www.payamewatan.com
 

 

 

صفحۀ اصلی

 

 تاریخ نشر:28.09.2007


متن بیانیه محترم محبوب احمد زاده مسوول کمیسون برګزاری محفل
بمنا سبت یازدهمین سال شهادت داکتر نجیب الله
در ګردهم ایی که بهمین مناسبت بتاریخ ۲۲ ماه سپتمامبر در کشور هالیند دایر ګردیده بود۰

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

كجاست ني كه حديث ديار خون گويم؟ 
كجاست ني كه ز سر قصّۀ جنون گويم؟ 
كجاست ديده بيدار اين زمانه تلخ 
كه خون ز ديده فشاند به سوگنامه بلخ
 

شرکت کننده گان محترم گرد هم آئی بمناسبت یازدهمین سال شهادت بزرگمرد تاریخ سیاسی کشور ما ، بنیاد گذار و مبارز نستوه  اندیشه و سیاست مصالحه ملی ، رئیس جمهورفقید کشور شهید داکتر نجیب الله ، السلام علیکم و رحمت الله.

به نماینده گی از  برگذار کننده گان این گردهم ائی (عده ای از دوستان و علاقمندان شهید دکتور نجیب الله در کشور های بلجیم و هالند)  تشریف اوری همه شما عزیزان را خیر مقدم گفته از همه شما اظهارسپاس مینمایم .

اینک یازده سال از شهادت مردی میگذرد که برای نجات کشور از بحران فراگیر،  نه تنها  دقیق ترین و بزرگترین سیاست را طرح نمود  بلکه در راه تحقق آن، در مقیاس تاریخ  سرزمین ما گامهای منحصر به فرد برداشت که همه شما دوستان شهید نجیب الله از آن آگاهی کامل دارید.

زمانی شمس عارفان گفته بود که در عشق دورکعت است که وضوی ان درست نیاید الی به خون . عاشق مردم و آبادانی وطن، عاشق صلح و اخوت مردم ، دوست ما ،رفیق ما ، رهبر ما ، رئیس جمهور ما ، نجیب ما از خون خود وضو گرفت و رکعتین  را یکجا با برادرش،  شهید احمد زی بر سر دار ادا کرد جنت برین وقرب الهی نصیبشان باد . آمین

تو گویی که خورشید بمشرق نشست
بگیتی در زنده گانی ببست

تو گویی که ماتمسرا کابل است
چمن خار و گلشن بری از گل است

دریغا زعیم دیانت شعار
پی خدمت مردمی شد بدار

بدارش از آن شد تن مهربان
که جاهل بود داور عالمان

از آن شد بدار رهبر مهربان
که وارث نباشد به تخت کیان*

بده ساقیا ساغر پر ز می
بماتم نشسته کیامرز و کی

مه و مشتری زهرۀ وکهکشان
بماتم نشسته ز شور زمان

تو گویی که محمود کشور کشا
بغرنه کند رسم ماتم بجا

فرو رفته میهن بخاک سیاه
عواقب ندانم ازین ماجرا

دوستان محترم!

امروز که بعد از یازده سال نبود جسمانی  شهید نجیب الله به وضع کشور خود نگاه میکنیم ،  میبینیم  که هنوز هم  طرح ها ی داکتر نجیب الله چه در شکل فلسفه سیاسی آن ( اندیشه مصالحه ملی ) و چه بشکل اسلوب دولتمداری ( سیاست مصالحه ملی ) بی بدیل مانده است و به هر اندازه که این تعلیمات از ارزش و اهمیت تعین کننده عملی برخوردار میگردد  به همان اندازه مخالفین آن با وارونه ساختن و سو استفاده از  اتوریته معنوی آن تلاش میکنند تا آنرا به نفع امیال وارزوهای ضد وطنی شان  بکار گیرند .  و اینک در آشفته بازار سیاست، دوکانهای رنگ گشوده شده است ، معامله گریهایرا که برای نیل به ارتجاعی ترین اهداف انجام گردیده و  با دموکراسی و منافع ملی کشور در تضاد آشکار قرار دارد ،  مصالحه ملی عنوان مینمایند  ، در عینحال پروسه تقرب نیرو های ارتجاعی بنابر تعصب در منافعی قشری که مشخصه تاریخی شان شده است با نتائیج معکوس نه تنها ملت سازی و دولت سازی را از اجندا بیرون رانده بلکه تمامیت ارضی کشور را نیز به مخاطره انداخته است .  واما در تشریح و توضیح اندیشه مصالحه ملی قبل از هرچیز به تصویر بسیار دقیق از ان که بنیاد گذار و مبارز نستوه این اندیشه ارائه داشته است  مراجعه میکنیم .

شهید  داکتر نجیب الله در جلسه فوق العاده کمسیون عالی مصالحه ملی  در 26 جدی1366 ابعاد مصالحه ملی را چنین به تصویر میکشد :

" نیروی حیاتی مصالحه ملی در تحقق جسورانه اصول نوین سیاسی که ارزش زنده گی انسانرا بالاتر از منافع طبقاتی،ایدیولوژیک و منافع محدود اجتماعی قرار میدهد نهفته است ، واقعیت مصالحه ملی در رد قاطع جنگجوئی انقلابی مابانه و تعصب ، خود داری از تلاش های غیر شریفانه پنهان شدن در عقب کمک های نظامی دوستان ، دوری جستن ازحل پروبلمهای حاد کشور  نهفته است انسانی بودن مصاللحه ملی در نزدیکی عمیق ان با ارزو ها وارمانهای مردم افغانستان و مردم تمام منطقه نهفته است .  سیاست مصالحه ملی توسط خود  مردم بمیان امده است. این سیاست دفاتر و چوکی نبوده، بلکه سیاست جاده های شهر، قریه ها و میدانها و سیاست مردمی میباشد که تشنه صلح و زنده گی سعادتمند میباشند . انتر ناسیونالیزم مصالحه ملی را ما درین امر مشاهده مینمایم که سر چشمه خود را از نظریات در مورد صلح گرفته  و هدف اساسی  انقلابات اجتماعی میباشد "

سوالی مطرح میگردد که آیا وضعیت موجود مناسبات ذات البینی عناصر متشکله حاکمیت و روابط ان با اطراف  ومخالفین ، که ادعا میشود زمینه مصالحه ملی است کمترین تشابه با مصالحه دارد ؟

برای روشن شدن اختلافات عناصر متشکله دولت در افغانستان هر روز بهانه جدیدی بوجودمیاید،  این تکانها اغاز فعالیت اتشفشانی است که حاکمیت را در شکل موجود ان از درون فرو خواهد ریخت  که به معنی تعویض سیستم نیست، ولی تناسب قوای متضاد داخل سیستم تغییری را به نفع زور آوران  تحمیل خواهد کرد  که اگر به تعویض عناصر متشکله سیستم  نیانجامد  حد اقل ارایش جدید این نیرو ها را در پی دارد .

گسترش وسیع و سریع بی امنیتی که حاکمیت و حامیان قدرتمند بین المللی شانرا نیز به اعتراف واداشته است ،  زمینه های مساعدی برای توطیه  محور های معلوم الحال مبنی بر جابجائی طالبان در اهرم های قدرت را بوجود اورده و این روند حامیانی در اروپا نیز دست وپا نموده است  که از جمله میتوان تما یلات جدید ناتو وبرخی کشور های اتحادیه اروپائی را مثال اورد .

جرگه امن منطقوی که اندیشه تدویر ان بربنیاد تامین امنیت در سرحدات جنوبی افغانستان ، در کمپ دیوید پخته شد با انحراف از مسیر اصلی خویش نخسین گامهای علنی بخاطر تحقق قدم بقدم ستراتیژی جابجائی طالبان دراهرم های قدرت برداشت که اینک با مواضع جدید طالبان در مورد مذاکرات با دولت تقویت گردیده است. در حالیکه ایالات متحده هنوز هم لااقل رهبران دست اول و قوماندانهای ارشدطالبان و حمایتگران القاعد ه شانرا  تروریست میداند و بر این بنیاداشتراک انانرا در اهرم های قدرت لا اقل با در نظر داشت اوضاع امنیت داخلی و مبارزات انتخاباتی امریکا  توافق یا تحمل نموده نمیتواند.

از تحلیل وضع چنین بر میآید که تغیر احتمالی مراکز قدرت در ایالات متحده نیز در سیاست های ان در افغانستان تغیرات دراماتیکی را درپی نخواهد داشت این مسله میتواندبه شگاف در دیدگاه های ایالات متحده و اتحادیه اروپا تعبیر گردد ، در عینحال انشقاق در مواضع جناح دموکراسی طلب طرفدار غرب در ترکیب قدرت حاکمه افغانستان است که خواهی نخواهی به استحکام مواضع جناح راست دولت( وابسته به بنیاد گرائی ) می انجامد.

در چنین وضع جناح های مختلف حاکمیت سوال مصالحه ملی( که شاید هرچه باشد ولی نه مصالحه ملی ) و مشارکت عمومی را بلند نموده اند ، طوریکه هر کدام ازین مفاهیم برداشت جداگانه واهداف کاملا متفاوت را ارائه و استنباط میدارند.

سیاستهای افغانستان و سیاستها در باره افغانستان در زیر فشار نظامی عملا در خدمت" مبارزه باهراس افگنی" قرار گرفته و تمام انیستیتوتهای دموکراسی  "دموکراسی بازار" را مورد حمایت خود قرار داده اند که این یکه تازی به فاجعه  خود سری بازار در برابر مردم بی دفاع و بی حمایت انجامیده است و بدین ترتیب مصالحه ایکه قدرت حاکمه مطرح میکند در بهترین حالات کاهش فشار نظامی را از طریق مشارکت طالبان در قدرت مدنظر داشته و برای گویا دسترسی به " ثبات اقتصادی " حق حمایت قانونی مردم در برابرچپاولگران را از ایشان سلب نموده است.  با چنین مصلحت گرائی نمیتوان توافق نمود زیرا این نه به مصالحه می انجامد ، نه به تفاهم ، بلکه برای طرفین وقت کمائی میکند.

اگر درنتیجه این داد وستد و معاملگری اشتهای بازیگران   دیگر مثلا قوماندانها، بنیاد گرایان ، حلقات وابسته به مافیای بین المللی و امثالهم که به نوبت خود از الطاف کریمانه و پروژوی حریفان منطقوی و جهانی برخوردار اند نیز تحریک شود ( که عملا شده)، واز عین راه برای تقویت مواضع شان در قدرت حاکمه به حرکت آیند ، این مصلحت طلبی که با مصلحت طالب نوازی اغاز یافته سرنوشت مردم افغانستان را چگونه رقم خواهد زد؟

جنگ در افغانستان عوامل بنیادی تری نیز دارد که  معامله گریهای ازین دست فقط برای روپوش ان پوشش وسیع تبلیغاتی می یابد. همسایه گان ما از شمال و غرب با ابزار دستداشته  و متشکل سیاسی خود و سیاستهای در وضع موجود متاسفانه بسیار موثر و تباه کننده ( تشدید اختلافات ملی ، مذهبی ،منطقوی وزبانی) در انتظار فرصت برای تعمیق بی ثباتی درکشور اند.

فیصله اخیر پاکستان  درمورد توافق بر پروژه تمدید خط لوله گازاسیای میانه از طریق خاک افغانستان  به ابهای بین المللی  از راه بنادر ابی پاکستان و بازار های چندین ملیارد دالری اسیائی ، در واقع حریم سنتی ادعائی روسیه و پارتنر جدید اقتصادی ان ایران را دست انداخته است، به تنهائی کافیست تا روسیه و ایران را به وارد کردن نیروی فعال ریزرفی برای بی ثبات سازی افغانستان تحریک نماید و ادامه جنگ را با ابعاد گسترده تری برکشور ما تحمیل کند. بی تردید حصول سالانه دها ملیارد نارکودالر از سرزمین افغانستان که جنگ بهترین وسیله تامین انست، یکی دیگر از اساسی ترین دلایل دوام جنگ محسوب میگردد.

منافع انانیکه این ملیارد ها به کیسه های شان سرازیر میشود، ایجاب میکند که تفنگ بر زنده گی جامعه ما حاکم باشد.  بدین لحاظ در یک بازی بسیار پیچیده و کثیرالجوانب، قوانین رابط ورشد نورمال جامعه در خدمت همین پروسه دوزخی جبرا وارونه میگردد. و در همین بازیست که اینک صدا در گلوی جنگسالاران جان میگیرد و "حق" بازگشت خود را بر اریکه قدرت بلند تر فریادمیزنند. همین فشار ها جناب کرزی  را چنان  میفشارد که با وصف اطاعت ، بی اختیار فریاد میزند جائیکه قوای خارجی ا ست انجا تریاک وهیروئین تولید میشود ، اگر تریاک در سرزمین ما کشت میشود ، مافیای مواد مخدره مال ما نیست.

دوستان محترم !

ما به این عقیده ایم که اگر تلاشها برای تامین ائتلاف معامله گرانه مثلث جهادی / طالبی ودولت ظاهرا به نتیجه برسد باز هم نمیتواند به مصیبت موجود در کشور خاتمه دهد . انچه میتواند در نتیجه این معاملات و مماشات حاصل شود ، سیطره پول و ارعاب تفنگ از حمایت "قانونی" و تشریک مساعی عوامل داخلی مافیای بین المللی برخوردار خواهد شد . به همین جهت نیز است که پروژه حمایت پاکستانی ها از حضور قدرتمند طالبان دراهرم های اقتدار حاکمیت در افغانستان از جانب انانی با قاطعیت حمایت میشود که در مراکز تولید تریاک" رهبری عملیات مسلحانه" و در سطح افغانستان قیمومیت مبارزه با زرع و تولید مواد مخدره را بعهده دارند و در نتیجه این مبارزات است که افغانستان پله های "ترقی" را سریعتر از دیگران پیموده و اینک در فاصله غیر قابل تصور از حریفان در مقام اول زرع و تولید مواد مخدره جا گرفته است .

ما عقیده داریم که طالب یک مفهوم مجرد نیست، برغم مغالطه ها و سفسطه های تیوریک اقای مشرف، طالب بدون اندیشه طالبی از مفهوم خود تهی میگردد و این هر دو را نمیتوان جدا از هم مطرح و مطالعه نمود .صلح با طالب اگر به حیث بخشی از ستراتیژی مشارکت عمومی ، بر پایه اصول دموکراسی و حقوق شهروند افغانی بنا نیافته باشد و به امتیازات گروهی به انان بیانجامد به ارامش و ختم جنگ نانجامیده بلکه حامل این پیام خواهد بود که هر کی زور دارد حق دارد.و دیگران نیز بمیدان زور ازمائی کشانیده خواهند شد . تغیرسیاست در کشور به نفع طالبانی شدن ،  نیرو های ترقیخواه کشور را به واکنش و دفاع از دموکراسی  وارد میدان خواهد کرد و بدین ترتیب بجای ثبات  به بی ثباتی گسترده می انجامد . ودر صورت دوام پراگندگی موجود نیروهای روشنفکر، ترقیخواه و وطندوست نتائیج بعدی این پروسه بسیار سهمگین تر از گذشته خواهد بود و

1 / به استبداد خشن خواهد انجامید .

2 / فاتحه دموکراسی احتمالی ، حتی در شکل غربی ان نیز خوانده خواهد شد .

3/ میتواند تمامیت ارضی کشور را بمخاطره اندازد.

لذا فغانها میتوانند با اتکا به سیاست و اندیشه های نجات بخش نجیب الله شهید یعنی اندیشه مصالحه و تفاهم بین الافغانی  در برابر این بازیهای شیطانی به مبارزه استوار و دوامداربپردازند و به پیروزی برسند.

 نجات کشور در گرو تامین همبسته گی و ارتقای اگاهی ملیست، که از دریچه تفاهم بین الافغانی  میتوان به ان راه یافت.

اندیشه مصالحه ملی نه تنها ضرورت اعتماد متقابل بلکه طروق اعتماد سازی را نیز تعلیم میدهد.که بدون ان همبستگی  ملی بمثابه ارمان خیر خواهانه ، چون ستاره ای از کهکشان دیگر ازدوردست ها سوسو خواهد زد.

در اوضاع و احوال موجود ضرورت روشنگری درباره مصالحه ملی و مبارزه برای تامین زمینه های تحقق ان  به امر مقدم وتعلل ناپذیر مبدل گردیده است.

 اندیشه های نجیب الله اصولی ترین محوروحدت ویکپارچگی همه روشنفکران جامعه افغانی و ضامن نجات کشور ماست، بیائید به حیث دوستان و رهروان راه آن شهید والامقام بخاطر تعمیق، گسترش و تحقق این اندیشه ها با روح وی تجدید پیمان کنیم ..

 

زمین وطن پُر ز خون و سرشک
روانش برضوان باغ بهشت

تشکر

 

 

   بازگشت به صفحۀ اصلی