نشرات ویژه به مناسبت سیزدهمین سال شهادت دکتور نجیب الله

ا. ج. افغانبنا
اطریش

دردی بی درمان

سخنمرامیخواهم با تقدیم سلام های گرم وتمنیات نیک قلبی وبا امید ویاری ذات خالق یکتاوبه ارمغان آمدن آرمانهای هزاران شهید گمنام وآزاده، هزاران زن به ماتم نشسته وافغانهای آواره کشورم درآینده ای نزدیک انشا الله وباعرض تسلیت روزجانگداز (شهادت دوکتوری عزیز) نجیب الله شهید خدمت خواننده گان این صفحه انترنتی وزین و قابل قدرآغاز وبه عرض میرسانم. تا باشد که باهم کاری وهمدلی یکدیگربتوانیم ملت ووطن باستانی زادگاه افتخارآفرینان ونام آوران همیشه جاوید نه تنهاعرصه شعروادب وهنر، بلکه رزمندگان، غازیان وقهرمانان کشورعزیزما افغانستان پرافتخاررا ازمداخلات واشغال اجنبی های وحشی وافسانه ترورکه برما تحمیل شده نجات دهیم.

عنوان موضوع کنونی رابا سوالی آیا درد،  بی درمان است؟ آغاز نمودم تا باشد که بعضی نکات برجسته، مهم وامید بخش را تا اندازه تحلیل خودم خدمت عزیزان به عرض رسانده باشم.

چرا دولت به ریاستی دوکتورنجیب و حاکمیت حزب وطن با این همه قدرت سیاسی، نظامی زمینی وهوائی که درسطح منطقه حرفی برای گفتن داشت ازهم پاشید؟ چطورتحلیل سیاسی دوکتورنجیب مبنی براحتمال فروپاشی حزب وطن وفاجعه های ناشی ازآنرا که هشدارداده بود، حرف به حرف وقدم به قدم تا این زمان پی هم درست دقیق اتفاق افتاد؟ وهنوزهم بدبختانه جریان دارد. خوب اینکه بعضی ها ازروی عقده وتعصبات قومی وزبانی جواب میدهند نمایانگرفهم وبینش سیاسی خودشان است. امابه سرنوشت، عزت، وافتخارات یک ملت وتاریخ آن که همیشه درمیدان رزم پیروزبیرون آمده وبه جهانیان توان، استعداد ومقاومت خودرا نشان داده،  نباید بی مسئولانه رد شد وجواب را ازروی عقده داد. جواب چنین سوالها خیلی عمیق وپراهمیت است. تحقیق وتوجه بیشترلازم دارد تا هرشخص چه افغان وغیرافغان جواب سوال خویشرابیابد. جواب وتحلیل که من به آن معتقدم باکمال عشقی نسبت به وطن ومردم ام است وصادقانه میگویم عاری ازتبلیغ وداستان سرائی است.

۱ - زمانیکه دوکتورنجیب زمام اموررابدست گرفت درقدم نخست برخلاف افراطگرایانی که اسم خودراچپ گزاشته بودند وتاهنوز معنی چپ رامتآسفانه نمی فهمند وبرخلاف آنچه چپ است عمل کردند دردرون نظام اصلاح سازی را شروع نمود که این ضد تمایل آنهای بود که آرزوی حکمروائی رابرمردم داشتند. مدغم نمودن خلق وپرچم و مسمی نمودن آن به حزب وطن، وزیرپاگزاشتن سنت های گندیده وغیرعاقلانه بودن برتری قومی برقومی (درجه بندی اقوام درکشور) که با تئاسف گفت وجودداشت وبعضی ها هنوزهم به آرزوی برتری نسبت به قوم خود هستند. ویک عده ی کوتاه نظربجای اینکه ملی بی اندیشند فقط به خود وقوم خود فکرکردند، وبه نظربنده این باعث آن شد تا همین اشخاص برعلیه دید وی بی ایستند. و میشود با اندوه ودرد گفت تا جای سبب مرگ وی نیزشدند.

۲- وادارنمودن خروج نیروهای شوروی توسط دوکتورنجیب که این آغازکینه ورزی ک-گ-ب با نجیب وازعقب خنجرزدن بود به دولت وی دلیل روشن آن  کودتای سال ۱۳۷۱ هجری خورشیدی ودیدارهای رسمی وغیررسمی سران پاکستان ودولت شوروی بعدازخروج نیروهایش که یکی ازدلایل مهم واساسی می باشد. ودلایل دیگری که همچنان تئاثیرخودرا داشت. عزیزان میدانند که نه کشورهای همسایه ونه دیگرکشورها درهیچ مقطع زمانی خوشبین آرامی وسعادت ملت ما نبودند ونه درآینده خواهند بود. ودربرابر پیشرفت وتعالی کشوروملت ما بعد ازخروج نیروهای شوروی جهان بسیج شد تاما را نابود کنند. درست است ما ضعیف شدیم،  قوای مسلح خودرا ازدست دادیم، مردم ما آواره شد. واینکه طرح شوم ویرانی این اجنبی های وحشی بیشترازدیگرکشورها درکشورما بخواست آنها تطبیق شد، کشورزیبای ما وملت بیچاره ی ما آسیب بنیادی دیدند همه کانون های علمی واساس کشورما بی نهایت ضربه دید یک دلیل اش ضعف وکم تحرک بودن نیروهای ملی وروشنفکرنیزاست. وازبٌعد خارجی که کاملا واضیح است. بخاطراثبات بیشتروتقویت بخشیدن بیشتربحث کنونی میخواهم چند نکته ازوقایع که درسطح جهان رخداده شرح مختصردهم زیرا روشن میسازد که دولت های مردمی نوبنیاد وطرفدارصلح چگونه ازهم می پاشند ومردم این سرزمین ها را چسان به خاک وخون می کشانند این گاوهای وحشی وچطورتوسط غلامان شان کشتارمی کنند و به هرعنوانی که بتوانند.

درسال ۱۹۵۵ میلادی زمانیکه آتش بس میان دوکره (شمالی وجنوبی) صورت گرفت امپریالیسم امریکاه دفعتا وبه پشتیبانی نوکرانش ۴۰۰۰۰ (چهل هزار) نیروی نظامی اشرا درکره جنوبی مستقرنمود تاباشد که تهدیدی جدی برای کره شمالی باشد واین کشوررا به مسابقات تسلیحاتی بکشاند که چنین نیز شد وازیک طرف اقتصاد این کشوررا زیرفشارقراردهد توسط محاصره اقتصادی وازجانب دیگربرجهانیان نشان دهد که کمونیسم یک خطروتهدیدی جهانی است. واکنون ازاین کشوریک تصویروحشت ترسیم کرده درجهان، اما اینکه خودش درمرزاین کشورحظورنظامی دارد وهمیشه تهدیدی برای امنیت این کشوربوده واست، هیچ کدام مشکلی نیست...

اینکه عراق را محاصره اقتصادی نمودند وبیش ازنیم ملیون طفل بیگناه ازعدم معالجه درست وازاثرتغذیه ای ناکافی جان باختند برای امریکاه خرسندکننده و یک موفقیت بود. چون اقتصاد اینکشورازهم فروپاشید ومردم ضد حکومت جبهه گرفتند وزیمینه ی اشغال وچپاول کاملا فراهم گردید. که این شیوه ای عمل متجاوزین است. درابتدا ازجهت اقتصادی یک کشوررا ضعیف میکنند وبعد حمله نظامی. مگرمالدن البرایت وزیرخارجه اسبق امریکاه درجواب سوال مجری برنامه ۶۰ دقیقه ای تلویزیون (سی بی اِس) چنین نگفت؟ :

مجری برنامه: مدت پنج سال ازآغاز مجازات علیه عراق میگزرد وتا اکنون بیش ازنیم میلیون کودک به خاطراین مجازات جان خودرا ازدست داده اند. من میخواهم بگویم که تعداد قربانیان این سیاست بیش ازقربانیان بمب اتمی است که درهیروشیما منفجرشد. شما فکرنمیکنید که بهای سنگینی بابت این تصمیم پرداخت میشود؟ (۱)

مالدن البرایت: مسلما انتخاب دشواری است. اما ما معتقدیم که به بهایش می ارزد. !!!

خوب چنین اعترافات وفاش گفتن ها نشان میدهد که اینها چقدروحشی وخون آشام اند. چقدربی حیا وخوک صفت. ( ای بی کرونگارد ) یکی ازمدیران سیا (سی آی اِی ) درهمین رابطه می افزاید، ، ، امروزتنها یک قانون وجود دارد وآن قانون این است که دیگرقانونی وجود ندارد. (۲)

بلی عزیزخواننده وهم وطن گرامی، رخدادهای که مشابه وقایع وطن ما درجهان صورت گرفته وهنوزجریان دارد دلیل عمده آن امپریالیسم امریکاه وغربی های متجاوزاست. عزیزان آگاه اند که فعلا درقلب امریکای لاتین چه میگزرد. کشورهای امریکای لاتین که کم کم ازچنگال هیولای امپریالیسم خودرامیخواهند نجات بدهند وکشورونزوویلا که درطول ۱۰ سال حاکمیت چپ ها ویک ریس جمهورواقعا قهرمان وبا اراده که توانسته دراین مدت سطح فقررا درکشورش از ۴۰  درصد به ۹ درصد برساند آیا این وحشی ها قبول دارند یک ونزوویلای قوی ومستقل را؟ چرامیخواهند در کلمبیا پایگاه نظامی ایجادکنند؟ خوب دلیل روشن است. طوریکه اشاره شد، بخاطرکه ونزوویلا ودیگرکشورهای که  بخواهند ازونزوویلا پیروی بکنند رابه مسابقات تسلیحاتی بکشاند. تا مردم  ودولت های نوبنیاد، دمکراتیک ومردمی این کشورها دوباره به فقرکشانده شود وهدف نهایی شان همان بدنام کردن مکتب منطقی سیاسی اقتصادی (سوسیالیسم) است. ازسال ۱۹۸۹ دربرنامه کاری روزانه ایالات متحده امریکاه جنگ وجنگ افروزی دراولویت مطلق قرارگرفته است. درمجموع بعداز سقوط دیواربرلین وفروپاشی اتحاد شوروی، ایالات متحده درجنگهای مختلفی دخالت ویا حظورمستقیم داشته است، جنگ عراق، یوگوسلاوی، چچنی، تاجکستان، گرجستان، ارمنستان، آذربایجان، کنگو، سومالی، وافغانستان  تجاوزگری امپریالیسم امریکاه حدومرزی نمی شناسد. (۳)

درکشورمااین چپاولگران توسط غلامان شان وبا نام اسلام سیاسی استفاده اعظمی بردند ومیبرند. نمونه ای آن بقدرت رساندن مرتجعین مذهبی بود. گزارش که اداره استخبارات امریکاه یعنی ( سی آی اِی ) جدیدا پخش کرده  مقامات مسؤل این اداره مخوف اظهارمیدارند که ازآغازاقتدار ح. د. خ. ا تا فروپاشی حزب وطن این اداره ۴۰ ملیارد دالرامریکائی پول نقد را (بدون سلاح های مدحشی که رایگان دردست غلامان شان میدادند) برای تخریب افغانستان به مصرف رسانده است.  واکنون ادعا میکنند که ما نیروهای امنیتی افغان راکمک میکنیم که تا امنیت وطن خودرابگیرند ودلیل حظورما ازبین بردن افراطگرائی است. خوب اگرچنین است که مسلما نیست پس چرا حمایت همه جانبه از بنیادگرایان، جنگ سالاران، ومرتجعین حاکم برقدرت رامینمایند؟ بطورمثال مشت نمونه خِروار یکی آن ریئس جمهوراست که لیاقت وسویه ای مدیریت یک مکتب را متآسفانه ندارد ودیگرش قانون سازاست  شخصی که خود نقض کننده ای قانون است، قانون شخصیه اهل تشیع میسازد. مگردرکدام کشوردنیا یک چنین قانونی وجود دارد؟  آیا میشود درموجودیت قانون مدنی یک کشور وبه رسمیت شناختن منشورهای جهانی ملل متحد قانونی مختص به هرمذهب همان کشور تصویب کرد؟ کشورمثل افغانستان که مذاهب مختلف همچون هندو؛سک؛ شیعه وسنی که همه گًلهای سرسبد جامعه ای ماست یک قانون جداگانه ای داشت؟ آنهم قانون ارتجاع ضد انسان. این یک نوع ارتجاع است که امپریالیسم به نهوی میخواهد یک ملت وکشوررا دراسارت خود نگهدارد. برای جلوگیری ازپیشرفت، ترقی، حکومت مردمی ویک اقتصاد شگوفا. اما درد هرچند ازطرف اجنبی ها توسط نوکرانشان برما وکشورما باشد درد دردی بی درمان نیست درد  دوریا نزدیک کاملا درمان شدنیست. آرزوهای متجاوزین را به یاس، رویشان سیاه ودست غلامانشان وخودشان برهمیش قطع میگردد.  

شب هرقدرتاریک، سیاه، درسکون اندوه ودلگیرباشد اما بمحض نوک زدن آفتاب ازپشت کوههای بلند وطلوع شفق هوای سرد خشونت وابرسیاه بی اتفاقی ازهم میشکند. صبح امید آغازگرمیشود. بلبلان با نوای شیرین ونازبه عشق ورزی به زیبای ئی گل میپردازند. که ما یقینا شاهد آنیم ونمونه بارزآن کسپ مدال طلای ساینس توسط دو دخترافغان درمسابقات بین الملی ساینس بین کشورهای  متعددی  دور ونزدیک درکشورآذربایجان بود. ودرزمینه های دیگری همچون ورزش نیزکه بدون شک اینها افتخارات ملت ماست.

بلی ملت که همیشه درمیدان رزم حماسه آفریده وبرجهان ثابت ساخته که نه ظلم کرده ونه زیربارظلم خواهدرفت. جهان دید وحالاهم  ناظراست که بعد ازشکست لشکرتوحش درسال ۲۰۰۱ میلادی مردم این سرزمین چگونه تشنه علم وتحصیل استند. هجوم انبوه ازخانمها، دخترها و پسرها به ادارات تحصیلی ورودسرمایه گزاران داخلی وخارجی امریکاه را به وحشت انداخت که اگرمسئله به همین منوال ادامه یابد درآینده ای نزدیک حظورنظامی شان زیرسوال خواهد رفت وباید توسط مرتجعین حاکم،  قوانینی را زیرعنوان مذهب مطرح کرد. آیا این طنزروزگارنیست؟ وبرای حظورواشغال خویش بازی موش وپشک رابراه انداخته اند. نمونه روشن آن دادن موسی قلعه به نوکرانشان وپس گرفتن آن که عقل سلیم آن راجزفکاهی یی چیزی دیگری نمیتواند قبول کند. و مثالهای شبه اینها، اینجاست که تحلیل سیاسی دوکتورنجیب ووقایع بعدازحاکمیت حزب وطن کاملا درست ودقیق اتفاق افتاد.

و اما دوکتورنجیب الله !

رفتی از دیده و داغت بدل ماست هنوز
هرطرف مینگرم یاد
تو پیداست هنوز

داغ هجران تو هرگز نرود از دل ما
مگرآنروز
که در خاک شود منزل ما

آیا برای دوکتورنجیب الهام شده بود؟  نه وهرگزنه!!! نه نجیب ازغیب میدانست وهیچ کسی دیگرنیز نمی فممد (خدا بر رسولش گفت برمردم بگو الغیب عندالله) غیب رافقط خدا میفهمد. طوریکه درآغاز متذکر شدم جواب چنین سوال کاملا دقیق وعاری از تخیل است. بینش سیاسی دوکتورنجیب و شرح وضعیت سیاسی و پدید آمدن ویروسهای اجتماعی بعد از اقتدار حزب وطن کاملا علمی و از روی شهامت و احساس پاک وطندوستی ومردم دوستی وی بود. خوب اینکه بعضی ها راجع به شخصیتی وطنپرست، مردمی، و استعداد سیاسی دوکتورنجیب عزیزمینویسند و یا تحلیل فردی خویش را مینمایند باید ستد. اما دوکتورنجیب را نباید به مقاله و جمله خلاصه کرد. اگر آن دوکتور گرانمایه حال دربین ما نیست، راه اش را میتوان تعقیب کرد. آرمانهایش را میتوان برآورده ساخت. این که روشن است. این در دست نسل جوان با استعداد و آگاه ماست. تمام وقایع و پیامد های فاجعه بار و شوم بعد از حاکمیت حزب وطن را کاملا عالمانه و وسیع در فضای باز برهمه واضیح ساخته بود. نسل جوان ما که در داخل کشور زندگی میکردند همه اوضاع خشن و تلخ را با چشم خویش دیدند و با جان لمس کردند. مگر پاکستانی وعرب را درهرشهر وکوچه و بازار ندیدند؟ (که من خودم نیزیکی از آن جوانهای زیاندیده ای دوران استم. ) اینکه دیگر سوال نمی خواهد. آن هم در زمانیکه نه روسی بود و نه کمونیستی همه از هردو طرف بنام خدا می جنگیدند. این فقط وظیفه نسل جوان و روشنفکران کشور ماست که چگونه وطن و ملت به ستم کشیده ای خود را از این گرداب بدبختی بسوی فردای سبز و کمال آفرینی حمایت میکنند. و چگونه میخواهند سرنوشت خویشراقلم زنند. بنده معتقد برآنم که سیاسیون، نویسنده گان، اشخاص روشنفکر و ملی گرای ما چه در داخل و چه در خارج ازکشور میتوانند طی یک گرد همآئی پژوهشی، تحقیقی و درک دقیق علمی تحت عنوان نجیب شناسی از دوکتورنجیب و یا رمز پیش گوئی وسیع و دقیق از پیامدهای اوضاع بعد از موجودیت حزب وطن که آن مرد بزرگ بیان نموده بود، هرچه زودتر هرچه وسیع تر و پرشکوهتر تشکیل دهند. که این در نهایت یک کاربی نهایت مهم و تاریخی خواهد بود. من به صفت یک محصل و کسیکه مثل سایرهم میهنان وطن دوستم هر لحظه درد و رنج مردم و وطنم را با بازو بسته شدن شٌش هایم در داخل سینه دارم، ضرورت همچون یک تحقیق و گردهمآیی را شدیداً احساس میکنم. تا باشد که مشعل وطندوستی مثل همیش جاودان، شناخت از دشمن دقیق،  و راه برای نسل جوان ما خوب و خوبتر روشن باشد.

زنده باد استقلال، زنده باد آزادی، زنده باد افغانستان و شاد باد روح پاکت نجیب

۲۷ سپتمبر ۲۰۰۹

 

۱. مأخذه ازکتاب ۱۱ سپتمبر اثر پیتر فرانس

۲.    **

۳.    **

 

صفحه نخست نشرات ویژه به مناسبت سیزدهمین سال شهادت دکتور نجیب الله

>>  صفحه اصلی پیام وطن  <<

 

E-mail:
payamewatan
@yahoo.com

phone:  +46-737608525