www.payamewatan.com
 

 

 

صفحۀ اصلی

 

تاریخ نشر:20.09.2007

او مرگ را با وقار پذيرفت؛ اما

در برابر دژخيمان سيه دل سر تعظيم فرود نيآورد

به یاد بود يازدهمین سالروز شهادت دوکتور نجیب الله - رئیس جمهور پيشين افغانستان و رئیس حزب وطن

                                                                                                                       

 

کمسيون تفاهم و وحدت اعضای سابق حزب وطن (ح.د.خ.ا) در شهر هامبورگ

20.09.2007

رفقای عزیز و دوستان گرانقدر،

يازده سال پیش از امروز به تاریخ 27.09.1996، هنگامیکه رفيق دوکتور نجیب الله ریس جمهور پیشین افغانستان به حیث پناهنده سیاسی در دفتر اسگاپ ملل متحد در کابل پناهنده بود، برخلاف تمام نورم های پذیرفته شدۀ بین المللی در اثر یک تجاوز به حریم سازمان ملل متحد بدون هرگونه بازخواست و محاکمه به شهادت رسید.

تاریخ و مردم افغانستان، شهید دوکتورنجیب الله را هرگز فراموش نخواهند کرد. او با تن زخمی و خون آلود؛ اما با غرور و سر بلندی، رهسپار دیار جاویدان شد. او مرگ را به خاطر حفظ شرف و حیثیت خود، رفقای همسنگرش و مردم افغانستان با وقار پذیرفت؛ اما در برابر دژخیمان سیه دل و تاریک اندیش مزدور و شبکه های جاسوسی خارجی سر تعظیم فرود نیآورد.

مرگ خونین شهيد نجيب الله، صرف محصول کدام اشتباه و یا عملکرد ناسنجیده نبود؛ بلکه یک اقدام حساب شده و نوع انتقام گیری کینه توزان ارتجاعی، یک عمل ضد انسانی، وحشیانه و جنایت باری بود که در گرداب از توطیه های داخلی و خارجی و بر اساس یک سناریوی از مدت ها قبل تنظیم شده بدست نیروهای اهریمن و ارتجاع، سیاه کاران منطقه در تبانی با مهره های کثیف شبکه های جاسوسی پاکستان و طالبان بنیاد گرا، به حیث آخرین قربانی دوران جنگ سرد در افغانستان بوقوع پیوست.  

شهید دوکتور نجیب الله در مارش تاریخی اعضای حزب دموکراتیک خلق افغانستان برای دفاع مستقلانه از وطن آبایی شان چنین فرمود:

 " حزب ما حزب روز های دشوار و سر سخت است؛ اما بیاد میآوریم شهدای گلگون کفن خویشرا که مردانه در برابر شلیک های دشمن سینه های خویش را سپر ننگ شکست ها ساختند و هزاران هزار دیگر راه آنان را و راه مقدس شانرا با افتخار جانبازی و سر بلندی به پیش تعقیب مینمایند و چون آفتاب به نور خویش به پیش می روند."

بلی رفقای عزیز،

اکنون، که ما همه از آن حوادث خونین و تراژیدی های تحمیلی  در سه دهۀ اخیر در کشور؛ آنهم به بهای خون هزاران هزار شهيد وطن از روی تصادف زنده مانده ایم، منطقی خواهد بود اگر آهسته؛ اما استوار قدم بگذاریم و بنگریم که سر ها چگونه زیر قدم های مان می نالند.

 روشن است،  که زنجیر های برخی بافته شده یی سیاه و سرخ است، بسیار خفت و ننگین است و می بینم که از دست من و تو به تنهایی؛ نیز شاخۀ بلند آواز رسآ شهدای راه آزادی و عدالت فاصله یست، بشکن! و بدور انداز زنجیر های سیاه زنگالی سبز را، مگر نمی بینی که حامیان بین المللی آنان خلق های آزاده را در اسارت گرفته اند و نا خود آگاه ترا با من در رویا رویی قرار داده اند. آیا، دیروز آنان آخرین نبرد شان را در آشیانه من و تو تمام نکردند؟ و آیا بازندۀ اصلی من و تو نیستیم؟ که هستیم!

شهيد نجیب الله در آخرین یاداشت خود عنوانی هیأت اجراییه حزب وطن نوشت که: " ...  برای حزب وطن و سایر نیرو های موجود سیاسی و نیرو های که جدیداَ تبارز خواهند کرد، یگانه راه غلبه بر مشکلات کنونی و تأمین صلح در کشور، مساعی در ایجاد تفاهم صادقانه میان ایشان بوده می تواند و بس. در اینصورت ایجاب می نماید که حزب وطن؛ نیز با در نظرداشت چنین انکشافات، برنامۀ عمل، تاکتیک و استراتیژی تشکیلاتی خود را مورد تجدید نظر قرار داده و در چارچوب منافع ملی و دورنمای انکشافات در کشور بی اندیشند و در حیات سیاسی آیندۀ افغانستان سهم خود را ادا نمایند."

 از جانب دیگر، این نظریه که گویا عمل سیاسی بدون اشتباه وجود ندارد وهر تیوری بدون اشتباه است یک سؤ تفاهمِ بیش نیست؛ اکثری اوقات دیده شده است که تیوری های کامل و بدون اشتباه وجود ندارد، چونکه دنیای ما میدان اصل اثبات و نفی است و هیچ پدیده یی از این اصل بیرون نیست. علاوه به آن، هر طرح سیاسی که برای اهداف معین سیاسی در زمان معین پیشکش می شود، تیوری نیست. مبانی نظریاتی با اصول سیاست از هم تفاوت دارد که این بحث جداگانه است.

سیاست در جهان امروز شالودۀ از مجموع دانش بشری پیرامون شناخت حقیقتِ منافع گروه خاص جامعه و مبارزه برای  تأمین این منافع است واز آنجاییکه دانش بشری هر روز در تغیر و تکامل است، شناخت واقعیت ها بنابر عمق سطح درک ما؛ نیز همیشه در تغیر و تکمیل می باشند.

 اگر ما حد اقل یکبار آنچه را مطرح می کنیم بدون انتظار به نتایج آن، درست بودن و حقانیت آن را تحت سوال قرار بدهیم، به یقین درک خواهیم کرد که نه تنها در جریان عملکرد سیاسی؛ بلکه در طرح های سیاسی؛ نیز امکان خطا وجود دارد و اندیشه های سیاسی ما عاری از هرگونه خطا نخواهد بود.

در حال حاضرمی بایست با برخورد نقادانه سیاسی از نوع برخورد متضاد اندیشه وی و عملکرد تشکیلاتی دیروز، از گذشته درس گرفت و در روشنی آخرین دست آورد های علوم سیاسی با اتکا به واقعیت های عینی جامعۀ افغانستان و تجارب کشور های پیشرفته به ایجاد بنیاد های فکری جنبش سیاسی مترقی و عدالت خواه آیندۀ افغانستان پرداخت.

نياز ما در بازنگری تجارب سياسی از لحاظ تفکر و ساختاری، آموختن از اشتباهات و کمبودی های خود و دگران و بلاخره آشنايئ بيشتر با دست آورد های تفکر بشری و تلفيق خلاق آن با واقعيت های جامعه افغانی است. در حال حاضر، ما نسبت به هر وقت دگر بيشتر به واقعبينی سياسی، خرد گرايئ و تعقل نيازمنديم.

روشن است، تا زمانیکه جوامع بشری در گیر نابرابری های اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی اند و تا زمانیکه فقر و تحقیر انسان زحمتکش وجود دارد، مبارزه سیاسی برای خوشبختی و تأمین حقوق و آزادی های آنان که اصل است، همیشه وجود خواهد داشت و این مبارزه انجام ندارد.

قهرمانانِ زیادِ درین نبردِ عدالت و بی عدالتی جان باختند. برخی ها که نام و نشان حقیقی نداشتند بعد از مرگ شان کمتر کسی از آنان یاد کردند؛ اما چه آنان و چه دیگران ایکه خاطره ها و یاد شان در تاریخ بشریت جاویدان ثبت است در یک امر با هم اشتراک داشتند که عبارت از پابندی شان به اندیشه های والای انسانی و عشق شان به انسان زحمتکش و در اخیر، امید های صمیمانۀ شان به آیندۀ بهتر زیستن انسان و تأمین عدالت اجتماعی در جامعهِ بشری است.

زنده گی نامۀ سیاسی شهید نجیب الله بیانگر این امر است که او؛ نیز یکی از این قهرمانان و رزمنده گان تاریخ است. او به پیشگاه مردم افغانستان، حزب و رفقای همرزم اش تعهد کرده بود که: " سر میدهیم، و سنگر نمی دهیم". او با تعهدات اش صادقانه عمل کرد.

نجیب الله يکی از همرزمان ما بود که در زمان ریاست جمهوری اش با سیاست های مدبرانۀ  خویش تمام دشمنان میهن مان را در تنگناه سیاسی قرار داده و با رهبری دفاع مستقلانه از کشور و بویژه دفع تجاوز مستقیم قطعات و جزو تام های نظامی گران پاکستان و تروریست های عربی در افغانستان که به جنگ افغانستان با پاکستان - جنگ جلال آباد مشهور شد و همچنان شکست کودتای شهنواز- گلبدین و ای-اس-ای پاکستان، دشمنان را چنان جبون ساخت که در آخرین روز های زنده گی با وقار اش برخلاف تمام نورم های بشری در یک توطیه بزرگ ،هدف کینه توزی همان دشمنان سوگند خورده قرار گرفت.

بجاست یکبار دیگر تأکید شود، کسانیکه در صدد پوشاندن این حقیقت اند، دست اندر کاران زیر پردۀ اسرار همان ارتجاع اند که با ماسک های رنگا رنگ مذهبی، نژادی و غیره بدون رعایت هرگونه نورم اخلاقی، فضای بی اعتمادی که ناشی از بهران شکست است در میان نیرو های آزادی خواه و روشنفکر کشور مان را هر چه بیشتر گسترش می دهند.

رفقای محترم،

همه میدانیم که با نظر داشت واقعیت های موجود در سطح ملی و بین المللی، یگانه الترناتیف و راه معقول، فقط برآمد نیرومند ما است وبس! ایجاد یک اترناتیف نیرومند سیاسی و متعهد به آرمانهای مردم زحمتکش افغانستان در برابر بنیاد گرایی و شبکه های مافيائی و تروریزم بین المللی امریست ضروری و بموقع.

 این رسالت تاریخی و مسؤلیت اخلاقی فرد فرد اعضای سابق حزب وطن چه متشکل در سازمانهای جدا شده از بدنه حزب وچه غیر متشکل است که به عوض تبلیغات خصمانه بر علیه یکدیگر، که جز آب ریختن به آسیاب دشمن نیست به کار سازنده روی طرح و ایجاد خط اندیشه و میکانیزم عملی قابل قبول برای همه کار نمایند تا باشد مساعی مشترک شانرا جهت نزدیک ساختن دیدگاه ها و احیای مجدد اتحاد و همبستگی جزائر ازهم پاشيده جريان دموکراتيک خلق افغانستان تأمین نماید.

برخی اسناد ترجمه شده یی را که امروز عده یی از دوستان ما از آن الهام می گیرند؛ چونکه گویا از منابع بیرونی و توسط شخصیت های معتبر بین المللی نشر شده است باید دانست که در کنار یک سلسله حقایق نیم بند، بسیاری ازین نوع نبشته ها؛ مانند عملکرد های عقده یی دیروز و امروز آنان، اهداف معین و روشن ناشی از کرکتر های شان را دنبال می کند. آنان از سطح نازل درک سیاسی جامعۀ ما و خصوصیات ماده پرستی برخی از با سوادان کشور ما چه در گذشته و چه در حال حاضر استفاده کرده، تحت همان شعار کهنۀ ( تفرقه انداز و حکومت کن ) آگاهانه و غیر آگاهانه ما را در برابر یکدیگر قرار داده تا موضع سیاسی مان را بیشتر از پیش تضعیف بدارند.

رفقای ارجمند،

بیایید به یاد بود يازدهمين سالروز شهادت رفیق نجیب الله، گام های رسا را در راستای تفاهم و وحدت اعضای سابق حزب وطن (ح.د.خ.ا) تحت شعار برتری روشنی بر تاریکی، آزاده گی بر برده گی، عدالت بر ستم، صداقت بر خیانت و علم ودانش بر جهل و نادانی برداریم تا باشد روح آن شهید و هزاران هزار شهید دیگر راه آزادی و دمکراسی در افغانستان را خشنود سازیم.

سليم صابری سخنگوی کمسيون

پايان

 

   بازگشت به صفحۀ اصلی