتماعی و حزبی شهر کابل در حالی حضور داشتند که بمبارد بر ساحه مذکور به شدت ادامه داشت و صدای مهیب انفجار بمب های ریخته شده، هراس و دهشت ایجاد نموده و شدت امواج آن تعمیر دستگاه ریاست جمهوری را میلرزانید و تخریبات ایجاد مینمود. چنین وضع باعث گردیده بود که حاضرین در اتاق انتظار، با چهره های عبوس، رنگ های پریده در سکوتی فرو روند که در هرلحظه آن  فروغلتیدن تعمیر دستگاه اداری ریاست جمهوری انتظار برده میشد. بعد از مدتی، با ورود بادیگارد های پیشقراول در دهلیز، همه متوجه شدند که رئیس جمهور افغانستان در چنین حالت خطرناک از ارگ ریاست جمهور به سواری موتر به تعمیر ریاست جمهوری آمده و اینک در حالت ورود به اتاق انتظار ـ که در بخش اول دفتر رئیس جمهور قرار دارد ـ اند. بنابرین همه برای استقبال از ایشان به پا خاستند. درین لحظه دوکتور نجیب الله با قد رسا، سیمای که از آن اعتماد به نفس و ارادۀ چون کوه استوار خوانده میشد وارد اتاق گردیدند. در برخورد اول سیمای همۀ از حاضرین را از نظر گذرانده و با دیدن حالت روحی آنان، لب خند ملیحی را تبارز داده توام به آن اظهار داشتند : حالا من به خدمت شان میرسم . همه دانستند که رئیس جمهور درین جمله کودتاچیان را در نظر داشتند. بعد از این جمله و احوالپرسی مختصر جمعی، دوکتور نجیب الله وارد محل قومانده ـ که از قبل در زیرزمینی عمارت ریاست جمهوری تعمیر گردیده بود ـ شدند. چنین برخورد رئیس جمهور، حالت اعتماد به نفس و لبخند زدن ایشان، باعث آن شد تا اعتماد به نفس در میان حاضرین تقویه گردیده، چهره های شان باز و بدون توجه به ادامه بمبارد، میان هم بطور عادی به گفت و شنید برداخته و حتی لبخند بزنند.

بعد از چند دقیقه رئیس جمهور، مسوولین حزبی و مسوولین ارگانهای امنیتی  و عرضه خدمات اجتماعی دولتی را که در اتاق انتظار حضور داشتند، یکی بعد دیگر نزد خویش خواسته وظایف مشخصی را به آنان تفویض نمودند. بعد از همین دساتیر و در همان لحظه، با مسوولیت مستقیم موظفین رده اول، همه ارگانها فعال و آماده خدمات  اضطراری امنیتی، صحی، اطفای آتش سوزی های احتمالی، رسانیدن مواد ارتزاقی و... برای همشهریان کابل گردیدند.

در نخستین لحظات بعد از ورود رئیس جمهور، ایشان نگارنده را نیز خواستند و وظیفه سپردند تا  هرچه زودتر خود را به عمارت رادیو تلویزیون افغانستان رسانیده، با ایجاد  مرکز مجهز با تلفون در آنجا، مجداً با دستیار رئیس جمهور تماس گرفته از فعال گردیدن مرکز مذکور اطمینان بدهم. ایشان اضافه نمودند: تمام نشرات باید کنترول شود. اگر یک کلمه نامطلوب نشر گردید مسوولیت آن مستقماً بعهده خودت است. سه مرکز با خودت در تماس خواهند بود. از ریاست جمهوری رفیق توخی، همچنان از دو مرکز دیگر رفقا جنرال محمد رفیع و یعقوبی. آنان مطالبی را برای نشر ارسال و یا هدایت خواهند داد. اکنون عاجل خود را به رادیو تلویزون برسان و هرچه زودتر به ما اطمینان بدهید که به کارت آغاز نموده یی. من به رفیق رویگر (محترم بشیر رویگر در آن وقت وزیر اطلاعات و کلتور بودند) هم وظیفه میدهم که بیاید و با هم همکاری کنید.

علی الرغم قطع برخی از کیبل های دستگاه نشراتی رادیو تلویزیون بوسیله بمبارد، تا رفع عوارض وارده که به همت و جانبازی تخنیکران رادیو تلویزون صورت گرفت، نشرات از طریق دستگاه موج اف. ام واقع در یکه توت، ادامه یافت. با رفع عوارض مذکور نشرات سراسری مجدداً آغاز گردید. محتوای نشرات را که اکثرا از جانب دستیار رئیس جمهور فرستاده میشد، ابلاغیه ها، اطلاعات و شعار های مربوط به وضعیت موجود، تشکیل میداد. حوالی ساعت یازده فردای آغاز کودتا (روز جمعه 17 حوت) بود که بار اول دوکتور نجیب بالله به مرکز رادیو تلویزون تماس گرفته، مرا مخاطب ساخته گفتتند : رفیق ودان ! هنوز هم ابلاغیه سرقومندانی اعلی قوای مسلح  در مورد متواری شدن شهنواز تڼی  و دستور گرفتاری او را متواتر نشر میکنید، در حالیکه او و همدستانش خود را به پاکستان رسانده در آغوش آی. آس. آی قرار گرقته اند. به جواب ایشان گفتم: رفیق داکتر درین زمینه برای ما چیزی نرسیده است، خاطر نشان ساختند که: با رفیق توخی تماس بگیر، متن اطلاعیه رسمی را برایت میفرستد هرچه زودتر آن را نشر کنید.

آری !

با فرار جنرال شهنواز تڼی و قرار گرفتن علنی آن در آغوش آی. اس. آی پاکستان، کودتا شکست خورد، جمهوری افغانستان، قوای مسلح قهرمان کشور و مردم ما قیمت گزافی برای آن پرداختند، قیمتی که اینک حقیقت وابستگی جنرال شهنواز تڼی و همدستان او را به سازمان جهنمی آی. اس. آی، این دشمن سوگند خورده مادر وطن ما هرچه بیشتر آشکار و علنی ساخت. نتیجه کودتا، یکبار دیگر حقانیت نجیب الله و درستی راه او را در خدمت به وطن و هموطنان عزیز مان، جاودانه درج تاریخ نمود.

یادش گرامی و روحش شاد باد

 

۱ ـ دوکتور نجیب الله به جنرال محمد نبی عظیمی در مورد گروه دستگیر شدگانی از نظامیان چنین گفته بود : آنها میخواستند به کمک گلبدین حکمتیار دست به کودتا بزنند، درین دسیسه دست هایی از مسکو نیز دخیل بود . باید گفت که دستهای از مسکو درین تحریکات بخاطری دخیل بود تا حاکمیت را و بخصوص آن بخش از آن را ضعیف سازند که احتمال داشت در برابر پلانهای بعدی مسکو   مبنی بر انتقال قدرت به نیروهای ریزرف شده آنها در شمال، ممانعت ایجاد نمایند. فورمول نظامیان شوروی بخاطر تحریک شهنواز تڼی به کودتا، فورمول تضعیف جنوب   در حاکمیت بخاطر پیروزی بعدی و استیلای شمال در حاکمیت بود.  باید گفت که کودتای شهنواز تڼی در ادامه و انکشاف همین تلاش ها تعمیل گردید.

       نقل قول فوق الذکر از دوکتور نجیب الله از کتاب اردو و سیاست در سه دهۀ اخیر؛ صفحه ۴۰۵؛ نوشته ستر جنرال محمد نبی عظیمی، نقل گردیده است

۲ ـ همانجا؛ صفحات ۴۰۵ و ۴۰۶.

۳ ـ همانجا؛ صفحه ۴۱۰.

صفحه نخست نشرات ویژه به مناسبت سیزدهمین سال شهادت دکتور نجیب الله

>>  صفحه اصلی پیام وطن  <<

 

E-mail:
payamewatan
@yahoo.com

phone:  +46-737608525